اسماعیل آذر، استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، شاعر و ادیب، در گفتوگو با خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، درباره مأموریتها، ظرفیتها و اصلاحات ساختاری دانشگاههای کشور در افق ۲۰۵۰ اظهار کرد: برای پاسخ به این سؤال، اجازه بدهید از یک تجربه شخصی شروع کنم.
وی افزود: زمانی که دانشآموز دوره ابتدایی بودم، «گلستان» و «بوستان» سعدی را میخواندیم. بعدها نیز سالها در دوره کارشناسی رشته زبان و ادبیات فارسی تدریس کردم. امروز اما با تأسف باید بگویم بسیاری از افرادی که حتی مدرک دکتری گرفتهاند، بهسختی میتوانند چند سطر از «گلستان» سعدی را بدون غلط بخوانند.
آذر ادامه داد: این چشماندازی است که من در رشته خودم، یعنی زبان و ادبیات فارسی، مشاهده میکنم. البته تا حدودی با ادبیات انگلیسی هم آشنایی دارم و در آن حوزه نیز کموبیش شرایط مشابهی را میبینم.
دانشگاه یعنی استاد، منابع علمی، کتاب و کتابخانه
وی با بیان اینکه دانشگاه تعریف روشنی دارد، گفت: دانشگاه یعنی استاد، منابع علمی، کتاب و کتابخانه. اگر یکی از این ارکان دچار ضعف شود، دانشگاه از معنای واقعی خود فاصله میگیرد.
وی افزود: امروز متأسفانه از همان رکن نخست، یعنی «استاد»، با مشکل مواجه هستیم. کافی است فردی مدت کوتاهی در یک مرکز آموزشی تدریس کرده باشد، بلافاصله او را «استاد دانشگاه» مینامند. یا افرادی در برخی دستگاهها و مراکز، صرفاً با دریافت مجوزهایی، عنوان دکتر یا استاد را یدک میکشند؛ در حالی که ممکن است هرگز پژوهش جدی انجام نداده، کتاب علمی ننوشته یا مطالعات عمیق دانشگاهی نداشته باشند.
آذر تصریح کرد: البته ممکن است در رشته تخصصی خود، مانند نگارگری یا هنر، استاد برجستهای باشند، اما این موضوع با جایگاه علمی دانشگاه متفاوت است.
از سطح علمی بسیاری از فارغالتحصیلان رضایت نداشتم
آذر افزود: اما اگر بخواهیم تراز کلی آموزش عالی را بسنجیم، باید بپذیریم که آن سطحی از رشد علمی که انتظار میرود، هنوز محقق نشده است.
وی گفت: نمونه آن را میتوان در مسائل کشور مشاهده کرد. امروز با بحران آب روبهرو هستیم. اگر دانشمندانی که توان حل این مسائل را دارند، بیش از گذشته مورد استفاده قرار گیرند، طبیعتاً نباید همچنان با چنین مشکلاتی مواجه باشیم. در حوزه کشاورزی، مدیریت منابع، تولید محصولات و بسیاری از مسائل دیگر نیز همین وضعیت وجود دارد.
وی تأکید کرد: اگر این چرخ علم با همین کندی حرکت کند، طبیعی است که در افق مورد نظر شما به جایگاهی که انتظار داریم، نخواهیم رسید. بنابراین باید علم را بسیار جدیتر بگیریم.
جذب هیئت علمی نباید بر اساس روابط باشد
آذر با اشاره به ضرورت اصلاح ساختار آموزش عالی اظهار کرد: اولین گام این است که جایگاه استاد دانشگاه را جدی بگیریم. نباید جذب اعضای هیئت علمی بر اساس روابط، ملاحظات خانوادگی یا عوامل غیرعلمی انجام شود. این مسئله باید یکی از جدیترین موضوعات آموزش عالی باشد.
وی افزود: موضوع دوم، احیای کرسیهای علمی در دانشگاههاست. باید مشخص باشد که در هر رشته و هر گرایش، چه کسی صاحب کرسی علمی آن حوزه است و صلاحیت هدایت پایاننامهها و رسالهها را دارد.
وی ادامه داد: به یاد دارم بارها به ما گفته میشد پایاننامهها را میان اعضای گروه تقسیم کنید؛ در حالی که ممکن بود موضوع رسالهها با تخصص واقعی استادان همخوانی نداشته باشد. این شیوه درستی نیست. استاد راهنما باید دقیقاً در همان حوزه تخصصی صاحبنظر باشد.
اعضای هیئت علمی باید بهطور مستمر ارزیابی شوند
این استاد دانشگاه با تأکید بر ضرورت ارزیابی مستمر اعضای هیئت علمی گفت: موضوع سوم، ارزیابی مستمر اعضای هیئت علمی است. استاد دانشگاه نباید تنها با دریافت یک مرتبه علمی، تا پایان دوران خدمت بدون ارزیابی ادامه فعالیت دهد.
وی افزود: اعضای هیئت علمی باید بهطور مداوم از نظر علمی ارزیابی شوند؛ باید مشخص شود آیا همچنان اهل مطالعه هستند، آیا دانش خود را بهروز میکنند، آیا بر مباحثی که تدریس میکنند تسلط دارند و آیا همچنان صلاحیت علمی لازم را برای آموزش دانشجویان دارند یا خیر.
آذر خاطرنشان کرد: هرچند این مباحث کلی به نظر میرسد، اما جزئیات بسیار مهمی در دل همین موضوعات نهفته است.
وی تصریح کرد: در مجموع، معتقدم با روند فعلی، رسیدن به آن چشماندازی که برای دانشگاههای کشور در افق ۲۰۵۰ ترسیم میشود، دشوار خواهد بود.
باید به ارکان اصلی دانشگاه بازگردیم
وی گفت: اگر بخواهیم به آن نقطه برسیم، باید دوباره به ارکان اصلی دانشگاه بازگردیم؛ استاد، کتاب و کتابخانه. کتابخانه دانشگاه باید همه منابع معتبر و روزآمد هر رشته را در اختیار داشته باشد و استاد نیز باید بهطور مستمر با تازهترین دستاوردهای علمی جهان در ارتباط باشد.
آذر افزود: متأسفانه در رشتههای علوم انسانی، کمتر دیدهام که استادان به زبانهای معتبر خارجی تسلط کافی داشته باشند؛ در حالی که آشنایی با زبانهای علمی دنیا، یکی از مهمترین ابزارهای رشد علمی است، زیرا استاد از این طریق میتواند مستقیماً بداند در رشته تخصصی خود، در جهان چه میگذرد و بر همان اساس دانش خود را ارتقا دهد.
وی تأکید کرد: به اعتقاد من، اگر این زیرساختها تقویت شود، میتوان امیدوار بود دانشگاههای کشور نیز در مسیر تعالی علمی و دستیابی به افق مطلوب حرکت کنند.
مدرکگرایی باید از دانشگاهها حذف شود
آذر در پاسخ به این پرسش که دانشگاهها چگونه میتوانند در مسیر کاربردیسازی علوم حرکت کنند و در افق ۲۰۵۰ پاسخگوی نیازهای واقعی کشور باشند، اظهار کرد: نخستین اقدامی که باید انجام دهیم، این است که مدرکگرایی را کنار بگذاریم. نباید افراد صرفاً برای دریافت مدرک وارد دانشگاه شوند؛ هر کسی که وارد دانشگاه میشود باید با هدف تبدیل شدن به یک متخصص واقعی در حوزه علمی خود تحصیل کند. این نخستین مسیری است که باید هموار شود.
وی ادامه داد: مسئله دوم، ارتباط دانشگاه با بخشهای مختلف جامعه و صنعت است. دانشگاهها باید متناسب با رشتههایی که دارند، با مراکز صنعتی، کارخانهها و مجموعههای مرتبط ارتباط برقرار کنند. برای مثال، اگر دانشگاهی در حوزه برق یا نساجی فعالیت میکند، باید میان آن دانشگاه و صنایع مرتبط تعامل مؤثر شکل بگیرد. این موضوع تنها به حوزه صنعت محدود نمیشود و در علوم انسانی نیز باید ارتباط میان دانشگاه و نیازهای جامعه برقرار باشد.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: این ارتباط، نیازمند اندیشه، برنامه، روش و تعامل است. باید برای آن طرحی تدوین شود، سازوکار اجرایی مشخصی داشته باشد و به مرحله عمل برسد. چنین مسیری میتواند از بخشهایی از دانشگاه آغاز شود و بهتدریج گسترش یابد تا دانشگاهها به جایگاهی که مدنظر شماست، نزدیک شوند و حتی به آن دست پیدا کنند.
انتهای پیام/
نظر شما