بعضی نامها فقط نام نیستند؛ هر بار که شنیده میشوند، چیزی در دل انسان جابهجا میشود. نام حضرت علیاصغر(ع) از همان نامهاست. نام کودکی که تنها شش ماه زندگی کرد اما روایت زندگی کوتاهش، قرنهاست در حافظه انسانها مانده است.
وقتی از کربلا سخن گفته میشود، معمولاً ذهن به سمت مفاهیمی چون ایستادگی، وفاداری، آزادگی و حماسه میرود؛ اما در میان تمام صحنههای بزرگ عاشورا، صحنهای وجود دارد که جنس دیگری دارد. صحنهای که نه از قدرت میگوید و نه از پیروزی ظاهری؛ بلکه از مظلومیتی سخن میگوید که حتی امروز هم درک آن آسان نیست.
حضرت علیاصغر(ع)، فرزند امام حسین(ع)، در روایت عاشورا تنها یک شخصیت تاریخی نیست؛ او نماد حقیقتی است که نشان میدهد رنج، سن نمیشناسد و انسانیت، مرز ندارد. کودکی که نه سخنی گفت، نه در میدان نبرد حضور داشت و نه انتخابی برای سرنوشت خود داشت، اما نامش به یکی از تأثیرگذارترین بخشهای تاریخ تبدیل شد.
نقلهای روضه بارها این مضمون تکرار شده که سختترین لحظه، فقط آن لحظه نبود؛ بلکه بازگشتنِ پدر بود. پدری که کودکش را در آغوش گرفته و قدم برمیدارد؛ چند قدم به سمت خیمهها، چند قدم مکث… چگونه باید خبر را به مادری رساند که کودکش را با امید در آغوش پدر گذاشته بود؟
و اینجاست که نام حضرت رباب(س)، مادر علیاصغر(ع)، آرام و بیصدا وارد روایت عاشورا میشود. در کربلا خیلیها جنگ را دیدند، اما حضرت رباب(س) داغی را دید که هیچ مادری نباید ببیند.
گاهی وقتی از عاشورا حرف میزنیم، بیشتر از میدان و شمشیر میگوییم و کمتر از خیمهها. کمتر از مادری که کودکش را بدرقه کرد و دیگر صدای گریهاش را نشنید.
این روزها جهان، تصویر کودکان بسیاری را به خاطر سپرده است؛ کودکانی که به جای مدرسه، ناامنی را تجربه کردهاند، به جای آرامش، اضطراب را شناختهاند و به جای ساختن رؤیاهای کودکانه، زودتر از موعد با سختیهای زندگی روبهرو شدهاند.
در میان این تصاویر، کودکان غزه بیش از همه یادآور این حقیقت تلخ هستند که رنج کودکان، هنوز هم مسئلهای متعلق به گذشته نیست.
در روزهای جنگ تحمیلی سوم نیز، بسیاری از کودکان با فضایی روبهرو شدند که شاید معنای دقیق آن را نمیدانستند، اما اضطراب را از نگاه بزرگترها آموختند. کودک، حتی وقتی از جزئیات چیزی نمیداند، احساس امنیت یا ناامنی را درک میکند.
کودکانی که باید آینده را تصور کنند اما روزهایشان با نگرانی و ناآرامی گره خورده است. کودکانی که سهمشان از دنیا باید بازی، آموزش و آرامش باشد؛ نه تجربه چیزهایی که هیچ کودکی نباید با آن روبهرو شود.
اینجاست که نام علیاصغر(ع) دوباره معنا پیدا میکند.نه برای مقایسه تاریخها و نه برای یکسان دانستن رنجها. بلکه برای یادآوری یک اصل انسانی، اینکه کودک نباید قربانی تصمیمها، اختلافها و بحرانهای بزرگتر از خود شود.
شاید مهمترین پیامی اینکه جامعهای زندهتر است که صدای ضعیفترین اعضای خود را بشنود. اگر قرار باشد عاشورا فقط به اشک ختم شود، بخشی از پیام آن نادیده مانده است.
عاشورا و نام علیاصغر(ع) ما را به مسئولیت دعوت میکنند؛ مسئولیت نسبت به انسان، نسبت به رنج، نسبت به کودک. شاید بزرگترین ادای احترام به حضرت علیاصغر(ع)، فقط سوگواری نباشد؛ بلکه این باشد که نگذاریم هیچ کودکی در هر نقطهای از جهان، در میان هیاهوی روزگار نادیده گرفته شود.
فعال فرهنگی و رسانهای*
انتهای پیام/
نظر شما