به گزارش اختصاصی خبرنگار استانی ایسکانیوز از شهرستان نجفآباد، فرونشست زمین در اصفهان سالهاست از مرحله هشدار عبور کرده و اکنون آثار تجمعی آن در بخشهایی از شهر و پیرامون آن قابل مشاهده است؛ پدیدهای که به گفته کارشناسان، برخلاف رخدادهایی مانند زلزله، یک حادثه مقطعی نیست و تا زمانی که آبخوان توان خود را از دست ندهد، میتواند ادامه پیدا کند.
علی بیتاللهی، عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی و رئیس بخش زلزلهشناسی مهندسی و خطرپذیری، با تأکید بر ماهیت تجمعی فرونشست میگوید اگر نرخ فرونشست سالانه ۱۰ سانتیمتر باشد، این میزان در دو سال به ۲۰، در سه سال به ۳۰ و در ۱۰ سال به یک متر میرسد؛ بنابراین نمیتوان آثار آن را صرفاً بر اساس عدد فرونشست یک سال ارزیابی کرد.
وی هشدار میدهد که استمرار این روند میتواند به گسیختگی و آسیب به خطوط لوله آب، فاضلاب و گاز منجر شود و زیرساختها را از کارکرد طبیعی و قابلیت اتکای گذشته خارج کند. به گفته بیتاللهی، آثار تجمعی فرونشست در طول سالها بر خطوط لوله، تأسیسات، آثار تاریخی و دیگر زیرساختها انباشته میشود و میتواند آسیبهایی ایجاد کند که بازگشت آنها به شرایط پیشین بسیار دشوار باشد.
این نگرانی تنها به یک نقطه از اصفهان محدود نیست. به گفته رئیس بخش زلزلهشناسی مهندسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، پهنه فرونشستی از محدوده شمال زایندهرود امتداد پیدا کرده و بخشهایی از شمال و شمالشرق شهر و مناطق پیرامونی از جمله در مسیر دولتآباد را دربر گرفته است.
با این حال، بیتاللهی تأکید میکند که برای سنجش خطر فرونشست نمیتوان تنها به نرخ نشست زمین توجه کرد؛ چراکه تراکم ساختوساز، بافتهای فرسوده، وجود آثار تاریخی و استقرار زیرساختهای حیاتی، میزان آسیبپذیری هر منطقه را تعیین میکند. بر اساس گزارشی که وی به آن اشاره میکند، بیش از ۲۸۵ مدرسه، حدود ۲۸۰ مسجد، چند صد پل، بیمارستان، مراکز درمانی و آثار تاریخی در پهنه فرونشستی اصفهان قرار گرفتهاند.
به گفته وی، اهمیت موضوع زمانی بیشتر میشود که فرونشست به مناطق دارای میراث فرهنگی برسد؛ چراکه حتی نرخ پایینتر فرونشست نیز در صورت قرار گرفتن یک اثر تاریخی در این پهنه میتواند خسارتزا باشد. بیتاللهی با تأکید بر اهمیت ملی این مسئله معتقد است فرونشست اصفهان صرفاً مسئلهای محلی نیست، بلکه آسیب به تاریخ و میراث فرهنگی کشور است.
در کنار بافت شهری و آثار تاریخی، برخی زیرساختهای مهم نیز در معرض این پدیده قرار دارند؛ از جمله راهآهن در محدوده دشت مهیار، خطوط انتقال برق، بخشهایی از مسیر در دست بررسی راهآهن سریعالسیر تهران ـ اصفهان، دکلهای فشار قوی، خطوط لوله گاز، برخی انبارهای سوخت و محدوده فرودگاه اصفهان. در داخل محدوده شهری نیز خطوط انتقال آب و فاضلاب از جمله زیرساختهایی هستند که تحت تأثیر فرونشست قرار گرفتهاند.
بیتاللهی در عین حال معتقد است هنوز فرصت برای کنترل این روند وجود دارد؛ فرصتی که البته محدود است. او تأکید میکند که با اقدامات «معنیدار، ملموس و مستمر» میتوان فرونشست را کنترل کرد و تجربههای موفق کشورهای دیگر نیز نشان میدهد که این پدیده الزاماً غیرقابلکنترل نیست.
به گفته وی، مسئله اصلی در اصفهان نه کمبود هشدار و اطلاعرسانی، بلکه ضعف در اجرای اقدامات مؤثر است. بیتاللهی میگوید در سالهای اخیر حساسیت عمومی و مسئولان نسبت به فرونشست افزایش یافته، اما در زمینه کاهش خطر و کنترل این پدیده، اقدام جدی و ملموس متناسب با ابعاد بحران انجام نشده است؛ موضوعی که ادامه همان ضربآهنگ قبلی فرونشست و افزایش ۲۰ درصدی وسعت پهنه فرونشستی در دو سال اخیر نسبت به دو سال پیش از آن، از نشانههای آن عنوان شده است.
وی یکی از دلایل اصلی این وضعیت را نبود مدیریت یکپارچه و اقدام همهجانبه میان دستگاههای مختلف میداند و معتقد است محدودیتهای مربوط به برداشت آب در بسیاری موارد به دلیل نگرانی از ایجاد نارضایتی اجتماعی با تساهل مواجه شده است؛ در حالی که بدون کنترل مصرف آب، مهار فرونشست امکانپذیر نخواهد بود.
بیتاللهی با اشاره به مصرف آب در بخشهای مختلف تأکید میکند که کنترل مصرف باید به صورت همزمان در حوزههای کشاورزی، شرب، فضای سبز و صنعت دنبال شود و برای برقراری حداقلی جریان آب در زایندهرود و جبران بخشی از کسری آبخوان، اقدامات عملی صورت گیرد. به گفته وی، انتقال آب دریا نیز با توجه به هزینههای بسیار بالا، نمیتواند جایگزین حجم عظیم آب مصرفی در همه بخشها شود و در شرایط فعلی تنها میتواند نیاز برخی صنایع و مجموعههای بزرگ را پوشش دهد.
اما شاید مهمترین هشدار بیتاللهی درباره آینده اصفهان به سرنوشت آبخوان بازگردد. او توضیح میدهد که فرونشست مانند زلزله رخدادی تکرارشونده و مقطعی نیست؛ بلکه فرآیندی است که آغاز میشود و تا زمانی که آبخوان به طور کامل خشک نشود، ادامه پیدا میکند. نقطه پایانی فرونشست، از این منظر، زمانی است که دیگر آبی در آبخوان باقی نمانده باشد؛ اما رسیدن به این نقطه به معنای حل بحران نیست، بلکه به معنای «مرگ آبخوان» است.
وی هشدار میدهد که چنین شرایطی میتواند طراوت و سرسبزی دشت اصفهان را از بین ببرد و زمینه بیابانی و شورزار شدن سطح زمین را فراهم کند؛ وضعیتی که علاوه بر محیطزیست، آثار تاریخی و سیمای تمدنی این منطقه را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
این هشدارها در حالی مطرح میشود که آثار فرونشست هماکنون نیز در برخی مناطق مسکونی قابل مشاهده است. بیتاللهی از بازدیدهایی در مناطقی از اصفهان سخن میگوید که در آنها ترکهای گسترده در دیوار خانهها، حیاط و اتاقها ایجاد شده و حتی در برخی موارد، ترکها به حدی بودهاند که از میان آنها فضای سوی دیگر ساختمان دیده میشده است؛ نشانههایی که به گفته او محدود به یک خانه نبوده و در دهها واحد مسکونی مشاهده شده است.
با وجود همه این هشدارها، بیتاللهی بر یک نکته تأکید دارد که هنوز میتوان کاری انجام داد؛ اما این فرصت محدود است و کنترل فرونشست باید به اولویت نخست مدیریت منابع آب و تصمیمگیری در اصفهان تبدیل شود. در غیر این صورت، آنچه امروز در قالب ترک دیوار، آسیب به زیرساخت یا نگرانی درباره یک اثر تاریخی دیده میشود، میتواند در آینده به بحرانی گستردهتر برای آبخوان، محیطزیست، زیرساخت و میراث تمدنی اصفهان تبدیل شود.
خبرنگار: گلسا داودی
انتهای پیام/
نظر شما