به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از همدان؛ یک کارشناس مسائل اجتماعی در مصاحبه اختصاصی با خبرگزاری ایسکانیوز با تأکید بر اینکه حاشیهنشینی را باید به عنوان یکی از مهمترین نشانههای نابرابری شهری تحلیل کرد، اظهار کرد: حاشیهنشینی فقط به معنای شکلگیری خانههایی در اطراف شهر نیست. این پدیده زمانی به مسئله اجتماعی تبدیل میشود که بخشی از شهروندان از دسترسی برابر به خدمات، امنیت، آموزش، سلامت، حملونقل، فضای فرهنگی و فرصتهای شغلی محروم بمانند. در چنین شرایطی، حاشیه از یک محدوده جغرافیایی فراتر میرود و به نوعی فاصله اجتماعی تبدیل میشود.
وی در پاسخ به این پرسش که چرا حاشیهنشینی در شهرهایی مانند همدان باید جدی گرفته شود، گفت: همدان مرکز خدمات اداری، درمانی، آموزشی و اقتصادی استان است و همین مرکزیت، جمعیت زیادی را از شهرهای کوچک و روستاها به سمت خود جذب میکند. بسیاری از خانوادهها برای دسترسی به کار، درمان، مدرسه بهتر یا امکانات بیشتر وارد شهر میشوند، اما به دلیل گرانی مسکن، محدودیت درآمد و نبود حمایت کافی، ناچارند در مناطق ارزانتر و کمبرخوردارتر ساکن شوند. بنابراین حاشیهنشینی اغلب نتیجه انتخاب آزادانه نیست؛ نتیجه محدودیت گزینههاست.
این کارشناس افزود: هیچ خانوادهای با آرزوی زندگی در محلهای کمخدمات مهاجرت نمیکند. مهاجرت معمولاً با امید آغاز میشود؛ امید به شغل بهتر، آموزش بهتر، درمان بهتر و آیندهای قابل اتکاتر. اما وقتی شهر نتواند این امید را در قالب مسکن مناسب، خدمات عمومی و فرصت پایدار پاسخ دهد، امید مهاجر در حاشیه شهر متوقف میشود. این توقف، بهتدریج میتواند به احساس محرومیت، نارضایتی و بیاعتمادی تبدیل شود.
او درباره ریشههای اجتماعی این پدیده بیان کرد: بخشی از حاشیهنشینی به مهاجرت روستایی و ضعف فرصتهای اقتصادی در شهرستانها و روستاها مربوط است. وقتی روستا با مشکل آب، کاهش درآمد کشاورزی، نبود شغل برای جوانان و ضعف خدمات روبهرو میشود، شهر مقصد طبیعی جمعیت خواهد بود. اما اگر توسعه استان بهصورت متوازن پیش نرود، مرکز استان زیر فشار جمعیتی قرار میگیرد و حاشیهها گسترش پیدا میکنند. به همین دلیل، حل حاشیهنشینی فقط با اقدام شهری ممکن نیست؛ باید ریشههای منطقهای آن هم دیده شود.
وی در پاسخ به این پرسش که مهمترین پیامدهای حاشیهنشینی چیست، گفت: پیامدها فقط در ظاهر محله دیده نمیشود. وقتی خانوادهای در محیطی زندگی میکند که دسترسی به مدرسه باکیفیت، فضای بازی، مرکز فرهنگی، درمانگاه، حملونقل مناسب و فرصت شغلی محدود است، کیفیت زندگی کاهش پیدا میکند. کودکان و نوجوانان این مناطق بیشتر در معرض محرومیت آموزشی، ترک تحصیل، آسیبهای اجتماعی و کمبود فرصتهای رشد قرار میگیرند. این مسئله در بلندمدت میتواند چرخه فقر را بازتولید کند.
این کارشناس مسائل اجتماعی با اشاره به اهمیت کودکان و نوجوانان در محلههای کمبرخوردار گفت: کودکانی که در حاشیه شهر زندگی میکنند، نباید فقط از زاویه آسیب دیده شوند. آنان استعداد، توانایی و آینده دارند، اما نیازمند دسترسی به فرصت هستند. اگر مدرسه مناسب، فضای فرهنگی، ورزش، مشاوره، کتابخانه و حمایت آموزشی در این محلهها جدی گرفته نشود، بخشی از استعدادهای انسانی استان در سکوت از مسیر رشد بازمیماند. عدالت شهری از مدرسه و محله آغاز میشود.
او ادامه داد: یکی از خطاهای مهم در مواجهه با حاشیهنشینی، نگاه صرفاً عمرانی است. آسفالت، جدولگذاری، روشنایی و ساماندهی کالبدی ضروری است، اما کافی نیست. حاشیه فقط با بتن و آسفالت درمان نمیشود. اگر اشتغال، آموزش، فرهنگ، سلامت، امنیت اجتماعی، مشارکت مردم و حمایت از خانوادهها دیده نشود، محله شاید ظاهر بهتری پیدا کند، اما ریشه مسئله همچنان باقی میماند.
وی درباره نقش مدیریت شهری در کاهش آسیبهای حاشیهنشینی اظهار کرد: مدیریت شهری باید از نگاه مرکزگرا عبور کند. شهر فقط میدانها، خیابانهای اصلی و مناطق برخوردار نیست. کیفیت یک شهر را باید از دورترین و کمبرخوردارترین محلههای آن سنجید. اگر خدمات شهری در برخی مناطق دیرتر، ضعیفتر یا پراکندهتر ارائه شود، شهر بهتدریج دچار دوگانگی میشود؛ بخشی برخوردارتر و بخشی محرومتر. این دوگانگی در بلندمدت به اعتماد عمومی آسیب میزند.
این کارشناس در بخش دیگری از مصاحبه درباره نقش مردم محلهها گفت: مردم حاشیه نباید فقط دریافتکننده خدمات باشند؛ باید در تصمیمگیریها مشارکت داده شوند. هر محله، مسائل، ظرفیتها، گروههای اثرگذار و شبکههای اجتماعی خودش را دارد. اگر طرحی بدون گفتوگو با مردم اجرا شود، ممکن است با نیاز واقعی آنان فاصله داشته باشد. مشارکت محلهای باعث میشود مردم نسبت به تغییرات احساس مالکیت و مسئولیت کنند.
او افزود: در بسیاری از محلههای کمبرخوردار، زنان نقش مهمی در حفظ خانواده، تربیت فرزندان، اقتصاد خرد و پیوندهای اجتماعی دارند. اگر برای زنان این محلهها برنامههای مهارتآموزی، حمایت از کسبوکار خانگی، آموزش سلامت، مشاوره خانواده و بازار فروش کوچک ایجاد شود، بخشی از توان محله فعال میشود. توسعه محلهای بدون دیدن نقش زنان، ناقص خواهد بود.
وی با اشاره به نقش نهادهای فرهنگی و آموزشی گفت: حاشیهنشینی را نمیتوان فقط به شهرداری یا یک دستگاه خاص سپرد. مدرسه، مسجد، مرکز فرهنگی، دانشگاه، سازمانهای مردمنهاد، مراکز مشاوره و نهادهای حمایتی باید در کنار هم کار کنند. اگر هر دستگاه بهصورت جداگانه و مقطعی عمل کند، اثر کارها محدود میماند. مسئلهای چندلایه، پاسخ چندلایه میخواهد.
این کارشناس مسائل اجتماعی در پاسخ به پرسشی درباره راهکارهای اساسی گفت: نخست باید شناخت دقیق از محلهها وجود داشته باشد؛ جمعیت، سطح دسترسی به خدمات، وضعیت کودکان، اشتغال، آسیبها، ظرفیتهای محلی و نیازهای فوری هر منطقه باید بررسی شود. سپس باید برنامه محلهمحور تدوین شود. نسخه واحد برای همه مناطق کمبرخوردار پاسخ نمیدهد. ممکن است در یک محله اولویت مدرسه باشد، در محله دیگر حملونقل، در جای دیگر اشتغال یا خدمات درمانی.
وی در پایان خاطرنشان کرد: حاشیهنشینی در همدان، آینهای است که بخشی از نابرابریهای شهری و منطقهای را نشان میدهد. اگر این آینه شکسته یا پنهان شود، مسئله حل نمیشود. باید آن را دید، ریشههایش را شناخت و با برنامهای انسانی، اجتماعی و بلندمدت برای آن اقدام کرد. شهری که حاشیههایش را جدی نگیرد، دیر یا زود با پیامدهای آن در متن شهر روبهرو خواهد شد. عدالت شهری زمانی معنا دارد که هیچ محلهای احساس نکند از نقشه توجه و تصمیم حذف شده است.
خبرنگار: نازنین مولائیمنظر
انتهای خبر/
نظر شما