دانشگاه پس از ترم‌های مجازی؛ فرصتی برای بازاندیشی در آموزش عالی

امیرعلی برابریان*

در آستانه مهرماه و آغاز سال تحصیلی جدید، فضای دانشگاهی کشور پس از گذر از ترم‌هایی آکنده از آموزش غیرحضوری، در یک بزنگاه سرنوشت‌ساز ایستاده است. تجربه زیسته دانشگاه در ماه‌های گذشته که زیر سایه سنگین التهابات منطقه‌ای، تبعات جنگ دوازده‌روزه، ناترازی‌های خردکننده انرژی و قطعی‌های برق و گاز در زمستان گذشته رقم خورد، نظام آموزشی را به سمت یک انتقال اضطراری به فضای مجازی سوق داد. اما امروز، در حالی که درهای دانشگاه‌ها بار دیگر به روی دانشجو گشوده می‌شود، باید پرده از یک پرسش بنیادین برداشت: آیا آموزش دیجیتال در ایران یک جهش تکنولوژیک و ضرورت زیست‌بومی بود، یا پوششی شیوا برای پاک کردن ساختاری صورت مسئله و فرار مدیریت آموزشی از مواجهه با واقعیت‌های صحن دانشگاه؟

پناهگاه شیشه‌ای؛ جنگ، ناترازی و تعطیلی‌های مصلحتی

نمی‌توان منکر شد که کشور در مقاطعی از سال گذشته، شرایط بسیار پیچیده‌ای را از سر گذراند. از یک سو سایه تهدیدات نظامی و از سوی دیگر مشکلات زیرساختی در تأمین انرژی، دستگاه اجرایی را به سمتی برد که دیوار دانشگاه را نخستین قربانی مدیریت بحران کند. تعطیل کردن کلاس‌های حضوری و کوچ دادن چند میلیون دانشجو به سامانه‌های غیرحضوری، در ظاهر تصمیمی مدبرانه برای حفظ تداوم آموزش می‌نمود؛ اما در واقعیت، مأمنی شیشه‌ای برای مدیرانی شد که توان مقابله با چالش‌های زیرساختی و اداره زیست زنده دانشگاهی را نداشتند.

آموزش مجازی در کشور ما، نه بر بستر زیرساخت‌های بومی پایدار، بلکه بر پهنای باندی متلاطم، اینترنتی اختلال‌زده و سامانه‌هایی ناآماده بار شد. نتیجه این شتاب‌زدگی، چیزی جز افت کیفیت علمی نبود. زمانی که دانشجو و استاد در میانه یک بحث تخصصی با قطع ناگهانی برق یا افت شدید سرعت شبکه مواجه می‌شدند، پیام پنهانی که به بدنه آکادمیک مخابره می‌شد این بود که ارزش مدرک و دانش، به اندازه پایداری همین الگوریتم‌های پرنقص است.

طاعون هوش مصنوعی و ابتذال الگوریتمیک

یکی از تاریک‌ترین ابعاد ترم‌های غیرحضوری، مواجهه لجام‌گسیخته، بی‌ضابطه و نابهنجار با فناوری‌های نوظهور، به‌ویژه هوش مصنوعی مولد بود. در غیاب سازوکارهای ارزیابی حضوری و نظارت دقیق پژوهشی، فضای مجازی به زمین بازی متقلبانه چت‌بات‌ها تبدیل شد.

دانشجویی که باید در کوره ارزیابی‌های انتقادی، مقاله‌نویسی عمیق و آزمون‌های تفکرسنج پخته می‌شد، ارزیابی خود را به مدل‌های زبانی سپرد. هوش مصنوعی به جای آنکه ابزاری برای تسهیل پژوهش باشد، جایگزین اندیشیدن شد. خروجی این چرخه چیزی نبود جز پژوهش‌های فتوکپی‌شده و خالی از روح تحلیل انسانی، شکل‌گیری نوعی تنبلی معرفتی و سقوط بی‌سابقه سواد علمی و در نهایت تولید مدرک‌داران دیجیتالی که توان حل حتی یک مسئله واقعی در صحنه عمل و صنعت کشور را ندارند. این ابتذال الگوریتمیک، در سایه سکوت و ناآگاهی برخی مدیران آموزشی رشد کرد که تنها خوشحال بودند کلاس‌ها در سامانه برگزارشده نشان داده می‌شود.

از منظر جامعه‌شناسی رسانه، دانشگاه صرفاً محلی برای انتقال داده‌های درسی نیست؛ دانشگاه زیست‌بوم جامعه‌پذیری، میدان تمرین دیالوگ و حوزه عمومی است. در کلاس‌های مجازی، دانشجو از یک کنشگر آگاه و منتقد به یک کاربر خاموش و منفعل پشت صفحه نمایشی سرد تبدیل شد.

شاید بزرگ‌ترین آسیب آموزش مجازی در سال گذشته، کژکارکرد مدیریتی آن بود. برای برخی مسئولان و سیاست‌گذاران آموزشی، غیرحضوری شدن دانشگاه‌ها یک تنفس راحت محسوب می‌شد؛ زیرا دیگر نیازی به پاسخ‌گویی به مطالبات صنفی، مدیریت اصطکاک‌های فکری، یا حل ناترازی‌های خوابگاهی و تغذیه‌ای نبود.

این رویکرد، مصداق بارز فرار رو به جلو و ترجیح دادن بقای مدیریتی بر تربیت نخبگانی است. نمی‌توان پشت شعارهای مدرن‌سازی دیجیتال پنهان شد، اما در عمل، کیفیت دانشگاه را تا حد یک کانال یا ویدئوکنفرانس ساده تنزل داد.

پژوهشگر رسانه و فرهنگ، مدرس دانشگاه*

انتهای پیام/

کد مطلب: 1319372

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha