مرجعیت، نفوذی فراتر از مرزهای ایران برای رهبر شهید ایجاد می‌کرد

عضو شورای راهبردی روابط خارجی گفت: رهبر شهید به اقتضای جایگاه رهبری در جمهوری اسلامی، فقیهی جامع‌الشرایط و از مراجع برجسته دینی بودند. همین جایگاه، به طور طبیعی، نفوذی فراتر از مرزهای ایران برای ایشان ایجاد می‌کرد؛ چراکه مرجعیت شیعه ماهیتی فراملی دارد.

گروه سیاسی ایسکانیوز، رهبر شهید انقلاب اسلامی را می‌توان از تأثیرگذارترین شخصیت‌های سیاسی و فکری تاریخ معاصر ایران دانست؛ رهبری که در بیش از سه دهه، با اتکا به نگاهی راهبردی، تلاش کرد جایگاه جمهوری اسلامی ایران را در عرصه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی ارتقا دهد. بسیاری از تحولات مهم در حوزه سیاست خارجی، امنیت ملی، بازدارندگی دفاعی، گسترش نفوذ منطقه‌ای و تثبیت استقلال کشور، با نام و اندیشه ایشان گره خورده است. از همین رو، بررسی میراث فکری و مدیریتی رهبر شهید، تنها مرور بخشی از تاریخ جمهوری اسلامی نیست، بلکه واکاوی مبانی و راهبردهایی است که همچنان در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی اثرگذار است.

در همین راستا، ایسکانیوز در گفت‌وگویی تفصیلی با یکی از اساتید برجسته روابط بین‌الملل و عضو شورای راهبردی روابط خارجی، ابعاد مختلف شخصیت و اندیشه رهبر شهید را از منظر سیاست خارجی، امنیت ملی و قدرت منطقه‌ای بررسی کرده است. در این گفت‌وگو، عواملی که به اعتقاد این استاد دانشگاه زمینه‌ساز ارتقای جایگاه جمهوری اسلامی ایران در منطقه شد، نقش رهبر شهید در مدیریت بحران‌های پیچیده، نسبت میان عزت و منافع ملی، اهمیت استقلال و اقتدار در سیاست خارجی، ویژگی‌های شخصیتی ایشان در تصمیم‌گیری‌های کلان و میراث راهبردی ایشان برای نسل آینده دیپلمات‌ها و سیاستمداران مورد واکاوی قرار گرفته است. همچنین، وی با مرور خاطراتی از دیدارهای خود با رهبر شهید، تصویری از شیوه مدیریت، نگاه جامع و اندیشه راهبردی ایشان ارائه می‌دهد.

ایسکانیوز: اگر بخواهیم به زبان ساده بگوییم، به نظر شما نقطه عطف یا کلید موفقیت رهبر شهید در تغییر معادلات منطقه‌ای چه بود؟ چه عواملی باعث شد نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه افزایش پیدا کند و به یک بازیگر اثرگذار تبدیل شود؟

دهقانی فیروز آبادی: برای پاسخ به این سؤال، به نظرم ابتدا باید یک مقدمه کوتاه بیان کنم. رهبر شهید انقلاب اسلامی شخصیتی چندوجهی، جامع‌الاطراف و کم‌نظیر بودند؛ شخصیتی که شاید بتوان گفت در میان رهبران سیاسی جهان، نمونه‌های معدودی با چنین ویژگی‌هایی وجود دارد. همان‌گونه که حضرت امام خمینی(ره) نیز از رهبران استثنایی تاریخ معاصر بودند، رهبر شهید نیز واجد ابعاد مختلفی از رهبری بودند.

ایشان همزمان در سه سطح ایفای نقش می‌کردند؛ نخست، رهبری دینی و مرجعیت شیعی، دوم، رهبری فکری و اندیشه‌ای به عنوان متفکر اسلامی و سیاسی و سوم، رهبری سیاسی. اگرچه افکار عمومی بیشتر ایشان را به عنوان یک رهبر سیاسی می‌شناسند، اما به اعتقاد من، دو بُعد نخست زیربنایی‌تر و اثرگذارتر هستند.

رهبر شهید به اقتضای جایگاه رهبری در جمهوری اسلامی، فقیهی جامع‌الشرایط و از مراجع برجسته دینی بودند. همین جایگاه، به طور طبیعی، نفوذی فراتر از مرزهای ایران برای ایشان ایجاد می‌کرد؛ چراکه مرجعیت شیعه ماهیتی فراملی دارد. بسیاری از شیعیان جهان مقلد ایشان بودند و این خود یکی از مهم‌ترین منابع قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌رود. بنابراین، یکی از مهم‌ترین عوامل نفوذ منطقه‌ای ایران، جایگاه دینی رهبر شهید بود.

وجه دوم، جایگاه ایشان به عنوان یک متفکر اسلامی و سیاسی است. حتی اگر فرض کنیم ایشان رهبر سیاسی جمهوری اسلامی نیز نبودند، باز هم اندیشه‌ها و دیدگاه‌هایشان در جهان اسلام و حتی فراتر از آن مورد توجه قرار می‌گرفت. این ظرفیت فکری، به نفوذ جمهوری اسلامی در سطح منطقه و جهان اسلام کمک شایانی کرد.

وقتی این دو ویژگی در کنار مسئولیت رهبری سیاسی قرار می‌گیرد، نتیجه آن شکل‌گیری رهبری استثنایی است که می‌تواند افقی فراتر از مرزهای ملی ترسیم کند و راهبردهای کلان منطقه‌ای را طراحی و هدایت کند.

از منظر عملی نیز تجربه سال‌های ابتدایی پس از پیروزی انقلاب اسلامی بسیار تعیین‌کننده بود. جمهوری اسلامی خیلی زود با تجاوز رژیم بعث عراق و جنگ تحمیلی هشت‌ساله مواجه شد. رهبر شهید، چه پیش از دوران ریاست‌جمهوری و چه پس از آن، در متن این تحولات حضور داشتند و به‌خوبی دریافتند که حفظ امنیت ملی بدون تقویت قدرت ملی امکان‌پذیر نیست.

راهبرد دفاعی؛ صیانت از منافع ملی فراتر از مرزها

بر همین اساس، جمهوری اسلامی توانست راهبردی را دنبال کند که امکان دفاع از منافع کشور را فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران فراهم سازد. البته دکترین دفاعی جمهوری اسلامی همواره ماهیتی دفاعی داشته است، هرچند متناسب با تحولات محیط امنیتی و اقتضائات مختلف، در برخی حوزه‌ها به سمت اقدامات پیشگیرانه و پیش‌دستانه نیز حرکت کرده است.

در دوران زعامت رهبر شهید، جمهوری اسلامی هم در حوزه قدرت نرم ـ که ناشی از مرجعیت دینی و جایگاه فکری ایشان بود ـ و هم در حوزه توانمندی‌های دفاعی و نظامی، پیشرفت قابل توجهی داشت. همین مسئله موجب شد حوزه نفوذ منطقه‌ای ایران گسترش پیدا کند و جمهوری اسلامی به عنوان یک قدرت مؤثر و تعیین‌کننده در معادلات منطقه‌ای شناخته شود.

البته ایران به دلیل وسعت سرزمینی، جمعیت، منابع انسانی و ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی، ذاتاً استعداد تبدیل شدن به یک قدرت منطقه‌ای را دارد؛ اما این ظرفیت بالقوه نیازمند مدیریت، راهبردپردازی و فرماندهی صحیح است تا بالفعل شود.

به اعتقاد من، این اتفاق در دوران رهبری شهید رخ داد و جمهوری اسلامی ایران توانست جایگاه خود را به عنوان یک قدرت منطقه‌ای تثبیت کند؛ جایگاهی که امروز نیز یکی از مهم‌ترین دلایل دشمنی و خصومت قدرت‌های مخالف با جمهوری اسلامی، همین نفوذ و اثرگذاری منطقه‌ای ایران است.

بنابراین، اگر بخواهم مهم‌ترین میراث رهبر شهید را در حوزه سیاست خارجی و امنیت منطقه‌ای بیان کنم، باید بگویم یکی از برجسته‌ترین دستاوردهای ایشان، ارتقای جایگاه منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران و تبدیل ظرفیت‌های بالقوه کشور به قدرت بالفعل منطقه‌ای بود؛ قدرتی که طبیعتاً آثار و پیامدهای فرامنطقه‌ای نیز به همراه داشته است.

ایسکانیوز: بسیاری از کارشناسان معتقدند یکی از ویژگی‌های برجسته رهبر شهید، شناخت دقیق ریشه و ماهیت بحران‌ها بود و در مقاطع حساس، بهترین تصمیم‌ها را برای کشور اتخاذ می‌کردند. از نگاه شما به عنوان متخصص روابط بین‌الملل، این قدرت تشخیص از کجا نشأت می‌گرفت و چگونه در عمل به تصمیم‌گیری‌های مؤثر منجر می‌شد؟

دهقانی فیروز آبادی: یکی از ویژگی‌های جمهوری اسلامی ایران این بوده که، چه بخواهیم و چه نخواهیم ـ که البته ناخواسته بوده است ـ همواره با بحران‌های متعدد مواجه بوده است. شاید کمتر بتوان نظام سیاسی دیگری را مثال زد که در طول حیات خود تا این اندازه در معرض بحران‌های پی‌درپی قرار گرفته باشد. البته این بحران‌ها ذاتی جمهوری اسلامی نبود، بلکه برای آن ایجاد شد و از همان ابتدای انقلاب ناچار بودیم در شرایط بحرانی زندگی کنیم، خود را با آن تطبیق دهیم و بحران‌ها را مدیریت کنیم.

طبیعتاً چنین شرایطی می‌تواند دو پیامد متفاوت داشته باشد. اگر بحران‌ها به‌درستی مدیریت نشوند، بقای کشور به خطر می‌افتد. اساساً کسانی که در داخل و خارج برای جمهوری اسلامی بحران ایجاد کردند، هدفشان نیز همین بود؛ یعنی به خطر انداختن بقای نظام.

اگر از ابتدای انقلاب نگاه کنیم، بحران‌های تجزیه‌طلبی آغاز شد، سپس جنگ تحمیلی هشت‌ساله را داشتیم، تلاش برای کودتا، انواع تهدیدهای آمریکا و در ادامه نیز مجموعه‌ای از بحران‌های امنیتی، سیاسی و بین‌المللی که تا امروز با آن‌ها مواجه بوده‌ایم. بنابراین جمهوری اسلامی همواره درگیر مدیریت بحران بوده است.

در چنین شرایطی، رهبری که از همان آغاز فعالیت سیاسی خود در متن بحران‌ها حضور داشته باشد، طبیعتاً درک عمیق‌تری از ماهیت بحران پیدا می‌کند. رهبر شهید انقلاب، حتی پیش از دوران ریاست‌جمهوری، به عنوان نماینده حضرت امام(ره) در شورای عالی دفاع حضور داشتند و همواره در خط مقدم جبهه‌ها، در تعامل نزدیک با نیروهای مسلح، ارتش و فرماندهان نظامی بودند. این حضور مستمر، برای ایشان یک دانش عینی و تجربی ارزشمند ایجاد کرده بود؛ دانشی که حاصل زیستن در متن بحران بود، نه صرفاً مطالعه درباره آن.

بنابراین نخستین عامل را باید همین تجربه زیسته در بحران دانست. ایشان هم بحران‌های داخلی را از نزدیک تجربه کرده بودند، هم بحران‌های خارجی را؛ از دوران دفاع مقدس گرفته تا دوران ریاست‌جمهوری و سپس سال‌های طولانی رهبری که همواره با مسائل پیچیده منطقه‌ای و بین‌المللی همراه بود.

تفکر راهبردی و بصیرت؛ دو رکن تحلیل دقیق مسائل

عامل دوم، دانش نظری، بینش و تفکر راهبردی ایشان بود. به اعتقاد من، رهبر شهید انقلاب اسلامی صاحب اندیشه راهبردی بودند. بسیاری از رهبران جهان صرفاً مدیران سیاسی یا اجرایی هستند، اما الزاماً متفکر نیستند. اینکه یک رهبر، خود اندیشمند، صاحب ایده و دارای دستگاه فکری منسجم باشد، کمک بسیار بزرگی به فهم دقیق پدیده‌های داخلی و بین‌المللی می‌کند.

در کنار این دو عامل، به نظر من برخی انسان‌ها علاوه بر دانش تخصصی، از نوعی شم و درک ویژه نیز برخوردارند. ما از آن با عنوان «بصیرت» یاد می‌کنیم. بخشی از بصیرت اکتسابی است و از تجربه و دانش به دست می‌آید، اما به گمان من بخشی از آن نیز امری ذاتی است.

مجموع این ویژگی‌ها باعث شده بود رهبر شهید انقلاب اسلامی درک دقیق و جامعی از بحران‌ها داشته باشند و بر پایه دانش تجربی و دانش نظری، به‌درستی بحران‌ها را شناسایی و تحلیل کنند.

در مدیریت هر بحران، نخستین و مهم‌ترین مرحله، تشخیص صحیح مسئله است. همان‌طور که در پزشکی گفته می‌شود بهترین پزشکان کسانی هستند که ابتدا درست تشخیص می‌دهند و سپس نسخه مناسب تجویز می‌کنند، در عرصه سیاست نیز تشخیص درست بحران اهمیت اساسی دارد.

باید مشخص شود که یک بحران چه ماهیتی دارد؛ آیا منشأ آن داخلی است یا خارجی؟ آیا طبیعی است یا حاصل طراحی و برنامه‌ریزی؟ آیا ابعاد بین‌المللی دارد؟ چه بازیگران خارجی در آن نقش دارند؟ پاسخ به این پرسش‌ها شناخت کاملی از بحران ایجاد می‌کند و رهبر شهید انقلاب اسلامی از چنین قدرت تحلیلی برخوردار بودند.

پس از تشخیص، مرحله تصمیم‌گیری و مدیریت بحران فرا می‌رسد. اگر تشخیص درست باشد، می‌توان درباره نحوه مواجهه با بحران نیز تصمیم صحیح گرفت. به همین دلیل، اگر بخواهیم یکی از ویژگی‌های برجسته رهبر شهید انقلاب اسلامی را برجسته کنیم، بی‌تردید باید به توانایی ایشان در مدیریت بهینه بحران‌ها اشاره کنیم.

قاطعیت و زمان‌شناسی؛ رمز موفقیت در عبور از بحران‌ها

نکته مهم دیگر، عنصر زمان در مدیریت بحران است. بحران ذاتاً با فوریت همراه است و فرصت زیادی برای تصمیم‌گیری باقی نمی‌گذارد. بنابراین رهبر بحران باید علاوه بر شناخت دقیق، از قدرت تصمیم‌گیری، قاطعیت و ریسک‌پذیری نیز برخوردار باشد تا در لحظه مناسب، بدون تردید اقدام کند.

هم حضرت امام خمینی(ره) و هم رهبر شهید انقلاب اسلامی از جمله رهبرانی بودند که این ویژگی را داشتند. آن‌ها در زمان لازم، با قاطعیت تصمیم می‌گرفتند و از پذیرش مسئولیت تصمیم‌های بزرگ هراس نداشتند.

در مقابل، در بسیاری از کشورهای جهان نیز شاهد بوده‌ایم که برخی رهبران هنگام مواجهه با بحران، به دلیل ضعف در تصمیم‌گیری یا فقدان قاطعیت، نتوانسته‌اند شرایط را مدیریت کنند و همین مسئله بقای نظام سیاسی آن‌ها را با خطر مواجه کرده است.

از این رو، به باور من، تشخیص دقیق بحران، برخورداری از تفکر راهبردی، تجربه عملی، بصیرت، قاطعیت در تصمیم‌گیری و مدیریت صحیح عنصر زمان از مهم‌ترین ویژگی‌هایی بود که رهبر شهید انقلاب اسلامی را در مدیریت بحران‌ها موفق و متمایز می‌کرد.

ایسکانیوز: در دنیای امروز بسیاری معتقدند که رهبران کشورها ناچارند میان عزت ملی و منافع ملی یکی را انتخاب کنند؛ اما رهبر شهید همواره بر حفظ عزت ملت در کنار تأمین منافع کشور تأکید داشتند. به نظر شما ایشان چگونه توانستند میان عزت ملی و مصلحت‌های سیاست خارجی تعادل برقرار کنند تا هم اقتدار ملی حفظ شود و هم کشور در مسیر پیشرفت قرار گیرد؟ ارزیابی شما از این رویکرد چیست؟

دهقانی فیروز آبادی: یکی از اصول بنیادین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، دست‌کم از زمان زعامت رهبر شهید انقلاب اسلامی، اصل معروف عزت، حکمت و مصلحت است. اگر اشتباه نکنم، ایشان این اصل را در اوایل دهه ۷۰ مطرح کردند و از آن زمان تاکنون نیز همواره به عنوان یکی از اصول حاکم بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مطرح بوده است.

این اصل نشان می‌دهد که این سه مؤلفه کاملاً قابل جمع هستند؛ یعنی سیاست خارجی باید عزتمند باشد، عزت ملی را تأمین کند و در عین حال بر اساس حکمت و مصلحت پیش برود. البته این اصل صرفاً به سیاست خارجی محدود نمی‌شود، بلکه در همه عرصه‌های اداره کشور نیز تصمیم‌ها باید بر پایه حکمت، عقلانیت، درایت، تدبیر و مصلحت اتخاذ شود و در عین حال عزت ملی حفظ گردد.

اما این پرسش مطرح می‌شود که آیا منافع ملی و عزت ملی دو مفهوم متعارض هستند یا قابل جمع؟ در برخی نظریه‌های روابط بین‌الملل و سیاست خارجی، منافع ملی به گونه‌ای تعریف می‌شود که ارزش‌هایی مانند عزت ملی در آن جایگاه پررنگی ندارد و بیشتر بر توانمندی‌های مادی، از جمله قدرت ملی، تأکید می‌شود؛ برای مثال، در نظریه‌های رئالیسم و نئورئالیسم چنین برداشتی وجود دارد.

اما در دیدگاه‌های جامع‌تر که به نظر من دقیق‌تر هستند، وقتی از منافع ملی سخن می‌گوییم، منظور بالاترین ارزش‌هایی است که یک ملت باید در سیاست خارجی خود آن‌ها را تأمین کند. بنابراین ابتدا باید مشخص کنیم که برای یک ملت چه چیزهایی ارزش محسوب می‌شود. منظور از ارزش نیز صرفاً ارزش‌های مادی نیست، بلکه همه ارزش‌های ملی را در بر می‌گیرد.

بر همین اساس، عزت ملی نیز قطعاً یکی از ارزش‌های ملی است. برخی نظریه‌ها معتقدند امنیت ملی، قدرت ملی، رفاه اقتصادی، استقلال ملی و عزت ملی، همگی از عناصر منافع ملی به شمار می‌روند.

بنابراین، اگر این دو را دوگانه‌ای جدا از هم بدانیم، رهبر سیاسی باید میان آن‌ها تعادل برقرار کند؛ یعنی به گونه‌ای عمل کند که هم اقتدار و منافع ملی تأمین شود و هم عزت ملی حفظ گردد. اما اگر معتقد باشیم که عزت ملی خود یکی از اجزای منافع ملی است، در آن صورت رهبر هر جامعه، از جمله در جمهوری اسلامی ایران، باید سیاست خارجی را به گونه‌ای هدایت و مدیریت کند که هم منافع مادی کشور تأمین شود و هم عزت ملی حفظ گردد.

با توجه به سابقه تاریخی ایران، به‌ویژه در تاریخ معاصر و هم‌زمان با دوره استعمار، یکی از اتفاقات تلخی که پیش از انقلاب رخ داد، خدشه‌دار شدن استقلال و عزت ملی ایران بود. عزتی که همواره برای ملت ایران ارزشمند بوده، از سوی بیگانگان نادیده گرفته شد و در مواردی پایمال شد. از همین رو، عزت ملی برای ایرانیان یک ارزش بنیادین محسوب می‌شود.

حتی اگر کشورهای دیگر را کنار بگذاریم و صرفاً درباره ایران سخن بگوییم، می‌بینیم که روشنفکران، رهبران سیاسی و فعالان عرصه سیاست همواره بر این باور بوده‌اند که سیاست خارجی ایران باید به گونه‌ای باشد که عزت ملی خدشه‌دار نشود. بنابراین، به اعتقاد من، عزت ملی یکی از مهم‌ترین ارزش‌هایی است که در چارچوب منافع ملی تعریف می‌شود.

اقتدار ملی؛ پشتوانه عزت در عرصه بین‌الملل

با توجه به جایگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی به عنوان یک متفکر ــ که پیش‌تر نیز اشاره کردم حتی اگر رهبر جمهوری اسلامی هم نبودند، باز هم به عنوان صاحب اندیشه و تفکر سیاسی شناخته می‌شدند ــ و همچنین با توجه به تجربه تاریخی ایران، ایشان عزت ملی را یکی از مهم‌ترین عناصر منافع ملی می‌دانستند.

به نظر من، در دوران زعامت رهبر شهید انقلاب اسلامی، این دو مؤلفه به صورت هم‌زمان تأمین شد و دلیل آن نیز اقتداری بود که برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد شد. ایرانِ قدرتمند، ایرانِ عزتمند نیز هست؛ به‌ویژه در روابط بین‌الملل امروز که قدرت، جایگاه کشورها را تعیین می‌کند.

طبیعتاً در نظام بین‌الملل که از آن به عنوان نظامی فاقد حکومت مرکزی یاد می‌شود و هر کشوری باید خود امنیت و بقای خود را تأمین کند، هر اندازه کشوری قدرت بیشتری داشته باشد و بتواند از خود دفاع کند، از عزت بیشتری نیز برخوردار خواهد بود.

ایسکانیوز:به نظر شما بزرگ‌ترین دستاورد و میراث رهبر شهید در عرصه بین‌الملل چه بود؛ دستاوردی که باعث شد نگاه جهان به جمهوری اسلامی ایران تغییر کند؟

دهقانی فیروز آبادی: چند ارزش ملی در حوزه بین‌الملل و سیاست خارجی وجود دارد که می‌توان از آن‌ها به عنوان مهم‌ترین میراث رهبر شهید انقلاب اسلامی یاد کرد که در رأس آن‌ها استقلال ملی قرار دارد.

می‌دانید که در تعریفی که از منافع ملی ارائه می‌شود، تقریباً همه صاحب‌نظران بر این موضوع اتفاق نظر دارند که استقلال ملی یکی از مهم‌ترین عناصر منافع ملی است. اما با توجه به توضیحاتی که پیش‌تر عرض کردم، استقلال ایران از دوران قاجار به بعد، در اثر مداخلات بیگانگان، عملاً خدشه‌دار شد. به همین دلیل، استقلال ملی همواره یکی از مهم‌ترین ارزش‌های ملت ایران بوده است.

اگر بیش از یک قرن گذشته را مرور کنیم، از دوران انقلاب مشروطه یا جنبش مشروطیت تاکنون، می‌بینیم که ایرانیان برای تحقق مجموعه‌ای از ارزش‌های ملی قیام کرده‌اند. در انقلاب مشروطه، هدف اصلی مبارزه با استبداد بود؛ در نهضت ملی شدن صنعت نفت، مقابله با استعمار و استعمارزدایی محور اصلی قرار گرفت و در انقلاب اسلامی، هر دو مطالبه در کنار یکدیگر جمع شد؛ یعنی هم مبارزه با استبداد و رفع آن و هم کوتاه کردن دست استعمار از ایران.

در حقیقت، مقابله با استعمار به معنای حفظ استقلال است؛ زیرا رهبران و پادشاهان ایران پیش از انقلاب، عموماً وابسته بودند و توان دفاع از استقلال کشور را نداشتند. برای ملتی که دارای تمدنی چند هزار ساله است و روزگاری یکی از بزرگ‌ترین امپراتوری‌های چندملیتی جهان را ایجاد کرده بود، این مسئله نوعی سرشکستگی ملی محسوب می‌شد که حاکمانش نتوانند از استقلال کشور دفاع کنند.

در انقلاب اسلامی، استقلال به یکی از مهم‌ترین ارزش‌های ملی تبدیل شد و به اعتقاد من، یکی از مهم‌ترین میراث‌های نظری و عملی رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز همین استقلال ایران و استقلال‌طلبی است. این میراثی است که از ایشان به یادگار مانده است. حتی بسیاری از کسانی که منتقد جمهوری اسلامی یا مخالف آن هستند نیز اذعان دارند که رهبران جمهوری اسلامی در تصمیم‌گیری‌های خود مستقل بوده‌اند و بر اساس آنچه برای ایران ارزشمند و دارای اهمیت تشخیص می‌دادند، تصمیم گرفته‌اند؛ موضوعی که در تاریخ معاصر ایران، به‌ویژه پیش از انقلاب اسلامی، کمتر شاهد آن بودیم.

دستاورد مهم دیگر، اقتدار ملی است. بدون تردید، یکی از مهم‌ترین میراث‌های رهبر شهید انقلاب اسلامی، اقتدار و قدرتی است که در دوران زعامت ایشان برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد شد. ایران امروز کشوری مستقل و مقتدر است.

اگر عملکرد این ۳۷ سال را به‌صورت اجمالی مرور کنیم، می‌بینیم که یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های رهبر شهید، قدرتمند شدن ایران بود. با توجه به همه تهدیدهایی که علیه جمهوری اسلامی وجود داشت، ایشان به‌خوبی می‌دانستند که حفظ استقلال و امنیت کشور بدون افزایش قدرت ملی ممکن نیست. امروز نیز مشاهده می‌کنیم که ایران به سطحی از قدرت رسیده است که می‌تواند از خود دفاع کند.

نمونه روشن این مسئله را در جنگ ۱۲ روزه مشاهده کردیم. پیش‌بینی دشمن این بود که جمهوری اسلامی ایران ظرف چند روز فرو خواهد پاشید؛ اما به لطف الهی، ایران توانست مقاومت کند و در نهایت این متجاوز بود که از ادامه تجاوز دست کشید. این نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران در طول دهه‌های گذشته به سطحی از قدرت دفاعی رسیده که نه‌تنها قادر است از امنیت خود در داخل مرزهایش دفاع کند، بلکه می‌تواند فراتر از مرزهای ملی نیز امنیت خود را تأمین کند.

استقامت و بازدارندگی؛ مؤلفه‌های قدرت جمهوری اسلامی

از این رو، استقلال ملی، اقتدار ملی و استقامت ملی از مهم‌ترین میراث‌های رهبر شهید انقلاب اسلامی به شمار می‌روند. اگر بخواهیم شخصیت ایشان را توصیف کنیم، باید بگوییم رهبری مستقل، مقتدر، مقاوم و همواره در تلاش برای ارتقای جایگاه جمهوری اسلامی ایران در منطقه و نظام بین‌الملل بودند.

ویژگی دیگری که امروز در سطح منطقه و جهان از جمهوری اسلامی ایران یاد می‌شود، همین روحیه مقاومت و ایستادگی است. جمهوری اسلامی ایران کشوری است که می‌تواند در برابر تهدیدها و بحران‌هایی که بر آن تحمیل می‌شود، مقاومت کند. رهبر شهید نیز شخصیتی مجاهد بودند که همواره در صحنه حضور عملی داشتند؛ از همین رو، مقاومت و استقامت ایران یکی از مهم‌ترین میراث‌های ایشان است.

امروز مفاهیمی مانند بازدارندگی فعال و دفاع فعال نیز بیانگر همین واقعیت هستند؛ اینکه جمهوری اسلامی ایران در دوران رهبری ایشان به کشوری قدرتمند و مقاوم تبدیل شد که توان ایستادگی در برابر تهدیدات خارجی را دارد.

شاید بتوان گفت اوج این میراث، تبدیل جمهوری اسلامی ایران به یک قدرت مستقل منطقه‌ای بود. همان‌گونه که پیش‌تر اشاره کردم، با وجود همه محدودیت‌ها و تلاش‌هایی که برای مهار قدرت ایران صورت گرفت، جمهوری اسلامی توانست به یک قدرت تأثیرگذار منطقه‌ای تبدیل شود.

پیش از انقلاب اسلامی، رژیم پهلوی اگرچه از نفوذ منطقه‌ای برخوردار بود، اما این نفوذ در چارچوب راهبردهای ایالات متحده تعریف می‌شد و در واقع نقش «پلیس منطقه» را به نیابت از آمریکا ایفا می‌کرد. اما پس از انقلاب اسلامی و به‌ویژه در دوران رهبری رهبر شهید، ایران به یک قدرت مستقل منطقه‌ای تبدیل شد؛ قدرتی که اقتدار منطقه‌ای خود را مستقل از قدرت‌های خارجی به دست آورد.

امروز نیز در خارج از ایران تردیدی درباره جایگاه منطقه‌ای جمهوری اسلامی وجود ندارد. طبیعی است که قدرت منطقه‌ای، بازتاب‌ها و آثار فرامنطقه‌ای نیز به همراه دارد. نمونه آن را در جنگ ۱۲ روزه مشاهده کردیم؛ جایی که یکی از عوامل اصلی تجاوز دشمن، سوءمحاسبه نسبت به قدرت و توانمندی جمهوری اسلامی ایران بود. اما این جنگ نشان داد که ایران نه‌تنها توان دفاع از خود را دارد، بلکه قادر است فراتر از مرزهای جغرافیایی خود نیز از امنیت ملی‌اش صیانت کند.

خوشبختانه، به برکت رهبری رهبر شهید انقلاب اسلامی، پس از جنگ ۱۲ روزه نیز ایران قوی‌تر از گذشته ظاهر شد و به اعتقاد من، نه‌تنها جایگاه منطقه‌ای جمهوری اسلامی تضعیف نشد، بلکه نسبت به گذشته ارتقا نیز پیدا کرد.

ایسکانیوز: بسیاری معتقدند رهبر شهید در تصمیم‌گیری‌های خود نگاهی نظام‌مند و چندبعدی داشتند و هم‌زمان به ابعاد فرهنگی، امنیتی، سیاسی و سایر مؤلفه‌ها توجه می‌کردند. به نظر شما این شیوه تصمیم‌گیری تا چه اندازه در موفقیت سیاست خارجی جمهوری اسلامی و جلوگیری از شکست‌های احتمالی مؤثر بوده است؟

دهقانی فیروز آبادی: اساساً در نظریه‌های تصمیم‌گیری و حتی در تحلیل سیاسی، یک نگاه خردنگر وجود دارد و در مقابل، یک نگاه کل‌نگر یا آنچه از آن با عنوان رهیافت نظام‌مند یا سیستمیک یاد می‌شود. پدیده‌های اجتماعی، از جمله سیاست خارجی، پدیده‌هایی تک‌ساحتی نیستند، بلکه ابعاد مختلفی دارند.

ما برای اینکه بتوانیم این پدیده‌ها را بهتر درک و تحلیل کنیم، آن‌ها را به حوزه‌های مختلف تقسیم می‌کنیم؛ اما در عالم واقع، همه این حوزه‌ها با یکدیگر پیوند دارند. برای مثال، اگر به جامعه نگاه کنیم، می‌بینیم که اقتصاد، فرهنگ، علم، امنیت و سایر حوزه‌ها به صورت هم‌زمان اجزای یک کل واحد هستند. ما در تحلیل، این اجزا را از هم تفکیک می‌کنیم، اما در نهایت باید دوباره آن‌ها را در کنار هم قرار دهیم تا به درک درستی از واقعیت برسیم.

به همین دلیل، بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند ــ و من هم همین اعتقاد را دارم ــ که در سیاست‌ورزی و مدیریت سیاسی باید نگاهی کل‌نگر و نظام‌مند داشت. نمی‌توان فرهنگ را بدون توجه به اقتصاد مدیریت کرد یا برعکس. امروز نیز وقتی گفته می‌شود یک پروژه اقتصادی یا صنعتی باید دارای پیوست فرهنگی باشد، دقیقاً به همین معناست؛ یعنی نمی‌توان یک کارخانه، یک دانشگاه یا هر پروژه بزرگی را ایجاد کرد، بدون اینکه پیامدهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آن را در نظر گرفت.

این مسئله در سیاست خارجی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا سیاست خارجی در خلأ شکل نمی‌گیرد. سیاست خارجی، در داخل کشور، نیازمند هماهنگی، هم‌افزایی و همکاری نهادهای مختلف است؛ از نیروهای نظامی گرفته تا بخش‌های اقتصادی، فرهنگی، علمی و سایر حوزه‌ها.

برای مثال، امروز بخش مهمی از قدرت نرم در حوزه فرهنگ تولید می‌شود، اما در سیاست خارجی مورد استفاده قرار می‌گیرد. قدرت نظامی نیز همین‌گونه است. نمی‌توان گفت قدرت نظامی چه نسبتی با سیاست خارجی دارد؛ زیرا اساساً قدرت نظامی پشتوانه دیپلماسی و سیاست خارجی است.

بنابراین، اگر بخواهیم سیاست خارجی موفقی داشته باشیم، باید سیاست خارجی ما چندوجهی و همه‌جانبه باشد؛ سیاستی که بتواند همه این ابعاد را هم‌زمان در تصمیم‌گیری لحاظ کند. در نتیجه، رهبری که مسئولیت هدایت کلان سیاست خارجی را بر عهده دارد ــ که در جمهوری اسلامی ایران این مسئولیت بر عهده رهبر انقلاب است ــ باید شخصیتی جامع‌نگر، نظام‌مند و برخوردار از اشراف کامل نسبت به حوزه‌های مختلف باشد. هرچه این اشراف بیشتر باشد، سیاست خارجی نیز موفق‌تر خواهد بود.

جامع‌نگری؛ ویژگی ممتاز رهبر شهید

البته این صرفاً یک ضرورت نظری نیست، بلکه به ویژگی‌های شخصیتی رهبر نیز وابسته است. اگر سیاست خارجی موفق و همه‌جانبه می‌خواهیم، نیازمند سیاستمداری هستیم که بتواند اهداف و منافع مختلف را به‌درستی بشناسد و میان آن‌ها هماهنگی ایجاد کند. بنابراین، خود سیاستمدار نیز باید واجد همین ویژگی‌ها باشد و هرچه این ویژگی‌ها در او پررنگ‌تر باشد، در عمل نیز موفق‌تر خواهد بود.

همان‌گونه که پیش‌تر نیز اشاره کردم، رهبر شهید انقلاب اسلامی از سه جایگاه مهم برخوردار بودند؛ نخست، مرجع و رهبر دینی؛ دوم، اندیشمند اسلامی و سیاسی؛ و سوم، رهبر سیاسی. اما فراتر از این سه وجه، یکی دیگر از ویژگی‌های ممتاز ایشان این بود که شخصیتی چندبعدی و جامع‌الاطراف بودند؛ ویژگی‌ای که کمتر در میان رهبران سیاسی جهان مشاهده می‌شود.

جایگاه رهبری در جمهوری اسلامی ایران، جایگاه یک فقیه جامع‌الشرایط است؛ اما رهبر شهید علاوه بر فقاهت، مفسر قرآن، قرآن‌شناس، صاحب‌نظر در حوزه تلاوت قرآن، ادیب، خطیب، هنرشناس، هنرپرور، اهل فرهنگ، کتاب‌شناس و اهل مطالعه نیز بودند. ایشان فرهنگ را می‌شناختند، هنر را می‌شناختند، به اقتضای مسئولیت خود سیاست را نیز به‌خوبی می‌شناختند، در حوزه معارف اسلامی و تفسیر قرآن صاحب‌نظر بودند، متکلم، صاحب تفکر راهبردی، ایده‌پرداز و راهبردپرداز بودند.

مجموع این ویژگی‌ها باعث می‌شد که ایشان در مدیریت کلان سیاسی، اشراف و بصیرت بیشتری نسبت به مسائل داشته باشند. طبیعتاً این ویژگی در حوزه سیاست خارجی نیز نمود پیدا می‌کرد و به همین دلیل می‌توان یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های رهبر شهید انقلاب اسلامی را همین نگاه جامع، نظام‌مند و چندبعدی در اداره کشور و هدایت سیاست خارجی دانست.

ایسکانیوز: شما به عنوان یکی از اعضای شورای راهبردی روابط خارجی، اگر بخواهید میراث راهبردی رهبر شهید را برای نسل‌های آینده، به‌ویژه دیپلمات‌ها و سیاستمداران کشور، تبیین کنید، مهم‌ترین اصول و نقشه راهی که ایشان به یادگار گذاشتند چیست؟ همچنین اگر خاطره‌ای از دیدارها و جلسات خود با ایشان دارید، بفرمایید.

دهقانی فیروز آبادی: مهم‌ترین میراث رهبر شهید در حوزه سیاست خارجی، به معنای عام آن است؛ نه صرفاً وزارت امور خارجه. سیاست خارجی، دفاع، امنیت، قدرت ملی و همه این مؤلفه‌ها را در بر می‌گیرد. اساساً وقتی از منافع ملی سخن می‌گوییم، حداقلِ آن، امنیت ملی و بقای ملی است و همین نشان می‌دهد که قدرت نظامی و نهادهای نظامی نیز بخشی از ساختار سیاست خارجی به معنای عام هستند.

به نظر من، اصل راهنما همان اصل «عزت، حکمت و مصلحت» است. این اصل، نقشه راه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌رود. سیاست خارجی باید جامع این سه ارزش باشد؛ عزت ملی را تأمین کند و در عین حال بر پایه حکمت، تدبیر، تعقل، درایت و زمان‌شناسی پیش برود؛ یعنی بداند در چه زمانی و چگونه باید از عناصر قدرت ملی در سیاست خارجی استفاده کند.

علاوه بر این، یک سیاست خارجی موفق و کارآمد باید ارزش‌هایی را که میراث رهبر شهید انقلاب اسلامی است، سرلوحه کار خود قرار دهد. نخست، استقلال ملی؛ استقلالی که هم از منظر فرهنگی، هم تاریخی و هم دینی اهمیت دارد و در واقع متضمن عزت ملی نیز هست. یعنی اگر کشوری مستقل باشد، می‌تواند عزت ملی خود را نیز حفظ کند.

اقتدار، انسجام ملی دو پشتوانه قدرت در عرصه بین‌الملل

دوم، اقتدار ملی است. در نظریه‌های روابط بین‌الملل می‌خوانیم که نظام بین‌الملل فاقد حکومت مرکزی است و هیچ داور نهایی وجود ندارد؛ بنابراین کشورها خودشان باید از امنیت و بقای خود دفاع کنند. از این رو، سیاست خارجی باید اقتدارآفرین باشد؛ یعنی تولید قدرت ملی کند و زمینه استفاده بهینه از این قدرت را برای تأمین منافع ملی فراهم سازد.

در کنار استقلال و اقتدار، اتحاد و انسجام ملی نیز اهمیت بسیار زیادی دارد؛ به‌ویژه در شرایط امروز جمهوری اسلامی ایران. بارها گفته‌ام که اتحاد و انسجام ملی امروز فراتر از یک ارزش ملی است و به یکی از مهم‌ترین عناصر راهبردی قدرت کشور تبدیل شده است. در حوزه سیاست خارجی نیز این مسئله به معنای هم‌افزایی و هماهنگی میان دستگاه‌های مختلفی است که باید در خدمت سیاست خارجی قرار گیرند.

موضوع دیگر، استقامت ملی است؛ چیزی که می‌توان از آن با عنوان سیاست خارجی مقاوم یا دیپلماسی مقاوم یاد کرد. جمهوری اسلامی ایران در شرایطی قرار دارد که باید بتواند در برابر فشارها و تهدیدهای خارجی مقاومت کند. البته تشخیص اینکه در چه زمانی و چگونه باید مقاومت کرد، اهمیت بسیار زیادی دارد. گاهی لازم است ایستادگی کرد، گاهی نباید وارد درگیری شد و حتی ممکن است منافع ملی اقتضا کند که، به تعبیر رهبر شهید، نرمش قهرمانانه صورت گیرد تا زمینه برای یک اقدام مقتدرانه‌تر در آینده فراهم شود.

به اعتقاد من، سیاست خارجی باید تعالی‌بخش نیز باشد؛ یعنی جایگاه جمهوری اسلامی ایران را در منطقه و نظام بین‌الملل ارتقا دهد. یکی از وجوه مهم این تعالی، توسعه اقتصادی است. سیاست خارجی باید بتواند ثروت تولید کند. در ادبیات رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز از مفهوم پیشرفت و الگوی ایرانی ـ اسلامی پیشرفت یاد شده است. بنابراین، سیاست خارجی باید بتواند ایران را در همه ابعاد ارتقا دهد؛ نه فقط در حوزه اقتصاد و معیشت، هرچند اقتصاد و معیشت نیز از مهم‌ترین حوزه‌هایی است که سیاست خارجی باید در خدمت آن قرار گیرد.

در مجموع، به نظر من باید سیاست خارجی‌ای حداکثری، جامع‌نگر و همه‌جانبه طراحی و اجرا شود؛ سیاست خارجی‌ای که بتواند این ارزش‌ها را محقق کند؛ ارزش‌هایی که در سیره و اندیشه رهبر شهید انقلاب اسلامی به روشنی قابل مشاهده است.

ایسکانیوز: اگر بخواهید خاطره‌ای از دیدارهای خود با رهبر شهید انقلاب را برای مخاطبان ما بازگو کنید، کدام خاطره را روایت می‌کنید؟

دهقانی فیروز آبادی: یک‌بار در دیدار جامعه دانشگاهی با رهبر شهید انقلاب اسلامی بود؛ اگر اشتباه نکنم در سال ۱۳۹۰ یا ۱۳۹۱. در آن جلسه چند دقیقه‌ای درباره حوزه علوم انسانی صحبت کردم و پیشنهادهایی درباره ضرورت توجه بیشتر به علوم انسانی ارائه دادم؛ چراکه معتقدم علوم انسانی راهبر سایر علوم است.

بار دیگر نیز در چارچوب نشست‌های «اندیشه‌های راهبردی» که در محضر رهبر شهید برگزار می‌شد، حضور داشتم. اگر اشتباه نکنم، چهارمین نشست راهبردی بود که با موضوع «آزادی اندیشه» برگزار شد. در آن جلسه، بحثی را با عنوان «آزادی اندیشه و منافع ملی» ارائه کردم؛ موضوعی که اتفاقاً با بحث امروز ما نیز ارتباط دارد.

به یاد دارم که برای ارائه خود پاورپوینتی آماده کرده بودم و رهبر شهید با دقت مطالب را روی مانیتور دنبال می‌کردند. برای من توفیق بزرگی بود که در این دو جلسه، یکی در جمع گسترده‌تر دانشگاهیان و دیگری در جمعی محدودتر از نخبگان و اندیشمندان، دیدگاه‌های خود را مطرح کنم.

در آن ارائه تلاش کردم نسبت میان آزادی اندیشه و منافع ملی را تبیین کنم. همان‌طور که اشاره کردم، منافع ملی بالاترین ارزش‌هایی است که یک ملت انتظار دارد در سیاست خارجی تأمین شود. اما اینکه این ارزش‌ها چگونه شناسایی و تعیین شوند، بدون آزادی اندیشه ممکن نیست.

در فضای آزاد اندیشه، تصمیم‌گیران بهتر می‌توانند تشخیص دهند که آیا آنچه به عنوان منافع ملی دنبال می‌کنند، واقعاً همان ارزش‌هایی است که مردم خواهان آن هستند یا خیر. این امکان زمانی فراهم می‌شود که افراد بتوانند آزادانه اندیشه و دیدگاه خود را بیان کنند؛ بنابراین آزادی اندیشه و آزادی بیان، هر دو در این زمینه اهمیت دارند.

به همین دلیل، معتقدم چه در سیاست خارجی مسئولیتی داشته باشیم و چه نداشته باشیم، باید حق نقد را برای دیگران به رسمیت بشناسیم. البته در کنار آن، لازم است نقدها نیز منصفانه، مسئولانه و سازنده باشند؛ نقدهایی که به پیشبرد سیاست خارجی و تأمین بهتر منافع ملی کمک کنند، نه اینکه صرفاً جنبه تخریبی داشته باشند.

ایسکانیوز: اگر شما بخواهید ایشان را در یک جمله توصیف کنید، چه می‌گویید؟

دهقانی فیروز آبادی: اگر بخواهیم در میان غیرمعصومان مصداقی برای مفهوم «انسان کامل» معرفی کنیم، رهبر شهید یکی از روشن‌ترین نمونه‌های آن هستند. یعنی آن شخصیتی که ما در توصیف ائمه معصومین(ع) درباره ابعاد مختلف کمال انسانی می‌شنویم، اگر بخواهیم تجلی آن را در یک شخصیت غیرمعصوم مشاهده کنیم، به اعتقاد من، این ویژگی‌ها در رهبر شهید انقلاب اسلامی متعین شده بود؛ با توجه به همان ابعاد و ویژگی‌هایی که پیش‌تر نیز به آن‌ها اشاره کردم.

ایسکانیوز: در یکی از کتاب‌های شما، اگر اشتباه نکنم کتاب «سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران»، اشاره کرده‌اید که حضرت امام خمینی(ره) بیشتر بر مبانی تمرکز داشتند، اما رهبر شهید توجه ویژه‌ای به حوزه سیاست خارجی، دفاع و امنیت داشتند. این علاقه و تمرکز چگونه باعث شد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از یک سیاست واکنشی به یک سیاست پیش‌دستانه و راهبردی تبدیل شود؟

دهقانی فیروز آبادی: امام خمینی و رهبر شهید واقعاً از رهبران استثنایی تاریخ هستند؛ هر کدام در جایگاه خود و متناسب با شرایطی که در آن قرار داشتند. طبیعتاً شرایط دو دوره متفاوت بود و به همین دلیل سبک و شیوه رهبری آن‌ها نیز تفاوت‌هایی داشت. برای مثال، حضرت امام خمینی(ره) بیشتر از شیوه تفویض اختیار استفاده می‌کردند، در حالی که رهبر شهید انقلاب اسلامی ترجیح می‌دادند به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند دفاع، امنیت و سیاست خارجی، اشراف مستقیم و دقیق بر امور داشته باشند. یکی از دلایل مهم پیشرفت‌هایی که در این حوزه‌ها حاصل شد نیز همین ویژگی بود.

اما مهم‌تر از همه این است که امام خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران بودند. ایشان نظام را تأسیس کردند؛ در حالی که رهبر شهید، رهبری تثبیت، تحکیم و تعالی جمهوری اسلامی را بر عهده داشتند. در واقع، اگر دوره امام خمینی، دوره تأسیس نظام بود، دوره رهبری رهبر شهید، دوره نظام‌سازی، نهادسازی، تثبیت و ارتقای جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شود.

حتی می‌توان گفت یکی از مهم‌ترین میراث‌های رهبر شهید، نهادسازی است؛ نه فقط به معنای ایجاد نهادهای مادی، بلکه به معنای ایجاد ساختارهای پایدار در حوزه دفاع، بازدارندگی و حکمرانی. آنچه امروز به عنوان جمهوری اسلامی ایران می‌شناسیم، تا حد زیادی محصول ۳۷ سال زعامت رهبر شهید انقلاب اسلامی است.

با توجه به توضیحاتی که عرض کردم، چون رهبر شهید حضور و نقش مستقیم‌تری در حوزه دفاع، امنیت و سیاست خارجی داشتند، طبیعی بود که علاقه و تمرکز بیشتری نیز بر این حوزه‌ها داشته باشند. هم سبک رهبری ایشان و هم تجربه تاریخی و مسئولیت‌هایی که بر عهده داشتند، این زمینه را فراهم کرد که شخصاً در این حوزه‌ها نقش‌آفرینی بیشتری داشته باشند.

در همه نظام‌های سیاسی دنیا، رهبران نقش تعیین‌کننده‌ای دارند؛ البته ممکن است شکل این رهبری متفاوت باشد. در یک نظام سلطنتی، پادشاه این نقش را ایفا می‌کند و در نظام‌های ریاستی، رئیس‌جمهور. اما در هر صورت، رهبران در همه کشورها نقش تعیین‌کننده دارند.

در جمهوری اسلامی ایران نیز حتی اگر صرفاً در چارچوب قانون اساسی و فارغ از مباحث ولایت فقیه به موضوع نگاه کنیم، رهبر انقلاب عالی‌ترین مقام تعیین‌کننده سیاست‌های کلی نظام است و یکی از مهم‌ترین حوزه‌های این سیاست‌های کلی نیز سیاست خارجی به معنای عام آن است.

بنابراین، اگر رهبر از دانش، اشراف و بصیرت کافی در این حوزه برخوردار نباشد، طبیعی است که کارآمدی سیاست خارجی نیز کاهش پیدا می‌کند.

به اعتقاد من، در حوزه‌هایی که مستقیماً تحت هدایت رهبر شهید قرار داشت، جمهوری اسلامی ایران به دستاوردهای بسیار بزرگی رسید؛ چه در حوزه دفاع و امنیت و چه در هدایت سیاست خارجی. استقلال، اقتدار و جایگاه منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران، دستاوردهایی است که بسیاری از صاحب‌نظران نیز آن را نتیجه رهبری ایشان می‌دانند.

ایسکانیوز: با توجه به اینکه امروز رهبر شهید در میان ما نیستند، آینده منطقه و جایگاه جمهوری اسلامی ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

دهقانی فیروز آبادی: خوشبختانه نظام جمهوری اسلامی ایران، علیرغم جایگاه بسیار مهم و تعیین‌کننده‌ای که امامین انقلاب داشته‌اند، قائم به فرد نیست.اتفاقاً یکی از بزرگ‌ترین سوءمحاسبات دشمن همین بود که تصور می‌کرد با شهادت رهبر شهید، جمهوری اسلامی ایران نیز فرو خواهد پاشید؛ زیرا تحلیل آن‌ها این بود که نظام صرفاً بر شخصیت رهبر استوار است.

بدون تردید، رهبر شهید شخصیتی بسیار اثرگذار و تعیین‌کننده بودند؛ همان‌گونه که پس از رحلت حضرت امام خمینی نیز بسیاری تصور می‌کردند جمهوری اسلامی با بحران جدی مواجه خواهد شد، اما دیدیم که رهبری جدید در همان تراز انقلاب اسلامی مسئولیت را بر عهده گرفت و مسیر انقلاب ادامه پیدا کرد.

این واقعیتی است که هر دو رهبر انقلاب در بالاترین تراز رهبری قرار داشتند و جمهوری اسلامی ایران جایگاه کنونی خود را مدیون هدایت این دو بزرگوار است.

اما من معتقدم همان‌گونه که دوره حضرت امام، دوره تأسیس جمهوری اسلامی بود و دوره رهبر شهید، دوره تثبیت و تحکیم آن، اکنون وارد دوره سوم انقلاب اسلامی شده‌ایم؛ دوره‌ای که به اعتقاد من، دوره تعالی و اعتلای جمهوری اسلامی خواهد بود.

اطمینان دارم که به حول و قوه الهی، از این پس شاهد ارتقای جایگاه جمهوری اسلامی ایران، نه‌تنها در منطقه غرب آسیا بلکه در سطح بین‌المللی خواهیم بود. نمونه آن را نیز در جنگ ۱۲ روزه مشاهده کردیم. من همواره به دوستانم می‌گویم که، فارغ از امدادهای الهی، نقش رهبری در هدایت جامعه بسیار تعیین‌کننده است.

در همین مدت کوتاهی که از آغاز رهبری جدید گذشته، مشاهده می‌کنیم همان مشی و سبک مدیریتی رهبر شهید انقلاب اسلامی در حال تداوم و بازتولید است. شاید یکی از دلایل آن نیز این باشد که رهبر معظم انقلاب، سال‌ها تحت اشراف و هدایت مستقیم رهبر شهید انقلاب اسلامی قرار داشتند و این تجربه ارزشمند در استمرار همان مسیر نقش مهمی ایفا کرده است.

بنابراین، من معتقدم جمهوری اسلامی ایران وارد مرحله تعالی شده است و در سال‌های آینده، به‌ویژه در حوزه اقتصاد، باید بیش از هر چیز بر ایجاد توازن میان قدرت نظامی و قدرت اقتصادی تمرکز کند؛ زیرا این دو در کنار یکدیگر می‌توانند زمینه‌ساز اقتدار پایدار جمهوری اسلامی ایران باشند.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1311055

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha