به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کهگیلویه و بویراحمد؛ یاسوج، مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد با چالشهای گستردهی مسکن و کمبود شدید زمین روبرو است، اکنون با یک تناقض بزرگ و چالشبرانگیز مواجه شده است. طرحهای ملی برای حمایت از خانوادههای پرجمعیت و اختصاص زمین به این منظور، در تئوری و در جلسات خبری بسیار امیدوار کننده و عدالت محور به نظر میرسد، اما در مرحلهی اجرا، در میان دیوارهای ضخیم اداری و چالشهای کارشناسی، متوقف شده و عملاً به یک وعدهی محقق نشده تبدیل گشته است.
خانوادههایی در انتظار؛ ازامید تا سرخوردگی
از سوی دیگر، خانوادههایی که باامید به بهبود شرایط زندگی و فراهم کردن محیطی مناسب و امن برای فرزندان خود، منتظر بهرهمندی از این زمینها بودهاند، اکنون با موجی از سرخوردگی و سردرگمی روبرو شدهاند. این خانوادهها که قرار بود با تکیه بر تسهیلات این طرح، گامی در جهت تأمین مسکن خود بردارند، اکنون در چرخه بلاتکلیفی گرفتار شدهاند. طبق گزارشهای میدانی و بازتاب صدای شهروندان، زمینهایی که قرار بود موتور محرک توسعهی مسکنِ خانوادههای جوان و پرجمعیت باشد، همچنان در وضعیت انجماد قرار دارند و هیچ نشانی از عملیاتی شدن آنها دیده نمیشود.
تغییر از حمایت به فشار؛ پیامدهای اقتصادی و اجتماعی
سؤال اساسی که از ذهن شهروندان و کارشناسان عبور میکند این است: چرا با وجود ضرورتهای حیاتی ملی و فشار جمعیت در استان، فرآیند تحویل این زمینها با چنین تأخیری غیرقابل توجیهی روبهروست؟ آیا مشکل از نبود بودجه و برنامهریزیهای مالی است، یا زمینهای مذکور در درگیر پروندههای پیچیده کارشناسی، حقوقی و کاربریهای زمین گرفتار شدهاند؟
سکوت ممتد مسئولان در برابر این تأخیرها، نشاندهندهی یک شکاف عمیق میان برنامهریزیهای کلان در سطوح بالا و واقعیتهای اجرایی در سطح شهر یاسوج است. این تأخیرها تنها یک مسألهی زمانی نیست، بلکه پیامدهای اجتماعی سنگینی دارد؛ وقتی خانوادهای برای فرزندآوری برنامهریزی میکند و با دیوار بیتفاوتیِ وعدههای محققنشده روبرو میشود، اعتماد عمومی به سیاستهای حمایتی دولت و مدیریت شهری به شدت خدشهدار میگردد.
کجا ایستادهایم؟
بحران مسکن در یاسوج، مانند یک آتش زیر خاکستر، همواره آمادهی شعلهور شدن است و طرحهای فرزندآوری، آخرین تیر در سبد راهکارهای حمایتی محسوب میشوند. اگر این زمینها به موقع تحویل داده نشوند و مسیر ساختوساز برای خانوادههای مستحق هموار نگردد، نه تنها هدف اصلی این طرح یعنی مقابله با بحران جمعیت محقق نخواهد شد، بلکه هزینهی اجتماعی و بیاعتمادی ایجاد شده، بسیار فراتر از ارزش این زمینها خواهد بود.
جیبهای خالی و آرزوهای معلق؛ هزینه اجتماعی بیتفاوتی
پیامدهای این تأخیر، فراتر از یک بحثِ فنی و اداری است؛ این یک آسیب اجتماعی جدی است. خانوادههایی که باامید به این طرح، تصمیمات بزرگ زندگی خود را (از جمله فرزندآوری) اتخاذ کردهاند، اکنون با بنبست روبرو هستند. از نظر روانشناختی، وقتی وعدهای برای امنیتِ مسکن داده میشود و سپس به دلیل مدیریت ضعیف، آن وعده از دست میرود، نوعی بیاعتمادی ساختاری در جامعه شکل میگیرد. این خانوادهها که قرار بود مدل موفق جامعه باشند، اکنون در میان هزینههای کمرشکن مسکن در بازار آزاد و وعدههای محققنشدهی دولتی، بین دو راهی سخت قرار گرفتهاند. آیا میتوان از خانوادهای که درگیر دغدغه مسکن است، انتظار داشت که نقشهی جمعیت کشور را بر دوش بکشد؟
اقتصادِ زمین؛ چرا این زمینها در انتظارِ تحویل نیستند؟
از منظر اقتصادی، زمینهای اختصاص یافته به طرح فرزندآوری، داراییهای استراتژیک شهر هستند که در حال فرصتسوزی میباشند. هر روز که این زمینها بلااستفاده میمانند، نه تنها فرصتهای ساختوساز و رونق اقتصادی از دست میرود، بلکه ارزش واقعیِ این طرحها نیز فرسوده میشود. کارشناسان بر این باورند که اگر این زمینها به سرعت به مرحلهی توسعه برسند، میتوانند علاوه بر تأمین مسکن، به چرخه اقتصادی شهر نیز کمک کنند؛ اما وضعیت فعلی، نشان از یک رکودِ عمدی یا غیرعمدی در مدیریت این اراضی دارد.
مردم یاسوج و خانوادههای منتظر، اکنون نه خواهان وعدههای جدید، بلکه خواهان پاسخگویی شفاف و برنامهای مشخص برای زمان تحویل این اراضی هستند. زمان، برخلاف وعدههای اداری، به سرعت در حال گذشتن است و فرصتها، مثل زمینهای خاکگرفته، در حال از دست رفتن هستند.
اگر مدیریت شهری و استانی نتواند این شکاف اعتماد را با عمل و نه با سخن، پر کند، طرحهای حمایتی تنها به شعارهایی زیبا اما بیروح تبدیل خواهند شد. زمینهای فرزندآوری در یاسوج، اکنون آزمونی برای سنجش صداقت و توانمندی مدیریت شهری در مقابله با بحرانهای واقعی است. یا باید این زمینها را به خانوادهها تحویل داد تاامید دوباره زنده شود، یا باید پذیرفت که با این تأخیرها، در حال از دست دادن نسلهای آینده هستیم.
خبرنگار: سعیده صداقت نژاد
انتهای خبر/
نظر شما