جامعه با معنادهی به ابزارهای نظامی بازدارندگی را رقم می‌زند/ بحران‌ها، لحظه بازتولید مشروعیت و ترمیم رابطه دولت و ملت هستند

یک جامعه‌شناس سیاسی در تحلیل جامعه‌شناختی تجمعات شبانه مردمی و مراسم تشییع پیکر رهبر شهید، از تبدیل اراده جمعی به قدرت سخت و بازتولید مشروعیت در لحظات سرنوشت‌ساز سخن گفت.

به گزارش خبرنگار اجتماعی ایسکانیوز، در آن لحظه‌ای که خیابان از فضای مطالبه‌گری فردی فراتر رفته و به عرصه‌ای برای ابراز همبستگی ملی تبدیل می‌شود، می‌توان از تولد یک قدرت اجتماعی سخن گفت؛ آن هم قدرتی که فراتر از ابزارهای مادی می‌تواند محاسبات پیچیده داخلی و خارجی را دگرگون کند. در گفت‌وگوی پیش رو به بررسی این پرسش پرداخته‌ایم که چگونه تجمعات مردمی در بزنگاه‌های حیاتی تاریخ، نه تنها باعث ترمیم رابطه دولت و ملت می‌شوند، بلکه سرمایه‌ای نمادین را به یک بازدارندگی عینی تبدیل می‌کنند که حتی سخت‌ترین تحلیل‌گران سیاسی و دشمنان بیرونی را نیز به بازنگری در تصوراتشان وامی‌دارد.

در ادامه گفت‌وگوی ایسکانیوز با علی کاکادزفولی، استاد جامعه‌شناسی سیاسی را بخوانید:

کاکادزفولی در پاسخ به اینکه چه عواملی باعث شده تا کارکرد خیابان در تجمعات شبانه مردمی و مراسم تشییع پیکر رهبر شهید، از مطالبه‌گری صرف به سمت اتحاد ملی و تولید قدرت اجتماعی تغییر جهت دهد، گفت: به‌طور کلی خیابان بازتاب‌دهنده وضعیت رابطه مردم با امر عمومی است و این معادله در هر جامعه‌ای برقرار است. گاهی خیابان تنها مسائل روزمره را انعکاس می‌دهد؛ مانند اعتراضاتی که در سوابق تاریخی خود داشتیم و بخشی از آن‌ها معیشتی و بخشی دیگر فرهنگی یا اجتماعی بود.

او با طرح این نکته اضافه کرد: زمانی که یک رخداد بزرگ و سرنوشت‌ساز اتفاق می‌افتد، کارکرد خیابان تغییر می‌کند و از عرصه ابراز مطالبات فردی خارج می‌شود. در این لحظات، خیابان به جایی تبدیل می‌شود که مردم در آن به دنبال سرنوشت مشترک خود می‌گردند یا احساس مسئولیت جمعی را ابراز می‌کنند.

این استاد جامعه‌شناسی درخصوص تفاوت میان تجمعات مختلف، اظهار کرد: در وضع عادی، مردم عقاید، باورها و هویت‌های متکثری دارند و برای ابراز مطالبات فردی به خیابان می‌آیند؛ مثلاً برای افزایش حقوق و دستمزد یا در مورد مسائلی چون پوشش و حجاب در سال ۱۴۰۱ که در نهایت یک مطالبه شخصی بود و هر کس نماینده منافع و نیازهای خود بود.

وی با بیان اینکه در لحظات تاریخی، این هویت‌ها تغییر می‌کنند، گفت: در مقاطع حساس، این عقاید و هویت‌های پراکنده حتی برای لحظاتی کوتاه در یک هویت بزرگ‌تر حل می‌شوند که ما آن را هویت فراگیر ملی می‌نامیم. در این حالت، انسان از فردیت خود خارج نمی‌شود، بلکه آن فردیت در یک مای بزرگ‌تر ادغام می‌گردد.

کاکادزفولی در تبیین مفهوم قدرت اجتماعی گفت: این احساس تعلق به یک موضوع و آینده مشترک که در مراسم تشییع نیز شاهد آن بودیم، در واقع همان قدرت اجتماعی است. دلیل این امر آن است که جامعه از منطق «من چه می‌خواهم» عبور کرده و به این فکر می‌کند که «ما چه می‌خواهیم» و به دنبال چه هستیم.

او در تشریح این تحول، اضافه کرد: وقتی فرد به جای مطالبه‌کننده صرف، خود را بانی یک اتفاق بزرگ بداند و پاسداری از یک سرمایه مشترک را وظیفه خود تشخیص دهد، در حقیقت ارتقای جایگاه یافته است. جامعه در این حالت، قدرتی را در خود می‌بیند و این قدرت را هم به سیاست‌گذاران داخلی‌ و هم به دشمنان بیرونی ابراز می‌کند.

تکوین اراده ملی و نمادشناسی خیابان

وی با بیان اینکه تجمعات خیابانی باعث ایجاد اعتمادبه‌نفس جمعی می‌شود، گفت: وقتی مردم «ما»ی مشترک را می‌شناسند، هم اعتمادبه‌نفس ملی پیدا می‌کنند و هم احساس قدرت می‌کنند. در این وضعیت، اراده‌های پراکنده به یک اراده اجتماعی بزرگ تبدیل می‌شود و این احساس «ما» در برابر «من»های پراکنده است که قدرت ملی را ایجاد می‌کند.

این استاد جامعه‌شناسی خاطرنشان کرد: شلوغ بودن خیابان در مراسم تشییع یا دیگر عرصه‌ها، صرفاً به معنای این نیست که تعداد زیاد آدم‌ها قدرت ملی را رقم می‌زند؛ رابطه خطی نیست. بلکه این شلوغی، نمادی است؛ استعاره‌ای از اینکه آن اراده جمعی چقدر غلیظ‌تر و منسجم‌تر شده است.

کاکادزفولی درمورد اینکه آیا در مقاطع قبلی چنین صحنه‌هایی از همبستگی وجود نداشته یا شدت آن کمتر بوده است، گفت: این‌گونه نیست که در مقاطع پیشین همبستگی وجود نداشته باشد، بلکه این همبستگی در لحظات خاص، میزان و شدت خود را نشان می‌دهد. در واقع، بروز این همبستگی تابع میزان سرنوشت‌ساز بودن و اهمیت آن لحظه است.

وی با بیان اینکه همبستگی پیش‌تر شکل گرفته است، اضافه کرد: ما منکر به‌وجود آمدن این پیوند در سایر مقاطع نیستیم و ممکن است در جای‌جای تاریخ، این همبستگی شکل بگیرد یا حتی تقویت شود، اما نکته اصلی این است که میزان بروز آن در خیابان، تابع شدت و اهمیت آن لحظه تاریخی است.

این استاد جامعه‌شناسی در ادامه اظهار کرد: چالش اصلی این است که ما بتوانیم این لحظات مهم و اتفاقاتی را که در این مقاطع حساس می‌بینیم، به رفتارهای پایدار تبدیل کنیم تا این همبستگی تنها به لحظاتی گذرا محدود نشود.

تبدیل سرمایه نمادین به قدرت بازدارنده

کاکادزفولی در پاسخ به اینکه چگونه تجمعات مردمی و سرمایه نمادین در مراسم تشییع به یک قدرت سخت و بازدارنده در برابر تهدیدات خارجی تبدیل می‌شود، گفت: آنچه در خیابان و در این مراسم تشییع دیدیم، همان اراده اجتماعی است که به بازدارندگی معنا می‌بخشد. در تاریخ ما جوامعی بوده‌اند که دولت‌هایشان بسیار قدرتمند بودند و تجهیزات و ادوات نظامی پیشرفته و زیادی داشتند، اما در یک لحظه فروپاشیدند؛ زیرا تجهیزات نظامی به تنهایی بازدارندگی ایجاد نمی‌کند.

او با طرح این نکته اضافه کرد: آنچه به تجهیزات نظامی و بازدارندگی سخت معنا می‌دهد، جامعه‌ای است که پشت آن تجهیزات قرار دارد. در برخی دولت‌های قدرتمند، این جامعه وجود ندارد، اما در کشور ما جامعه پشت حکومت است. به همین دلیل است که اگرچه تجهیزات نظامی مهم هستند و باید به آن‌ها اهمیت داد، اما لزوماً تعیین‌کننده نیستند. این ادعا که چون آمریکا تجهیزات پیشرفته‌تری دارد پس ما شکست می‌خوریم، غلط است؛ چرا که این جامعه است که به تجهیزات نظامی ما معنا و جهت می‌دهد.

این استاد جامعه‌شناسی با اشاره به تأثیر عینی تجمعات مردمی اظهار کرد: ما همواره باور داشتیم که مردم ایران منسجم هستند و جامعه ما انسجام اجتماعی دارد، اما مراسم تشییعی در این ابعاد باعث می‌شود این انسجام در عمل دیده شود و دیگر جایی برای تردید باقی نماند. وقتی چنین انسجامی در فضای عمومی ظهور می‌کند، از یک احساس قابل مناقشه فراتر رفته و پیامی بیرونی را منعکس می‌کند.

وی با بیان اینکه این پیام سه گروه از مخاطبان را هدف قرار می‌دهد، گفت: نخست خود افرادی هستند که در این تشییع عظیم حضور یافتند. دوم، تمام کسانی هستند که رفتار، تصمیمات و سیاست‌هایشان را بر اساس حضور مردم تنظیم می‌کنند؛ اعم از سیاست‌گذاران داخلی و دشمنان بیرونی. اگر مردم در چنین تشییع باشکوهی حضور نمی‌یافتند، محاسبات و تصمیمات سیاستمداران داخلی و خارجی به شکل دیگری رقم می‌خورد.

کاکادزفولی در تحلیل واکنش‌های خارجی در خصوص این رخداد گفت: برای مثال، خشم ترامپ در مقاطعی از همین تشییع باشکوه ریشه می‌گیرد؛ زیرا او تصوراتی از مردم و جایگاه رهبری در ایران داشت که این حضور گسترده، تمام آن تصورات را باطل کرد.

او درواکنش به اینکه در ماه‌های پایانی جنگ هشت ساله، ارتش بعث با تصور فروپاشی درونی جامعه ایرانی و از دست رفتن اراده مقاومت، حملات گسترده‌ای را آغاز کرد، اما مردم با حضور در صحنه و پر کردن جبهه‌ها، دشمن را پس زدند، اظهار کرد: در جنگ اخیر و حوادث پیش از آن نیز، دشمنان با همین ذهنیت که ما دچار گسست و فروپاشی درونی هستیم وارد میدان شدند، اما حضور گسترده و همبسته مردم در تجمعات شبانه و به‌ویژه در آیین تشییع رهبر شهید، تمام آن ذهنیت‌ها را فرو ریخت.

بازتولید مشروعیت در فرایندهای تاریخی

کاکادزفولی با اشاره به اینکه مشروعیت یک موجودیت ثابت نیست و نمی‌توان آن را به‌صورت خطی و از صد درصد به صفر تصور کرد، گفت: متأسفانه درک خطی و نادرستی از مشروعیت در میان بخش قابل‌توجهی از متفکران ما وجود دارد. در حالی که مشروعیت یک اتفاق فرایندی است؛ یعنی در مقاطعی تولید، بازتولید، تقویت یا کاهش می‌یابد.

وی با بیان اینکه عامل تعیین‌کننده این فرایند، مردم هستند، اضافه کرد: باورها، عقاید و احساسات مردم ثابت نیست و در نتیجه درک آن‌ها از مشروعیت نیز تغییر می‌کند. این ادراک گاهی کامل‌تر می‌شود و گاهی تحت تأثیر جنگ‌های روانی یا دستکاری‌های رسانه‌ای قرار می‌گیرد، اما در بزنگاه‌های خاص، دوباره بازتولید و تقویت می‌گردد.

این استاد جامعه‌شناسی در تبیین رابطه متقابل دولت و جامعه اظهار کرد: مقتدر بودن دولت زمانی معنا پیدا می‌کند که احساس کند بخشی از جامعه است و نمایندگی آن را بر عهده دارد. از سوی دیگر، جامعه زمانی احساس تعلق به حکومت می‌کند که خود را سهیم در سرنوشت سیاسی بداند و خود را بانی این نظام ببیند، نه اینکه احساس کند توسط دولتمردان نادیده گرفته شده است.

او با طرح این نکته که بحران‌ها لحظات آزمایشی هستند، گفت: در شرایط عادی شاید تصور شود که حکومت در آستانه فروپاشی است یا جامعه دیگر آن را نمی‌خواهد، اما وقتی بحرانی مانند جنگ اخیر رخ می‌دهد، رابطه واقعی دولت و ملت مورد آزمون قرار می‌گیرد. تجمعات گسترده و مراسم تشییع، در واقع بازسازی ادراک متقابل میان دولت و جامعه است تا این ادراک که گاه به‌ اشتباه دستکاری شده بود، دوباره تصحیح و ترمیم شود و به واقعیت نزدیک‌تر گردد.

کاکادزفولی با بیان این نکته که احساس تعلق در جامعه، سرمایه‌ای بزرگ است، گفت: ما در بازه زمانی پس از جنگ دوازده‌روزه و شهادت رهبری تا انتخاب رهبری جدید، شاهد تبلور احساس تعلق و مسئولیت‌پذیری مردم بودیم. این احساس چیزی نیست که به‌راحتی یا با بخشنامه‌ها و تصمیمات اداری تولید شود؛ بلکه تولید آن بسیار سخت و زمان‌بر است و حاصل تجربه‌های اجتماعی جامعه در مقاطع مختلف است.

وی با بیان اینکه این هویت جمعی ریشه در ابتدای انقلاب دارد، اضافه کرد: این حس تعلق عمومی از همان آغاز انقلاب در ملت ایران وجود داشته است، اما در حوادث اخیر و جنگ تحمیلی، توانست خود را تقویت کرده و به‌روزرسانی کند.

این استاد جامعه‌شناسی در پاسخ به این پرسش که چگونه می‌توان این شور لحظه‌ای را به سرمایه اجتماعی پایدار برای توسعه آینده میهن تبدیل کرد، اظهار کرد: همبستگی یک امر یک‌شبه نیست. این پیوند در سال‌ها و حتی دهه‌های گذشته در این جامعه وجود داشته است؛ هرچند در برخی مقاطع ضعیف یا قوی شده، اما اصل آن همواره برقرار بوده است.

او با تأکید بر این مطلب گفت: نباید تصور کرد که این همبستگی صرفاً به لحظات وابسته است. درست است که در مراسم تشییع اخیر جلوه‌های بی‌سابقه‌ای از این پیوند را دیدیم که شاید در مقاطع قبلی مشاهده نشده بود، اما این به معنای آن نیست که این همبستگی تنها محصول یک لحظه بوده، بلکه بازگشت به همان ریشه‌های عمیق اجتماعی است.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1311840

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha