به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از اصفهان؛ در قسمت اول این نشست، تماشاخانهها به دوستداران تاریخ هنر نشان داده شد که از آنها یا هیچ باقی مانده و یا تغییر کاربری داده و حتی تخریب شدهاند.
خسرو ثقفیان در این نشست زبان هنر اصفهان شد. او از سالنهای از یاد رفته گفت که در نشست قبلی هنردوستان با چشم خود نابودی آن را دیده بودند، از خرابههایی که روزی چراغهایشان خاموش نمیشد و بازیگران خاکش را، برفش را خاکستر موی کرده بودند و این در حالی است که در تهران تعدادی از این سالنها مثل سالنهای لالهزار بازسازی شدهاند و چراغشان هنوز مردم را به دیدار با بازیگران فرا میخواند. همچنین از پیشگامان تئاتر اصفهان صحبت شد که جز "ارحام صدر" و "ممیزا" هیچ کدام اصفهانی الاصل نبودند.
تئاتر اصفهان: کمدی نامهای همیشگی یا سکوت صدای دیگر ژانرها
ثقفیان در پاسخ به این سوال که چرا هر کجا حرف از تئاتر اصفهان میشود تنها سخن از طنز این سبک به میان میآید، بیان کرد: شاید از مهمترین دلایلش فضای خاکستری این سبک باشد. معترضی که نیست و دست نویسنده و بازیگر را بازتر میگذارد. دوم بُعد تبلیغاتی و پرداخت بیحدی است که به اشخاص شاخص این سبک شده که همین باعث در حاشیه قرار گرفتن تئاتر جدی بشود که شاید همین پایهای شود تا تئاتر اصفهان تنها به همین سبک و سیاق خودش را به دیگران نشان دهد و ابعاد دیگرش در سایه قرار بگیرند.
این کارگردان و نویسنده پیشگام اصفهانی به این موضوع اشاره کرد: درست است که دلایل محبوبیت تئاتر اصفهان لهجه اصفهانی، بداههگویی، طنزپردازی و... بوده اما شاخص مهمی که آن را از دیگر موارد جدا میکند، تکهپرانی و تکمحوری است. تکهپرانی که در فرهنگ اصفهانی جایگاه قدمتداری دارد و در خیابان، بقالی، مدرسه، خانه و... همه از آن استفاده میکنند. همچنین تک محوری که شاخصه دیگری است برای برجسته شدن این سبک، همه میدانند تا شاخص و علم گروه آبشاری به زمین مقابل بزند و همه هستند تا او بیشتر دیده بشود.
دهه ۲۰، پایان تئاتر جدی
در نظر او پایان کار جدی به نقطهای رسیده که تنها تماشاگر راضی باشد و این افول را در پی دارد که نه نیاز مخاطب جدی گرفته میشود و نه مواردی که در ذهن نویسنده و کارگردان پرسه میزند. چون تئاترها اکثرا خصوصی بودند و تئاتر نیاز به پول داشت؛ این عرصه تبدیل شد به وضعیتی که فقط به سلقیه بازیگردانان، پول بچرخد و در نهایت تئاتر تبدیل به آتراکسیون سرگرمیای برای تماشاچی بدل شد.
در سال ۵۰، اداره تئاتر با اعزام استاد به شهرهای دیگر، زمینهی تشکیل گروههای جدید با دیدگاههای متفاوت را فراهم کرد. این گروهها حول چهار محور اصلی شکل گرفتند:
تئاتر فرهنگ و هنر: تمرکز بر فعالیتهای ایرانیمحور، فرهنگی و بیشتر همسو با رویکرد رسمی ارشاد.
تئاتر مرکز فرهنگی رادیو و تلویزیون: گرایش به کارهای اوانگارد.
دانشگاه اصفهان: محور فعالیت دانشگاهی و شکلگیری جریانهای تئاتری مرتبط با فضای آموزشی.
کاخ جوانان: محیطی سرگرمکننده و تفریحی که محل فعالیت برخی گروههای علاقهمند به تئاتربود؛ این بخش فضای خاص و جشنواره محور خودش را داشت.
ثقفیان اشاره کرد که رقابت مناسبی بین این گروهها ایجاد شده بود که نتیجه آن، تماشاگر مخصوص برای هرکدام و شروع کار میدانی است. اما فضا در دست تماشاگر بود که با توجه به میل خود به فضای کمدی؛ تئاتر جدی در سایه قرار گرفت. ولی در کل همگی در کنار هم بودند و اجرا میکردند حتی با وجود مشکلات ریز و درشتی که در این بین مشاهده میشد که همه اینها در سال ۵۷ قطع شد.
سال ۵۷: شروعی متفاوتتر از همیشه برای تئاتر
فرهنگ و هنر تبدیل به سازمان ارشاد شده بود. شیوه جدیدی از تئاتر در عرصه آمد به نام کار میدانی، که در زمین بسکتبال یا والیبال که فضای نشستن تماشاگر را داشته باشد برگزار میشد و معمولا دارای جذابیتهای بصری و هندسی متفاوتی بود. در کنار همه اینها مورد جدیدی ایجاد شده بود به نام تئاتر مذهبی که توسط جهاد کشاورزی برای رفع نیاز مذهبی جامعه شکل گرفت. خیلی از هنرمندان حتی برای خدمت سربازی به این سازمان رجوع میکردند و خدمت میکردند.
ارگانها گروههای هنری تشکیل دادند و در این نقطه دیگر مربع قبلی کارساز نبود. تنوع کاری بیشتر شد و البته بعد از چند سال کم کم از میان رفتند و هنرمندان به سمت گروه ارشاد رفتند. گروهها مستقیم و غیرمستقیم وظیفه مربیگری هم داشتند که بخش آکادمیک این وظیفه تبدیل به دانشگاه سوره شد.
در ادامه به این موضوع اشاره شد که بعد از انقلاب همه سالنها بزرگ تقریبا از بین رفته بودند جز مواردی مثل سالن هراتی که متعلق به یک مدرسه بود، سالن هلالاحمر، بهزیستی و تالار اندیشه که در واقع اول سینما بود و بعدها تبدیل به تالار اندیشه شد که از مهمترین سالنهای قبل از تالار هنر بود. البته ارشاد هم زندانی از دوران صفویه را گرفت و تبدیل به تماشاخانهای کرد به نام سالن توحید خانه که چند کار در آن اجرا شد اما در نهایت به دست دانشگاه افتاد و تبدیل به سالن اجتماعاتش شد. در نهایت حدود دو دهه پیش تالار هنر و کمی بعد هم سالن فرشچیان افتتاح شد که البته جای زیادی برای کار داشت و افتتاح سالن بعد از چندین سال ذوق بیشتری را طلب میکرد.
جشنوارهها و برنامههای خاموش شده
تنها فردی که در آن سالها شاید هم هنوز، دکترای طراحی سالن از فرانسه داشت، علی رفیعی بود. دیگر عزیزان به اصفهان آمدند و پیشنهاد شد به مناسبت چهارصدمین سالی که از پایتخت شدن اصفهان گذشته، هفته اصفهان بگیریم، فیلم افسانه شهر لاجوردی ساخته شد، کتابها نوشته شد اما تئاتر هیچ وقت به اجرا درنیامد و چندی بعد فیلم هم متوقف شد و به گوشهی خاک خورده ذهنها فرستاده شد. بعد از آن علی رفیعی خواست که سالن جدیدی بسازد اما توسط برخی افراد اجازه ساخت داده نشد و ایشان از اصفهان رفتند.
جشنوارههای زیادی برگزار شد و خیلیهاشان هنوز چندی نگذشته از بین رفتند اما بساط جشنواره و جشنواره بازی باز شده بود و تئاتر را هم به خودش مبتلا کرده بود. از جمله این جشنوارهها میتوان به جشنواره فجر، دانشجویان، جهاد دانشگاهی، هلال احمر، کارگری،زندانها و آتش کار اشاره کرد که خیلیهاشان از بین رفتند.
خسرو ثقفیان بهترین و حیفترین آنها را جشنواره آتش کار میدانست که توسط ذوب آهن راهاندازی شده بود و نوبرانههای زیادی داشت؛ چون وابسته به بخش خصوصی بود خواهان بیشتری داشت و در یکسال حتی تعداد شرکت کنندگان این جشنواره از جشنواره فجر بیشتر شد اما خیلی زود این جشنواره از بین رفت و بعدها حتی به پیشنهاد عدهای بازگشایی نشد.
تئاتر و انحطاط: خون در رگهای تئاتر کجاست
ثقفیان به این اشاره کرد که تئاتر سالهاست که مرده، نه از بازی بچگانه و چشم و هم چشمی بلکه از نفهمیدن و ساده انگاری تئاتر مرد. ساده انگاری که به مفاهیم ساده تبدیل شد و عمق را فراموش کرد یا هم اگر پیچیدگی بود مخصوص عدهای خاص زود که در اخر کارگردان و نویسنده را مجبور به ساده انگاری میکرد. تئاتر از سینما و تلویزیون مرد، از فیلم و سریالهایی که بدون فکر تولید و سلیقه را عوض کرد. مردم به دنبال حداقل متن و بازی با طنز ارائه شده در سینی بودند و در نهایت ما حتی زوال طنز را هم مشاهده میکنیم. جایی تئاتر خطا کرد و تماشاگر را از دست داد یا زیاد بها داد و یا از آن هم دور شد و او را از دست داد و این انحطاط تئاتر است.
این پیشکسوت تئاتر در در رابطه با اقتصاد تئاتر تشریح کرد: وضعیت در دهههای اخیر بهتر شده. قبلا تهیه کننده فقط ارشاد بود اما از حدود ۲۰ سال پیش شهرداری هم کمکرسان شد و علاوه بر بودجههایی که میداد، جشنواره خندهستان را هم تشکیل داد و به جایگاه کمدی اصفهان کمک کرد.
وی در پایان گفت: تئاتر وظیفه قدرانی از کمکها را دارد. هر چند به دلیل محدودیتها باشد و شبیه به تاجیکستان ردیف اول برای پیشگامان نیست و احترام و درآمدزایی برایشان نمیآورد و جای پیشرفت زیاد، اما ما قدردان زحمات مدعوین و دست اندرکاران هستیم.
خبرنگار: سحر خراسانی
انتهای پیام/
نظر شما