به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کرمان؛ شهرها تنها مجموعهای از ساختمانها، خیابانها و زیرساختهای عمرانی نیستند؛ هر شهر تصویری در ذهن ساکنان، مسافران، سرمایهگذاران و افرادی دارد که شاید هرگز به آن سفر نکرده باشند. این تصویر از ترکیب تاریخ، فعالیتهای اقتصادی، محیط طبیعی، تجربههای اجتماعی و کیفیت خدمات عمومی شکل میگیرد و در طول زمان تغییر میکند. به همین دلیل، هویت یک شهر را نمیتوان صرفاً با انتخاب شعار تبلیغاتی یا طراحی نشان بصری جدید ایجاد کرد.
رفسنجان یکی از شهرهای استان کرمان است که از پیش دارای هویتی اقتصادی و تاریخی شناختهشده است. تولید پسته، فعالیتهای مرتبط با صنعت مس و جایگاه منطقه در شبکه کشاورزی و صنعتی کشور، نام رفسنجان را به بخشی از ادبیات اقتصاد ایران وارد کردهاند. با این حال، شهرت اقتصادی تنها یکی از ابعاد هویت شهری محسوب میشود و نمیتواند بهتنهایی کیفیت زندگی ساکنان را توضیح دهد.
برای شهروندی که هر روز از خیابانهای رفسنجان عبور میکند، تصویر شهر ممکن است بیش از آنکه با میزان صادرات یا ظرفیت صنعتی ارتباط داشته باشد، به کیفیت معابر، دسترسی به پارکها، خدمات عمومی و وضعیت محیط زندگی وابسته باشد. تجربه روزمره مردم، بخشی از واقعیت شهر را آشکار میکند که معمولاً در معرفیهای رسمی و تبلیغاتی کمتر دیده میشود.
همین تفاوت، یکی از مسائل اصلی برندسازی شهری در جهان معاصر است. برندسازی زمانی میتواند به توسعه کمک کند که بر ویژگیهای واقعی و قابل دفاع شهر استوار باشد. اگر تصویری جذاب از یک شهر ارائه شود، اما تجربه مراجعهکنندگان یا ساکنان با آن تصویر فاصله داشته باشد، اعتبار برند در بلندمدت آسیب خواهد دید.
در گذشته، معرفی شهرها بیشتر بر جاذبههای تاریخی، محصولات مشهور یا ظرفیتهای گردشگری متمرکز بود. با گسترش رقابت میان شهرها برای جذب سرمایه، نیروی متخصص و فعالیت اقتصادی، مفهوم برند شهری نیز توسعه یافت. امروزه این مفهوم تنها به تبلیغ مقصد گردشگری محدود نیست و میتواند با کیفیت حکمرانی، محیط کسبوکار، هویت فرهنگی و تجربه زندگی شهروندان ارتباط پیدا کند.
اما نباید میان برندسازی شهری و توسعه شهری علامت تساوی گذاشت. برندسازی میتواند ویژگیهای یک شهر را معرفی کند و به شناخت بهتر فرصتهای آن کمک کند، ولی نمیتواند جایگزین اصلاح زیرساختها، مدیریت منابع یا پاسخگویی به مطالبات عمومی شود. شهری که با مشکلات ساختاری روبهروست، تنها با تبلیغات گسترده نمیتواند اعتماد پایدار ایجاد کند.
برای رفسنجان، این مسئله به دلیل پیوند میان اقتصاد محلی و منابع طبیعی اهمیت ویژهای دارد. پسته یکی از شناختهشدهترین محصولات منطقه است، اما پایداری تولید آن به شرایط اقلیمی، منابع آب، مدیریت باغها و تحولات بازار وابسته است. بنابراین استفاده از پسته بهعنوان یکی از عناصر هویت شهری، باید با توجه به چالشهای واقعی تداوم این فعالیت همراه باشد.
در چنین شرایطی، معرفی رفسنجان بهعنوان شهر پسته تنها زمانی میتواند دارای پشتوانه توسعهای باشد که حفظ ظرفیت تولید، بهبود بهرهوری، توسعه زنجیره ارزش و حمایت از دانش و مهارت فعالان این حوزه نیز مورد توجه قرار گیرد. اگر تنها تصویر محصول در تبلیغات شهری برجسته شود، اما مسائل بنیادین تولیدکنندگان در حاشیه بماند، میان هویت تبلیغاتی و واقعیت اقتصادی فاصله ایجاد خواهد شد.
همین موضوع درباره صنعت مس نیز مطرح است. فعالیتهای صنعتی مرتبط با مس، ظرفیت اقتصادی قابل توجهی برای منطقه فراهم کردهاند، اما نقش آنها در هویت شهری نباید صرفاً به بزرگی سرمایهگذاری یا ارزش تولید محدود شود. کیفیت اشتغال، ارتباط صنایع با کسبوکارهای محلی و آثار فعالیت اقتصادی بر محیط و زیرساختها نیز در ارزیابی جایگاه صنعت اهمیت دارند.
برای یک شهر صنعتی، پرسش اصلی آن است که چگونه میتوان ظرفیت تولید را به فرصتهای پایدار اجتماعی تبدیل کرد. ممکن است صنعتی بزرگ در یک منطقه فعالیت کند، اما بخشهایی از اقتصاد محلی ارتباط محدودی با زنجیره تأمین آن داشته باشند. در مقابل، توسعه شرکتهای خدماتی، آموزش مهارتهای مورد نیاز و مشارکت کسبوکارهای بومی میتواند سهم بیشتری از فعالیت اقتصادی را در منطقه حفظ کند.
رفسنجان از این نظر در موقعیتی قرار دارد که میتواند رابطه میان صنعت، کشاورزی و زندگی شهری را بازتعریف کند. این سه حوزه بر یکدیگر تأثیر میگذارند و تصمیمگیری درباره هر کدام میتواند پیامدهایی برای دیگر بخشها داشته باشد. از این رو، حکمرانی خردمندانه زمانی معنا پیدا میکند که سیاستگذاری شهری بتواند این ارتباطات را بهصورت یکپارچه در نظر بگیرد.
یکی از مسائل اساسی در چنین رویکردی، شناخت تفاوت میان رشد اقتصادی و توسعه شهری است. رشد تولید یا افزایش سرمایهگذاری میتواند فرصتهای تازهای ایجاد کند، اما توسعه شهری به توزیع منافع، دسترسی به خدمات و کیفیت محیط زندگی نیز وابسته است. بنابراین افزایش شاخصهای اقتصادی لزوماً به معنای بهبود یکسان شرایط برای تمام محلهها و گروههای اجتماعی نیست.
در شهری مانند رفسنجان، بررسی عدالت فضایی میتواند بخشی از این بحث باشد. عدالت فضایی به نحوه توزیع خدمات، امکانات و فرصتها در محدوده شهر اشاره دارد. تفاوت دسترسی محلهها به فضای سبز، امکانات فرهنگی، خدمات حملونقل و مراکز آموزشی، از موضوعاتی است که میتوان برای شناخت وضعیت آن از دادههای مکانی استفاده کرد.
البته درباره میزان واقعی نابرابری خدمات در محلههای رفسنجان، بدون بررسی نقشهها و دادههای شهری نمیتوان حکم قطعی صادر کرد. آنچه اهمیت دارد، ضرورت سنجش این تفاوتها پیش از تعیین اولویت پروژههاست. مدیریت شهری زمانی میتواند از توسعه متوازن سخن بگوید که اطلاعات مشخصی درباره وضعیت برخورداری مناطق مختلف داشته باشد.
برای مثال، ساخت یک فضای عمومی بزرگ در نقطهای شناختهشده ممکن است از نظر هویت بصری شهر جذاب باشد، اما اگر برخی محلهها از امکانات اولیه تفریحی و فرهنگی برخوردار نباشند، پرسش درباره اولویت تخصیص منابع مطرح میشود. چنین تصمیمهایی باید بر اساس نیازسنجی و منافع عمومی بررسی شوند، نه صرفاً قابلیت نمایش در گزارشهای تبلیغاتی.
یکی از ویژگیهای شهرهای برخوردار از برند اقتصادی شناختهشده، امکان جذب توجه بیرونی است. نام رفسنجان میتواند برای فعالان اقتصادی، تولیدکنندگان و برخی گروههای گردشگری آشنا باشد. با این حال، تبدیل شناخت عمومی به سرمایهگذاری یا سفر، به وجود خدمات و امکانات واقعی وابسته است.
سرمایهگذاری اقتصادی تنها بر اساس شهرت یک شهر انجام نمیشود. دسترسی به زیرساخت، شفافیت مقررات، امکان تأمین نیروی انسانی، هزینه حملونقل و قابلیت پیشبینی شرایط کسبوکار نیز بر تصمیم سرمایهگذاران اثر میگذارد. بنابراین برندسازی اقتصادی زمانی اثربخش خواهد بود که با بهبود محیط واقعی فعالیت اقتصادی همراه باشد.
در حوزه گردشگری نیز شرایط مشابهی وجود دارد. رفسنجان علاوه بر شهرت کشاورزی و صنعتی، دارای پیشینه تاریخی و ظرفیتهای فرهنگی و طبیعی است که میتوانند در معرفی منطقه مورد توجه قرار گیرند. اما گردشگری پایدار نیازمند مجموعهای از خدمات شامل دسترسی مناسب، اطلاعرسانی دقیق، امکانات اقامتی، راهنمایی و حفاظت از جاذبههاست.
یکی از فرصتهای قابل بررسی، توسعه گردشگری مرتبط با میراث کشاورزی است. باغهای پسته و تاریخ فعالیتهای تولیدی منطقه میتوانند موضوع برنامههای آموزشی و گردشگری تخصصی قرار گیرند. با این حال، طراحی چنین برنامههایی باید با رضایت بهرهبرداران، رعایت شرایط ایمنی و توجه به نیازهای تولید همراه باشد.
در این رویکرد، بازدیدکننده تنها مصرفکننده یک تصویر تبلیغاتی نیست، بلکه میتواند با فرایند تولید، تاریخ فعالیت اقتصادی و چالشهای محیطی منطقه آشنا شود. چنین تجربهای در صورت طراحی مناسب میتواند تصویر واقعیتر و عمیقتری از شهر ایجاد کند.
موضوع میراث صنعتی نیز برای رفسنجان قابل توجه است. فعالیتهای معدنی و صنعتی بخشی از تاریخ معاصر منطقه را شکل دادهاند و میتوانند موضوع مطالعات فرهنگی، نمایشگاهها و برنامههای آموزشی باشند. البته استفاده از این ظرفیت باید با رعایت الزامات ایمنی و محدودیتهای قانونی مربوط به تأسیسات صنعتی انجام شود.
برندسازی شهری در این معنا، فرایند انتخاب یک روایت واحد نیست؛ بلکه باید بتواند ابعاد مختلف زندگی شهر را در کنار یکدیگر نشان دهد. هویت رفسنجان تنها در محصول پسته یا صنعت مس خلاصه نمیشود و تجربههای فرهنگی، هنرهای بومی و خاطرات نسلهای مختلف نیز بخشی از آن هستند.
یکی از عناصر مهم این هویت، صنایعدستی و مهارتهای سنتی منطقه است. گلیمبافی و دیگر هنرهای محلی میتوانند در شناخت فرهنگ رفسنجان نقش داشته باشند. اما معرفی این هنرها زمانی به توسعه فرهنگی کمک میکند که تولیدکنندگان و صاحبان مهارت در طراحی برنامهها مشارکت داشته باشند و از فرصتهای اقتصادی ایجادشده سهم مناسبی ببرند.
در غیر این صورت، ممکن است عناصر فرهنگی به ابزار تبلیغاتی تبدیل شوند، بدون آنکه شرایط فعالیت هنرمندان محلی بهبود پیدا کند. حفظ هویت فرهنگی نیازمند انتقال دانش، آموزش نسل جدید و ایجاد بازار مناسب برای آثار است.
موضوع مشارکت شهروندان در همین نقطه اهمیت پیدا میکند. هویت شهر را نمیتوان تنها از درون جلسات اداری تعریف کرد؛ زیرا شهروندان گروهی یکسان با تجربهها و اولویتهای مشابه نیستند. صاحبان کسبوکار، دانشجویان، زنان، سالمندان، کارگران، هنرمندان و ساکنان محلههای مختلف ممکن است برداشتهای متفاوتی از مشکلات و فرصتهای شهر داشته باشند.
حکمرانی خردمندانه باید بتواند این تنوع دیدگاه را وارد فرایند تصمیمگیری کند. دریافت نظر مردم، بهویژه در موضوعاتی که مستقیماً بر زندگی روزمره آنان تأثیر میگذارد، میتواند به شناخت دقیقتر نیازها کمک کند. با این حال، مشارکت عمومی زمانی معنادار است که نتایج آن در تصمیمهای نهایی قابل مشاهده باشد.
برگزاری نشستهای مشورتی بدون ارائه بازخورد یا امکان تأثیرگذاری واقعی، ممکن است به افزایش بیاعتمادی منجر شود. در مقابل، اگر شهروندان بدانند پیشنهادهای آنان چگونه بررسی شده و چرا برخی گزینهها انتخاب یا رد شدهاند، امکان شکلگیری گفتوگوی سازنده بیشتر خواهد شد.
یکی از روشهای قابل بررسی در مدیریت شهری، بودجهریزی مشارکتی است. در این رویکرد، بخشی از تصمیمگیری درباره اولویتهای هزینهکرد عمومی با مشارکت سازمانیافته شهروندان انجام میشود. البته اجرای آن نیازمند سازوکار قانونی، منابع مشخص و معیارهای شفاف است و صرف دریافت پیشنهاد از مردم معادل بودجهریزی مشارکتی محسوب نمیشود.
برای رفسنجان، اجرای آزمایشی چنین رویکردی در مقیاس محله میتواند فرصتی برای بررسی میزان مشارکت و کیفیت تصمیمگیری باشد. شهروندان ممکن است درباره نیاز به فضای سبز، بهبود پیادهروها، امکانات فرهنگی یا اصلاح نقاط نامناسب معابر اولویتهای متفاوتی داشته باشند. مقایسه این دیدگاهها با دادههای فنی میتواند به انتخاب پروژههای متناسبتر کمک کند.
در این میان، نقش شوراهای اسلامی شهر نیز اهمیت دارد. شوراها در چارچوب اختیارات قانونی خود، از نهادهای مهم نظارت و تصمیمگیری محلی به شمار میروند. کیفیت ارتباط شورا با شهروندان و میزان شفافیت تصمیمهای آن میتواند بر اعتماد عمومی به مدیریت شهری اثر بگذارد.
شفافیت مالی نیز بخشی از همین رابطه است. شهروندان زمانی میتوانند درباره اولویتهای توسعه گفتوگوی مستند داشته باشند که اطلاعات قابل فهمی از بودجه، هزینه پروژهها و وضعیت اجرای برنامهها در اختیار داشته باشند. انتشار جدولهای مالی پیچیده بدون توضیح کاربرد منابع ممکن است امکان نظارت عمومی را محدود کند.
به همین دلیل، استفاده از گزارشهای ساده و قابل مقایسه درباره عملکرد شهرداری میتواند مفید باشد. مشخصشدن هزینه هر پروژه، مرحله اجرا و میزان تحقق اهداف، امکان میدهد شهروندان درباره آثار واقعی تصمیمها شناخت بیشتری پیدا کنند.
موضوع دیگری که بر کیفیت برند شهری تأثیر دارد، فضای عمومی است. میدانها، پارکها، پیادهروها و خیابانها تنها عناصر کالبدی نیستند؛ محل شکلگیری تعاملات اجتماعی و تجربه مشترک شهرونداناند. کیفیت طراحی و نگهداری این فضاها میتواند بر احساس تعلق و تصویر مردم از شهر اثر بگذارد.
در شهرهایی که فعالیت اقتصادی نقش پررنگی دارد، توجه به کیفیت فضاهای عمومی اهمیت ویژهای پیدا میکند. توسعه صنعتی ممکن است فرصت اشتغال ایجاد کند، اما نیاز شهروندان به محیطی مناسب برای پیادهروی، تفریح، تعامل اجتماعی و فعالیت فرهنگی همچنان باقی است.
برای رفسنجان، بررسی وضعیت سایهاندازی، پوشش گیاهی، دسترسی پیاده و امکانات نشستن در فضاهای عمومی میتواند متناسب با شرایط اقلیمی شهر اهمیت داشته باشد. در مناطق گرم و خشک، طراحی محیط شهری باید با نیاز به آسایش حرارتی و مدیریت مصرف آب هماهنگ باشد.
این موضوع نشان میدهد که حتی زیباسازی شهری نیز نمیتواند مستقل از پایداری محیطی انجام شود. ایجاد فضای سبز پرمصرف در منطقهای با محدودیت منابع آب، ممکن است در بلندمدت هزینههای قابل توجهی ایجاد کند. در مقابل، استفاده از گونههای گیاهی متناسب با اقلیم و طراحی کممصرف میتواند میان کیفیت محیط و مدیریت منابع تعادل برقرار کند.
یکی دیگر از موضوعات مهم، هویت معماری شهر است. توسعه ساختمانها و معابر جدید ممکن است در صورت نبود چارچوب طراحی مناسب، به کاهش انسجام بصری و ازبینرفتن بخشی از ویژگیهای محلی منجر شود. البته حفاظت از هویت معماری به معنای جلوگیری از معماری معاصر نیست؛ بلکه به ایجاد رابطهای سنجیده میان نیازهای امروز و ویژگیهای تاریخی و اقلیمی شهر مربوط میشود.
این مسئله در بسیاری از شهرهای ایران وجود دارد. تغییر سریع الگوی ساختوساز، افزایش استفاده از مصالح و نماهای مشابه و کمتوجهی به ویژگیهای محلی میتواند موجب شباهت بیش از اندازه فضاهای شهری شود. در چنین شرایطی، برندسازی بدون توجه به کیفیت واقعی معماری ممکن است تنها به نصب نمادها و نشانههای تزئینی محدود بماند.
از منظر اجتماعی، احساس تعلق شهروندان یکی از عناصر مهم هویت شهری است. افرادی که فرصت استفاده از فضاهای عمومی، مشارکت در فعالیتهای فرهنگی و بیان دیدگاه درباره مسائل محلی را دارند، ممکن است ارتباط عمیقتری با محیط زندگی خود برقرار کنند. البته سنجش این موضوع به مطالعات اجتماعی معتبر نیاز دارد و نمیتوان درباره سطح تعلق شهروندان رفسنجان بدون دادههای میدانی قضاوت کرد.
برای شناخت این تجربهها، پژوهشهای دانشگاهی میتوانند نقش مهمی ایفا کنند. نظرسنجیهای معتبر، تحلیل فضایی خدمات و مطالعه شیوه استفاده مردم از فضاهای شهری، میتواند بخشی از واقعیتهایی را آشکار کند که در گزارشهای صرفاً عمرانی دیده نمیشوند.
دانشگاه ولیعصر رفسنجان از این منظر ظرفیت قابل توجهی برای ارتباط با مدیریت شهری دارد. حضور پژوهشگران حوزههای مدیریت، مهندسی، اقتصاد و علوم اجتماعی میتواند امکان بررسی مسائل شهری را از زاویههای مختلف فراهم کند. با این حال، استفاده مؤثر از ظرفیت دانشگاه نیازمند تعریف مسائل مشخص و ایجاد مسیر اجرایی برای بهرهگیری از نتایج مطالعات است.
یکی از مشکلات رایج در ارتباط میان دانشگاه و نهادهای اجرایی، فاصله میان تولید مقاله و حل مسئله است. پژوهش ممکن است از نظر علمی معتبر باشد، اما اگر به زبان عملیاتی برای مدیران ترجمه نشود یا بودجه اجرای پیشنهادهای آن مشخص نباشد، اثر محدودی بر تصمیمها خواهد داشت.
برای جلوگیری از چنین وضعیتی، میتوان از آغاز پژوهش، پرسشها و شاخصهای مورد نیاز مدیریت شهری را مشخص کرد. برای مثال، اگر موضوع مطالعه کیفیت فضاهای عمومی باشد، باید روشن شود نتایج چگونه در اولویتبندی اصلاحات شهری به کار خواهند رفت.
این رویکرد به معنای محدودکردن استقلال علمی دانشگاه نیست. پژوهشگران باید بتوانند یافتههای خود را حتی زمانی که با انتظارهای اولیه نهاد سفارشدهنده متفاوت است، بهصورت دقیق گزارش کنند. اعتبار علمی زمانی حفظ میشود که روش مطالعه و نتایج آن تحت تأثیر اهداف تبلیغاتی قرار نگیرند.
یکی از موضوعات مهم در توسعه شهری معاصر، استفاده از دادهها برای تصمیمگیری است. اطلاعات مربوط به خدمات شهری، حملونقل، کیفیت محیط و پراکندگی جمعیت میتواند به شناخت بهتر نیازها کمک کند. اما گردآوری داده زمانی ارزشمند است که در خدمت حل مسائل واقعی قرار گیرد.
توسعه سامانههای هوشمند نباید به هدفی مستقل تبدیل شود. اگر شهروند برای ثبت یک درخواست ناچار به استفاده از چند سامانه پیچیده باشد یا نتیجه پیگیری را مشاهده نکند، دیجیتالیشدن فرایند الزاماً به بهبود تجربه او منجر نشده است.
در رویکرد شهر هوشمند انسانمحور، فناوری ابزاری برای افزایش دسترسی، شفافیت و کیفیت خدمات محسوب میشود. چنین الگویی بر مشارکت شهروندان، عدالت دیجیتال و حفاظت از دادههای شخصی تأکید دارد. رفسنجان نیز در صورت حرکت به سوی خدمات هوشمند باید این اصول را در طراحی و ارزیابی سامانهها در نظر بگیرد.
موضوع عدالت دیجیتال برای گروههای مختلف اهمیت دارد. سالمندان، افراد دارای معلولیت و شهروندانی که به اینترنت یا تجهیزات مناسب دسترسی محدودتری دارند، نباید به دلیل تغییر شیوه خدماترسانی از دریافت خدمات عمومی محروم شوند. بنابراین توسعه خدمات الکترونیکی باید با حفظ مسیرهای جایگزین و آموزش مناسب همراه باشد.
در کنار فناوری، توان مدیریتی کارکنان نیز اهمیت دارد. شهرداری و سایر نهادهای خدماترسان برای استفاده مؤثر از دادهها به نیروی انسانی آموزشدیده، فرایندهای روشن و نظام ارزیابی نیاز دارند. خرید نرمافزار یا تجهیزات بدون اصلاح شیوه کار سازمانی ممکن است تنها هزینه جدیدی ایجاد کند.
یکی از شاخصهای مهم حکمرانی شهری، استمرار برنامهها در دورههای مختلف مدیریتی است. پروژههای توسعهای معمولاً در زمانی طولانیتر از یک دوره مدیریت اجرا میشوند. اگر با تغییر مسئولان، اولویتها و مطالعات پیشین بدون ارزیابی کنار گذاشته شوند، منابع عمومی ممکن است با دوبارهکاری یا توقف پروژهها مواجه شوند.
برای رفسنجان، تدوین برنامهای بلندمدت با اهداف قابل اندازهگیری میتواند زمینه استمرار را فراهم کند. چنین برنامهای باید علاوه بر موضوعات اقتصادی، به وضعیت محیطی، خدمات عمومی، کیفیت محلهها و مشارکت اجتماعی نیز توجه داشته باشد.
در این میان، مفهوم برند شهری میتواند به ابزاری برای هماهنگکردن اهداف تبدیل شود، مشروط بر آنکه تنها به بخش تبلیغات سپرده نشود. هویت شهر باید در تصمیمهای مربوط به حملونقل، محیط زیست، معماری، فرهنگ و اقتصاد بازتاب پیدا کند.
برای مثال، شهری که پایداری محیطی را بخشی از هویت خود معرفی میکند، باید بتواند اقداماتی قابل سنجش در مدیریت منابع و کاهش آثار نامطلوب فعالیتهای شهری ارائه دهد. در غیر این صورت، فاصله میان ادعا و عملکرد ممکن است اعتبار پیامهای رسمی را کاهش دهد.
یکی دیگر از ابعاد برند شهری، تجربه سرمایه انسانی است. توانایی شهر در جذب و حفظ نیروی متخصص میتواند بر آینده اقتصادی آن اثر بگذارد. جوانان تحصیلکرده هنگام انتخاب محل زندگی یا کار، علاوه بر فرصت شغلی، به کیفیت خدمات، امکانات فرهنگی، محیط اجتماعی و چشمانداز رشد حرفهای توجه میکنند.
بنابراین تقویت برند رفسنجان تنها به معرفی فرصتهای صنعتی محدود نمیشود. اگر هدف جذب استعدادهای جدید و ماندگاری نیروی انسانی باشد، کیفیت زندگی شهری نیز باید بخشی از برنامه توسعه قرار گیرد.
خبرنگار: زهرا اسکندری
انتهای خبر./
نظر شما