به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کرمان؛ تصور شهری که کودکان بتوانند مسیر کوتاه خانه تا مدرسه را پیاده طی کنند، سالمندان بدون نگرانی از ناهمواری معابر در محلههای خود قدم بزنند و خانوادهها برای برخورداری از نشاط روزانه ناچار به استفاده از خودرو و پیمودن مسافتهای طولانی نباشند، تصویری از یکی از مهمترین اهداف شهرسازی معاصر است. در چنین شهری، سلامت تنها مسئولیت نظام درمان نیست؛ طراحی خیابانها، کیفیت فضاهای عمومی و شیوه مدیریت محیط شهری نیز در وضعیت جسمی و روانی شهروندان نقش دارند.
کرمان، با پیشینه تاریخی و فرهنگی گسترده و قرارگیری در اقلیمی گرم و خشک، ظرفیتها و محدودیتهای ویژهای برای توسعه فعالیتهای پیادهمحور دارد. از یک سو، هویت محلهای، فضاهای تاریخی و امکان بهرهگیری از ساعات خنک صبحگاهی و عصرگاهی میتواند زمینه حضور اجتماعی را فراهم کند و از سوی دیگر، شدت تابش خورشید، فاصله بعضی کاربریهای شهری و وابستگی به خودرو، ضرورت برنامهریزی دقیقتر برای فراهمکردن فرصت فعالیت بدنی را برجسته میسازد.
مسئله کمتحرکی در ایران ابعادی گستردهتر از آن دارد که بتوان آن را تنها نتیجه انتخابهای فردی دانست. نتایج مطالعه ملی بررسی عوامل خطر بیماریهای غیرواگیر در سال ۱۴۰۰، با مشارکت ۲۷ هزار و ۸۷۴ نفر، نشان داد حدود ۵۱.۳ درصد افراد بررسیشده فعالیت بدنی ناکافی داشتهاند. این نسبت در میان مردان ۴۱.۹۳ درصد و در میان زنان ۵۷.۸۷ درصد گزارش شده است؛ اختلافی که نشان میدهد فرصت و امکان فعالیت جسمانی در گروههای مختلف جامعه یکسان نیست.
اهمیت این یافته زمانی بیشتر میشود که بدانیم کمتحرکی صرفاً به معنای ورزشنکردن در باشگاه یا مجموعههای ورزشی نیست. فعالیت بدنی میتواند در جریان رفتوآمد به محل کار، انجام فعالیتهای روزمره، پیادهروی برای خرید و استفاده از فضاهای عمومی شکل بگیرد. اگر ساختار شهر به گونهای باشد که حتی برای سفرهای کوتاه نیز استفاده از خودرو ضروری شود، بخشی از فرصت طبیعی تحرک از زندگی شهروندان حذف خواهد شد.
تحولات چند دهه گذشته در شهرهای ایران، الگوی ارتباط انسان با فضای شهری را بهتدریج تغییر داده است. گسترش خیابانهای سواره، افزایش فاصله میان محل سکونت و مراکز خدماتی و توسعه مجموعههای مسکونی در حاشیه شهرها، در بسیاری از مناطق موجب افزایش نیاز به سفرهای موتوری شده است. این روند اگرچه بخشی از نیازهای ارتباطی شهرهای در حال گسترش را پاسخ داده، اما در برخی محدودهها، امکان دسترسی آسان و پیاده به خدمات روزمره را محدود کرده است.
کرمان نیز از ضرورت ایجاد تعادل میان توسعه شبکه معابر سواره و حفظ کیفیت فضاهای انسانی مستثنا نیست. توسعه زیرساختهای حملونقل میتواند جابهجایی را تسهیل کند، اما شهر زمانی به محیطی سالمتر تبدیل میشود که مسیرهای عبور خودرو در کنار پیادهروهای مناسب، شبکه حملونقل عمومی و فضاهای جمعی کارآمد طراحی شوند. خیابانی که خودروها در آن روان حرکت میکنند اما عبور از عرض آن برای سالمندان دشوار است، هنوز از منظر کیفیت زندگی شهری با وضعیت مطلوب فاصله دارد.
نگاهی به پیشینه شهرسازی در ایران نشان میدهد که پیادهروی زمانی بخش جداییناپذیر زندگی اجتماعی بوده است. بازارهای سنتی، کوچههای پیوسته، میدانهای محلی و مراکز خدماتی نزدیک به محدودههای سکونت، شرایطی ایجاد میکردند که بخش قابل توجهی از فعالیتهای روزانه با حرکت پیاده انجام شود. بازار تاریخی کرمان و بافت پیرامونی آن نیز یادآور دورهای است که ارتباط اقتصادی و اجتماعی در مقیاسی متناسب با حرکت انسان شکل میگرفت.
البته نمیتوان ساختار گذشته را بدون توجه به نیازهای امروز بازتولید کرد. افزایش جمعیت شهری، توسعه فعالیتهای اقتصادی و ضرورت جابهجایی سریع، شبکه حملونقل کارآمدتری را طلب میکند؛ اما تجربه تاریخی نشان میدهد که مجاورت خدمات، پیوستگی مسیرها و وجود فضاهای مکث و تعامل، از عناصر مهم سرزندگی شهر هستند. بازخوانی این ویژگیها میتواند در طراحی محلههای جدید و ساماندهی فضاهای موجود کرمان مورد استفاده قرار گیرد.
ابعاد جهانی کمتحرکی نیز نشان میدهد که این مسئله محدود به یک کشور یا منطقه نیست. برآوردهای بینالمللی مربوط به سال ۲۰۲۲ نشان داده است حدود یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون بزرگسال در جهان، معادل ۳۱ درصد جمعیت بزرگسال، به میزان توصیهشده فعالیت بدنی نداشتهاند. این نسبت در مقایسه با سال ۲۰۱۰ حدود پنج واحد درصد افزایش یافته و تداوم روند موجود میتواند سهم جمعیت کمتحرک را تا سال ۲۰۳۰ به حدود ۳۵ درصد برساند.
این ارقام بیانگر مسئلهای فراتر از سبک زندگی فردی هستند. کاهش تحرک روزانه با افزایش احتمال ابتلا به بیماریهای قلبیعروقی، دیابت نوع دوم و برخی دیگر از بیماریهای غیرواگیر ارتباط دارد. پیامدهای کمتحرکی همچنین میتواند بر کیفیت خواب، سلامت روان، توانایی عملکرد جسمانی و استقلال فرد در سنین بالاتر اثر بگذارد. به همین دلیل، سیاستگذاری برای ارتقای فعالیت بدنی از حوزه ورزش فراتر رفته و به موضوعی میانبخشی در مدیریت سلامت و توسعه شهری تبدیل شده است.
بر اساس توصیههای علمی رایج، بزرگسالان برای برخورداری از بخش مهمی از فواید سلامت، دستکم به ۱۵۰ دقیقه فعالیت بدنی هوازی با شدت متوسط در هفته نیاز دارند. این میزان الزاماً مستلزم حضور در باشگاه نیست و میتواند از طریق پیادهروی تند و منظم، دوچرخهسواری یا فعالیتهای مشابه تأمین شود. با وجود این، تحقق چنین هدفی برای فردی که در نزدیکی محل زندگی خود به مسیر ایمن و مناسب دسترسی ندارد، دشوارتر خواهد بود.
شواهد ملی درباره تفاوت فعالیت بدنی زنان و مردان، ضرورت توجه به عدالت در سلامت شهری را نیز مطرح میکند. دسترسی زنان به فضاهای ورزشی و عمومی ممکن است تحت تأثیر عواملی مانند مسئولیتهای خانوادگی، زمان آزاد، هزینه فعالیت، احساس امنیت و کیفیت محیط قرار گیرد. اگر سیاستهای توسعه ورزش همگانی تنها بر اجرای برنامههای محدود و مناسبتی متمرکز باشد، بخشی از این موانع ساختاری همچنان باقی خواهد ماند.
برای نمونه، مادری را در نظر بگیریم که مسئولیت مراقبت از کودک خردسال را بر عهده دارد و قصد دارد در ساعات عصر پیادهروی کند. وجود مسیر مناسب برای کالسکه، روشنایی کافی، امکان استراحت و فضای بازی کودک میتواند انجام این فعالیت را آسانتر کند. در مقابل، پیادهروهای ناهموار، نبود فضای سایهدار و دشواری عبور از خیابانها ممکن است همین تصمیم ساده را به فعالیتی پرزحمت تبدیل کند. این وضعیت فرضی، نشاندهنده پیوند مستقیم طراحی محیط با فرصت تحرک روزانه است.
سالمندان نیز از گروههایی هستند که بیش از دیگران به کیفیت فضاهای عمومی وابستهاند. مطالعهای بر دادههای ملی سال ۱۴۰۰ که نتایج آن در سال ۲۰۲۶ منتشر شده، نشان میدهد حدود ۶۹.۶ درصد افراد ۶۰ ساله و بیشتر در نمونه بررسیشده، فعالیت بدنی ناکافی داشتهاند. این میزان در زنان سالمند ۷۶.۸ درصد و در مردان سالمند ۶۲.۴ درصد گزارش شده است؛ آماری که اهمیت فراهمکردن شرایط فعالیت ایمن و متناسب با توان جسمی را برجسته میکند.
در همین بررسی، تفاوت قابل توجهی میان استانها مشاهده شده است. میزان کمتحرکی سالمندان در کرمان حدود ۵۴ درصد برآورد شده که از پایینترین مقادیر استانی در این مطالعه بوده است. در مقابل، استانهایی مانند گلستان، هرمزگان و سیستان و بلوچستان نسبتهای بالاتری را ثبت کردهاند. البته این ارقام مربوط به سالمندان در سال ۱۴۰۰ است و نباید به وضعیت تمام گروههای سنی یا شرایط کنونی استان تعمیم داده شود.
این تفاوت استانی فرصتی برای پرسشگری دقیقتر فراهم میکند. چه عواملی موجب میشوند سالمندان در برخی مناطق فعالیت بیشتری داشته باشند؟ آیا الگوی اشتغال، شرایط اجتماعی، ساختار سکونت، عادتهای فرهنگی یا دسترسی به فضاهای مناسب در این تفاوت نقش دارند؟ پاسخ به چنین پرسشهایی نیازمند مطالعات تکمیلی است، اما میتواند مبنای سیاستهایی قرار گیرد که بر ویژگیهای واقعی هر استان استوار باشند.
شرایط اقلیمی کرمان نیز اهمیت ویژهای در طراحی برنامههای فعالیت بدنی دارد. تابستانهای گرم، تابش مستقیم خورشید و خشکی هوا میتوانند استفاده از فضاهای باز را در بعضی ساعات روز محدود کنند. توسعه مسیرهای سایهدار، کاشت گونههای گیاهی سازگار با اقلیم، تأمین روشنایی مناسب برای ساعات عصرگاهی و پیشبینی مکانهای استراحت، از راهکارهایی هستند که میتوانند استفاده از محیط شهری را در بخش بیشتری از سال امکانپذیر کنند.
در این میان، توجه به منابع آب نیز ضروری است. توسعه فضای سبز در اقلیم خشک نباید بر الگوهایی متکی باشد که مصرف آب فراوان دارند. استفاده از پوشش گیاهی بومی و مقاوم، روشهای آبیاری کممصرف و طراحی اقلیمی میتواند میان نیاز شهروندان به محیطی مطلوب و محدودیت منابع طبیعی تعادل ایجاد کند. بنابراین شهر پیادهمدار در کرمان الزاماً به معنای گسترش گسترده چمنکاری یا تقلید از الگوهای شهرسازی مناطق مرطوب نیست.
مفهوم پیادهمداری همچنین با عدالت فضایی ارتباط دارد. اگر امکانات مناسب پیادهروی تنها در چند پارک شاخص یا محدوده برخوردار شهر متمرکز شود، خانوادههای ساکن محلههای دورتر برای استفاده از این خدمات ناچار به صرف زمان و هزینه بیشتری خواهند بود. چنین شرایطی میتواند به نابرابری در فرصت برخورداری از سلامت و تفریح منجر شود. توسعه متوازن امکانات محلهای، بهویژه در مناطق کمتر برخوردار، بخشی اساسی از سیاست سلامتمحور شهری است.
از منظر اقتصادی نیز افزایش فعالیت بدنی میتواند پیامدهای بلندمدت مهمی داشته باشد. پیشگیری از بخشی از بیماریهای مرتبط با کمتحرکی، امکان کاهش فشار بر خدمات درمانی و حفظ توان کاری جمعیت را فراهم میکند. البته محاسبه میزان صرفهجویی اقتصادی برای کرمان نیازمند دادههای اختصاصی درباره وضعیت بیماریها، هزینه درمان و سطح فعالیت بدنی شهروندان است. بدون چنین اطلاعاتی نمیتوان رقم مشخصی را بهعنوان منفعت اقتصادی توسعه پیادهروی اعلام کرد.
توسعه حضور اجتماعی در فضای عمومی به سلامت جسم محدود نمیشود. پارکها، پیادهراهها و میدانهای شهری میتوانند مکانهایی برای شکلگیری ارتباط میان نسلها و گروههای مختلف جامعه باشند. برخوردهای روزمره، آشنایی همسایگان و مشارکت در فعالیتهای جمعی، از عواملی هستند که به تقویت احساس تعلق مکانی کمک میکنند. در مقابل، کاهش فرصت حضور در فضاهای مشترک ممکن است ارتباط اجتماعی را به محیطهای محدودتر و خصوصیتر منتقل کند.
یکی از چالشهای مدیریت شهری در ایران، فاصله میان برگزاری رویدادهای ورزشی و شکلگیری رفتارهای پایدار سلامتمحور است. فعالیتهای جمعی میتوانند توجه عمومی را به اهمیت ورزش جلب کنند و انگیزه اولیه ایجاد کنند، اما تغییر سبک زندگی نیازمند تکرار، دسترسی آسان و حمایت محیطی است. اگر امکان فعالیت در روزهای عادی فراهم نباشد، اثر برنامههای مقطعی ممکن است به تجربهای کوتاهمدت محدود شود.
در همین چارچوب، مدارس و مراکز آموزشی میتوانند نقش مؤثری در گسترش فرهنگ تحرک داشته باشند. طراحی مسیرهای ایمن پیرامون مدارس، آموزش اصول تردد پیاده، افزایش فرصت بازی فعال و مشارکت خانوادهها در فعالیتهای بدنی، میتواند به شکلگیری عادتهای سالم از کودکی کمک کند. این موضوع بهویژه در شرایطی اهمیت دارد که استفاده طولانیمدت از ابزارهای دیجیتال و کاهش بازیهای پرتحرک، بخشی از الگوی زندگی نسل جدید را تغییر داده است.
مراکز دانشگاهی کرمان نیز ظرفیت مشارکت در مطالعه علمی این مسئله را دارند. پژوهشگران حوزه سلامت، شهرسازی، روانشناسی محیطی و علوم اجتماعی میتوانند با بررسی میزان پیادهروی شهروندان، ویژگی محلهها و موانع استفاده از فضاهای عمومی، تصویری دقیقتر از وضعیت موجود ارائه دهند. چنین پژوهشهایی میتواند به مدیریت شهری کمک کند تا سرمایهگذاریها را بر اساس نیازهای واقعی و قابل اندازهگیری اولویتبندی کند.
در شهرهایی مانند یزد که از نظر اقلیم خشک و تابش خورشید با کرمان اشتراکاتی دارند، توجه به سازگاری طراحی معابر با شرایط محیطی اهمیت خاصی پیدا میکند. مقایسه این شهرها میتواند نشان دهد که چگونه پیوستگی مسیرهای پیاده، سایهاندازی و نزدیکی خدمات بر امکان فعالیت روزانه اثر میگذارند. در مقابل، شهرهای شمالی کشور با رطوبت و بارندگی بیشتر، با مجموعه متفاوتی از محدودیتهای اقلیمی روبهرو هستند که راهکارهای اجرایی متناسب با خود را میطلبد.
تجربه بینالمللی نیز بر اهمیت پیوند میان حملونقل و سلامت تأکید دارد. در شهرهایی مانند کپنهاگ و آمستردام، توسعه زیرساختهای مناسب برای حرکت فعال در کنار سیاستهای حملونقل عمومی، بخشی از برنامهریزی بلندمدت شهری بوده است. البته تفاوتهای اقلیمی، فرهنگی و اقتصادی اجازه الگوبرداری مستقیم از این شهرها را نمیدهد؛ آنچه برای کرمان قابل استفاده است، اصل توجه به شبکه پیوسته و ایمن حرکت انسان بهجای اجرای پروژههای پراکنده و منفصل است.
برای تبدیل این رویکرد به سیاست اجرایی، نخست باید وضعیت واقعی مسیرهای پیاده شهر مشخص شود. شناسایی پیادهروهای فاقد استاندارد مناسب، نقاط حادثهخیز، محلههای کمبرخوردار از فضای عمومی و مسیرهای پرتقاضا میتواند مبنای تدوین برنامهای مرحلهای قرار گیرد. در چنین برنامهای، اصلاح یک مسیر پرتردد در مجاورت مدرسه یا مرکز درمانی ممکن است از نظر اجتماعی اهمیت بیشتری از اجرای یک پروژه پرهزینه اما کماستفاده داشته باشد.
مشارکت شهروندان در این فرایند نیز ضروری است. سالمندان، افراد دارای معلولیت، والدین دارای کودک، دانشآموزان و کسبه محلی هر یک مشکلات متفاوتی را در محیط شهری تجربه میکنند. دریافت و تحلیل تجربه این گروهها میتواند نواقصی را آشکار کند که در نقشههای مهندسی یا ارزیابیهای صرفاً ترافیکی کمتر دیده میشوند. طراحی موفق زمانی شکل میگیرد که علاوه بر استانداردهای فنی، با نیازهای واقعی استفادهکنندگان نیز سازگار باشد.
در افق پنجساله، کرمان میتواند توسعه فعالیت بدنی را به یکی از شاخصهای عملکرد مدیریت شهری تبدیل کند. افزایش سهم سفرهای کوتاه پیاده، بهبود ایمنی معابر، گسترش دسترسی محلهای به فضاهای عمومی و کاهش موانع حضور گروههای آسیبپذیر، اهدافی هستند که قابلیت پایش دورهای دارند. تحقق آنها نیازمند همکاری شهرداری، نهادهای سلامت، آموزشوپرورش، دانشگاهها و مجموعههای ورزشی خواهد بود.
در چشمانداز دهساله، نتیجه این تصمیمها میتواند در کیفیت زندگی نسل آینده آشکار شود. کودکانی که امروز امکان حرکت ایمن و بازی در محیط شهری دارند، فرصت بیشتری برای شکلدادن به عادتهای فعال خواهند داشت. سالمندانی که در نزدیکی خانه به مسیرهای مناسب دسترسی پیدا میکنند، ممکن است بتوانند استقلال حرکتی خود را بهتر حفظ کنند. همچنین خانوادههایی که برای تفریح روزمره به فضای عمومی باکیفیت دسترسی دارند، کمتر به امکانات پرهزینه وابسته خواهند بود.
با این حال، تحقق چنین آیندهای نیازمند تغییر در نگاه رایج به پروژههای شهری است. توسعه شهر تنها با شمار پلها، طول خیابانها یا گستردگی سازهها قابل ارزیابی نیست. کیفیت زندگی شهروندان، میزان دسترسی عادلانه به خدمات، امنیت حرکت و امکان استفاده از محیط عمومی نیز باید در تصمیمهای عمرانی جایگاهی روشن داشته باشند. گاهی اصلاح یک پیادهرو، ایجاد سایه در مسیر پرتردد یا ایمنسازی عبور دانشآموزان، میتواند اثری مستقیم و پایدار بر زندگی روزانه داشته باشد.
کرمان اکنون در موقعیتی قرار دارد که میتواند میان توسعه زیرساختهای بزرگ و توجه به مقیاس انسانی شهر پیوندی مؤثر برقرار کند. سرمایهگذاری در حملونقل، بازآفرینی فضاهای عمومی و پیشگیری از بیماریها نباید برنامههایی جدا از یکدیگر باشند؛ زیرا همگی در نهایت بر شیوه زندگی مردم اثر میگذارند. شهری که حرکت را آسانتر، حضور اجتماعی را امنتر و دسترسی به فعالیت بدنی را عادلانهتر میکند، در حقیقت بخشی از هزینههای اجتماعی و سلامت آینده خود را مدیریت خواهد کرد.
آینده شهر سالم را نمیتوان تنها در گزارشهای عمرانی یا آمار افتتاح پروژهها جستوجو کرد؛ نشانههای آن در زندگی عادی مردم آشکار میشود. در سالمندی که هنوز میتواند مسیر کوتاه خانه تا پارک را با اطمینان طی کند، در کودکی که بدون خطر از کنار خیابان عبور میکند و در خانوادهای که برای تجربه ساعتی آرامش و تحرک، به امکانات خاص و هزینههای سنگین نیاز ندارد. پرسش اساسی این است که آیا کرمان در سالهای آینده شهری خواهد بود که مردم فقط در مناسبتهای ویژه در خیابانهایش قدم بزنند یا شهری که پیادهروی، حضور اجتماعی و سلامت، به بخشی طبیعی از زندگی هر روز آن تبدیل شده باشد؟
خبرنگار: زهرا اسکندری
انتهای خبر./
نظر شما