اقتصاد غیررسمی در همدان؛ شهری که زیر پوستش بازار دیگری جریان دارد

نازنین مولائی‌منظر*

همدان را معمولا با تصویرهای رسمی اش می شناسند؛ با اداراتش، با بازار مرکزی، با فروشگاه ها و کسب و کارهایی که مجوز دارند و تابلوهایشان روشن است. اما حقیقت شهرها همیشه در همان چیزی نیست که در میدان اصلی دیده می شود. شهرها یک لایه پنهان دارند؛ لایه ای که نه در آمارهای رسمی ثبت می شود، نه در گزارش های مدیریتی با جزئیات می آید، و نه حتی در سیاست گذاری های شهری جایگاه روشنی دارد. این لایه پنهان، همان اقتصاد غیررسمی است؛ اقتصادی که در همدان مثل یک رود زیرزمینی جریان دارد و بخش بزرگی از زندگی مردم را بی آنکه دیده شود، سر پا نگه داشته است.

اقتصاد غیررسمی یعنی شغل هایی که بیمه ندارند، قرارداد ندارند، مالیات نمی دهند یا دست کم در سیستم رسمی ثبت نمی شوند. یعنی کارگر روزمزد، دستفروش، راننده ای که با خودروی شخصی مسافرکشی می کند، بانویی که در خانه شیرینی می پزد و در شبکه های اجتماعی می فروشد، جوانی که بدون مجوز خدمات تعمیرات موبایل و لپ تاپ انجام می دهد، کسی که در حاشیه شهر کارگاه کوچک دارد اما ثبت رسمی نکرده، یا حتی مغازه داری که بخشی از معاملاتش بیرون از سیستم مالیاتی انجام می شود. اقتصاد غیررسمی در همدان فقط یک پدیده اقتصادی نیست؛ یک سبک بقاست. شیوه ای که مردم در مواجهه با فشار تورم، کمبود شغل رسمی و ضعف حمایت اجتماعی، برای زنده ماندن انتخاب کرده اند.

در جهان، اقتصاد غیررسمی یک پدیده شناخته شده است. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، از هند و برزیل گرفته تا مصر و نیجریه، بخش بزرگی از جمعیت در همین اقتصاد کار می کنند. حتی در برخی کشورهای اروپایی نیز اقتصاد غیررسمی وجود دارد، اما تفاوت در اندازه و مدیریت آن است. در کشورهایی مثل آلمان یا فرانسه، سهم اقتصاد غیررسمی محدود است و دولت تلاش می کند آن را به سمت رسمی شدن سوق دهد. اما در بسیاری از کشورها، اقتصاد غیررسمی به قدری گسترده می شود که عملا تبدیل به یک اقتصاد موازی می گردد. ایران نیز در سال های اخیر، با رشد فشارهای اقتصادی و محدودیت های اشتغال رسمی، شاهد گسترش این پدیده بوده و همدان هم از این قاعده مستثنی نیست.

اما مسئله همدان، فقط وجود اقتصاد غیررسمی نیست؛ مسئله این است که این اقتصاد، آرام آرام به ستون اصلی معیشت بسیاری از خانواده ها تبدیل شده است. یعنی بخش قابل توجهی از مردم، دیگر روی شغل رسمی حساب نمی کنند. شغل رسمی در ذهن بسیاری تبدیل به یک آرزو شده، نه یک مسیر قابل دسترس. و وقتی شغل رسمی دست نیافتنی می شود، مردم به سمت شغل های غیررسمی می روند. اینجا اقتصاد غیررسمی فقط یک انتخاب نیست؛ یک اجبار است.

در همدان، اقتصاد غیررسمی از چند مسیر رشد کرده است. نخست، افزایش بیکاری و کمبود فرصت های شغلی پایدار. جوانی که فارغ التحصیل شده اما شغل پیدا نکرده، برای تامین هزینه های زندگی به سمت کارهای آزاد و غیررسمی می رود. دوم، فشار تورم. خانواده ای که درآمد ثابت دارد اما هزینه ها هر روز بالا می رود، به دنبال منبع درآمد دوم می گردد و این منبع معمولا در اقتصاد غیررسمی شکل می گیرد. سوم، پیچیدگی بروکراسی. بسیاری از کسب و کارهای کوچک اگر بخواهند رسمی شوند، با انبوهی از مجوزها، هزینه ها و مراحل اداری مواجه می شوند. نتیجه این می شود که ترجیح می دهند در همان فضای غیررسمی بمانند. چهارم، گسترش شبکه های اجتماعی. امروز بسیاری از کسب و کارهای خانگی و فروش آنلاین در همدان، بدون ثبت رسمی فعالیت می کنند و از این طریق درآمد دارند. این یک واقعیت جدید است که اقتصاد دیجیتال، همزمان هم فرصت ایجاد کرده و هم اقتصاد غیررسمی را گسترده تر کرده است.

اما اقتصاد غیررسمی در همدان یک روی دیگر هم دارد؛ روی تاریک. این اقتصاد اگرچه برای بسیاری از مردم نجات بخش است، اما همزمان می تواند آسیب زا هم باشد. زیرا شغل غیررسمی یعنی نبود امنیت شغلی. یعنی فرد اگر بیمار شود، بیمه ندارد. اگر حادثه رخ دهد، حمایتی نیست. اگر کار از دست برود، هیچ پشتوانه ای وجود ندارد. اقتصاد غیررسمی یعنی کارگر روزمزد که هر روز با اضطراب صبح را آغاز می کند، چون نمی داند امروز کار هست یا نه. یعنی زنی که در خانه کار می کند اما هیچ قانون حمایتی برایش تعریف نشده. یعنی جوانی که مسافرکشی می کند اما در برابر حادثه و خسارت، هیچ پشتیبانی ندارد. این بی ثباتی، در بلندمدت جامعه را فرسوده می کند.

از سوی دیگر، اقتصاد غیررسمی می تواند به نابرابری هم دامن بزند. چون در این اقتصاد، افراد قدرتمندتر می توانند از خلأ نظارت سوءاستفاده کنند. دلالی، واسطه گری، احتکار و معاملات غیرشفاف، اغلب در همین فضا رشد می کنند. یعنی همان اقتصادی که برای فقرا ابزار بقاست، برای برخی تبدیل به ابزار سودجویی می شود. این تضاد، یکی از پیچیده ترین لایه های اقتصاد غیررسمی است.

همدان اگر بخواهد این پدیده را مدیریت کند، نباید صرفا با نگاه سلبی به آن برخورد کند. برخورد پلیسی و حذف دستفروشان یا محدود کردن مشاغل غیررسمی، فقط صورت مسئله را پاک می کند. زیرا اقتصاد غیررسمی از فقر و نیاز تغذیه می کند. اگر نیاز باقی بماند، اقتصاد غیررسمی هم دوباره در شکل دیگری بازمی گردد. بنابراین راه حل همدان، تبدیل اقتصاد غیررسمی به اقتصاد رسمی است؛ اما نه با فشار، بلکه با تسهیل.

تسهیل یعنی چه؟ یعنی ایجاد سازوکارهایی که کسب و کارهای کوچک بتوانند با هزینه کم رسمی شوند. یعنی کاهش بروکراسی صدور مجوز. یعنی حمایت از کسب و کارهای خانگی و فروش آنلاین با ایجاد بیمه های ارزان و طرح های حمایتی. یعنی ایجاد بازارچه های رسمی برای دستفروشان، به جای جمع کردن آنها. در بسیاری از شهرهای دنیا، دستفروشان را حذف نکردند، بلکه آنها را ساماندهی کردند و به بخشی از اقتصاد شهری تبدیل نمودند. استانبول نمونه روشن این ماجراست؛ شهری که بازارهای خیابانی اش نه تهدید، بلکه یک جاذبه گردشگری است. همدان هم می تواند چنین الگویی را پیاده کند، اگر نگاهش به اقتصاد غیررسمی از تهدید به فرصت تغییر کند.

اقتصاد غیررسمی همچنین یک پیام مهم برای مدیران همدان دارد: مردم در حال سازگاری با بحران هستند. وقتی مردم به سمت شغل های غیررسمی می روند، یعنی سیاست های اشتغال رسمی نتوانسته پاسخگو باشد. یعنی شهر در حال تولید راه های بقاست، اما این راه ها پایدار نیستند. بنابراین اقتصاد غیررسمی یک هشدار است؛ هشداری که می گوید زیر پوست شهر، فشار در حال افزایش است.

در کنار همه اینها، اقتصاد غیررسمی در همدان یک ظرفیت بزرگ هم دارد: ظرفیت کارآفرینی. بسیاری از کسب و کارهای بزرگ دنیا از دل اقتصاد غیررسمی شروع شدند. در هند، بسیاری از شرکت های موفق از بازارهای خیابانی آغاز کردند. در برزیل، برخی از کارآفرینان بزرگ از دل مشاغل غیررسمی بیرون آمدند. همدان هم اگر بتواند این انرژی پنهان را به مسیر درست هدایت کند، می تواند از دل همین اقتصاد غیررسمی، کسب و کارهای رسمی و پایدار بسازد. اما این کار نیازمند سیاست گذاری هوشمندانه است؛ سیاست گذاری ای که مردم را به رسمیت بشناسد، نه اینکه آنها را حذف کند.

در نهایت، اقتصاد غیررسمی در همدان مثل یک حقیقت خاموش است. حقیقتی که اگر دیده نشود، بزرگ تر می شود. همدان باید بفهمد که شهر فقط با پروژه های عمرانی و ساختمان های جدید ساخته نمی شود؛ شهر با معیشت مردم ساخته می شود. و معیشت مردم، امروز بخش بزرگی اش در همین اقتصاد پنهان جریان دارد. اگر همدان بتواند این اقتصاد را ساماندهی کند، هم درآمد شهری افزایش می یابد، هم امنیت شغلی مردم بیشتر می شود، هم عدالت اقتصادی تقویت می گردد و هم سرمایه اجتماعی شهر بالا می رود.

اما اگر این اقتصاد پنهان رها شود، همدان در آینده با شهری روبه رو خواهد شد که بخش بزرگی از جمعیتش بدون بیمه، بدون امنیت و بدون ثبات زندگی می کنند. شهری که ظاهرش آرام است، اما زیر پوستش ناپایدار.

اقتصاد غیررسمی را نمی توان حذف کرد، اما می توان آن را فهمید، مدیریت کرد و به مسیر توسعه تبدیل نمود. و شاید همدان، اگر بخواهد به آینده ای پایدار برسد، باید همین رود زیرزمینی را به یک جریان رسمی و روشن تبدیل کند؛ جریانی که به جای پنهان شدن در تاریکی، در روشنایی اقتصاد شهری نفس بکشد.

فعال رسانه ای*
انتهای یادداشت./

کد مطلب: 1305906

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha