برای شخصیت آیت الله سید علی خامنهای ویژگیهای منحصر به فردی برشمرده اند. یکی از این ویژگیها تسلط ایشان بر هنر، ادبیات و تاریخ است که این امر به فرهنگ، هنر و ادبیات ایران محدود نمیشود و ایشان به خوبی ادبیات جهان را میشناخت. این ویژگی منحصر به فرد آیت الله خامنهای در بین سیاستمداران جهان زبانزد بوده است. به همین دلیل در این گزارش به طور خلاصه به بررسی این جنبه از شخصیت ایشان که در کتابی مبسوط در سایت واشنگتن پست منتشر شده، میپردازیم.
بیشتر بخوانید:
گزارشگر لبنانی: آیت الله خامنهای؛ رهبری پیامبرگونه با وقار و شکوهی بینظیر
کودکی و زمینههای رشد
نویسنده کتاب ابتدا به بررسی کودکی آیت الله خامنهای و عوامل موثر در رشد شخصیت ایشان و برجسته شدن برخی ویژگیهای خاص مانند علاقه به شعر، فرهنگ و ادبیات پرداخته است. نویسنده تحصیلات آیت الله خامنهای در مشهد را بستری مناسب برای آشنایی ایشان با سبک خراسانی در شعر ذکر کرده، و تلفیق آن با تربیت در خانوادهای روحانی و مذهبی را عامل رشد دو هویت دینی و ملی به صورت توأمان در ایشان دانسته است:
برای درک رابطه (آیت الله) خامنهای با شعر، باید نگاهی اجمالی به سنت شعری خراسان و نقش مشهد در آن داشت. خطوط جغرافیایی منطقه تاریخی معروف به خراسان بزرگ در طول قرنها وجودش متفاوت بوده است، اما تقریباً شامل ایران، افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان میشد. خراسان بزرگ برای بیش از هزار سال به عنوان پایتخت زبان و ادبیات فارسی شناخته میشد. شاعران خراسانی، از جمله شاعران مرکز فرهنگی مشهد، در ژانرهای مختلفی، به ویژه قصیده، شعر میسرودند و «سبک خراسانی» متمایزی در غزل داشتند. چنین سنت ادبی در قم، شهر مقدسی که (امام) خمینی(ره) برای تحصیل الهیات در حوزه علمیه تازه تأسیس خود به آنجا نقل مکان کرده بود، کاملا وجود نداشت. در مشهد، مطالعه دقیق دستور زبان و بلاغت عربی نیز بخشی از آموزش معمول در نهاد کوچک روحانیت بود. اگر آیتالله خامنهای رماننویس بود، احتمالاً مشهد، پایتخت استان خراسان مدرن ایران، را به عنوان محل اصلی داستانهایش و واقعگرایی (رئالیسم) را به عنوان سبک خود انتخاب میکرد. او در این شهر مقدس متولد و بزرگ شده است، جایی که دو شخصیت تاریخی عظیم در آن دفن شدهاند: علی بن موسی الرضا(ع)، امام هشتم شیعیان دوازده امامی، و فردوسی، معروف به «هومر ایران». یکی نمایانگر هویت مذهبی پس از اسلام ایران و دیگری نمایانگر سنت ملی ایران و تمدن ایران پیش از اسلام است.
جوانی آیت الله خامنهای و نویسندگان محبوب ایشان
پس از آن به سالهای جوانی و میانسالی زندگی رهبر معظم انقلاب پرداخته و بزرگان ادبیات که با نگرش خاص خود باعث جذب آیت الله خامنهای به خودشان و آثارشان شده بودند:
(آیت الله) خامنهای چندین بار برای ملاقات با جلال آل احمد نویسنده مورد علاقهاش به تهران سفر کرد، که او را به ویژه در سالهای آخر زندگی کوتاه نویسنده میستود؛ زمانی که جلال تمایلات مذهبی و معنوی را پرورش داده و به یکی از طرفداران، اگرچه نه مقلد، امام خمینی(ره) تبدیل شده بود.
یک ادیب و هنرمند، در قامت یک رهبر انقلابی
پس از این نویسنده به سالهای زعامت ایشان و اهمیت و نقش تسلط بر فرهنگ، هنر، و ادبیات بر شیوه حکمرانی آیت الله خامنهای پرداخته است. در این بخش از کتاب، نویسنده به دیدار ایشان با هنرمندان در سال ۱۹۹۱، دو سال پس از زمامداری در جایگاه رهبر معظم انقلاب اشاره میکند و بخشی از سخنان ایشان درباره مقایسه انقلاب کبیر روسیه و انقلاب اسلامی ایران و نقش هنرمندان در این دو کشور را میآورد؛ جایی که آیت الله خامنهای به عنوان نمونه از آثار میخائیل شولوخف و الکسی تولستوی ستایش میکنند.
به جز آثار و کتابها، تسلط کامل و دقیق ایشان حتی بر زندگی نویسندگان روس نیز توجه نویسنده را به خود جلب کرده است. ایشان در جریان آن دیدار درباره الکسی تولستوی بیان کردهاند که او در ابتدا عضو جریان سفید (ضد انقلاب کبیر روسیه) و مخالف بولشویکها بوده، در چه سالهایی ابتدا به فرانسه و پس از آن به آلمان تبعید شده، و سپس به روسیه بازگشته است. در این زمان کتاب سه جلدی خود را با عنوان «آزمایش*» منتشر کرده و به انقلاب سرخ پیوسته است.
آیت الله خامنهای پس از آن از کتاب «دن آرام» از شولوخف نام میبرند و این دو کتاب را در از بین کتابهای فراوانی که درباره انقلاب روسیه خواندهاند، بهتر شمرده و جزو شاهکارهای جهانی میدانند.
ایشان در این دیدار با اشاره به دو نویسنده روس، در واقع هنرمندان ایرانی را ترغیب به پرداختن به چگونگی وقوع انقلاب اسلامی در ایران و تفاوت آن با دیگر انقلابهای جهان کردهاند.
* این کتاب در ایران با عنوان کتاب سه جلدی «گذر از رنجها» منتشر شده است.
خبرنگار: زهرا ستاریان
انتهای پیام/
نظر شما