به گزارش ایسکانیوز؛ نام بلاک چین برای بسیاری از ما با بیت کوین، ارزهای دیجیتال و بالا و پایین شدن قیمتها گره خورده است. این برداشت چندان عجیب نیست؛ چون بخش بزرگی از توجه عمومی به بلاک چین از همین بازار شروع شد. بااینحال، اگر کمی از فضای خریدوفروش فاصله بگیریم، با فناوریای روبهرو میشویم که میتواند برای ثبت و بررسی اطلاعات هم کاربرد داشته باشد؛ موضوعی که در دانشگاه و محیطهای پژوهشی اهمیت زیادی پیدا میکند.
فرض کنید دانشگاهی مدرکی صادر کرده و چند سال بعد یک دانشگاه یا کارفرمای دیگر بخواهد اصالت آن را بررسی کند. یا پژوهشگری مجموعهای از دادهها را در یک آزمایش استفاده کرده و لازم باشد مشخص شود نسخه اولیه دادهها چه زمانی ثبت شده و بعداً چه تغییراتی کرده است. چنین مسئلههایی ارتباط مستقیمی با قیمت ارزهای دیجیتال ندارند، اما به همان ویژگیهایی مربوط میشوند که بلاک چین بر پایه آنها ساخته شده است: ثبت سابقه، امکان بررسی تغییرات و کاهش وابستگی به یک مرجع واحد.
بلاک چین چیست و چه تفاوتی با دفتر کل توزیعشده دارد؟
برای پاسخ به این سوال، بهتر است ابتدا با مفهوم دفتر کل توزیعشده یا DLT آشنا شویم. دفتر کل در سادهترین شکل، جایی برای ثبت اطلاعات و سوابق است. در یک سیستم سنتی، این اطلاعات معمولاً در یک پایگاه داده مرکزی نگهداری میشوند. در فناوری دفتر کل توزیعشده، نسخههایی از اطلاعات میتواند میان چند عضو یا گره شبکه نگهداری و هماهنگ شود.
بلاک چین یکی از روشهای پیادهسازی همین ایده است. اطلاعات در گروههایی به نام بلاک ثبت میشوند و این بلاکها با روشهای رمزنگاری به یکدیگر ارتباط پیدا میکنند. به همین دلیل، اگر سابقهای پس از ثبت تغییر کند، تشخیص این تغییر سادهتر میشود. این ویژگی باعث شده یکی از مهمترین کاربردهای بلاک چین، نگهداری سوابقی باشد که بررسی اصالت و تاریخچه آنها اهمیت دارد.
البته بلاک چین به این معنا نیست که هر اطلاعاتی که وارد شبکه شد، حتماً درست است. اگر داده اشتباهی از ابتدا ثبت شود، خود فناوری نمیتواند تشخیص دهد آن داده با واقعیت مطابقت دارد یا نه. کاری که بلاک چین انجام میدهد، حفظ سابقه ثبتشده و آشکارتر کردن تغییرات بعدی است. به همین دلیل، استفاده از آن زمانی منطقی است که چنین ویژگیهایی واقعاً برای حل یک مسئله لازم باشند.
کاربرد بلاک چین در مدرک دیجیتال
یکی از روشنترین موارد در کاربرد بلاک چین در آموزش، صدور مدارک و گواهیهای دیجیتالی است که بتوان اصالت آنها را بررسی کرد. در روشهای معمول، ممکن است برای تأیید یک مدرک به نسخه کاغذی، مهر دانشگاه، ترجمه رسمی یا مکاتبه مستقیم با مؤسسه آموزشی نیاز باشد. این فرایند بهخصوص وقتی چند دانشگاه یا سازمان در کشورهای مختلف درگیر باشند، میتواند زمانبر شود.
در یک سیستم دیجیتال، دانشگاه میتواند مدرکی صادر کند که اطلاعات مربوط به صادرکننده و اصالت آن بهصورت الکترونیکی قابل بررسی باشد. دارنده مدرک نیز میتواند آن را در اختیار دانشگاه، کارفرما یا سازمان دیگری قرار دهد و دریافتکننده بدون مکاتبات طولانی، اعتبار سند را بررسی کند.
این ایده فقط در حد یک کاربرد نظری باقی نمانده است. در اروپا، زیرساخت EBSI برای کاربردهایی از جمله مدارک و گواهیهای آموزشی توسعه پیدا کرده است. استانداردهای جدید اعتبارنامههای دیجیتال نیز تلاش میکنند چارچوب مشترکی برای صدور و بررسی چنین مدارکی ایجاد کنند. در سنگاپور هم سامانههایی مانند OpenCerts برای صدور و بررسی مدارک دیجیتال دانشگاهی استفاده شدهاند.
نکته مهم این است که استفاده از بلاک چین لزوماً به معنای قرار دادن نام، نمرات و تمام اطلاعات شخصی دانشجو روی یک شبکه عمومی نیست. در طراحی مناسب، میتوان اطلاعات حساس را خارج از شبکه نگهداری کرد و فقط دادهای رمزنگاریشده برای بررسی اصالت سند ثبت کرد. به این ترتیب، هدف اصلی تأیید اعتبار مدرک است، نه عمومی کردن اطلاعات دانشجو.
شفافیت پژوهشی؛ از ثبت داده تا سابقه تغییرات
کار یک پژوهشگر فقط به مقالهای که در پایان منتشر میشود محدود نیست. پیش از انتشار مقاله، دادههای خام جمعآوری میشوند، فایلها چند بار تغییر میکنند، کدهای تحلیل نوشته میشوند و نسخههای مختلفی از نتایج شکل میگیرند. در پروژههای بزرگتر نیز ممکن است چند پژوهشگر یا چند دانشگاه همزمان روی یک مجموعه داده کار کنند.
در چنین شرایطی، دانستن اینکه یک فایل از کجا آمده، چه زمانی ایجاد شده و چه تغییراتی روی آن انجام شده است، اهمیت زیادی دارد. به این سابقه معمولاً «منشأ داده» (Data Provenance) گفته میشود. یکی از زمینههای تحقیق درباره فناوری دفتر کل توزیعشده نیز استفاده از آن برای ثبت چنین سابقهای است.
برای مثال، لازم نیست کل یک مجموعه داده بزرگ روی بلاک چین ذخیره شود. میتوان از فایل یک اثر انگشت دیجیتال یا هش ساخت و آن را همراه با زمان ثبت نگه داشت. اگر فایل در آینده تغییر کند، اثر انگشت نسخه جدید با نسخه قبلی متفاوت خواهد بود. به این ترتیب میتوان تشخیص داد که فایل موردنظر همان نسخهای است که قبلاً ثبت شده یا بعداً تغییر کرده است.
چنین سازوکاری میتواند در ثبت مراحل یک پژوهش یا همکاری میان چند مرکز علمی مفید باشد. بااینحال، نباید توانایی آن را بیش از اندازه تصور کرد. بلاک چین نمیتواند مشخص کند یک آزمایش درست طراحی شده، نتیجه علمی معتبر است یا پژوهشگر دچار سوگیری نشده است. این مسائل همچنان به روش علمی، داوری تخصصی و اصول اخلاق پژوهش وابستهاند.
اشتراکگذاری دادههای پژوهشی میان چند مرکز

بسیاری از پژوهشها فقط در یک دانشگاه یا آزمایشگاه انجام نمیشوند. ممکن است چند مرکز علمی، بیمارستان یا گروه تحقیقاتی همزمان روی یک پروژه کار کنند و هرکدام به بخشی از دادهها دسترسی داشته باشند. در چنین شرایطی، یکی از مسائل مهم این است که چه کسی اجازه مشاهده یا استفاده از اطلاعات را دارد و این دسترسی چگونه ثبت میشود.
فناوری دفتر کل توزیعشده میتواند برای ایجاد سابقهای مشترک از مجوزها و فعالیتها به کار رود. برای مثال، میتوان ثبت کرد که یک پژوهشگر در چه زمانی اجازه دسترسی به مجموعهای از دادهها را دریافت کرده یا چه نهادی مجوز استفاده از آنها را صادر کرده است. به این ترتیب، اعضای یک پروژه مشترک به سابقهای واحد دسترسی دارند و وابستگی به ثبت اطلاعات در سامانه یک سازمان کمتر میشود.
این موضوع بهویژه درباره دادههای حساس اهمیت پیدا میکند. البته قرار نیست اطلاعات پزشکی، هویتی یا محرمانه مستقیماً روی یک بلاک چین عمومی ذخیره شوند. داده اصلی میتواند در سامانههای امن خارج از زنجیره باقی بماند و بلاک چین فقط برای مدیریت مجوزها یا ثبت سابقه دسترسی به آن استفاده شود.
چنین مدلی میتواند همکاری میان چند سازمان را سادهتر کند؛ بهخصوص زمانی که هیچکدام از طرفها نمیخواهند مدیریت کامل اطلاعات در اختیار یک مرکز واحد باشد. بااینحال، بلاک چین در اینجا هم جای سیاستهای امنیتی، قوانین حفاظت از داده و توافق میان پژوهشگران را نمیگیرد. این فناوری فقط میتواند بخشی از زیرساخت ثبت و مدیریت اعتماد میان طرفهای مختلف باشد.
بلاک چین را نباید با بازار ارزهای دیجیتال یکی دانست
بلاک چین و ارزهای دیجیتال ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند، اما این دو دقیقاً یک مفهوم نیستند. بلاک چین یک فناوری برای ثبت و هماهنگسازی اطلاعات است و ارزهای دیجیتال تنها یکی از کاربردهایی هستند که بر پایه این فناوری شکل گرفتهاند. همان زیرساختی که میتواند برای انتقال دارایی دیجیتال استفاده شود، در شرایطی دیگر ممکن است برای بررسی اصالت یک مدرک یا ثبت سابقه دادههای پژوهشی به کار رود.
این تفاوت زمانی مهمتر میشود که بخواهیم درباره کاربرد بلاک چین صحبت کنیم. برای مثال، یک دانشگاه هنگام استفاده از بلاک چین برای صدور مدرک دیجیتال با مسئله قیمت توکن یا معامله ارز دیجیتال سروکار ندارد. مسئله اصلی این است که چگونه میتوان سابقهای ایجاد کرد که قابل بررسی باشد و تغییرات آن بهسادگی پنهان نشود.
در مقابل، سرویسهایی که مستقیماً با خرید، فروش یا نگهداری داراییهای دیجیتال سروکار دارند، بخش دیگری از همین اکوسیستم هستند. برای نمونه، وبسایت صراف نمونهای از فضایی است که خدمات و مفاهیم مرتبط با داراییهای دیجیتال در آن دیده میشود. مقایسه چنین خدماتی با کاربردهای آموزشی و پژوهشی بلاک چین، تفاوت میان «خود فناوری» و «یکی از حوزههای استفاده از آن» را روشنتر میکند.
درک همین مرزبندی بخشی از سواد مالی دیجیتال محسوب میشود. کسی که با فناوریهای مالی جدید روبهرو میشود، بهتر است بداند کاربرد یک فناوری لزوماً به معنای سرمایهگذاری روی دارایی مرتبط با آن نیست. بلاک چین را میتوان از زاویه فنی، آموزشی یا پژوهشی بررسی کرد، بدون اینکه بحث به خریدوفروش ارزهای دیجیتال کشیده شود.
جمعبندی
بلاک چین در محیط آموزش و پژوهش فقط به ارزهای دیجیتال محدود نمیشود. بررسی اصالت مدارک، ثبت سابقه دادههای پژوهشی و ایجاد ردپای زمانی برای آثار علمی نمونههایی از کاربردهای آن هستند. درک این فناوری زمانی کاملتر میشود که آن را جدا از هیجان بازار بررسی کنیم و ببینیم در هر مسئله واقعاً چه چیزی به فرایندهای موجود اضافه میکند.
نظر شما