به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از اصفهان؛ کیانیخواه معتقد است جمشیدی تنها یک مجری نبود، بلکه با دانش گسترده، مطالعه بیوقفه و نگاه متفاوتش، جایگاه مجری را از یک «متصلکننده برنامهها» به یک «عنصر اثرگذار و هویتساز» ارتقا داد.
محمد کیانیخواه در ابتدای این گفتوگو با اشاره به دشواری سخن گفتن درباره فرزاد جمشیدی اظهار کرد: صحبت کردن درباره استاد فرزاد جمشیدی برای من بسیار سخت است. واقعاً احساس میکنم برای توصیف شخصیت ایشان، یک زبان کافی نیست. همان تعبیر معروف که «یک دهان خواهم به پهنای فلک» دقیقاً درباره ایشان صدق میکند. خوشحالم که فرصتی فراهم شده تا بتوانیم درباره این شخصیت بزرگ صحبت کنیم؛ چراکه حیف است درسها و تجربههای ارزشمند او ناگفته بماند.
مجری را از یک «وصلکننده» به یک «عنصر هویتساز» تبدیل کرد
وی با اشاره به مهمترین ویژگی شخصیتی فرزاد جمشیدی گفت: یکی از برجستهترین خصوصیات استاد جمشیدی جامع بودن شخصیت ایشان بود. او هیچوقت خودش را صرفاً یک مجری نمیدانست؛ کسی که فقط برنامهها را به هم متصل کند. مهمترین کاری که انجام داد این بود که جایگاه مجری را تغییر داد. او به ما یاد داد مجری باید هویت داشته باشد، اثرگذار باشد و نقش تعیینکننده ایفا کند، نه اینکه صرفاً رابط میان بخشهای مختلف یک برنامه باشد.
از تصویربرداری تا موسیقی؛ جمشیدی در همه حوزهها مطالعه کرده بود
کیانیخواه ادامه داد: استاد جمشیدی معتقد بود یک مجری باید همهچیز بداند. خودش کارگردانی، تصویربرداری، صدابرداری، خبرنگاری، روزنامهنگاری، روابط عمومی، نویسندگی، آموزش، موسیقی و حتی دستگاههای موسیقی ایرانی را میشناخت. او یک مجری مؤلف بود؛ هم خوب مینوشت، هم خوب سخن میگفت و هم خوب آموزش میداد.
به گفته وی، بسیاری از مجریان شناختهشده کشور نیز در کلاسهای جمشیدی اذعان میکردند که اگرچه مجریان موفقی هستند، اما مدرس خوبی نیستند و این هنر را فرزاد جمشیدی دارد.
مطالعه عمیق؛ رمز متفاوت بودن اجراهای او
این مدرس فن بیان با اشاره به میزان مطالعه فرزاد جمشیدی گفت: هر جا برای اجرا دعوت میشد، پیش از حضور، ساعتها درباره آن موضوع تحقیق میکرد. به عنوان نمونه زمانی که برای اجرای مراسم بزرگداشت ۲۳ هزار شهید استان اصفهان دعوت شده بود، آنقدر درباره تاریخ اصفهان، تخت فولاد، بانو مجتهده امین و شهدای استان مطالعه کرده بود که حتی بسیاری از اصفهانیها نیز از اطلاعات او شگفتزده شدند.
وی افزود: بعد از پایان مراسم، تا نیمههای شب کنار ما بود اما میگفت باید بخوابم تا برای اجرای سحر آماده باشم. نظم، برنامهریزی و مسئولیتپذیری در وجود او مثالزدنی بود.

پشت چهره جدی، شخصیتی سرشار از شوخطبعی پنهان بود
کیانیخواه با اشاره به جنبه کمتر دیدهشده شخصیت فرزاد جمشیدی اظهار کرد: بسیاری تصور میکردند چون مجری برنامههای مذهبی و سحرگاهی است، شخصیت بسیار رسمی و جدی دارد؛ اما واقعیت کاملاً برعکس بود. او بسیار خوشمشرب، شوخطبع، بداههگو و اهل مزاح بود. ساعتها کنار او مینشستیم و از خاطرات، لطیفهها و حکایتهایش لذت میبردیم.
وی ادامه داد: همین ویژگی باعث میشد وقتی به عنوان مهمان به برنامههای سال تحویل دعوت میشدند، وجه دیگری از تواناییهایش را به نمایش بگذارد و مخاطبان را غافلگیر کند.
حافظهای کمنظیر؛ حتی کد ملی شاگردانش را حفظ بود
این مجری تلویزیون درباره حافظه استادش گفت: یکی از شگفتانگیزترین ویژگیهای استاد جمشیدی حافظه فوقالعاده او بود. در یکی از کلاسها، پس از گذشت چند روز، کد ملی و مشخصات شاگردان را از حفظ بیان کرد. این نشان میداد تا چه اندازه ذهن قدرتمندی داشت و چقدر برای هر موضوع وقت میگذاشت.
«ذهن و گوش مردم امانت است»؛ جملهای که همیشه تکرار میکرد
کیانیخواه با اشاره به مهمترین توصیههای فرزاد جمشیدی به شاگردانش گفت: همیشه میگفت ذهن مردم، چشم مردم و گوش مردم امانت است. اگر بدون مطالعه مقابل مردم قرار بگیری، حقالناس کردهای. تأکید داشت اگر قرار است یک دقیقه در تلویزیون صحبت کنی، باید چند ساعت برای آن مطالعه کرده باشی.
وی افزود: استاد میگفت اگر قرار باشد درباره امام حسین(ع) سخن بگویم، به ایشان عرض میکنم که هیچگاه برای شما حرف تکراری نزدم. این ادعای بزرگی است و به جرأت میتوانم بگویم کمتر مجریای در کشور میتواند چنین ادعایی داشته باشد.
آنچه میگفت، زندگی میکرد؛ راز اثرگذاری کلام فرزاد جمشیدی
کیانیخواه با اشاره به یکی از مهمترین ویژگیهای شخصیتی فرزاد جمشیدی گفت: به نظر من مهمترین تفاوت استاد جمشیدی با بسیاری از مجریان این بود که به آنچه میگفت، واقعاً عمل میکرد. این موضوع شاید کمتر درباره او گفته شده باشد، اما راز اثرگذاری کلامش همین بود. اگر درباره گرسنگی و سحر صحبت میکرد، خودش سحری نمیخورد تا حال و هوای واقعی گرسنگی را درک کند. وقتی از روزهداری سخن میگفت، خودش اهل روزه بود و به آن اعتقاد قلبی داشت. اگر از وطن، شهدا، رهبر انقلاب یا ارزشهای دینی سخن میگفت، از سر باور و اعتقاد بود، نه صرفاً اجرای یک متن.
وی ادامه داد: متأسفانه گاهی برخی افراد مقابل دوربین، همان چیزی را میگویند که مخاطب انتظار شنیدنش را دارد، اما در زندگی شخصی اعتقادی به آن ندارند. استاد جمشیدی چنین نبود. او هر آنچه را بیان میکرد، پیش از آن در زندگی خود تجربه و باور کرده بود و همین باعث میشد سخنش بر دل مخاطب بنشیند.

این مدرس فن بیان افزود: برای مثال، سالها چهارشنبهها درباره امام رضا(ع) برنامه اجرا میکرد. وقتی درباره امام رضا(ع) سخن میگفت یا شعری میخواند، احساس میکردی مقابل خود حضرت ایستاده است. آنقدر با اخلاص، احترام و اعتقاد اجرا میکرد که این حس به مخاطب هم منتقل میشد. پلاتوهایش فقط متن نبود؛ حاصل ایمان، مطالعه و دلدادگی بود.
کیانیخواه با اشاره به حساسیت جمشیدی نسبت به وقت مخاطب اظهار کرد: بارها میگفت از مجریای که وقت مردم را تلف میکند ناراحت میشوم؛ مجریای که حرف تازه، واژه تازه یا اطلاعات جدیدی برای مخاطب ندارد. معتقد بود اگر قرار است مقابل مردم قرار بگیری، باید چیزی به دانستههای آنها اضافه کنی.
وی خاطرنشان کرد: کافی بود چمدانهای استاد را ببینید تا بفهمید چرا اجراهایش متفاوت بود. هر سفر که میرفت، یک چمدان لباس داشت و یک چمدان کتاب. همیشه چندین جلد کتاب، دستنوشته، پلاتو و یادداشت همراهش بود. سر کلاس هم میز او پر از کتاب و نوشتههایی بود که خودش تهیه کرده بود. امروز شاید بسیاری از مجریان حاضر نباشند حتی چند خط برای اجرای خود بنویسند، اما استاد جمشیدی برای هر برنامه ساعتها مطالعه، تحقیق و نگارش انجام میداد و دقیقاً به همان چیزی که به شاگردانش آموزش میداد، عمل میکرد.
واژهسازی و ادبیات متفاوت؛ امضای اجرای فرزاد جمشیدی
کیانیخواه درباره سبک بیان فرزاد جمشیدی اظهار کرد: او همیشه به ما میگفت چرا فقط از عبارتهای تکراری استفاده میکنید؟ برای مثال به جای «هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت» میتوان دهها تعبیر تازه و ادبی به کار برد. معتقد بود مجری باید ادبیات غنی داشته باشد، گلستان سعدی را بارها خوانده باشد، دهخدا را بشناسد و با شعر کلاسیک و معاصر مأنوس باشد.
کلاسهایی متفاوت؛ از نجفزاده تا احسان علیخانی مهمان کلاس بودند
وی درباره شیوه تدریس فرزاد جمشیدی گفت: کلاسهای او کاملاً متفاوت بود. برای هر دوره، مجریان مطرح کشور را دعوت میکرد تا تجربههایشان را در اختیار هنرجویان قرار دهند. کامران نجفزاده، اقبال واحدی، فرزاد حسنی، احسان علیخانی، المیرا شریفیمقدم، سیدجواد هاشمی، نجمالدین شریعتی و بسیاری دیگر در کلاسهای او حضور پیدا میکردند.
کیانیخواه افزود: نکته جالب این بود که تقریباً همه این افراد در حضور هنرجویان میگفتند ما مجری خوبی هستیم، اما استاد واقعی ما فرزاد جمشیدی است.
کلاسهای او سرشار از حکایت، طنز و تجربه بود
این مدرس فن بیان ادامه داد: استاد جمشیدی گنجینهای از داستان، حکایت، لطیفه و تجربه بود. در طول سه روز کلاس، آنقدر روایتهای مرتبط تعریف میکرد که اگر همه آنها نوشته میشد، چندین جلد کتاب از دل آن بیرون میآمد. آموزشهای او خشک و صرفاً تئوریک نبود؛ هر نکته علمی را با یک داستان جذاب همراه میکرد.
رادیو را مهمترین مدرسه اجرای حرفهای میدانست
کیانیخواه با اشاره به نگاه جمشیدی به رادیو گفت: او اعتقاد داشت بهترین مجریان از رادیو میآیند. میگفت در رادیو فقط صدا در اختیار توست و باید تمام احساس، تصویر و مفهوم را تنها با لحن منتقل کنی. همین موضوع باعث میشود مجری در بیان، لحن و انتقال احساس به مهارت بالایی برسد.
حافظه موسیقایی حیرتانگیز
وی افزود: یک روز کتاب «جاودانهها» را به کلاس آورد؛ کتابی که در دو جلد، هزار و دویست ترانه و تصنیف قدیمی ایرانی در آن ثبت شده است. کتاب را به صورت اتفاقی باز میکرد و متن ترانه را همراه با لحن درست از حفظ میخواند. حتی هنگام مهمانی، موسیقیهای مختلف را برای ما تحلیل میکرد و از ساختار آنها سخن میگفت.
بداههگویی؛ مهارتی که حاصل سالها مطالعه بود
کیانیخواه با بیان اینکه بداههگویی یکی از دشوارترین مهارتهای اجراست، گفت: استاد جمشیدی اگر موضوعی به او میدادید، بلافاصله آیه، روایت، شعر، حکایت، خاطره و تحلیل مرتبط ارائه میکرد. این توانایی حاصل سالها مطالعه بود، نه استعداد صرف.
در زندگی واقعی هم همان فرزاد جمشیدی روی آنتن بود
وی ادامه داد: بزرگترین ویژگی استاد این بود که نقش بازی نمیکرد. همان شخصیتی که روی آنتن میدیدید، در جمعهای دوستانه نیز حضور داشت؛ همان شوخطبعی، همان بداههگویی و همان صمیمیت.

مجری باید دهخدا، سعدی، شفیعی کدکنی و موسیقی را بشناسد
کیانیخواه با اشاره به توصیههای همیشگی استادش گفت: او مدام میپرسید چرا لغتنامه دهخدا را نمیخوانید؟ چرا گلستان سعدی را مطالعه نمیکنید؟ چرا با سیمین دانشور، هوشنگ گلشیری، فریدون مشیری و شفیعی کدکنی آشنا نیستید؟ چرا موسیقی، تصویربرداری، خبرنگاری و روزنامهنگاری نمیدانید؟ معتقد بود همه این علوم در اجرای حرفهای نقش دارند.
مجری باید همه عوامل تولید را بشناسد
وی افزود: استاد ما را به استودیوهای صداوسیما میبرد تا از نزدیک با اتاق فرمان، استودیو، تجهیزات، صدابرداری و تصویربرداری آشنا شویم. میگفت یک مجری حرفهای باید ابتدا دل تصویربردار را به دست بیاورد و زبان همه عوامل تولید را بفهمد.
تسلط بر جغرافیا؛ راهی برای ارتباط بهتر با مخاطب
کیانیخواه در پایان گفت: یکی دیگر از ویژگیهای استاد، تسلط فوقالعاده او بر جغرافیای ایران بود. اعتقاد داشت اگر مجری بتواند نام شهرها، لهجهها و ریشه نام خانوادگی افراد را بشناسد، ارتباط عمیقتری با مخاطب برقرار میکند. حتی زمانی که قرار بود با مدیران شبکه دو جلسهای داشته باشم، به من توصیه کرد لهجه اصفهانیام را پنهان نکنم، زیرا هویت هر مجری بخشی از شخصیت حرفهای اوست.
او در پایان تأکید کرد: من هیچ وقت نمیگویم کسی باید فرزاد جمشیدی شود؛ فرزاد جمشیدی فقط یک نفر بود. اما همه ما میتوانیم مانند او به اجرا نگاه کنیم؛ با مطالعه، دقت، دانش، اخلاق، احترام به مخاطب و عشق به یادگیری. تفاوت واقعی او در همین نگاه عمیق بود؛ نگاهی که باعث شد دوست و دشمن، همه به توانایی و دانشش احترام بگذارند.
خبرنگار: رامین ابویی
انتهای خبر/
نظر شما