به گزارش گروه سیاسی ایسکانیوز، اظهارات اخیر آقای سروش محلاتی در خصوص الوهیتبخشی به حاکمان و نسبت دادن فرهنگ اطاعت از حاکم به اندیشه بنیامیه، موجی از واکنشها را برانگیخت. وی در سخنرانی خود هشدار داد که نباید در پوشش مکتب علوی، رفتارهای اموی را بازتولید کرد. در همین راستا، ایسکانیوز با محمد حسین رجبی دوانی، پژوهشگر تاریخ سیاسی،گفتوگویی انجام داد که ایشان با نقد تند این رویکرد، ادعای تعلق اطاعت از حاکم به اندیشه بنیامیه را مغالطهای آشکار دانست و تأکید کرد که هدف از چنین مباحثی، تخریب جایگاه ولیفقیه و مشروعیتبخشی به سازش با دشمن است.
محمد حسین رجبی دوانی، پژوهشگر تاریخ سیاسی، در گفتوگو با خبرنگار سیاسی ایسکانیوز، با بیان اینکه به نظر میرسد بحثهایی که این روزها برخی در ارتباط با اطاعت از حاکم مطرح میکنند، در حقیقت مرتبط با نظری است که رهبر عزیز انقلاب اسلامی در بحث آتشبس و مذاکره با دشمن مطرح کرده بودند و خطاب به دستاندرکاران فرموده بودند: "علی الاصول نظر دیگری داشتم"، اظهار داشت: متأسفانه جریانهایی که با ولایت زاویه دارند و در پی سازش با دشمن به قیمت مخالفت با نظرات رهبر هستند، در پی آنند که مستقیم یا غیرمستقیم برای افکار و نظرات سیاسی خود مبانی دینی هم بیابند و مطرح کنند.
وی افزود: فراموش نمیکنیم زمانی که دولت اسبق برخلاف نظر عالمانه و خردمندانه و بر مبنای تجربههای فراوان رهبری شهید که منع از مذاکره با آمریکا می فرمود، چگونه سردمدار آن دولت در اظهارات واهی و خلاف واقع، به امام حسین (علیهالسلام) هم نسبت مذاکره کردن با دشمن داد که با برخورد تند امام شهید مواجه شد. همان موقع فردی که هماکنون هم برای رد اطاعت از حاکم اسلامی آمده صغرا کبراهایی میچیند و میخواهد یک چنین امری را به بنیامیه نسبت دهد، برای تئوریزه کردن ادعای رئیس آن دولت به میدان آمد و با تحریف تاریخ در قالب حذف برخی از حقایق و روایت تاریخی در صدد اثبات مذاکره امام حسین علیه السلام با دشمن به منظور رسیدن به تفاهم و صلح برآمد!
این کارشناس تاریخ سیاسی با اشاره به اهداف این جریانها تصریح کرد: مباحثی که این طیف افراد مطرح میکنند، نه برای معلوم کردن مجهول و یا بسط علم، بلکه برای مقابله با نظرات ولی فقیه و نائب امام زمان (علیهالسلام) است. اینکه ما بگوییم اطاعت کامل از حاکم اندیشه بنیامیه بوده است و آنها مروج این تفکر بودهاند، یک مغالطه آشکار است. در قرآن کریم در سوره مبارکه اسرا آیه ۷۱ میفرماید: «یوم ندعو کل اناس بامامهم» یعنی روزی که ما همه مردم را با امامشان فرا میخوانیم.
رجبی دوانی در ادامه توضیح داد: جالب است بدانیم که امام حسین (علیهالسلام) در همین مسیری که به سوی کوفه میآمدند و به کربلا ختم شد، در منزلگاهی با فردی به نام بشر بن غالب اسدی مواجه شدند و او از امام سوال کرد که من مفهوم این آیه را نمیفهمم. امام حسین (علیهالسلام) فرمود: امامان دو نوع هستند؛ امامان هدایت امامی که به هدایت دعوت میکند و امام ضلالت که به گمراهی فرا میخواند. پس هر کس که به امام هدایت پاسخ دهد، (یعنی او را در این دنیا اطاعت کند) به بهشت میرود و هر کس که به امام ضلالت پاسخ دهد (یعنی در این دنیا از امام گمراهی پیروی و اطاعت کند)، وارد جهنم میشود. تفسیر امام حسین علیه السلام از این آیه شریفه نشان میدهد که لازمه امامت و پیشوایی، اطاعت کردن است؛ منتها اطاعت از چه کسی؟مسلماً امام هدایت، نه امامان ضلالتی همچون خلفای تبهکار اموی.
وی با تبیین معیار شناسایی امام هدایت افزود: حالا امام هدایت کیست؟ همانی که امام حسین (علیهالسلام) در نامهای که به مردم کوفه مینویسد میفرماید: «فلعمری ما الامام الا العامل بالکتاب والآخذ بالقسط و الدائن بالحق و الحابس نفسه علی ذات الله»؛ به جانم سوگند که امام و رهبر نیست مگر کسی که عملکننده به کتاب خدا، پایبند به عدل و داد، متعهد به حق و حقیقت و نگهدارنده نفس خود در ذات خداوند باشد. بنابراین بر خلاف تبلیغات بنی امیه اطاعت از هر امام و پیشوایی در اسلام معنا ندارد، بلکه باید از امام هدایت تبعیت کرد تا نجات و رستگاری حاصل شود.
این پژوهشگر تاریخ سیاسی در ادامه خاطرنشان کرد: جالب است که این نامه را امام حسین (علیهالسلام) به شیعه ننوشته است (که شیعه کلامی و اعتقادی معتقد به امام معصوم است)، بلکه این را خطاب به اهل کوفهای مینویسد که بیش از ۱۲ هزار نامه برای امام حسین (علیهالسلام) نوشته بودند و اکثر قریب به اتفاق آنها امام حسین (علیهالسلام) را ابداً امام منصوص و معصوم نمیدانستند. قابل توجه است که در تاریخ داریم این نامه را امام بعد از دریافت آخرین نامه که توسط سران جناح عثمانیمسلکان کوفه نوشته شده بود، ارسال کرد. اشخاصی همچون شبث بن ربعی ریاحی، حجار بن ابجر، عزرة بن قیس و عمر بن حجاج زبیدی که اینها عثمانیمسلک و دشمن اهلبیت هم بودند، اما احساس کردند که کار قیام امام حسین (علیهالسلام) قطعاً خواهد گرفت، لذا آنها هم به امام نامه نوشتند و دعوت کردند و در پاسخ همه این دعوتنامه ها، امام چنین نکتهای را در تعریف امام حق و امام هدایت به کار میبرد.
رجبی دوانی در ادامه با استناد به آیات قرآن بیان داشت: بنابراین وقتی که ما در قرآن کریم داریم «یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» و در ادامه میفرماید «فان تنازعتم فی شیئی فردّوه الی الله والرسول ان کنتم تومنون بالله والیوم الاخر»؛ یعنی ای کسانی که ایمان آوردهاید خدا را و پیامبرش را اطاعت کنید و همینطور اطاعت کنید اولی الامر (رهبران جامعه) را و اگر در امری نزاع و کشمکش داشتید، آن را به خدا و رسول ارجاع دهید اگر شما به خدا و قیامت اعتقاد داشته باشید. این نکته به خوبی میرساند که باید از حاکم حق و امام هدایت اطاعت کرد و اگر در برخی مسائل و احکام دینی اختلافی پیش آمد، یعنی مسائل مستحدثهای پدید آمد که بخواهند بدانند تکلیف چیست، میفرماید حالا که پیغمبر در بین شما نیست، دیدگاه و نظر آن حاکم را شما به قرآن و سنت پیغمبر ارجاع بدهید.
اطاعت از اولی الامر؛ قرآنی یا عقلانی؟
وی با تأکید بر تمایز مسائل سیاسی و احکام دینی افزود: اما این تنازع و کشمکش که آیه شریفه مطرح می کند، ابداً به مسائل سیاسی و حکومتی که وظیفه رهبری مسلمین به عنوان اولوالامر هست برنمیگردد؛ یعنی در مسائل سیاسی و حکومتی باید کاملاً تبعیت از اولی الامر کرد. اگر بنا باشد هر کسی بر اساس استنباط خود در مسائل سیاسی و حکومتی بخواهد نظر دهد و عمل کند، معلوم است که سنگ بر سنگ بند نخواهد شد و آن جامعه فرو میپاشد و لذا اطاعت از امام حق یک امر هم قرآنی است و هم عقلانی است.
این کارشناس تاریخ سیاسی با بیان اینکه آشکار است بنیامیه مدعی آن بودند که باید از حاکم، ولو حاکم جائر و فاسد، به هر صورت اطاعت کرد تصریح کرد: متأسفانه این نوع دیدگاه بنیامیه تا امروز در جامعه غیرشیعی رواج دارد؛ اما این مغالطه بزرگی است که نوع تفکر بنیامیه را بخواهیم تعمیم به شیعه با آن دیدگاه مترقیاش بدهیم و بخواهیم برای مسائل سیاسی امروز و مطامع باندی اینگونه مغالطه کنیم.
رجبی دوانی در پایان با انتقاد شدید از برخی جریانها بیان کرد: زمانی که امام شهید ما در ارتباط با مسئله آتشبه اختیاری و همینطور مخالفت با مذاکره با دشمن مواردی را مطرح کرده بودند، همین طیف افراد حتی در حوزه قم به میدان آمده بودند و با گستاخی عنوان می کردند که آتشب اختیاری را یزید بنا نهاده است و همانطور که عرض کردم، [ادعا میکردند] امام حسین (علیهالسلام) هم قصد مذاکره کردن مصالح با دشمن داشته است. یعنی اینها خود، اگرچه به ظاهر نقد دیدگاه بنیامیه در مسئله اطاعت از حاکم را مطرح میکنند، ولی خود پیروان بنیامیه و امویمسلک در مسائل سیاسی و تبلیغاتی هستند؛ یعنی حاضرن
با مغالطه، تفسیر به رأی و برداشتهای غیرواقعی از تعالیم دینی بخواهند در برابر ولی خدا و رهبر عادل مسلمین عرض اندام کنند و از دین مایه بگذارند برای رد نگاه و دیدگاه امام جامعه. که الحمدلله مردم شریف و مؤمن و بصیر و مبعوثشده ما راه هدایت را شناختند و از این افراد که در حقیقت میخواهند مردم را از اطاعت امام هدایت باز دارند و آنها را گمراه کنند، تبری میجویند و آنها را رسوا خواهند کرد.
انتهای پیام/
نظر شما