به گزارش خبرنگار اجتماعی ایسکانیوز، هنگام صحبت از لرزهخیزی تهران، مرز میان علم و شایعه به باریکی مو میرسد. چرا که از تضاد دادههای مراکز جهانی با دادههای ملی گرفته تا بحثهای مربوط به اثرات احتمالی عملیات نظامی بر زمین، همگی بدل به پرسشهایی میشوند که به تردید و شک و گمانه راه میبرند. اما رسیدن به پاسخ آنها نیازمند نگاهی دقیق به ساختار زمینشناختی پایتخت است. از این رو واکاوی وضعیت گسلهای اصلی پایتخت را با علی بیتاللهی در میان گذاشتیم تا چند و چون لرزههای اخیر، گسست تنشها و زنگ هشدار برای رویدادهای بزرگتر را جویا شویم.
در ادامه گفتوگوی ایسکانیوز با علی بیتاللهی، رئیس بخش زلزلهشناسی مرکز تحقیقات وزارت راه و شهرسازی را بخوانید:
بیتاللهی در پاسخ به اینکه آیا تفاوت میان دادههای لرزهسنجی ملی و جهانی در مورد زلزله اخیر تهران، نشاندهنده واقعیتی پنهان یا صرفاً یک شایعه است، گفت: زلزلهای که در محدوده پردیس تهران با بزرگای ۳.۸ ریشتر در شرق تهران و در محدوده گسلی قصرفیروزه در تقاطع گسل دره جاجرود رخ داد، از نظر بزرگی کوچک است. علت اینکه مراجع جهانی در اروپا یا آلمان مانند USGS یا دیگر مراکر لرزهنگاری جهان گاهی این زلزلهها را منتشر نمیکنند، این است که شبکههای جهانی با ایستگاههایی در کشورهای دیگر اداره میشوند و برای زلزلههای کوچک، سیگنالها بسیار ضعیف هستند.
او با طرح این نکته که نویزهای محیطی قرائت دادههای زلزله را مشکل میکند، اضافه کرد: در حالی که به دلیل حساسیت بالای تهران، این موضوع مورد توجه قرار میگیرد، اما واقعیت این است که روزانه در ایران بین ۱۰۰ تا ۱۰۰۰ زلزله با بزرگی ۲.۵ تا ۳ رخ میدهد که بسیاری از آنها در شبکههای جهانی منتشر نمیشوند. این اتفاق فقط مختص پردیس تهران نیست و در نقاط مختلف کشور تکرار میشود؛ چرا که امواج زلزلههای کوچک هنگام رسیدن به ایستگاههای دوردست تضعیف شده و دامنه یا سرعت موج برای قرائت در آن دستگاهها قابل تشخیص نیست.
رد تاثیر اقدامهای نظامی بر فعال شدن گسلها
رئیس بخش زلزلهشناسی مرکز تحقیقات وزارت راه و شهرسازی در واکنش به این گمانه که زنجیره زلزلههای اخیر کشور یا تهران ممکن است ناشی از اقدامات نظامی دشمن و تحریک گسلها باشد، اظهار کرد: به هیچ وجه این گمانهها جدی نیستند. این روند رخداد زلزلههای کوچک و بزرگ، در تمامی کشورهای دنیا از ونزوئلا و کلمبیا تا اندونزی به همین نحو است. باید به خاطر داشت که زلزلهها عموماً در اعماق بالای ۱۰ کیلومتری رخ میدهند، در حالی که اثر انفجارات در چنین عمقی کاملاً منتفی است.
وی با بیان اینکه امواج ناشی از انفجار با امواج زلزله کاملاً متفاوت هستند، گفت: امواج انفجاری حالت گرد دارند، اما موج زلزله ساختار متفاوتی دارد و از طریق دستگاه لرزهنگاری بهراحتی قابل تفکیک و تشخیص است. بنابراین، ادعای تأثیر عملیات نظامی بر فعال شدن گسلها اساساً شکل نمیگیرد؛ چرا که ما در یک کشور لرزهخیز هستیم و این رخدادها در نقاط مختلف کشور طبیعی است.
بیتاللهی با اشاره به وضعیت مخاطراتی شهر تهران، گفت: تهران به لحاظ ایمنی با مشکلات متعددی روبروست؛ از فرسودگی بافت شهری گرفته تا جمعیت بسیار بالا و تراکم شدید ساکنان. همچنین قرارگیری شهر بر روی گسلهای خطرناک، حساسیت این منطقه را دوچندان میکند و باعث میشود هر لرزه کوچکی با واکنشهای گسترده جامعه مواجه شود.
او در پاسخ به اینکه آیا گمانه رخ دادن زلزله بزرگ در تهران هر ۲۰۰ سال یکبار واقعیت دارد و آیا لرزههای کوچک مانع از وقوع یک زلزله بزرگ میشوند، گفت: اگر تجربیات رخداد زمینلرزههای ایران را بررسی کنیم، به طور متوسط در کل کشور هر ده سال یکبار شاهد زلزلههای بزرگ هستیم. برای درک بهتر میتوان به دادههای لرزهنگاری زلزله طبس رجوع کرد.
وی با تأکید بر این موضوع که بررسیها باید شامل محدوده وسیعتری از شهر تهران باشد، اضافه کرد: وقتی میانگین رخدادها را در کل کشور و محدوده تاثیرگذار بر شهر تهران بررسی میکنیم، متوجه میشویم که این تناوبها پیچیدهتر از یک عدد ثابت هستند و نمیتوان به سادگی میان لرزههای کوچک و بزرگ رابطه مستقیم یا مانعگونه تصور کرد.
بیتاللهی در پاسخ به این نکته که آیا لزوماً هر ۱۵۰ یا ۲۰۰ سال یک بار زلزله رخ میدهد، گفت: فرمایش شما کمابیش درست است، اما به این معنا نیست که اگر مثلاً ۱۵۰ سال بگذرد و در سال ۱۵۱ام زلزلهای رخ نداده باشد، بگوییم دیر شده است. مفهوم میانگینگیری در پیشینه لرزهخیزی به این معنا نیست که زلزله حتماً در یک تاریخ مشخص رخ دهد؛ چرا که در واقعیت، گاهی در فاصله ۵ سال یک بار زلزله اتفاق میافتد و گاهی این فاصله تا ۲۵۰ سال به طول میکشد.
دو روی سکه لرزههای کوچک: تخلیه تنش یا پیشلرزه؟
او با طرح این نکته که درباره لرزههای کوچک دو دیدگاه کاملاً متفاوت و هر دو درست وجود دارد، اضافه کرد: از یک سو منطقی است که بگوییم با رخ دادن زلزلههای کوچک، بخشی از انرژی ذخیره شده درونی آزاد شده و احتمالاً از وقوع یک زلزله بزرگ جلوگیری میشود. اما از سوی دیگر، نگاهی وجود دارد که لرزههای کوچک را بهعنوان پیشلرزه میشناسد؛ یعنی تنش عظیمی در منطقه جمع شده و این شکستگیهای کوچک، معرف یک رویداد بزرگ هستند.
رئیس بخش زلزلهشناسی مرکز تحقیقات وزارت راه و شهرسازی در تشریح این موضوع اظهار کرد: در تاریخ لرزهخیزی ایران، سابقه این حالت پیشلرزه در زلزلههای بم، رودبار و طبس کاملاً مشهود است. برای نمونه در زلزله کرمانشاه، لرزهها از ساعت ۱۲ شب تا ۵ صبح ادامه یافت تا در نهایت زلزله مخرب رخ داد. بنابراین، رخداد لرزههای کوچک میتواند معرف یک رویداد بزرگ نیز باشد.
وی با بیان اینکه تشخیص اینکه کدام یک از این دو حالت (تخلیه تنش یا پیشلرزه) رخ میدهد، به سیستم اندازهگیری دقیق بستگی دارد، گفت: متأسفانه ما در حال حاضر روی گسلهای اطراف تهران هیچ سنسور تنشسنجی نداریم تا بتوانیم بگوییم تنش در حال افزایش است یا خیر. در نبود این ابزارها، نمیتوان با قطعیت گفت که آیا یک زلزله بزرگ در پیش است یا خیر.
بیتاللهی در پاسخ به این پرسش که آیا تناوب زمانی برای تمامی گسلهای تهران یکسان است، گفت: خیر، تهران دارای چندین گسل مجزا است و وقتی از تناوب زمانی صحبت میکنیم، منظور فعالیت کلی تمام گسلهای اطراف است، نه یک گسل خاص.
وی ادامه داد: اگر بخواهیم فقط یک گسل را بررسی کنیم، این تناوب بسیار طولانی میشود. برای نمونه، گسل ری یا گسل مشا و گسل شمال تهران هر کدام سهم خود را در رخداد زلزله دارند و آخرین گزارش از گسل مشا مربوط به سال ۱۸۳۵ میلادی بوده است. در واقع ما حدود پنج گسل اصلی از جمله گسل نیاوران داریم که هر کدام تأثیر خاص خود را بر تناوب کلی دارند.
تحلیل وضعیت سه ناحیه تهران و احتمال «قفلشدگی»
رئیس بخش زلزلهشناسی مرکز تحقیقات وزارت راه و شهرسازی در تحلیل وضعیت مناطق مختلف تهران اظهار کرد: اگر محدوده تهران را به سه ناحیه غربی، میانی و شرقی تقسیم کنیم، در غرب (مناطق ملارد و کرج) فعالیتهایی وجود دارد. در شرق تهران نیز بیش از ۸۰ درصد زلزلههای اطراف شهر رخ میدهند که تا دماوند امتداد مییابد و ناحیه بسیار فعالی است. اما نکته تعجببرانگیز این است که بخش میانی شهر و مناطق جنوبی به شدت ساکن هستند.
او با تأکید بر اینکه سکون این مناطق به معنای غیرفعال بودن گسلها نیست، اضافه کرد: گسلهای شمال و جنوب تهران فعال هستند و علائم گستردهای تایید میکند که این گسلها جوان و فعالاند. این سکون مشکوک و تضاد با فعالیتهای اطراف، احتمال وقوع یک زلزله بزرگ را تقویت میکند.
وی در پایان با اشاره به پیچیدگی موضوع گفت: ما ترجیح میدهیم بدون ابزار و سنسورهای اندازهگیری دقیق، نظر قطعی ندهیم. این احتمال که لرزههای اخیر منجر به یک زلزله بزرگ در سالهای آتی شود، یک فرض کاملاً منطقی است، اما بدون ابزار مشخص، قطعیت در مورد زمان دقیق وقوع آن ممکن نیست؛ حتی اگر این رخداد دهها سال طول بکشد.
انتهای پیام/
نظر شما