تویسرکان در سایه حوادث گردوتکانی

فصل برداشت گردو در همدان، در کنار رونق باغ‌های پاییزی، با افزایش نگران‌کننده حوادث سقوط همراه شده است؛ رخدادهایی که نشان می‌دهد نبود نظام منسجم ایمنی، ضعف مکانیزاسیون و آسیب‌پذیری نیروی کار فصلی چگونه می‌تواند یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های کشاورزی استان را به تهدیدی برای سلامت و معیشت خانواده‌ها تبدیل کند.

به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از همدان؛ پاییز برای بسیاری از باغداران استان با رسیدن محصول گردو و امید به درآمد حاصل از ماه‌ها تلاش آغاز می‌شود، اما در پس این فصل اقتصادی، خطری تکرارشونده وجود دارد که می‌تواند در چند ثانیه زندگی یک خانواده را دگرگون کند. سقوط از ارتفاع هنگام برداشت گردو، برخلاف بسیاری از حوادث غیرمنتظره، خطری شناخته‌شده و تا حد زیادی قابل پیشگیری است؛ با این حال، استمرار آسیب‌دیدگی کارگران و باغداران نشان می‌دهد میان شناخت خطر و اجرای اقدامات حفاظتی فاصله‌ای جدی وجود دارد. مسئله‌ای که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً به بی‌احتیاطی افراد نسبت داد و باید ریشه‌های آن را در ساختار تولید، تجهیزات برداشت، هزینه‌های ایمنی و شرایط اشتغال فصلی جست‌وجو کرد.

گردوکاری در شهرستان‌هایی مانند تویسرکان و ملایر، بخشی از هویت کشاورزی و اقتصاد محلی به شمار می‌رود. در این مناطق، باغ گردو تنها یک دارایی تولیدی نیست، بلکه برای بسیاری از خانوارها پشتوانه‌ای اقتصادی و حاصل سرمایه‌گذاری چند نسل محسوب می‌شود. برداشت این محصول نیز همواره با فعالیت نیروی انسانی، تجربه باغداران و استفاده از ابزارهای سنتی همراه بوده است. با وجود تغییر فناوری‌های کشاورزی در دهه‌های اخیر، شیوه برداشت در شماری از باغ‌ها همچنان به بالا رفتن از درخت و جدا کردن میوه از شاخه‌های مرتفع وابسته است؛ روشی که خطر سقوط را به بخشی از فرآیند تولید تبدیل می‌کند.

ابعاد این خطر در آمار حوادث فصل برداشت سال ۱۴۰۵ آشکار شده است. بر اساس اطلاعات اعلام‌شده تا شانزدهم مهرماه، سقوط هنگام گردوتکانی در استان همدان به مصدومیت ۱۹۸ نفر و جان‌باختن چهار نفر منجر شده است. در سال گذشته، ۱۲۹ مصدوم و دو جان‌باخته گزارش شده بود. بنابراین تعداد مصدومان ثبت‌شده حدود ۵۳.۵ درصد افزایش یافته و شمار جان‌باختگان نیز دو برابر شده است. البته برای مقایسه دقیق خطر در دو سال، باید مدت یکسانی از فصل برداشت، تعداد کارگران فعال و حجم عملیات برداشت در نظر گرفته شود؛ اطلاعاتی که بدون آنها نمی‌توان افزایش تعداد حوادث را مستقیماً معادل افزایش احتمال فردی سقوط دانست.

توزیع جغرافیایی مصدومان نیز نشان‌دهنده تمرکز قابل توجه حوادث در مناطق گردوخیز استان است. از مجموع ۱۹۸ مصدوم، ۹۳ نفر در تویسرکان، ۴۹ نفر در ملایر، ۳۳ نفر در نهاوند، ۱۹ نفر در شهرستان همدان و چهار نفر در بهار گزارش شده‌اند. به این ترتیب، تویسرکان نزدیک به ۴۷ درصد کل مصدومان ثبت‌شده استان را به خود اختصاص داده است. همچنین سه مورد از چهار مرگ گزارش‌شده مربوط به تویسرکان و یک مورد مربوط به ملایر بوده است. این ارقام ضرورت توجه ویژه به آموزش، نظارت و امکانات برداشت ایمن در شهرستان‌های دارای فعالیت گسترده گردوکاری را نشان می‌دهد.

با این حال، سهم بالاتر تویسرکان از حوادث به‌تنهایی بیانگر ناایمن‌تر بودن کار در این شهرستان نیست؛ زیرا گستردگی باغ‌های گردو، تعداد افراد شاغل و میزان برداشت می‌تواند بر تعداد حوادث اثر بگذارد. برای سنجش واقعی خطر باید شاخص‌هایی مانند تعداد حادثه به ازای ساعات کار، شمار کارگران یا سطح باغ‌های برداشت‌شده محاسبه شود. چنین اطلاعاتی امکان مقایسه دقیق شهرستان‌ها و شناسایی روش‌های پرخطر را فراهم می‌کند. نبود داده‌های تفصیلی می‌تواند سیاست‌گذاری را به انتشار آمار سالانه محدود کند، بدون آنکه علت‌های اصلی حوادث به‌درستی شناسایی شوند.

یکی از مهم‌ترین عوامل خطر در گردوتکانی، ویژگی فیزیکی درختان بالغ گردو است. ارتفاع زیاد، شاخه‌های شکننده، سطح نامنظم باغ و دشواری حفظ تعادل هنگام ضربه زدن به شاخه‌ها، احتمال سقوط را افزایش می‌دهد. استفاده از چوب‌های بلند یا ابزارهای نامناسب، به‌ویژه زمانی که کارگر ناچار باشد هم‌زمان تعادل خود را حفظ کند و به شاخه‌های دورتر دسترسی پیدا کند، می‌تواند خطر را تشدید کند. در چنین شرایطی، تجربه فردی هرچند اهمیت دارد، جایگزین ارزیابی ایمنی درخت و استفاده از تجهیزات مناسب نخواهد شد.

پیامد سقوط از ارتفاع نیز ممکن است بسیار فراتر از یک آسیب موقت باشد. شکستگی اندام‌ها، آسیب ستون فقرات، ضربه به سر و صدمات داخلی از جمله خطراتی هستند که می‌توانند به درمان طولانی‌مدت یا ناتوانی پایدار منجر شوند. حتی فردی که پس از حادثه زنده می‌ماند، ممکن است برای ماه‌ها از فعالیت اقتصادی دور بماند یا توانایی انجام کارهای سنگین را از دست بدهد. این مسئله برای خانواده‌هایی که بخش اصلی درآمد آنها به کار بدنی وابسته است، پیامدهای اقتصادی قابل توجهی دارد. بنابراین هزینه واقعی حوادث تنها در تعداد مصدومان و جان‌باختگان خلاصه نمی‌شود.

از منظر انسانی، آسیب‌دیدگی کارگر فصلی می‌تواند زندگی چند نفر را هم‌زمان تحت تأثیر قرار دهد. توقف درآمد، هزینه‌های درمان، نیاز به مراقبت خانوادگی و احتمال کاهش توان اشتغال آینده، مجموعه‌ای از فشارها را ایجاد می‌کند که آثار آن ممکن است سال‌ها باقی بماند. اگر فرد آسیب‌دیده بیمه مناسب نداشته باشد یا رابطه کاری او به‌صورت رسمی ثبت نشده باشد، پیگیری حمایت‌های قانونی و جبران خسارت نیز دشوارتر می‌شود. این وضعیت نشان می‌دهد ایمنی برداشت گردو صرفاً مسئله‌ای فنی نیست، بلکه با امنیت معیشتی، حمایت اجتماعی و حقوق نیروی کار ارتباط مستقیم دارد.

یکی از ضعف‌های ساختاری کشاورزی فصلی، دشواری نظارت بر شرایط کار در باغ‌های پراکنده است. برخلاف واحدهای صنعتی که معمولاً محیط کاری مشخص و ساختار مدیریتی ثابت دارند، برداشت محصولات باغی ممکن است در مدت کوتاهی با حضور کارگران موقت و در مکان‌های متعدد انجام شود. همین ویژگی، شناسایی افراد شاغل، بررسی تجهیزات و آموزش پیش از شروع کار را پیچیده‌تر می‌کند. از سوی دیگر، تفاوت وضعیت حقوقی کارگران مزدبگیر با باغداران یا اعضای خانواده‌ای که در باغ خود فعالیت می‌کنند، می‌تواند بر نوع حمایت بیمه‌ای و مسئولیت‌های قانونی اثر بگذارد.

ماده ۹۱ قانون کار، کارفرمایان و مسئولان واحدهای مشمول این قانون را به تأمین وسایل و امکانات لازم برای حفاظت و سلامت کارگران و آموزش نحوه استفاده از آنها مکلف کرده است. با این حال، اجرای این تکلیف در فعالیت‌های فصلی کشاورزی نیازمند شناسایی دقیق رابطه کاری و شرایط اشتغال است. ضروری است کارگران و باغداران درباره مسئولیت‌های قانونی، پوشش بیمه‌ای و شیوه پیگیری حوادث آگاهی داشته باشند. ارائه آموزش عمومی نیز نباید به معنای چشم‌پوشی از مسئولیت تأمین محیط کار ایمن یا انتقال تمام بار پیشگیری به کارگر باشد.

در کنار الزامات حقوقی، تغییر روش برداشت می‌تواند یکی از مسیرهای اصلی کاهش خطر باشد. در باغداری پیشرفته، استفاده از دستگاه‌های لرزاننده درخت، تجهیزات جمع‌آوری مکانیکی و ابزارهای مناسب برداشت زمینی، وابستگی به صعود کارگران را کاهش داده است. در باغ‌های تجاری برخی کشورهای تولیدکننده گردو، دستگاه‌هایی به کار گرفته می‌شوند که با لرزش کنترل‌شده تنه، میوه‌های رسیده را جدا می‌کنند و سپس تجهیزات مخصوص، محصول را از سطح زمین جمع‌آوری می‌کنند. البته انتقال مستقیم این فناوری به باغ‌های سنتی همدان بدون بررسی شرایط درختان، شیب زمین و هزینه تجهیزات امکان‌پذیر نیست.

بسیاری از باغ‌های قدیمی تویسرکان دارای درختانی با سن، اندازه و آرایش کاشت متفاوت هستند. همین ویژگی ممکن است استفاده از برخی ماشین‌آلات بزرگ را دشوار کند و نیاز به ابزارهای کوچک‌تر یا روش‌های ترکیبی برداشت ایجاد کند. علاوه بر این، دستگاه‌های لرزاننده در صورت انتخاب یا استفاده نادرست می‌توانند به تنه و ریشه درخت آسیب وارد کنند. بنابراین مکانیزاسیون باید بر پایه آزمایش‌های فنی، شناخت ویژگی‌های باغ و آموزش کاربران انجام شود. هدف، جایگزینی یک خطر انسانی با آسیب اقتصادی یا محیطی تازه نیست، بلکه کاهش مجموع خطرها و افزایش بهره‌وری عملیات برداشت است.

برای باغداران خرد، هزینه خرید تجهیزات تخصصی می‌تواند یکی از موانع اصلی تغییر روش باشد. ممکن است یک دستگاه برداشت تنها در دوره محدودی از سال استفاده شود و خرید مستقل آن برای هر باغدار توجیه اقتصادی نداشته باشد. در چنین شرایطی، ایجاد ناوگان خدمات مکانیزه، شرکت‌های ارائه‌دهنده خدمات برداشت و استفاده مشترک از تجهیزات می‌تواند گزینه‌ای قابل بررسی باشد. تعاونی‌های کشاورزی نیز در صورت برخورداری از مدیریت مناسب می‌توانند در تأمین تجهیزات و آموزش نقش داشته باشند. چنین الگویی امکان استفاده از فناوری را برای تولیدکنندگانی فراهم می‌کند که سرمایه کافی برای خرید مستقل ماشین‌آلات ندارند.

البته مکانیزاسیون تنها راهکار پیشگیری نیست. در باغ‌هایی که برداشت دستی همچنان ضروری است، ارزیابی وضعیت شاخه‌ها، استفاده از تجهیزات استاندارد کار در ارتفاع و پرهیز از نردبان‌های فرسوده یا استقرار نامطمئن اهمیت دارد. تجهیزات حفاظت در برابر سقوط نیز باید متناسب با نوع کار انتخاب و به نقاط مهار قابل اعتماد متصل شوند؛ استفاده صوری از طناب یا کمربند ایمنی نمی‌تواند جایگزین سامانه حفاظت مناسب باشد. کار در شرایط بارندگی، باد شدید یا خستگی نیز خطر را افزایش می‌دهد و باید در برنامه‌ریزی روزانه برداشت مورد توجه قرار گیرد.

آموزش مؤثر در این حوزه باید فراتر از توصیه‌های عمومی باشد. برگزاری دوره‌های کوتاه عملی پیش از فصل برداشت، آموزش تشخیص شاخه‌های ناایمن، بررسی نردبان و تمرین واکنش در شرایط اضطراری می‌تواند به اصلاح رفتارهای پرخطر کمک کند. حضور کارشناسان کشاورزی، متخصصان ایمنی و نیروهای امدادی در طراحی این دوره‌ها، امکان ارائه آموزش متناسب با واقعیت باغ‌های استان را فراهم می‌سازد. همچنین تهیه محتوای تصویری ساده و استفاده از ظرفیت دهیاری‌ها و تعاونی‌های محلی می‌تواند دسترسی کارگران فصلی به اطلاعات ایمنی را افزایش دهد.

زمان وقوع حادثه نیز در شدت پیامدهای آن اهمیت دارد. سقوط از ارتفاع ممکن است به آسیب گردن یا ستون فقرات منجر شود و جابه‌جایی غیراصولی مصدوم خطر آسیب بیشتر را افزایش دهد. در چنین شرایطی، تماس فوری با اورژانس ۱۱۵، اعلام موقعیت دقیق باغ و خودداری از حرکت دادن غیرضروری مصدوم، مگر در صورت وجود خطر فوری، اهمیت دارد. فراهم بودن مسیر دسترسی خودروهای امدادی و اطلاع قبلی کارگران از موقعیت جغرافیایی باغ می‌تواند فرآیند امدادرسانی را تسهیل کند. این موضوع به‌ویژه در باغ‌های دور از مراکز شهری و مناطق دارای مسیرهای دشوار اهمیت بیشتری دارد.

مقایسه همدان با استان‌هایی مانند کرمان، آذربایجان شرقی و چهارمحال و بختیاری که در بخش‌هایی از آنها گردوکاری رواج دارد، می‌تواند زمینه شناخت روش‌های مختلف برداشت و مدیریت ایمنی را فراهم کند. تفاوت اقلیم، اندازه باغ‌ها، سن درختان و ساختار مالکیت سبب می‌شود راهکارهای مناسب هر منطقه یکسان نباشند. به همین دلیل، برنامه کاهش حوادث در همدان باید بر شناخت باغ‌های سنتی تویسرکان و دیگر شهرستان‌های گردوخیز استوار باشد. استفاده از تجربه سایر مناطق زمانی سودمند خواهد بود که با ارزیابی فنی و اقتصادی در شرایط محلی همراه شود.

انتهای پیام./

کد مطلب: 1320947

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha