گروه سیاسی ایسکانیوز، سخن گفتن از شخصیتی جامع و چند بعدی همچون امام شهید، کاری است که تنها از دریچه ارادت و تحقیق بر می آید؛ بر همین اساس امروز واکاوی اندیشه های رهبر دوم انقلاب برای عبور از بخشی نگری و رسیدن به منظومه فکری ایشان، یک ضرورت است.
در همین خصوص سکینه سادات پاد، حقوقدان و مشاور رئیس دولت سیزدهم در گفتوگو با خبرگزاری ایسکانیوز به تبیین جایگاه اسناد و سخنان رهبر شهید انقلاب به عنوان اسناد بالا دستی حکمرانی پرداخته است. گفتوگویی که از سبک نوین حکمرانی و ضرورت صیانت از این میراث گران سنگ در مسیر تحقق تمدن نوین توحیدی می گوید.
مشروح این گفتوگوی تفصیلی را در ادامه می خوانید:
در ابتدای مباحثه لطفا از امام شهید و نحوه مواجهه شما با تفکر ایشان بگویید.
پاد: شهادت قائد عظیم الشان انقلاب اسلامی را تسلیت عرض می کنم. شهادتی که مثل زلزله اطراف واکناف عالم را متحیرانه تکان داد و تصویر مجسمی از استکبارستیزی و نقشه ای با خطوط جدید و متفاوت در دنیا ترسیم نمود. جبهه حقی که امامش با اعتقاد به حقانیت آن جان خود و خانوده اش را فدا کرد. جان فدایی که تماما رنگ و بو و جنس کربلا داشت و در مقابل خود جبهه اهریمنی باند تبهکار اپستین را می دید. شهادت ایشان حجت را برای درک حقیقت و ایستادن سمت درست تاریخ تمام کرد.
شهادت قائد ملت غم عظمایی است که شکیبایی را از ما فرزندانش گرفته است. همانطور که فاضل نظری می گوید:
" انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت
اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم "
صحبت کردن پیرامون شخصیت ممتاز، مجاهد، آزاده و نخبه و یگانه دوران از جمله سخت ترین موضوعات وعنوانی است که بشر در سطح بسیار نازلتر بخواهد به آن بپردازد. شاید چاره این باشد که دریچه ورود جسورانه برای چنین امر مهمی از منظر یک ارادتمند که بودن انسانیش را مرهون اندیشه تابناک این مرد الهی است و هویت و شخصیت خود را در اقیانوس این اندیشه بازیافته و به دعای خیرش ان شالله در اصول تثبیت کرده و حال در قامت یک پژوهشگر آنچه را صرفا در یک بعد از این خارق العاده ذو ابعاد یافته و کشف کرده به اشتراک می گذارد، قابل پذیرش باشد وگرنه حق جسارت به این بزرگی را به خود نمی دهد.
جرج جرداق مسیحی وقتی از سیر ورود به دنیای امام علی (ع) می گوید یک جمله بی نظیر دارد "جذابیت کلام امام علی من را وادار کرد ۲۰۰ بار نهج البلاغه را بخوانم".
بعد هم منجر میشود به مجموعه ۵ جلدی الامام علی صوت العداله الانسانیه که تلاش دارد امام علی را از حصر در یک رهبر دینی و مذهبی برهاند و شخصیت جهانی او را با برجسته کردن عدالت علی، عدالتی که حقیقتا محبوبه ومعشوقه همه انسان هاست، آن هم صرف نظر از نژاد و رنگ و قومیت و جنسیت و مذهب معرفی کند و آموزه ها و اصول جهانشمول امام علی را تبیین کند لذا اصرار دارد علی متعلق به شیعیان نیست و حتی می گفت "نهج البلاغه سخن روز خواهد ماند"
اصرار دارم حداقل در حد صلاحیت و اختیار خودم دستیابی به سرمایه گرانبهای وجود بی مثال ابعاد شخصیتی امام شهید را از دریچه کاشفانه و مداقه در سیره معظم له اعم از سیره گفتاری و قول و مکتوبات و مسطورات و سیره عملی ایشان محقق کنم .
یک نمونه راه رفته براساس این روش و منهاج را به فراخور وقت و مختصر توضیح می دهم (هزار نکته نغز / بیانات اقا در موضوع حقوق وازادی های اجتماعی) که مجال علی حده ای برای تبیین آن می خواهد ، تهیه مجموعه ای از بیانات آقا در حوزه حق وآزادی های اجتماعی که به وضوح موید نگاه موسع معظم له در حوزه حقوق وآزادی های اجتماعی است که در بعضی نهادها و مولفه ها فراتر ازنسل های حقوق بشر معاصر است
در سخنرانیها و دیدارهایی که امام شهید با اقشار مختلف مردم و گروهها و اصناف داشتند، برای همه بسیار پر واضح بود که ایشان تسلط بالایی بر فنون سخنوری و ادبیات داشتند، شما برای استخراج این نکات، چه جایگاهی برای زبان و اسناد مکتوب یا شفاهی ایشان متصور هستید؟
پاد: به اذعان اساتید ادبیات و فن، سخنرانی های شفاهی امام شهید نیز حتی برخوردار از حد اعلای رعایت اصول و قواعد زبان بود. هر سخنرانی امام شهید یک سند بالادستی است که باید با همین نگاه مورد مداقه واقع شود. البته می بایست توجه ویژه ای به اسناد مکتوب و بیانیه های ایشان داشت چرا که هم زمان نمایانگر رویکرد، راهبرد، استراتژی، افق و وزن و سرمایه یک انقلاب بود که از طریق آنها می شد برای پایداری و تثبیت ارزش نقشه راه ترسیم کرد.
بررسی و مداقه در بیانات مربوط به دیدارهای رهبر شهید با اصناف و اقشار و گروه های مختلف ، بیانیه ها و پیام ها به کنگره ها و نشست ها و اصول کلی از نگاه و منظرعالی قدر امام شهید نشان از این دارد که اصول غیر قابل خدشه و ثابت هستند ولیکن روش ها و تاکتیک ها برای تحقق اهداف عالیه و نهادینه شدن اصول انعطافی بوده است.
بدون تردید این شمه ای از سیاست ورزیاسلامی است که خود حضرت آقا به آن اشاره دارندو برحسب آنچه که در کتاب انسان ۲۵۰ می فرمایند تفاوت رفتار و سیره ائمه هدی، ذهن مبارک ایشان را هم درگیر کرده بود که نهایتا به ایده انسان۲۵۰ساله میرسند.
در توضیح باید اینگونه گفت که فهم عاشورای امام حسین (ع) به هیچ وجه بدون فهم صلح امام حسن (ع) فهم کامل و صحیحی نیست، لذا در خصوص حضرت آقا هم اصول وعناصر گفتمان مکتب ایشان باید استخراج شود تا نشانه ها و جای پای آن در تمام سیره فردی و حکومتی ۳۷ ساله ایشان قابل درک و دریافت شود.
اشراف بر منظومه فکری؛ دروازه ورود به تمدن نوین توحید
بنابراین بهره مندی از سرمایه بی بدیلی که امام شهید برای ما به ارث گذاشتند و نیز صیانت از این سرمایه بی نظیر در حکومتداری به ویژه برای شیعه که در این مقوله احساس فقد داشت و ویژه تر با سبک و بیان مدرن تر تجربه یگانه ای است که در معرفی کارآمدی و امکان و قابلیت اجرای نظریه ولایت مطلقهفقیه برای حکومت و حکمرانی گوهر بسیار ارزشمندی است و دروازه ورود به یک تمدن نوین توحیدی است و یقینا مستلزم اشراف دقیق بر منظومه فکری واندیشه ای معظم له است والبته آفت جدی در این مهم بخشی نگری و اخباری گری است.
سیاست غرب در قبال زنان و ابزارگونگی
دقت واکاوی در منظومه فکری رهبر شهید و متون سخنرانیهای ایشان یک مسئله را بسیار پر رنگ میکند، یکی از محورهای کلیدی و در عین حال چالشبرانگیز، مسئله زن است. اگر بخواهیم از زاویهای تمدنی به این موضوع نگاه کنیم، سیاست غرب در قبال زنان را چگونه تحلیل میکنید و تفاوت آن با نگاه اسلام در چیست؟
پاد: عنوان گفتگوی بنده زن در اندیشه رهبر شهید است، مهم است چون آقای شهید صرفا یک روحانی و مجتهد و مرجع تقلید نبودند بلکه یک رهبر سیاسی و عالی ترین مقام سیاسی یک نظام مردم پایه و توحیدی برآمده از مردمی ترین انقلاب بودند. انقلاب از دل جامعه ای که زن عنصر درجه دوم و در خدمت اهدافی کلان از یک کل و پارادایم مادی جهانی بود که برای حاکمیت و سلطه خود زن را محوری ترین و موثرترین ابزار می دانست و اکنون هم می داند و این سیاست قطعی غرب است.
قبل ازانقلاب نظام شاهنشاهی دقیقا زن را ابزاری کارآمد برای پیشبرد مقاصد خود می دانست. اهتمام ویژه داشت عناصر ابزارگونگی تبدیل به ارزش شوند چرا که هرچقدر زن تنزل شخصی و روحی می کرد امکان استفاده ابزاری از او سهل تر بود.
تحقیر شدگی تحمیلی در نظام ارزشی دوران پیش از انقلاب
زن در آن دوران آن قدر از هویت انسانی خود دور شده بود که تحقیر شدگی تحمیلی را یک رشد تلقی می کرد؛ نظام ارزشی او در آنچه که تمدن غرب برجسته شده بود خلاصه و ارزش گذاری می گردید، هرچه برهنه تر جذاب تر، برای چه کسی؟ جنس مخالف؟ چرا؟ چون اعتماد به نفس و شخصیت مستقل نداشت بلکه باید صرفا رضایت مرد را جلب می کرد.
این سوء استفاده و ظلم کماکان در دنیا استمرار و اعمال می شود. بیان این مختصر از باب تبیین اندیشه رهبر شهید در خصوص زن و تمایز نظام ارزشی در دو پارادایم ضروری است. البته معتقدم تبیین موثر و کارآمدی در این خصوص انجام نشده است البته این تبیین صرفا کتاب نوشتن و گفتن و سخنرانی نیست. قطعا باید در قامت فیلم و سریال و شعر و هنر توانمند و روزآمد باشد و دربرنامه ها و سایر شئون حکمرانی هم به منصه ظهور و بروز برسد.
انفجار نوری؛ مبنای انقلابی در بازتعریف جایگاه زن
آیا انقلاب اسلامی در بازتعریف نقش زن در قرون اخیر نگاه تازهای داشته است؟ رهبر شهید جایگاه زن را در نگاه انقلاب اسلامی چگونه میدیدند؟
پاد: انقلاب اسلامی اساسا مبنای انقلابی عظیم، نه در ایران که انفجار نوری در عالم بود که حجم دشمنی ها بیشتر به همین بعد بر می گردد چرا که قطعا صنعت و اقتصاد پارادایم مقابل بیشترین خسارت را متحمل شده و در صورت وفاداری ما به اصول از همین منشا بیشترین و شاید آخرین آسیب منجر به اضمحلال را خواهد خورد.
شرایط زن پیش از انقلاب اسلامی خیلی انطباق با شرایط زن قبل از اسلام دارد، که اسلام و انقلاب ما هر دو به احیای حیات انسانی زن اهتمام ورزیدند.
اما قصه پیش از انقلاب پیچیده تر بود با ظاهر فریبکارانه او را تحمیق و تسخیر و مدهوش کرده بودند به گونه ای که زندگی در آن منجلاب را به دلیل فریبکاری ظریف به عنوان آزادی و پیشرفت پذیرفته بود اما پیش از اسلام درد ورنج و محرومیت فراوان ملموس تر بود و زن از جایگاه مناسب اجتماعی برخوردار نبود؛ اما اسلام با ندای آسمانی خود تحول بزرگی ایجاد کرد؛ اولا از نظر شخصیتی، زن را برابر با مرد قرار داد و ایمان و عقاید و افکار او را محترم شمرد.
ثانیاً حقوق اجتماعی زیادی که قبل از اسلام وجود نداشت برای او به رسمیت شناخت البته اگر هم در بعضی موارد بین او و مرد تفاوت گذاشته به جهت اقتضائات روحی و جسمی زن بوده است _که از جمله چالش های ما با غرب و مخاطب غربی و اساسا حقوق بشر معاصر و مصطلح همین جاست. بنده پژوهش هایی قبلا در این خصوص انجام داده ام و در مسیر پژوهش یافتم که در مرحله انتقال و تبیین پیام و روزآمدسازی زبان دلنشین و قابل فهمی نداشتیم و الکن بوده ایم_ زن در سایه تعلیمات اسلامی در میان مسلمین موقعیت اجتماعی مناسبی پیدا کرد.
مضمون این عبارات آخر در کلام آقا به مناسبت های مختلف مشهود است، لذا بیان این مقدمه از باب بیان مقدمه واجب و اصولی است و البته با مراجعه به بیانات معظم له به ویژه دردهه ۶۰ بیان همین سیر مشهود و ملموس است. سیرارتقا از محیط مبتذل و حقارت زن به کرامت و عزت که حضورش مثل عطر گل تلقی شده و مثل هوا جان بخش شده است.
جالب است امام شهید در سخنرانی ۰۶/۰۴/۱۳۶۰ ، در مسجد ابوذر که ناقص ماند و ترور شدند در حال پاسخگویی به یکی از چالش ها و ایرادهایی که به نظر اسلام در خصوص زن مطرح بوده و کماکان هم مطرح می کنند البته استدلال آقا به دلیل انفجار ناقص می ماند لیکن بارها و بارها در طول زعامت پربارشان هم در قول هم در فعل و عمل استدلال را تکمیل کردند.
ایشان در آن سخنرانی و درباره این موضوع فرمودند : بیانی کردم که منتشرهم شد، اما آنی که گفتند زن ناقص العقل است، این نخواستند بگویند که زن خدای نکرده قوهی ادراک ندارد، هرگز. بسیاری از زنان از بسیاری از مردان سطح شعور و درکشان به مراتب بالاتر است؛ نه یک ذره دو ذره. من در تفسیر این جمله در نهجالبلاغه که بعد هم منتشر شده. شاید هم شماها بعضیتان دیده باشید.
دو احتمال دربارهی این هست که یکی از این دو احتمال را من اینجا ذکر میکنم و آن این است که نظر امیرالمؤمنین در «هن ناقصات العقول[ان النساء نواقص الایمان نواقص الحظوظ نواقص العقول/۱۲۸نهجالبلاغه/ خطبه ۸۰]» به طبیعت زن نیست، بلکه به زنی است که تحت تأثیر فرهنگ ستمآلود تمام طول تاریخ که نسبت به زنان این فرهنگ، همیشه توأم با ظلم و ستم بوده، ناقص بار آمده.
در زمان امیرالمؤمنین زن در همهی جوامع بشری، نه فقط در میان عربها، مظلوم بود. نه میگذاشتند درس بخواند، نه میگذاشتند در اجتماع وارد بشود و در مسائل سیاسی تبحر پیدا کند. نه ممکن بود در میدانهای…"
ملاحظه می فرمایید که امام حکیم طبیعت زن را عاری از نقصان مطروحه می دانند بلکه نقصان را عارضی و ناشی از ظلم و ستمی می دانند که امکان رشد را از زن سلب کرده و او را ناقص بار آورده، استفاده از فعل بارآورده دارای بار و مفهوم حقوقی و حقیقی و فلسفی است، و این را هم مختص به همه جوامع بشری می دانند، امام شهید در یکی از بیانات خود در ۲۶/۱۰/۱۳۶۸ ،ممانعت از درس خواندن و تحصیل را از جمله عوامل و البته مهمترین عامل این نقص و نقض حقوق بشر زن می دانند.
اسلام میخواهد که رشد فکری و علمی و اجتماعی و سیاسی و - بالاتر از همه - فضیلتی و معنویِ زنان به حدّ اعلیٰ برسد و وجودشان برای جامعهی بشری و خانوادهی بشری بهعنوان یک عضو، حدّ اعلای فایده و ثمره را داشته باشد.
رهبری شهید انقلاب در ۱۴/۱۰/۱۳۹۰ و در دیدار با جمعی از زنان پزشک به مناسب میلاد حضرت زهرا(س) با اشاره به بیانات حضرت امام (ره) فرمودند: " امام نقش زنان را فهمید؛ و الّا بودند بزرگانی از علما که ما با اینها بگومگو داشتیم، که اصلاً زنها در تظاهرات شرکت بکنند یا نکنند! آنها میگفتند زنها در تظاهرات شرکت نکنند. آن حصار محکمی که انسان به او تکیه میداد، خاطرجمع میشد، تا بتواند در مقابل اینجور نظراتی که از مراکز مهمی هم ارائه میشد، بایستد، حصار رأی امام و فکر امام و عزم امام بود. رحمت خدای متعال تا ابدالآبدین بر این مرد بزرگ باد.
نفس این دیدارها با اقشار مختلف زنان به ویژه جامعه نخبگانی بخشی از نگاه و رویکرد و سیره عملی و فعلی و منش حکمرانی رهبر انقلاب به زن را معرفی می کند و توجه و مداقه در محتوای بیانات و سیر آن با توجه به مخاطب و مقتضیات زمان نوع مدیریت متعالی و پیشرو معظم له را به عنوان رهبری دینی و سیاسی متبلور تر می کند. اصول ثابت نگاه ایشان همان اصول عقلانی و توحیدی اسلام است که در نگاه امام رحمه الله علیه هم بوده است و آقای شهید اتفاقا عمد و اصرار در این مهم دارند.
در همان دهه ۶۰ و در اولین سند توسعه ۵ ساله در سال ۶۸ که همزمان با زعامت امام شهید است می بینیم که ناظر به همین ارزیابی درست از آثار ظلم عقب ماندگی زن ایرانی از حیث علم که پایه توانایی و کرامت است آموزش زنان در دستور کار قرار می گیرد به طوری که دچار رشد خیره کننده شدیم.
از نرخ ۱۵ درصد به قریب ۹۰ درصد در سواد رسیدیم و این همان نگاه تمدنی به زن است، چون زنی می تواند نقش آفرینی تمدنی داشته باشد که برخوردار از سواد و علم و دانایی باشد. به گونه ای که نسبت به حقوق خود و جایگاه خود واقف است و با عمل به وظایف و مسئولیت های اجتماعی و تمدنی خود را از کلیشه های زن ابزاری و شی گونگی برهاند.
ایشان همچنین در ۰۴/۱۰/۱۳۷۰ با تأکید بر اهمیت کتابخوانی به ویژه برای جامعه زنان فرمودند: کارهای بسیار اساسی، با سواد کردن و کتابخوان کردن زنان است.
تاکید امام شهید بر دانش افزایی زنان ناشی از نگاه دقیق و مهندسی ایشان در راستای تمدن سازی است و زن را در این جورچین یک مهره مهم می دانند که عدم حضورش نقص وجودی در تمدن نوین فاخر محسوب می شود، تا جایی که حتی پنج سال بعد در تاریخ ۲۰/۱۲/۱۳۷۵ در این خصوص می فرمایند "میگذرد، احساس مسئولیت کنند و اهتمام نمایند؛ چون وظیفهی اسلامی است."
تفاوت نداشتن میان زن و مرد در راه تکامل معنوی
رهبر شهید به شدت از همان روزها و سالهای آغازین انقلاب تا شروع زعامت شان در صدد احیای شخصیت و هویت اصیل ایرانی اسلامی زن بودند. هیچ مقامی تلاش هدفمند و عالمانه برای احیای هویت زن ایرانی تا این حد نداشته است.
ایشان در بیانات خود در اجتماع زنان خوزستان با تاکید بر فراهم آوری بستر عناصر تشکیل دهنده این هویت، گفتمان پیشرویی را در حوزه زن به دنیا معرفی کردند نخست با عدم تفکیک در لزوم و ضرورت حق برخورداری یکسان از امکان رشد شخصیتی و معنوی، بستر عادلانه ای را در جمهوری اسلامی ایران فراهم کردند.
رهبر شهید همچنین در جمع زنان شهر ارومیه مورخه ۲۸/۰۶/۱۳۷۵ با اعتقاد و ایمان و مستند به اصول مسلم اسلامی و مستدل می فرمایند: " زن را از سه دیدگاه میشود مورد ملاحظه قرار داد تا بینش اسلامی نسبت به او آشکار شود. یکی نقش زن به عنوان انسانی در راه تکامل معنوی و نفسانی است که در این دیدگاه، زن و مرد با یکدیگر هیچ تفاوتی ندارند. در تاریخ، زنان بزرگ و برجستهای حضور داشتهاند؛ همچنان که مردان بزرگ و برجستهای بودهاند. در قرآن، وقتی خدای متعال میخواهد برای مؤمنین مثال بزند، از زن مثال میزند: «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ.»(۱) زن به عنوان عنصر مؤمنِ برجستهای که نظیر او در میان انسانهای آن روز هم نبود یا کمیاب بود، حضور دارد.
برچیدن ظلمهای تاریخی و بسترسازی برای رشد
با توجه به تأکید بر تکامل معنوی یکسان، اما در دنیای واقعیت، ما با ظلمهای تاریخی و ساختارهای تبعیضآمیز روبرو هستیم. ایشان چگونه این شکاف بین حق تکامل و واقعیتهای دردناک تاریخی را مدیریت کردهاند و چه راهکاری برای عبور از این وضعیت ارائه دادهاند؟
پاد: رهبر شهید در مقام اثبات عدم تبعیض و ضرورت فراهم کردن امکان رشد و بالندگی از نگاه و رویکرد اسلام در کسب مقامات معنوی انسانی که از اهم شرایط و اصول احراز پذیرش مسئولیت و مدیریت در نگاه اسلام است تصریح و تاکید می کنند و در صدد فراهم کردن فضایی بر برچیدن ظلم تاریخی است که در مقدمه قانون اساسی هم به آن تصریح شده است و لذا نخست مبادرت به تکرار و تبیین این نقص های ناشی از ظلم تاریخی می کنند که ناشی از عمدی مادی و استعماری در یک موج جهانی بود که موفقیت خودش را در عقب ماندگی زن از حیث فهم مساله ها و عدم تشخیص مصلحت و جایگاه خود می دید تا بتوانند بیشتر مورد بهره برداری قرار گیرند.
حضرت آقا بزرگترین پرچمدار در مواجهه تمدنی زن با غرب هستند از جمله مقدمات جبران این ظلم تاریخی امکان کسب سواد و علم به صورت عادلانه برای همه زنان اعم از روستایی و شهری می دانستند به گونه ای که نتیجه آن رشد نرخ سواد زنان است که حکایت از موفقیت در این بخش و مولفه مد نظر رهبر شهید در خصوص موقعیت و جایگاه زن ادعای اسلام و انقلاب دارد.
البته صرف آموزش هم مد نظر نبوده بلکه در کنار آن و تمایز آن با زن غربی آراستگی به فضایل و ارزشهای انقلاب اسلامی است وامام شهید در همان دیدار جمع بانوان اهل ارومیه ، در ۲۸/۰۶/۱۳۸۵ ، خلاف نظر بعضی که تحصیل و دانشگاه را عامل اضمحلال اخلاقی زن می دانستند و یا می دانند با اعتماد کامل می فرمایند:
"امروز متدیّنترین، انقلابیترین، پاکترین و با ایمان ترین دختران و زنان جوان ما، در میان قشرهای تحصیل کرده هستند.
لذا این جاست که با اطمینان از عدم تزاحم نقش ها و اختلاط نقشی توسط زن تحصیل کرده مومن انقلابی مدافع حضور اجتماعی فعال و موثر چنین زنی هستند.
زن عالم و مومن در برابر تحقیر
زن در نگاه رهبری تا این جا زن عالم مومنی است که خودش را از فکر و اندیشه در معرض تحقیر شدگی نجات می دهد. فرق نمی کند این زن تصمیم بگیرد فقط در منزل و نقش مهم مادری و همسری را انتخاب کند یا بپذیرد در مدیریت جامعه هم نقش آفرینی و فداکاری کند. زن در نگاه امام شهید از این حیث می بایست با سواد، عالم و برخوردار از مراتب فرهیختگی باشد.
اعتماد به توانمندی و احساس شخصیت زن
رهبر شهید عزت نفس و اعتماد به توانایی زن را وجهه توجه خود قرار می دهند و می فرمایند:
"مشخّصههای این حرکت عبارتست از اینکه زن احساس شخصیّت کند، احساس کند که دست او گردانندهی آینده و تاریخ است، اوست که میتواند مردان صالح را به وجود بیاورد و اوست که حضورش در جامعه میتواند تعیین کننده باشد.»
ایشان حتّی در اجلاس جهانی زنان و بیداری اسلامی در تاریخ (۲۱/اسفند/۶۳) بر این مسئله اصرار داشتند که از فرصت بیداری اسلامی برای شناسایی و آشنایی با بانوان نخبه جهان اسلام برای همافزایی تلاشها برای پیشرفت در جهت اعتلای امّت اسلام استفاده لازم صورت گیرد.
که البته در این خصوص کوتاهی شد و دلیل بنده هم تغییرات سند مهم و راهبردی حقوق بشر اسلامی در نیجر و طفیلی شدن حقوق بشر زنان از نگاه غرب است. مثلا لزوم کنوانسیون، رفع تمام اشکال خشونت علیه زن است که ما به این نقد داریم لیکن متاسفانه در سند جدید حقوق بشر اسلامی الزام عضویت کشورهای اسلامی در آن درج شد و نمایندگان ما در آن جا نتوانستند نمایندگی این نگاه تمدنی را با تخصص و اقناعی داشته باشند که شاید ناشی از عدم فهم دقیق گفتمان تمدنی حضرت آقا باشد. لذا این جنس نشست ها را در نهادینه کردن این رویکرد بسیار موثر و مبتکرانه و رو به جلو می دانم
همچنین ایشان در بیاناتی در تاریخ (۲۳/اسفند/۶۲ ) می فرمایند: آیا براستی «زنی که حاضر است برای ایده آل هایش و آرمانهای انقلابی اش و برای ایمانش اینقدر فداکاری کند، آیا این زن در اوج افتخار است، در اوج عظمت است و در اوج آزادی است یا آن زنی که تمام سعی و تلاشش این است که خود را به صورت یک کالای پر زر و زیور در اختیار چشمهای حریص و دستهای حریص بگذارد؟»
ایشان پدرانه و مسئولانه میخواهند توجه ها را به بعد انسانی و توحیدی هدایت کنند تا استعداد و توانایی او مغلوب جاذبه های جنسیتی نشود. این نگاه تمدنی است، زن را در مرکز معادلات و تغییرات میداند و دنبال احیای عاملیت واقعی زن هستند بر همین اساس است که رهبری در بیانات خود در تاریخ ۲۸/۰۷/۱۳۸۸ در دیدار جمعی از بانوان قرآنپژوه ، فرمودند: احترام به زن این است که به زن فرصت داده شود تا آن نیروها و استعدادهای برجسته و عظیمی را که خدای متعال در درون هر انسانی به ودیعه نهاده است - از جمله استعدادهائی که فقط در درون زنان وجود دارد - این استعدادها در سطوح مختلف بروز کند.
نقش نداشتن جنسیّت در پرداختن به امور جامعه
رهبر شهید همچنین در جمع اقشار مختلف بانوان در ۰۶/۱۰/۱۴۰۲ با اشاره به نقش زن در خانواده و پرداختن به امور جامعه با استاند به آیات شریفه قرآن کریم فرمودند: مَن اَصبَحَ و لَم یَهتَمَّ بِاُمورِ المُسلِمینَ فَلَیسَ بِمُسلِم؛ (۱) اینکه فرمودند «لَیسَ بِمُسلِم»، یعنی چه زن باشد، چه مرد باشد. شما صبح که میکنید، زن خانه دارید، زن کارمندید، زن شاغلید، زن صنعتگرید، هر کاری میکنید، باید به فکر جامعه باشید؛ یعنی اهتمام داشته باشید که جامعه در چه وضعی است... این پرداختن، اهتمام داشتن، به فکر بودن، همگانی است. در اینجا هم جنسیّت نقشی ندارد. یا همین «مَن سَمِعَ رَجُلاً یُنادی یا لَلمُسلِمین»؛(۲) این خانمی که... صحبت کردند، گفتند که ما در قضیّهی فلسطین و در قضیّهی غزّه راهمان بسته است، وَالّا می توانستیم بیاییم. حالا مثلاً فرض کنید این خانم که پزشک است، میتوانست آنجا باشد و به معالجهی بیماران، مجروحین، کودکان و زنان بپردازد. هر کسی یک نقشی دارد، امّا اصل این اهتمام، اصل این وظیفه و احساس مسئولیّت، عمومی است، زن و مرد ندارد.
در اینجا به نکته مهمی اشاره کردید؛ اینکه احترام به زن یعنی فرصت یافتن برای بروز استعدادها. اما در دنیای امروز، بسیاری از زنان میان وظایف اجتماعی و نقشهای ذاتی خود دچار تضاد شدهاند. در اندیشه رهبری، هم راستا بودن و اهتمام به امور جامعه و نقشهای خانوادگی چگونه تعریف میشود؟
پاد: آنچه تا کنون گفتیم عناصر هویتی ایرانی اسلامی زن در نگاه و اندیشه رهبری بما هو زن بوده است زنی که نقش های ناظر به جنسیت او یعنی مادری و همسری به عنوان نقش های ذاتی غیر قابل تعویض و واگذاری هم حق و هم تکلیف برای اوست.
حساس، مهم و ظریف و اساسا در نگاه تمدنی رهبر شهید اساس و بنیان صحیح یک تمدن بسیار معطوف به موفقیت زنان در همین نقش های ذاتی دارد. در همین خصوص ایشان در دیدار بانوان نخبه در آستانه سالروز میلاد حضرت زهرا (س) مورخه ۱۳/۰۴/۱۳۸۶ فرمدند: "در مسألهی زن آنچه که در درجهی اول اهمیت قرار دارد، مسألهی «خانواده» است؛ نقش زن به عنوان عضوی از خانواده. به نظر من از همهی نقشهائی که زن میتواند ایفاء کند، این اهمیتش بیشتر است. البته بعضیها اینطور حرفها را در همان نظر اول با شدت رد میکنند و میگویند آقا شما میخواهید زن را توی خانه اسیر کنید، محبوس کنید، از حضور در صحنههای زندگی و فعالیت باز بدارید؛ نه، به هیچ وجه قصد ما این نیست؛ اسلام هم این را نخواسته. اسلام وقتی که میگوید: «والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر» (۱) یعنی مؤمنین و مؤمنات در حفظ مجموعهی نظام اجتماعی و امر به معروف و نهی از منکر همه سهیم و شریکند؛ زن را استثناء نکرده. ما هم نمیتوانیم زن را استثناء کنیم.
مسئولیت ادارهی جامعهی اسلامی و پیشرفت جامعهی اسلامی بر دوش همه است؛ بر دوش زن، بر دوش مرد؛ هر کدامی به نحوی بر حسب توانائیهای خودشان. بحث سر این نیست که زن آیا میتواند مسئولیتی در بیرون از منزل داشته باشد یا نه - البته که میتواند، شکی در این نیست؛ نگاه اسلامی مطلقاً این را نفی نمیکند - بحث در این است که آیا زن حق دارد به خاطر همهی چیزهای مطلوب و جالب و شیرینی که در بیرون از محیط خانواده برای او ممکن است تصور شود، نقش خود را در خانواده از بین ببرد؟ نقش مادری را، نقش همسری را؟ حق دارد یا نه؟ ما روی این نقش تکیه میکنیم.
نقش مادری و همسری اویت برای همه زنان
من میگویم مهمترین نقشی که یک زن در هر سطحی از علم و سواد و معلومات و تحقیق و معنویت میتواند ایفاء کند، آن نقشی است که به عنوان یک مادر و به عنوان یک همسر میتواند ایفاء کند؛ این از همهی کارهای دیگر او مهمتر است؛ این، آن کاری است که غیر از زن، کس دیگری نمیتواند آن را انجام دهد. گیرم این زن مسئولیت مهم دیگری هم داشته باشد - داشته باشد - اما این مسئولیت را باید مسئولیت اول و مسئولیت اصلی خودش بداند. بقای نوع بشر و رشد و بالندگی استعدادهای درونی انسان به این وابسته است؛ حفظ سلامت روحی جامعه به این وابسته است؛ سَکن و آرامش و طمأنینه در مقابل بیقراریها و بیتابیها و تلاطمها به این وابسته است؛ این را نباید فراموش کنیم.
حقمداری و عدالت در خانوادهمحوری
رهبر شهید در کنار توجه ویژه ای که به زن و جایگاه ایشان در جامعه داشتند بسیار تأکید بر نقش و تآثیرگذاری زنان در خانواده داشتند، چرا زن و تکمل آن در جامعه رابطه مستقیم و موثری با بحث مهم خانواده محوری دارد؟
پاد: رویکرد خانواده محوری و توجه ویژه به حقوق زن در خانواده در اندیشه رهبر شهید انقلاب از وجوه بسیار مهم است؛ همان وجهی که ما را نسبت به آن متهم به تبعیض علیه زن می کنند لیکن تامل در نگاه و اندیشه رهبر عالی سیاسی و مذهبی به اصطلاح چالش ایجادی را دچار چالش و نقض می کند. حضرت آقا در این مقوله قائل به حق مداری و عدالت به صورت یک پک و صرف نظر از جنسیت در درون خانواده است.
بر همین اساس است که ایشان در بیانات خود خطاب به زنان جامعه در (۲۳/مهر/۹۱) می فرمایند:
"باید آسیبشناسی کنیم؛ یعنی توجّه به آسیبهایی که در این زمینه وجود دارد و جستجو و علل این آسیبها... چه کنیم که حق همسر- حقّ زن، حقّ شوهر- حقّ فرزندان رعایت شود؟ چه کنیم که طلاق و فروپاشی خانواده، آنچنان که در غرب رایج است، در بین ما رواج پیدا نکند؟ چه کنیم که زن در جامعهی ما، هم کرامتش حفظ شود و عزت خانوادگیاش محفوظ بماند، هم بتواند وظایف اجتماعیاش را انجام دهد، هم حقوق اجتماعی و خانوادگیاش محفوظ بماند؟ چه کنیم که زن مجبور نباشد بین این چند تا، یکیاش را انتخاب کند؟ اینها جزو مسائل اساسی ماست.»
ایشان همچنین در صحبتهای خود در (۱۸/بهمن/۶۷) فرمودند: «مشکل اصلی زن این نیست که چرا نمیگذارند در منظر مردان دیوانه جلوهگری و دلربایی کند، مشکل اصلی زن این است که در اساسیترین و فطریترین نیازهایش، یعنی؛ نیاز مادری و همسری، نیاز عاطفه و محبّت نسبت به نزدیکانش اینطور دچار ناکامی و وحشیگری و اذیّت و فشار بشود و این چیزی است که امروز در آن دنیا وجود دارد. حالا شما ملاحظه کنید آیا دنیای غرب که زنها را تشویق کرده به تدریج که پوشیدگی را و حفاظ و حجاب و عفّت میان او و بیگانگان را از او بگیرد آیا به او خدمت کرده؟ زن را در حدّ یک کالا پایین آوردند و به او اهانت کردند.»
اینکه هم واقع بینانه مسئله ها را می دانند هم با بیان آنها به رسمیت می شناسند این از اصول حکمرانی صحیح می باشد و هم به نوعی چالش جدید برای غرب ایجاد می کنند یک اتفاق بزرگ در خور شخصیت نابغه دوران است.
توازن میان وظایف اجتماعی و کدبانوی خانه
در صحبت های شما این نکته کاملا روشن است که میان حیا و اثرگذاری اجتماعی در الگوی زینبی (س) تضادی وجود ندارد. اگر بخواهیم به دغدغههای امروز زنان در جامعه نگاه کنیم، ایشان در مورد تعادل میان نقشهای مختلف زن، بهویژه در شرایطی که زن شاغل است، چه راهکاری ارائه میدهند تا حق مادری و همسری او قربانی نشود؟
پاد: پاسخ به این سوال را با تکیه بر سخنان رهبر شهید در تاریخ (۱۳/آذر/۶۹) می دهم که فرمودند مسئله مادری، همسری و خانه و خانواده بسیار اساسی و حیاتی است. در همهی طرحهایی که ما داریم خانواده باید مبنا باشد! شما اگر بزرگترین متخصّص پزشکی شوید، ولی زن خانه نباشید، ناقض هستید. شما میتوانید ضمن آن کارها زن و کدبانوی خانه هم باشید
حمایت دولت از زنان شاغل و مادران
همچنین در برهه ای دگر ایشان در بیانات خود در تاریخ (۱۴/دی/۹۰) با اشاره بر وظایف دولتها در بحث از زنان شاغل میفرمایند: باید به آن خانمهایی که حالا به هر دلیلی، به هر جهتی، با هر ضرورتی، کار تمام وقت یا نیمه-وقت را قبول کردهاند، کمک شود تا بتوانند به مسئلهی خانهداری برسند. با مرخصیها، با زمان بازنشستگی، با مدّت کار روزانه، به نحوی بایستی دولت کمک کند تا این خانمی که حالا به هر دلیلی آمده اینجا شاغل شده، بتواند به آن قضیّه هم برسد
ایشان همچنین در حمایت از زنان و امکان فراهمآوردن شرایط کاری مناسب برای بانوان شاغل و مادران در سخنانی در تاریخ (۲/آذر/ ۷۶). فرمودند: هر کشوری که در آن بنیان خانواده مستحکم باشد، بسیاری از مشکلات آن کشور، بهخصوص مشکلات اخلاقی و معنوی آن به برکت خانوادهی سالم و مستحکم بر طرف میشود یا اصلاً بوجود نمیآید.
تاکید حضرت آقا به ارکان حاکمیت برای اینکه مادر و همسر فعال در اجتماع بتواند همزمان مادری و همسری کند و در واقع به نوعی به اشتغال انعطافی تاکید می فرمایند، چون اصالتا انتخاب سایر نقش ها را برای زن حق می دانند و اجازه نمی دهند خدشه ای به این حق وارد شود.
لبته نکته بسیار مهم تر این است که این حق با نقش های طبیعی و ذاتی دچار تزاحم نشوند این بینش مترقی اگرچه معتقدم هنوز توسط متولیان درک نشده است اما اگر در عمل کامل موفق شود یکی از سرمایه ها و دارایی های بزرگ ما برای کل جامعه بشری است و نقطه عطفی در حاکمیت گفتمان تمدنی ما خواهد شد.
در زمان کوتاه حضورم در دولت سیزدهم تلاش کردیم برای محقق شدن این اندیشه تابناک کاری انجام بدهیم. بررسی تطبیقی انجام شد و دیدیم در غرب هم تازه به این ضرورت رسیده اند مثلا در آلمان دورکاری زنان و یا روش های دیگر که ما اسمش را اشتغال انعطافی گذاشتیم و بسته سیاستی هم تهیه کردیم و تقدیم دولت کردیم که البته فرصت کافی برای اعمال و عملیاتی کردن و تبدیل به برنامه در اختیار نبود.
توجه به این صحبت رهبری در تاریخ ۱۱/۰۲/۱۳۹۲ ضروری است که فرموده بودند که:
اگر ما توانستیم در زمینهی زن و خانواده و مادر و همسر، درست فکر کنیم، درست تصمیم بگیریم و درست عمل کنیم، بدانید که آیندهی این کشور تضمین شده است.
همچنین ایشان در یک سخنرانی دیگر در (۴/دی/۷۰) می فرمایند: زیاده روی ها و کجروی ها و بدفهمی ها، و به تبع این ها، تعدّی ها، ظلم ها، نارساییهای روانی، مشکلات مربوط به خانواده و مشکلات مربوط به نحوهی اختلاط و امتزاج و ارتباطات دو جنس، هنوز جزو مسائل حلنشدهی بشریت است. یعنی بشری که در زمینههای مادّی، در زمینههای اجرام آسمانی، در اعماق دریاها، اینهمه کشفیّات انجام داده و این همه دم از ریزه کاریهای روانشناسی و روانکاوی و مسائل اجتماعی و مسائل اقتصادی و سایر چیزها میزند و واقعاً هم در خیلی از این رشتهها پیشرفت کرده، در این مسأله درمانده است.
در نگاه رهبر شهید زن در ساحت و قامت انسانی قبل از اینکه وارد نقش های ذاتی و انحصاری جنسیتی، مادری و همسری شود بدون هرگونه محدودیتی برخوردار از حقوق انسانی یکسان با جنس مرد است و تمامی شرایط لازم برای رفع نقص های عارضی می بایست فراهم شود و اتفاقا آن را وظیفه حکومت می داند اما با تاکید بر خانواده محوری که رویکرد اصلی اسلام است و در اصل دهم قانون اساسی هم به عنوان حق و رویکرد بر آن صحه گذاشته شده است.
بر حقوق زن در چارچوب خانواده اهتمام جدی داشته و بر همین اساس هم نهادهای حقوقی برای آن تعبیه شده است. البته به چند دلیل این اهتمام جدی توسط امام شهید انجام شده است؛ نخست نگاه توحیدی و اعتقاد واقعی به حقوق یکسان انسانی و اصل بودن ظلم ستیزی در هر سطحی. دوم این دقت و توجه در واقع در راستای جامعه سازی توحیدی و تمرین حق مداری، حق پذیری، احساس کرامت و عزت نفس که در جامعه بتواند هم از خود مراقبت کند و هم به ارزش ها و اصول جامعه احترام بگذارد. سوم اینکه زن در جایگاه مادری و تربیتی مستقیم وغیر مستقیم در جامعه جضور موثر دارد.
زن, زن مسلمان ایرانی, نقش مادری
ایشان همچنین بار دیگر با تأکید بر نقش مادری و اهمیت آن در سخنرانی خود در تاریخ ۲۰/۱۲/۱۳۷۵ فرمودند: از همهی کارهای زن مهمتر، تربیت فرزندان و تقویت روحی شوهران برای ورود در میدانهای بزرگ است، و خدا را شکر میکنیم که زن ایرانی و مسلمان، در این میدان هم بیشترین هنر را نشان داده است.
رهبر شهید در بیانات خود در اجتماع زنان خوزستان در (۱۱/اردیبهشت/۹۲) بر این موضوع تاکید می نمایند که: مادر میتواند فرزندان را به بهترین وجهی تربیت کند. تربیت فرزند بهوسیلهی مادر، مثل تربیت در کلاس درس نیست؛ با رفتار است، با گفتار است، با عاطفه است، با نوازش است، با لالایی خواندن است؛ با زندگی کردن است. مادران با زندگی کردن، فرزند تربیت میکنند. هرچه زن صالحتر، عاقلتر و هوشمندتر باشد، این تربیت بهتر خواهد شد. بنابراین برای بالا رفتن سطح ایمان، سطح سواد، سطح هوش بانوان، در کشور باید برنامهریزی شود.
ایشان مادران را عامل منتقلکننده فرهنگها از نسلی به نسل بعد دانسته و در صحبتهای خود در(۵/مرداد/۸۴) اظهار کردند: «مادر است که فرهنگ و معرفت و تمدّن و ویژگیهای اخلاقیِ یک قوم و جامعه را با جسم خود، با روح خود، با خُلق خود و با رفتارِ خود، دانسته و ندانسته به فرزند منتقل میکند. همه تحت تأثیر مادران هستند. آنکه بهشتی میشود، پایهی بهشتی شدنش از مادر است؛ که «الَجنّهُ تَحتَ أَقدامِ الامَّهاتِ».
مطرح کردن این الگوها، حقایق انسانیتر را مطرح میکند، میگویند اندیشهی رهبری در این مسائل، فقط تکیه بر متون نیست و ریشههای عاطفی و خانوادگی عمیقی هم دارد. در این میان، نقش خانواده و الگوهای نزدیک در شکلگیری این نگاه تمدنی چه جایگاهی دارد؟
پاد: خاطرات حضرت آقا نسبت به مادر محترم و فاضله شان و تسلط مادر فرهیخته شان بر اشعار جناب حافظ و آشنایی ایشان با ادعیه و معارف بیانات آقا را در این مقوله بسیار حسی تر واقعی تر کرده است.
امام شهید در خصوص زن همانطور که پیشتر عرض شد مثل سایر حوزه ها پایدارو وفادار بر اصول و در حد اعلای وفاداری به بنیان ها و اصول، اما توجه ویژه به مقتضیات زمان هم داشتند همانطور که در خصوص خود جمهوری اسلامی در بیانیه گام دوم انقلاب می فرمایند:
جمهوری اسلامی متحجّر و در برابر پدیدهها و موقعیّتهای نو به نو، فاقد احساس و ادراک نیست، امّا به اصول خود بشدّت پایبند و به مرزبندیهای خود با رقیبان و دشمنان بشدّت حسّاس است. با خطوط اصلی خود هرگز بیمبالاتی نمیکند و برایش مهم است که چرا بماند و چگونه بماند.
لذا مبادرت به معرفی و تاکید بر الگوهایی می کنند که بخشی از انگاره های زن مسلمان ایرانی است الگوهایی که در هر دو ساحت فرد انسانی و نقش های ذاتی و فطری وهم نقش های اجتماعی موفق بوده اند.
پیشینه یک تمدن باشکوه را با افتخار یادآوری می کند تراث زن مسلمان را بخشی از هویت تاریخی و باشکوه او می داند و با بیان دقیق و عاملیت موفق این تراز زن ایرانی مسلمان را در دست بهترین الگوها می گذارد و در عین حال از نقش مهم الگو در هویت و موفقیت آگاه اند.
ایشان البته پیش از این هم در (۱۲/مهر/۷۴) زن در جامعه اسلامی را یک الگو قابل استناد معرفی کردند و فرمودند:
«زن مسلمان، به یک الگو و یک نمونهی برجسته احتیاج دارد. زن مسلمان اگر بخواهد موازین اخلاقی، موازین عاطفی و انسانی، موضوع جنسیّت زن بودن- که محور خانواده است- و موضوع آرمانگرایی را با هم ملاحظه کند و همهی اینها را با دیدگاه اسلامی مورد توجّه قرار دهد، احتیاج به یک الگو و نمونهی مجسّم و شاخص دارد که به او نگاه کند و در مجموع رفتارها، خود را با او تطبیق دهد و با او نزدیک کند».
معظّمٌله نبودن الگوی مناسب و یا عدم شناسایی و معرفی آن به جامعه را زمینهساز نفوذ فرهنگ بیگانه دانسته و معتقدند؛ یکی از کمبودهای مهمّ در جامعه ما مشخّص نبودن الگوی زن مسلمان بوده است که بخاطر همین کمبود، فرهنگهای اجنبی مدّتها در جامعهی ما مجال تاختوتاز یافتند
و همچنین در ۰۱/۰۲/۱۳۸۹ اشاره کردند: زینب (سلام اللَّه علیها) نشان داد که میتوان حجب و عفاف زنانه را تبدیل کرد به عزت مجاهدانه، به یک جهاد بزرگ.
از موارد دیگر توجه ایشان به زنان و جایگاه آنها می توان به دو مورد دیگر در بیانات ایشان در جمع پرستاران نمونه کشور در(۸/آذر/۷۲) اشاره کرد که می فرمایند:
وجود حضرت زهرا با آن حکمت، گویندگی، قدرت سیاسی و اجتماعی و آیندهنگری و نیز قدرت برخورد با عظیمترین مسائل زمان خود، نشاندهندهی این واقعیّت است که یک زن مسلمان میتواند در سنین جوانی هم به مقامات عالی و معنوی و عرفانی دست یابد بینظیر بودن ابعاد زندگی عبادی و عرفانی آن حضرت نیز بارها در بیانات معظّمٌله مورد توجه قرار گرفته است.
رهبر معظم انقلاب در صحبتهای خود در (۲۱/اسفند/۶۳) در توصیف احوالات حضرت زهرا(س) و خضوع ایشان در برابر پرودگار فرمودند: «ازلحاظ عبادت آنچنان در محراب عبادت مصرّانه میایستاد و در پیشگاه پروردگار دعا میکرد و عبادت میکرد و گریه میکرد که از کثرت ایستادن پای او ورم کرد. شما ببینید چقدر این دلباختگی در مقابل خدا وجود دارد.
الگوی دیگری که در بیانات رهبر معظّم انقلاب مورد اشاره قرار گرفتهاند.
ایشان در با تأکید بر اینکه حضرت زینب(سلامالله علیها) یکی از بهترین و شایستهترین الگوها برای زنان جامعه اسلامی هستند در صحبت هایشان در (۱۲/مهر/۷۴) فرمودند: زن مسلمان، همه وظایف مهمّ زن را میتواند در عرض هم انجام دهد؛ و همه را از زینب کبری (سلامالله علیها) یاد بگیرد. هم طهارت و تقوا را- که بزرگترین خصوصیّت یک زن است- و هم عزّت و کبریای مخصوص زنان را در وادی ایمان و تقوا.
رهبر معظّم انقلاب همچنین در بیانات متعددی مانند سخنرانی ایشان در (۱۷/مرداد/۸۳) به بحث از الگوهای خوب (نظیر حضرت مریم و آسیه) و بد (زن نوح و لوط) مطرح شده در قرآن پرداختهاند و فرمودند:
این چهار زن فقط نمونه و نماد برای زنها نیستند، بلکه نمونه و نماد برای همهی زنها و مردها هستند. آن دو زن با اینکه باب رحمت جلوی آنها باز بود، به آن راه نرفتند و از آن استفاده نکردند؛ به معنویّت بخاطر چیزهایی پست و حقیر – عواملش را قرآن ذکر نکرده، حتماً چیزی است مانند اخلاق بد و یا یک خصلت بد- پشت کردند؛ یک چیز کوچک این دلهای ضعیف را به خودش جذب میکند و آنها را از راه حقّ منحرف میکند و میشود نماد کفّار و انسان ناسپاس در مقابل خدا. امّا دو زن دیگر، نماد ارزشهایند. او برایش جاذبهی معنویّت و جاذبهی سخن حقّ آنقدر زیاد است که به همهی بساط و دستگاه فرعونی پشتپا میزند، این یکی هم پاکیزگی و پاکدامنی و وارستگی دارد.
ایشان همچنین با اشاره به نظریات مادّی و مارکسیستی مبنی بر نقش طبقات اجتماعی و تأثیر آنها بر انقلابی یا غیر انقلابی بودن انسانها در بیانات خود در تاریخ (۲۲/ آبان/۷۰)
با نمونه آوردن از داستان همسر فرعون و اقدامات انقلابی او در دفاع از حضرت موسی(ع) و اقدامات همسران نوح و لوط (سلاماللهعلیه) در ضدّیت با انقلاب همسرانشان -برخلاف اقتضائات شأن و طبقه اجتماعی آنها- به نفی اینگونه نظریات پرداختهاند و فرموده اند: الگوی غربی امروز اروپایی، برخاسته و زاییده از الگوی باستانی رومی و یونانی آنهاست. آن روز هم اینطور بود که زن وسیلهای برای تکلیف و التذاذ مرد بود و همهچیز تحت الشعاع این بود، امروز هم این را میخواهند؛ حرف اصلی غربیها این است
تفاوت میان نگاه ابزاری غرب به زن و نگاه تکاملی اسلام، یک الگوی جدید را خلق کرد، اگر بخواهیم این مسیر را جمعبندی کنیم، دستاورد نهایی این اندیشه برای زن مسلمان ایرانی چیست؟ و چگونه توانست مسیر نه شرقی و نه غربی را ترسیم کند؟
پاد: حضرت آقا در واقع با اشراف دقیق تاریخی تفاوت نگاه تاریخی از دو منشا اسلام و غرب را برجسته می کنند و غرب را وفادار به پیشینه نامطلوب خود می داند و با بیان آن در صدد آشنایی زنان ایرانی با پیشینه و تراز قابل افتخار خود هستند. این البته ارائه یک روش و راهکار فرهنگی در حوزه زنان است.
ایشان در بیانات خود در تاریخ (۳۰/مهر/۷۶) راه گذار زن به مقام و منزلت حقیقی خود را بهرهگیری و توجّه به الگوهای مناسب دانسته و معتقدند: اگر جامعه اسلامی بتواند زنان را با الگوی اسلامی تربیت کند؛ یعنی الگوی زهرایی، الگوی زینبی، زنان بزرگ، زنان باعظمت، زنانی که میتوانند دنیا و تاریخی را تحت تأثیر خود قرار دهند، آنوقت زن به مقام شامخ حقیقی خود نائل آمده است.
البته که در این مجال امکان بیان و تبیین و ارائه بحث مهم و کلیدی که اتفاقا از تمایزات جدی انقلاب ما با سایر انقلاب هاست وجود ندارد لیکن شاید بتوان با بیان خود آقا در سخنرانی روز (۱۶/اسفند/۹۱) بحث را تمام کرد که فرموده اند: زن در تعریف غالباً شرقی، همچون عنصری در حاشیه و بینقش در تاریخسازی، و در تعریف غالباً غربی، بهمثابهی موجودی که جنسیت او بر انسانیّتش میچربد و ابزاری جنسی برای مردان و در خدمت سرمایهداری جدید است، معرّفی میشد. شیرزنان انقلاب و دفاع مقدس نشان دادند که الگوی سوّم، «زن نه شرقی، نه غربی» است. زن مسلمان ایرانی تاریخ جدیدی را پیش چشم زنان جهان گشود و ثابت کرد که میتوان زن بود، عفیف بود، محجّبه و شریف بود و درعین حال، در متن و مرکز بود. میتوان سنگر خانواده را پاکیزه نگاه داشت و در عرصهی سیاسی و اجتماعی نیز سنگرسازیهای جدید کرد و فتوحات بزرگ به ارمغان آورد.
اگر بخواهیم این اندیشه تابناک تحت ظلم معاصرت قرار نگیرد وبه عنوان وارثان آن صیانت کنیم باید در مقوله زن وخانواده از سیاست زدگی پرهیز شود و تمامی سیره ایشان به رگ های حکمرانی خون رسانی کند به دور از افراط وتفریط و تفسیرهای بیگانه با این اندیشه همان گونه که مطابق اندیشه ایشان که در بیانات روز ۲۰/۰۷/۱۳۷۳ مطرح کردند اشاره کرد که فرمودند: بهترین کسانی که در جوّ تبلیغات گوناگون دشمنان ایستادند، بانوان کشور ما بودند.
ایشان همچنین در بیانات ۲۸/۰۶/۱۳۷۵ خود در جمع زنان شهر ارومیه فرموده اند: نقش اجتماعات زنان در پیروزی انقلاب، به احتمال زیاد از اجتماعات مخصوص مردان بیشتر بود . باور داشته باشیم مثل امام شهید که اذعان داشتند که امروز متدیّنترین، انقلابیترین، پاکترین و با ایمانترین دختران و زنان جوان ما، در میان قشرهای تحصیلکرده هستند.
رهبر شهید همچنین در جایی دیگر از بیانات خود در ۲۱/۰۴/۱۳۹۱ و در دیدار شرکتکنندگان در اجلاس جهانی «زنان و بیداری اسلامی» تأکید کردند: زن بودن، برای زن یک نقطهی امتیاز است، یک نقطهی افتخار است. این افتخاری نیست برای زن که او را از محیط زنانه، از خصوصیات زنانه، از اخلاق زنانه دور کنیم. خانهداری را، فرزندداری را، شوهرداری را ننگ او به حساب بیاوریم. فرهنگ غربی خانواده را متلاشی کرد.
در مجموع نگاه حضرت آقای شهید در موضوع مهم زن الگوی سومی است که هم خلاء ها وجنایات غرب در این حوزه را ندارد و هم حقارت در شرق را که تلاقی هر دو نگاه تحقیر شدگی و ابزارگونگی زن هست ،الگوی سوم یعنی بسترسازی برای عدم تزاحم نقش های مهم وذاتی زن یعنی امکان نقش آفرینی اجتماعی بدون آسیب به نقش مادری وهمسری و البته این مستلزم تغییرات جدی در قوانین و مناسبات اداری واجتماعی است حاکم شدن الگوی شغلی و حضور اجتماعی جدید مبتنی بر این الگو وتنها راه سعادت مند کردن زنان و نهادینه کردن احساس آرامش به زن همین است فراموش نکنیم حال خوب مادر تمدن پیش نیاز وشرط شادابی وسلامت یک تمدن و هژمونی و اثرگذاری جدی آن است.
البته جگونگی تحق شرایط الگوی تمدنی الگوی سوم زن مسلمان که تقریبا در طول این گفتگو بخشی از عناصر هویتی آن را به نص صریح بیانات آقا با هم مرور کردیم به تکرار این اصطلاح در سخنرانی و متون محقق نمی شود. در زمان تدوین سند هفتم توسعه به دست اندرکاران و مرتبطین در دولت و مجلس بارها عرض کردم درج این اصطلاح در سند هفتم برنامه توسعه ظلم است چراکه برنامه ذاتش برای اجرا است. اما شما بفرمایید آیا همه متولیان درک و دریافت مشترک و صحیحی از الگوی سوم زن مسلمان که خلاصه اندیشه آقاست دارند؟ شرط امکان تحقق عملی و اجرای آن در سایه تعریف و دریافت درست از این مفهوم است که آن هم باز مبتنی بر تئوری پردازی است. مثلا منِ دختر ایرانی میخواهم مصداق و مظهر الگوی زن سوم مسلمان باشم اما آیا شرایط از جهت قوانین و بسترها و زیر ساخت از همه حیث برای امکان مادری بی استرس و دغدغه و حضور متناسب اجتماعی برایم فراهم است؟ ساعت کار ، امکان حضور فرزندم در کنارم تفاوت در این مولفه ها آیا منجر به نقض برخی از حقوق من توسط کارفرما نمی شود ؟ اینها خودش می تواند سرفصل مداقه جدی و پژوهش به قصد امکان تحقق الگوی مد نظر حضرت آقا باشد. لذا من نقد جدی به آن بخش دارم و معتقدم اصطلاح الگوی سوم زن مسلمان را نمادین در سند برنامه هفتم توسعه آوردهاند، در واقع فهم بنده از سخنان رهبر شهید این است که اصلاح قوانین در این حوزه اولویت است و اولویت های دیگر پیش شرط تحقق الگوی سوم زن مسلمان هستند اما اینها در سازمان حکمرانی از اولویت خارج شدهاند.
انتهایپیام/
نظر شما