بی‌داد؛ به نام زن ایرانی، به کام جشنواره‌های سیاسی

کیانوش رضایی*

گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، هر فیلمسازی در هر جای دنیا، قبل از کلید زدن فیلم‌اش یک هدف مشخص یا دست کم پررنگ‌تر را دنبال می کند. می‌خواهد ساختاری متفاوت ترتیب دهد، تمایل دارد فرم تازه‌ای را صورت بندی کند و مصمم است محتوایی خاص ارائه کند، اهتمامش روی تم ویژه‌ای است، تمرکزش روی تعریف دقیق و درست یک داستان است و می‌خواهد پیامی صادر کند اما سهیل بیرقی برای دست‌ یابی به این اهداف سراغ خط قرمزهایی رفته که بیشتر به نظر می‌رسد پشت آن دغدغه‌های سیاسی نهفته است تا دغدغه‌های هنری.

«بی داد» فیلمی است که در آن دختر جوانی به نام ستی که در تهران زندگی می‌کند و به موسیقی و خوانندگی علاقه دارد تلاش می‌کند صدایش شنیده شود، اما با محدودیت اجرای عمومی خوانندگان زن روبه‌رو است. او خیابان‌های تهران را به محل اجرای خود تبدیل می‌کند و برای رهگذران آواز می‌خواند. اجراهای خیابانی او به‌تدریج مورد توجه قرار می‌گیرند و ستی در میان بخشی از نسل جوان شناخته می‌شود و فیلم اجراهای خیابانی ستی در صفحات مجازی وایرال می‌شود که رفته رفته مشکلات امنیتی برای وی پدید می‌آورد.

این اثر از سانسور رسمی حکومت عبور کرده، اما از کلیشه، بی‌فرمی و ناتوانی در ساختن زن مرکزی خودش نه. ستی زیر صدای قرض‌گرفته‌شده‌ی پرستو احمدی، بازی‌های ناتوان، دوربین هرز و انبوهی از نشانه‌های آماده گم می‌شود و فیلم برای زنده نگه‌داشتن روایت مدام موسیقی، اعتیاد، اروتیسم، بازداشت و رنج جسمانی را به آن تزریق می‌کند.

ساخت چنین فیلم غیرقانونی به جای تمرکز بر اینکه این فیلم برخلاف قوانین ساخته شده است تمرکز بر تهدیدهای موجود برای سازندگان بوده تا حتی در معرفی فیلم هم از ساختار نقد کنند. واقعا عجیب است غیر قانونی پیش می‌روند و از این غیر قانونی بودن کسب اعتبار می‌کنند، هر جای دیگر دنیا بود در هر شکلی حتی اجازه پخش در کشور دیگر داده نمی‌شد.

فیلم فقط نمی‌خواهد رنج یک کاراکتر عادی در یک زندگی نرمال را نشان دهد، در واقع، فیلم تلاش می‌کند در یک نظام برنامه‌ریزی‌شده متهم بسازد. در جهان فیلم، ساختار حکومت جمهوری اسلامی متهم است و در جایی که ستی تلاش دارد تا به صورت قانونی پیگیر اجرای خوانندگی در بستر قانونی باشد با دیوار سفت قانون برخورد می‌کند که هیچ کدام از کاراکترهای درون فیلم جواب منطقی برای آن ندارند و فیلم هیچ نماینده فکری قدرتمندی برای دیدگاه مخالف نمی‌سازد. نیروهای امنیتی چنان خشک و خشن هستند که برای مخاطب بین المللی تصویری از داعش پدید می‌آورد.

سکانس آغاز این فیلم یک سکانش فوق العاده ساده اما در پس زمینه پیچیده است که کارگردان از همان ابتدا جهان فکری خود را نشان می‌دهد. ستی یک ضبط داشته ولی صدای او را کاملا زیر صدای مرد انداخته‌اند این خود یک نماد سینمایی است که سازنده تلاش دارد بگوید زن ایرانی همیشه زیر سلطه مرد بوده است.

بگومگوی ستی با زن مسئولی که در عین بی منطقی و عدم توانایی وی در اقناع ستی در هنگام نماز که در حال وضو گرفتن است چنان خشمی ناخوادآگاهی را به مخاطب منتقل می‌کند که گویی همه افراد مذهبی و نشانه‌های دین و اسلام در جهت مخالفت با آزادی قرار دارند.

بیرقی اجازه دارد زن را بخواند، بدنش را نشان دهد و اعتراضش را ثبت کند، اما نه صدایی برای ستی می‌سازد و نه تجربه‌ای زنده از رنج او. درباره انتخاب سروین ضابطیان در نقش اصلی، اگرچه می‌توان تلاش او را در نخستین تجربه جدی‌اش در چنین نقشی قابل توجه دانست، به نظر می‌رسد هنوز از کاریزما و توانایی اجرایی لازم برای حمل بار اصلی فیلم برخوردار نیست. شخصیت ستی تقریباً در تمام طول فیلم در مرکز روایت قرار دارد و قرار است مخاطب را با میل، رنج و اعتراض خود همراه کند، اما بازی ضابطیان به اندازه‌ای نیست که این بار عاطفی و دراماتیک را به دوش بکشد.

مشکل اصلی ستی حتی پیش از بازی نه چندان خوب، هویت اوست؛ هویت زنی که فیلم مدعی است درباره‌اش ساخته شده، اما حاضر نیست او را بسازد. بیرقی مجموعه‌ای از نشانه‌های زن جوان معترض امروز را کنار هم چیده و تصور کرده حاصل جمعشان شخصیت است.

ستی باید بخواند، عشق بورزد، با مادری الکلی زندگی کند، رابطه‌ی جنسی داشته باشد، بازداشت شود، درد بکشد و مقابل مأموران بایستد، اما میان این افعال چیزی وجود ندارد که آن‌ها را به انسانی واحد متصل کند. او شخصیت نیست؛ سطحی است که فیلمساز موضوعات مورد علاقه‌اش را یکی پس از دیگری روی آن می‌چسباند و بعد انتظار دارد مخاطب خودش فاصله‌ی میان این برچسب‌ها را با چیزی به نام شخصیت پر کند.

نویسنده از همان کهن الگوی «قهرمان سرکش» بهره گرفته اما در پرورش قهرمان ناکام مانده است. از آن طرف نیروی مقابل «قهرمان/خیر» قوی نیست و در حد کاریکاتور و شعار باقی می ماند. چند کارمند و بازپرس و مامور وجود دارند که گاه و بیگاه پیدا می شوند تا سر بزنگاه ستی را بگیرند یا اصلا خبری از آنها نیست.

از سوی دیگر، فیلم با گشودن چند خط داستانی، از تلاش «ستی» برای خواندن و مواجهه با ممنوعیت آواز زنان گرفته تا رابطه این دختر دهه هشتادی با پسر دهه‌شصتی، مسئله مادر و مناسبات خانوادگی فاقد سلسله‌مراتب روشنی میان پیرنگ اصلی و خرده‌پیرنگ‌ها می‌شود. رابطه دختر و پسر نیز نه آن‌قدر بسط می‌یابد که به یک پیرنگ مستقل بدل شود و نه چنان در خدمت داستان اصلی قرار می‌گیرد که آن را عمیق‌تر کند.

فیلمساز در خط روایی داستان، هرجایی که کم می‌آورد مسئله‌ای تازه زیر پای قهرمان فیلمش می‌اندازد؛ موسیقی ممنوعه، مادر دائم‌الخمر، گل و ماری جوانا، رابطه‌ی عاطفی، بازداشت، پریود، مأمور امنیتی و در نهایت صدایی که در گیر و دارهای قانونی خاموش می‌شود. هیچ‌کدام از دل قبلی زاده نمی‌شوند؛ بیشتر شوک‌هایی‌اند برای اینکه مخاطب خود را قانع کند تا فیلم را نصفه نیمه رها نکند که حاصل آن، فیلمی است که به جای آنکه لایه‌لایه شود، شاخه‌شاخه می‌شود و تمرکز خود را از دست می‌دهد.

دوربین بیرقی وضعیت بهتری ندارد. او دوربین را مثل علف هرزی هرجا دلش خواسته کاشته است؛ یک‌جا برای فرار از لیپ‌سینک، جای دیگر برای ایجاد حس مشاهده، بعد برای ساختن قابی که قرار است خاص به نظر برسد و چند دقیقه بعد در نقطه‌ای کاملاً متفاوت، بی‌آنکه مجموعه‌ی این تصمیم‌ها زبان بصری واحدی بسازند. مسئله آزادبودن دوربین نیست؛ آزادی وقتی فاقد منطق میزانسن باشد فقط ولگردی بصری است.

لیلی رشیدی حتی از بازیگر نقش ستی نیز وضعیت بدتری دارد. قرار است مادر دائم‌الخمری ساخته شود که اعتیادش بخشی از بحران خانه و رابطه‌ی مادر و دختر است، اما فیلم برای ساختن چنین آدمی تقریباً هیچ ندارد؛ نه اکسسوار، نه میزانسن، نه رفتار بدنی و نه بازی می‌توانند حتی یک تیپ ابتدایی و قابل‌قبول تحویل دهند. شخصیت پیشکش، فیلم حتی از ساختن کلیشه‌ی «مادر الکلی» هم عاجز است.

در نهایت، مسئله اصلی ما با بی داد صرفاً این نیست که چرا یک فیلم از یک قانون، یک ساختار یا حتی مجموعه‌ای از باورهای دینی و فرهنگی انتقاد می‌کند. نقد کردن حق هر اثر هنری است. مسئله از جایی شروع می‌شود که فیلم به‌جای وارد شدن به یک گفت‌وگوی واقعی، زمین بازی را از همان ابتدا به نفع نتیجه‌ای مشخص می‌چیند، یک طرف را طبیعی، دوست‌داشتنی، جوان و پر از زندگی نشان می‌دهد و طرف دیگر را تا حد ممکن خشک، بی‌منطق، خشن و بدون قدرت دفاع از خودش تصویر می‌کند.

کیانوش رضایی- خبرنگار*

انتهای پیام/

کد مطلب: 1316502

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha