آتش‌بس یا هنوز آتش هست؟!

بیژن کیـا*

در شتاب گرفتن فراز و فرودهای سیاسی ـ اجتماعی طی سال‌های اخیر فرصت چندانی برای تفکر در چندوچون تحولات فراهم نمی‌شود و به‌همین دلیل نوعی شتابزدگی در تمامی تحلیل‌ها کم‌وبیش قابل مشاهده است. ایرانیان شاید بیش از دیگران با سرعت گرفتن تغییرات پیرامونی خود آشنا باشند. کینه‌توزی دشمنان ایران‌زمین‌ در قامت آشوب‌های خیابانی و وقوع دو جنگ ناخواسته و غیرمنطقی می‌تواند نشانگر تغییراتی باشد که دیر یا زود در چهره ژئوپلیتیک منطقه و همچنین توازن نوین قوا شاهدش خواهیم بود.

جنگ اخیر، چه جنگ رمضان بنامیم یا جنگ سوم تحمیلی، با اعلام آتش‌بس دوهفته‌ای بسیار شکننده، منجر به مذاکراتی شد که لازم است سؤالاتی در مورد آن‌ها مطرح شود و ابعاد مختلف آن مورد ارزیابی قرار بگیرد. از جمله پرسش‌ مهمی که پیش از آغاز مذاکرات لازم است به آن فکر کنیم، این است که چرا دونالد ترامپ پس از تهدید به نابودی کشور و توهین به‌ ملت‌ ایران در آخرین لحظات، اعلام آتش‌بس کرد؟

می‌توان دلایلی را در این راستا بیان کرد:

۱ـ به رژیم صهیونیستی و متحدانش فرصت تجهیز نظامی بدهد.

۲ـ منجر به تضعیف حزب‌الله شود. به این معنا که در تنگنای دولت لبنان و ارتش اسرائیل قرار بگیرد.

۳ـ بین جبهه مقاومت اختلاف ایجاد کند. به‌عبارتی دیگر، در این شرایط، یمن همچنان از لبنان دفاع خواهد کرد اما عراق و ایران ممکن است سکوت‌ و یا خویشتن‌داری کنند.

۴ـ آمریکا زمان‌خواهد داشت‌ تا به تلاش خود برای ایجاد شکاف در نظام حکمرانی ایران ادامه بدهد.

بنابراین، اگر ایران‌ به میز مذاکره‌ برگردد و متوجه حیله دشمن بشود، یا باید ادامه بدهد یا مذاکره را ناتمام‌ بگذارد. که در هر دو صورت ممکن است دچار زیان‌هایی شود که این همان تله اصلی است. چنان‌چه‌ مذاکره ناتمام بماند و یا شکست بخورد به احتمال بالا ممکن است موجب صدمه دیدن سرمایه اجتماعی ایران شود. لذا این‌ آتش‌بس در واقع بیش‌تر امری نمایشی و نمادین است. زیرا کاربرد و اثرش بر کنترل رفتار بازار و کاهش تنش اقتصاد جهانی خواهد بود. هرچه بازار، به‌خصوص نفت، آرام‌تر باشد دشمنان ایران آزادی عمل بیش‌تری خواهند داشت. شاید باور نکنید اما ترامپ آن‌چنان سودجوست که‌ از همه‌چیز برای خود و خانواده‌اش پول‌ می‌سازد، برخی منابع معتبر خبری‌ گفته‌اند پسر ترامپ ‏دقیقا چند دقیقه قبل از اعلام آتش‌بس، حدود ۵۲ میلیون دلار روی نفت سرمایه‌گذاری کرد و در سه ساعت ۱۷۵ میلیون دلار سود به‌دست آورد.

از سوی دیگر، بعد از اعلام آتش‌بس، شاهد مواردی متعدد از نقض مفاد آن بودیم. حملات به‌نقاطی از ایران، تشدید حملات به لبنان‌ و بدعهدی آمریکایی‌ها در گفتار و عمل. ترامپ یکبار دیگر همان بازی سخنان متناقض یا راهبرد «مرد دیوانه» را برای سردرگم کردن ایرانیان پیگیری خواهد کرد. بیانات مقامات‌ آمریکایی از ترامپ تا دی‌جی‌ونس یا سخنگوی کاخ سفید مبنی بر این که موارد ده‌گانه مطرح شده ایران ملاک و مبنای مذاکره نخواهد بود نشانه آشکاری از عدم‌ اراده‌ جدی برای مذاکره در آمریکاست.

اکنون بنا بر این مقدمات، بایستی گفت که چرا ایران‌ باتجربیات تلخ گذشته آتش‌بس را پذیرفت؟ شاید این مهم‌ترین‌ پرسش و حتی دشوارترین چالش برای فهم اتفاقاتی است که بعد از چله مبارزه و مقاومت شاهدش بودیم. که دلایل و سناریوهایی را می‌توان برای آن برشمرد:

۱ـ ممکن است‌ بازگشت بدنه جامعه به زندگی در طول مدت آتش‌بس برای استمرار و تقویت تاب‌آوری اجتماعی‌ مورد توجه ایران بوده است.

۲ـ دادن فرصت به دشمن برای حرکت واقعی به‌سمت صلح مورد نظر، سناریوی احتمالی دیگر است. البته این مورد، پیش‌فرضی واقع‌بینانه به‌نظر نمی‌رسد.

۳ـ شاید نشان دادن‌ منش وکنش صلح‌طلبانه ایران در برابر چشم جهانیان، می‌تواند یکی از دلایل اصلی پذیرش آتش‌بس بوده باشد.

۴ـ احتمال دارد تلاش برای تحقق امری که بتواند با افزایش شدید بازدارندگی معادلات جنگ و توازن قوا را در جنگ بعدی و قریب‌الوقوع باز تعریف کند مد نظر ایران بوده است.

در مجموع ما ایرانیان آموخته‌ایم در این‌گونه مقاطع خاکستری تاریخ که بین جنگ و صلح معلق می‌مانیم؛ با حفظ همدلی و دوری از جنگ روانی و شبیخون روایت‌ها بتوانیم همچنان دوام و بقای خود را تضمین‌ کنیم. آیا اکنون می‌توان تصور کرد که ارتباطی کم‌وبیش پنهان از داخل ایران با نظام حاکم برآمریکا، برای از سرگیری مذاکرات وجود داشته است؟! در روایتی بدبینانه می‌توان گفتار و کنش برخی سیاسیون ایرانی مبنی بر اهمیت نگاه‌ به مرحله بعد از جنگ در قدم نخست و سپس، نگارش مقاله‌ای به زبان انگیسی، توسط فردی دیگر اما با همان طرز فکر سازش و امتیاز دادن که در نشریه فارین‌افرز چاپ شد، قطعات پازلی باشد برای ارسال نشانه‌ای از وجود آمادگی اولیه برای پذیرش آتش‌بس.

علی‌رغم این روایت‌ها، اکنون که مذاکرات پذیرفته شده و دور اول آن نیز برگزار شده است، پرسش‌هایی در این خصوص به‌ذهن می‌رسند که در حین انجام مذاکرات لازم است به آن‌ها بیش از پیش توجه شود، از جمله:

۱ـ مهم‌ترین‌ موضوع در مذاکرات چه خواهد بود؟ بی‌هیچ تردیدی مدیریت تنگه هرمز به‌عنوان شاهرگ اقتصاد انرژی جهان (همچنان که در دور اول مذاکرات در اسلام‌آباد، شاهد آن بودیم). ایران در مذاکرات دست بالا را خواهد داشت اما طرف آمریکایی با تکیه بر قدرت رسانه، سعی در ادراک سازی برای مخاطبان خواهد کرد از سوی دیگر آن‌ها بیش‌ترین فشار را بر تیم ایرانی وارد می‌کنند تا مقاومت و سرسختی ایرانی‌ها را بشکنند.

۲ـ تیم مذاکره‌کننده ایران در برابر زیاده‌خواهی طرف مقابل چه رویکری داشته باشد بهتر است؟ آمریکایی‌ها در شرایطی که سکوت نظامی بین آن‌ها و ایرانی‌ها ایجاد شده، روحیه تیم ایرانی را به دقت تحلیل خواهند کرد تا بتوانند میزان استواری و اراده ی ایرانیان را برای ادامه جنگ ارزیابی کنند. بنابراین‌انسجام‌ و وحدت‌ نظر تیم ایران ‌اهمیت دارد.

۳ـ اگر مذاکرات شکست بخورد چه خواهد شد؟ به‌طور کلی با نگاه به ترکیب طرف ایرانی و حضور هم‌زمان مقامات دفاعی، اقتصادی، رسانه‌ای و حقوقی پیام آشکاری به‌طرف آمریکایی داده می‌شود. ایران به درک عمیق از ماهیت ترکیبی تهدیدات و فرصت‌های بین‌المللی رسیده است؛ نگاهی که دیگر دیپلماسی را صرفا در چارچوب سیاست نمی‌بیند، ایرانیان اکنون تهدیدات استعمار را در شبکه‌ اجتماعی، امنیتی و فرهنگی ادراک کرده اند. به‌نظرم آمریکا نیز چنین موقعیتی را احساس کرده و به‌همین دلیل گروهی حرفه‌ای تر برای مذاکرات اعزام کرده است. آمریکا که برای کمک به اسرائیل وارد جنگی سخت شد، هم‌اکنون موجودیت خودش را به خطر انداخته است. بنابراین پس از ناامیدی از ناتو، برای تقویت قوا، به زمان نیاز دارد و همچنین درگیر کردن کشورهای منطقه در جنگ، برای پتر و دلار.

و اما در این بازه زمانی، چند سؤال مهمی نیز مطرح می‌شوند که بعد از مذاکرات باید از خودمان بپرسیم که عبارتند از:

۱ـ درصورت شکست مذاکرات آیا به‌سرعت در میدان‌جنگ قرار خواهیم گرفت؟ گمان ‌نمی‌کنم. اما از آن‌جا که ادامه حیات و استمرار هژمونی این کشور با پترو دلار رقم خورده در نهایت آمریکا در موقعیتی قرار می‌گیرد که اگر با شروط ایران موافقت کند، برتری‌اش در منطقه را از دست خواهد داد و اگر میز مذاکره را ترک کند با بحرانی اقتصادی روبرو خواهد شد.

۲ـ آمریکا و اسرائیل پس از مذاکرات چه خواهند کرد؟ آمریکا ورژیم صهیونی برای مقابله با ایران تا این لحظه نتوانسته اند ناتو و اروپا را در گیر جنگ کنند به همین‌دلیل تشکیل یک ناتوی عربی را سازماندهی خواهند کرد. این تنش‌ها به‌دلیل اهمیت انرژی، خواسته یا ناخواسته دیگر کشوها را نیز درگیر می‌کند.

بنابر آن‌چه گفته شد، به‌شخصه این آتش‌بس را «آتش هست» می‌دانم. لذا باید شکیبا بود و منتظر ماند و دید چه تحولات و سناریوهایی پیش روی فرجام این جنگ خواهد بود. در نهایت نیز، تنها یک سؤال اساسی دیگری که باقی می‌ماند. «این‌که اکنون چه باید کرد؟» امیدوارم ایران بتواند در برابر دشمنان خود جبهه‌ای نامتقارن برای مبازه وسیع با استعمار هزاره سوم ایجاد کند. ملت‌هایی آزادی‌خواه ازایرلند، اسپانیا، کوبا، بولیوی، نیجریه، عراق، سوریه، لبنان، بوسنی و هرزگوین و الجزایر. این‌ها ‌همه می‌توانند در این جبهه نقش داشته باشند تا جنبشی جهانی شکل بگیرد و امکانی برای بازدارندگی کامل مقابل امپریالیسم جهانی آمریکا و آپارتاید میلیتاریستی و خشن اسرائیل فراهم شود. در مقابل نیز، مردم غیور کشور، به‌مانند بیش از چهل روز که در میادین و خیابان‌ها با حضور خود، از سربازان نظامی ـ سیاسی وطن حمایت کردند، به پشتیبانی و حضور همگانی خود ادامه بدهند و در این مسیر، بیش از گذشته استمرار و استقامت بورزند. در خاتمه‌، بهترین‌ها را برای تمامی آزادگان جهان و به‌خصوص جبهه‌ مقاومت آرزو دارم. پاینده ایران.

بیژن کیا*

انتهای یادداشت/

کد مطلب: 1302444

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha