به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از اصفهان، همایش ملی «ایران در مسیر» با حضور جمعی از صاحبنظران حوزه اقتصاد، جامعهشناسی، علوم سیاسی و روابط بینالملل در اصفهان برگزار شد؛ نشستی که تلاش داشت به جای ارائه یک روایت تکبعدی از وضعیت کشور، مجموعهای از عوامل مؤثر بر آینده ایران و فضای فعالیت اقتصادی را کنار هم قرار دهد.
محور اصلی این نشست، پاسخ به سه پرسش «چرا چنین شد؟»، «به کجا میرویم؟» و «چه باید کرد؟» بود؛ پرسشهایی که از نگاه سخنرانان، تصمیمگیری اقتصادی را نمیتوان بدون توجه به تحولات اجتماعی، سیاسی و بینالمللی از آنها جدا کرد. ترکیب سخنرانان این رویداد نیز بر همین اساس از حوزههای مختلف اقتصاد، جامعه، سیاست داخلی و روابط بینالملل انتخاب شده بود.
مرتضی درخشان، مدیر مرکز پژوهش و بررسیهای اقتصادی اتاق بازرگانی اصفهان، در توضیح فلسفه برگزاری این نشست تأکید کرد که فعالان اقتصادی برای تصمیمگیری درباره آینده، تنها به یک خبر یا یک شاخص اقتصادی نیاز ندارند، بلکه باید بتوانند مجموعهای از دادهها، تحولات و تحلیلهای پراکنده را کنار هم قرار دهند و از دل آن تصویری منسجم از مسیرهای احتمالی پیشرو بسازند.
او با تأکید بر اهمیت گفتوگو درباره آینده، مسئله اصلی را صرفاً پیشبینی آن ندانست، بلکه بر ضرورت شناخت سناریوهای مختلف و آمادهشدن برای مواجهه با آنها تأکید کرد؛ رویکردی که در آن، تصمیم اقتصادی صرفاً واکنشی به اتفاقات روز نیست و تلاش میشود پیش از محدودشدن گزینهها، درباره مسیرهای احتمالی تصمیمگیری شود.
ایران همچنان یک «طرح ناتمام» است
مقصود فراستخواه، جامعهشناس و عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی، بحث خود را از منظر تاریخی و اجتماعی آغاز کرد. او برای توضیح وضعیت امروز ایران، از مفهوم «طرح ناتمام» استفاده کرد و معتقد بود تاریخ معاصر ایران را باید بهعنوان فرایندی دید که در آن برخی پروژههای توسعه، دولتسازی، جامعهسازی و نوسازی بارها آغاز شدهاند اما به نتیجه نهایی نرسیدهاند.
از نگاه فراستخواه، جامعه ایران در شرایطی قرار گرفته که بسیاری از روندهای گذشته همچنان ادامه دارند، اما همزمان شرایط جدیدی نیز شکل گرفته است؛ وضعیتی که او از آن با مفهوم «تعلیق» یاد کرد.
به اعتقاد این جامعهشناس، در چنین شرایطی نباید صرفاً بر فقدانها، بحرانها و آنچه از دست رفته تمرکز کرد. او بر ضرورت تغییر نگاه از «سرمشق فقدان» به «سرمشق امکان» تأکید کرد؛ یعنی به جای آنکه تمام تحلیل آینده بر اساس نداشتهها و شکستهای گذشته شکل بگیرد، ظرفیتهای موجود جامعه نیز در تصمیمگیری دیده شود.
از ایران منزوی تا ایران درگیر با جهان
فراستخواه در بخش دیگری از سخنان خود، رابطه ایران با جهان را یکی از متغیرهای مهم آینده دانست و بر این نکته تأکید کرد که ایران در طول تاریخ معاصر خود همواره به نوعی با جهان و تحولات پیرامونی در ارتباط بوده است.
از این منظر، مسئله اصلی نه قطع ارتباط با جهان، بلکه چگونگی مدیریت این ارتباط و استفاده از ظرفیتهای موجود برای کاهش هزینههای انزوا و افزایش امکان توسعه است.
او همچنین به مجموعهای از مسائل اجتماعی و نهادی اشاره کرد؛ از ضعف برخی نهادهای حرفهای و صنفی گرفته تا فردگرایی ناشی از شرایط بقا، کاهش اعتماد و شکلگیری نوعی بیمعنایی اجتماعی.
فراستخواه بر این اساس، سیاستگذاری آینده را نیازمند تقویت عقلانیت سیستمی و بازسازی ظرفیتهای نهادی دانست و برای سیاستگذاری چهار کارکرد «گشایش، مهاجرتدهی، تسهیلگری و شتاببخشی» را مورد توجه قرار داد.
مسئله اقتصاد ایران فقط تورم نیست
علی دینیترکمانی، اقتصاددان و عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی، بحث خود را از ساختار اقتصاد ایران آغاز کرد و مجموعهای از بحرانهای بههمپیوسته را مورد توجه قرار داد.
او با اشاره به بحرانهای زیستمحیطی، بهویژه مسئله آب و زایندهرود، توضیح داد که بخشی از مشکلات اقتصادی ایران ریشه در روندهای بلندمدت دارد و نمیتوان آنها را صرفاً به اتفاقات کوتاهمدت نسبت داد.
از نگاه این اقتصاددان، کاهش رشد اقتصادی، ضعف سرمایهگذاری و کاهش تشکیل سرمایه خالص، در کنار تورم و کاهش قدرت خرید، نشان میدهد که اقتصاد ایران با مسئلهای عمیقتر از نوسانات مقطعی مواجه است.
دینیترکمانی یکی از مشکلات اساسی اقتصاد ایران را تعدد مراکز تصمیمگیری و نبود هماهنگی کافی میان سیاستهای مختلف دانست. به اعتقاد او، وقتی سیاستهای پولی، مالی، ارزی، تجاری و صنعتی در یک چارچوب هماهنگ قرار نگیرند، حتی تصمیمهایی که بهصورت منفرد با هدف حل یک مشکل اتخاذ شدهاند، میتوانند پیامدهایی در بخشهای دیگر ایجاد کنند.
او بر ضرورت وجود یک دولت توسعهگرا و سیاستگذارانی تأکید کرد که بتوانند میان بازار، دولت و مناسبات بینالمللی ارتباط برقرار کنند و در عین حال، ظرفیت اقتصاد برای سرمایهگذاری و رشد را افزایش دهند.
آینده را باید با «سناریو» دید، نه با قطعیت
عباس حاتمی، عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان و پژوهشگر اقتصاد سیاسی و توسعه، از زاویه علوم سیاسی به مسئله آینده ایران پرداخت. حضور او در این نشست، حلقه ارتباط میان متغیرهای اقتصادی و سیاسی را پررنگتر کرد؛ چراکه از منظر او، تصمیم اقتصادی در محیطی شکل میگیرد که میزان نااطمینانی سیاسی و اجتماعی میتواند مستقیماً بر رفتار فعالان اقتصادی اثر بگذارد.
حاتمی در تحلیل خود بر این نکته تأکید کرد که در نظامهای اجتماعی و سیاسی، گاهی یک تغییر یا اختلال کوچک میتواند به دلیل وجود مجموعهای از عوامل انباشته، پیامدهایی بزرگتر ایجاد کند. بنابراین نمیتوان صرفاً بر اساس روندهای گذشته درباره آینده تصمیم گرفت.
او با اشاره به تجربه اعتراضات، ناآرامیها و تحولات سیاسی سالهای اخیر، بر پیوند میان عوامل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تأکید کرد و توضیح داد که تحولات هر یک از این حوزهها میتواند بر دو حوزه دیگر اثر بگذارد.
در چارچوب تحلیلی حاتمی، آینده را نمیتوان به یک مسیر قطعی فروکاست. از این منظر، دستکم چند مسیر قابل تصور است: ادامه روندهای موجود، افزایش نااطمینانی و بیثباتی، یا ایجاد تغییرات در برخی سیاستها.
تأکید او این بود که طرح چنین سناریوهایی به معنای پیشبینی قطعی آینده نیست؛ بلکه هدف، آمادهکردن تصمیمگیران برای شرایط متفاوت است.
حاتمی همچنین تحریمها را صرفاً یک متغیر اقتصادی ندانست و بر آثار سیاسی و اجتماعی آنها تأکید کرد. از این منظر، تحولات خارجی میتوانند از مسیر انتظارات، سرمایهگذاری، رفتار بنگاهها و فضای اجتماعی به اقتصاد منتقل شوند.
بر همین اساس، از نگاه این استاد علوم سیاسی، تحلیل ریسک و سناریونویسی باید به بخشی از فرایند تصمیمگیری فعالان اقتصادی تبدیل شود؛ بهویژه در شرایطی که فاصله میان یک رویداد سیاسی و پیامد اقتصادی آن میتواند بسیار کوتاه باشد.
منازعه ایران و آمریکا وارد مرحلهای فرسایشی شده است
رحمان قهرمانپور، تحلیلگر ارشد روابط بینالملل، بخش دیگری از این نشست را به تحولات سیاست خارجی و منازعه ایران و آمریکا اختصاص داد.
او در تحلیل خود، عوامل مختلفی را در شکلگیری و تداوم منازعه اخیر مؤثر دانست و به تغییرات ژئوپلیتیکی منطقه، تحولات پس از جنگ غزه، تحولات سوریه، فشارهای تحریمی، برنامه هستهای ایران و تغییر رویکرد دولت آمریکا اشاره کرد.
قهرمانپور همچنین درباره اهداف و مطالبات طرف آمریکایی از ایران سخن گفت و مجموعهای از موضوعات از جمله تغییر رفتار منطقهای، نگرانیهای مرتبط با روابط نظامی ایران و روسیه و فروش نفت ایران به چین را در این چارچوب مطرح کرد.
از نگاه این تحلیلگر روابط بینالملل، طولانیشدن درگیری را باید در مجموعهای از عوامل جستوجو کرد. او انسجام ساختاری دولت ایران، سرمایهگذاری بلندمدت در حوزه موشکی و پهپادی و زیرساختهای زیرزمینی و همچنین نبود یک جریان سیاسی قدرتمند و منسجم در داخل ایران که خواهان همراهی مستقیم با آمریکا باشد را از جمله عواملی دانست که بر روند درگیری اثر گذاشتهاند.
قهرمانپور در ادامه، ارزیابی خود را از نتیجه درگیری بیان کرد و گفت از منظر او نمیتوان این وضعیت را با یک پیروزی روشن برای آمریکا یا شکست روشن برای ایران توصیف کرد و به همین دلیل، مسئله اصلی برای آینده، نحوه خروج دو طرف از وضعیت فرسایشی و مدیریت ریسک تداوم تنش است.
تصمیم اقتصادی نباید تابع خبر روز باشد
یکی از نکات مهم سخنان قهرمانپور برای فعالان اقتصادی، فاصلهگرفتن از تصمیمگیری صرفاً خبری بود.
او تأکید کرد که فعال اقتصادی نباید تنها با یک خبر مثبت یا منفی درباره سیاست خارجی، تصمیم بلندمدت خود را تغییر دهد؛ بلکه باید مجموعهای از سناریوها را در نظر بگیرد و برای هر کدام، برنامه داشته باشد.
این نگاه، در واقع نقطه اتصال بحث سیاست خارجی با اقتصاد بود: آینده هرچه باشد، بنگاه اقتصادی باید برای چند مسیر احتمالی آماده باشد.
نگاه ما به اقتصاد باید تغییر کند
محمد گوهریان، اقتصاددان و فعال اقتصادی، از زاویهای متفاوت به مسئله توسعه و اقتصاد ایران پرداخت. او نسبت به استفاده سادهانگارانه از مدلهای علمی برای توضیح رفتار انسان و جامعه هشدار داد و گفت: جامعه انسانی به دلیل تعدد متغیرها، با مدلهای ساده و خطی قابل توضیح نیست.
گوهریان همچنین نسبت به نگاه بیش از حد دانشگاهی و نظری به مسائل اقتصادی انتقاد کرد و تأکید داشت که نمیتوان تمام مسائل اقتصاد را با نسخههای از پیش آمادهشده حل کرد.
از نگاه او، یکی از مسائل اساسی اقتصاد ایران، وضعیت بازار و نقش بخش خصوصی است. او بر ضرورت بازسازی و تقویت بازار و توجه به «بخش خصوصی واقعی» تأکید کرد؛ بخشی که بتواند از مرحله کسبوکار کوچک عبور کند، رشد کند و در فرایند تولید و سرمایهگذاری نقش پایدار داشته باشد.
در این نگاه، حمایت از بازار به معنای حمایت یکسان از تمام صاحبان سرمایه نیست، بلکه مسئله اصلی ایجاد محیطی است که در آن بنگاههای واقعی بتوانند بدون گرفتارشدن در انحصارها و امتیازهای ویژه، رشد کنند.
نه همه مشکلات محصول جنگ است و نه جنگ بیتأثیر است
مهدی طغیانی، اقتصاددان، عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان و نماینده اصفهان و ورزنه در مجلس شورای اسلامی، بحث خود را با نقد دو نگاه افراطی درباره وضعیت اقتصاد ایران آغاز کرد.
او گفت از یک سو، برخی تمام مشکلات اقتصاد را ناشی از جنگ و تحریم میدانند و از سوی دیگر، گروهی اثر جنگ و تحریم را تقریباً نادیده میگیرند. از نگاه طغیانی، هیچیک از این دو رویکرد نمیتواند تصویر کاملی از اقتصاد ایران ارائه دهد و باید میان مشکلات ساختاری و شوکهای خارجی تفکیک قائل شد.
طغیانی در تشریح مشکلات ساختاری، به پنج ناترازی مهم اشاره کرد: ناترازی انرژی، ناترازی آب، ناترازی بودجه، ناترازی نظام بانکی و ناترازی صندوقهای بازنشستگی.
او تأکید کرد که این ناترازیها پیش از تشدید فشارهای خارجی نیز وجود داشتهاند، اما تحریمها و شرایط جنگی میتوانند هزینه مدیریت آنها را افزایش داده و حلشان را دشوارتر کنند.
انرژی و آب؛ بحرانهایی با ریشههای قدیمی
طغیانی در بخش دیگری از سخنان خود، به تاریخچه سیاستگذاری در حوزه انرژی و آب پرداخت و تأکید کرد که مشکلات موجود نتیجه یک تصمیم منفرد یا یک دولت خاص نیستند، بلکه در طول زمان و بر اثر مجموعهای از تصمیمها شکل گرفتهاند.
از این منظر، اصلاح اقتصادی نیز نمیتواند با یک تصمیم کوتاهمدت و منفرد انجام شود.
نماینده اصفهان در ادامه با انتقاد از نسخههایی که حل یک متغیر را به معنای حل کل اقتصاد میدانند، گفت: مسائلی مانند نرخ ارز، نرخ سود بانکی، بودجه یا قیمت انرژی، هرکدام بخشی از یک سیستم بزرگتر هستند.
برای مثال، تغییر نرخ ارز میتواند بر تولید، واردات، تورم و انتظارات اثر بگذارد و تصمیم درباره نرخ سود بانکی نیز بر سرمایهگذاری و تأمین مالی بنگاهها تأثیر دارد.
از همین رو، به اعتقاد طغیانی، سیاستگذاری اقتصادی باید با نگاه سیستمی انجام شود.
طغیانی در بخش دیگری از سخنان خود، به شرایط بنگاههای اقتصادی در وضعیت فعلی پرداخت و تأمین مواد اولیه، سرمایه در گردش، ارز و منابع مالی را از مسائل فوری کسبوکارها دانست.
او همچنین بر اهمیت مدیریت انتظارات تأکید کرد و گفت: در شرایط بیثبات، حتی اظهارنظرهای مقامات خارجی درباره نرخ ارز یا آینده روابط سیاسی میتواند بر انتظارات اقتصادی اثر بگذارد؛ در حالی که ابزارهای مدیریت انتظارات در اقتصاد ایران محدود است.
او با اشاره به شرایط فعالیت واحدهای تولیدی در جریان درگیری اخیر، از تلاش فعالان اقتصادی برای تداوم تولید در شرایط دشوار تقدیر کرد و در سخنان خود به آسیبدیدن شماری از واحدهای صنعتی و تولیدی نیز اشاره داشت.
اقتصاد، جامعه و سیاست از هم جدا نیستند
به گزارش ایسکانیوز مجموع سخنان مطرحشده در همایش «ایران در مسیر» نشان داد که مسئله آینده ایران را نمیتوان تنها از دریچه اقتصاد یا سیاست خارجی بررسی کرد.
در یک سو، اقتصاددانان از کاهش سرمایهگذاری، ناترازیهای ساختاری، تورم، تأمین مالی و ضعف سیاستگذاری سخن گفتند؛ در سوی دیگر، جامعهشناس نشست بر مسئله سرمایه اجتماعی، ناتمامبودن پروژههای توسعه و ظرفیتهای اجتماعی تأکید کرد و استاد علوم سیاسی، نااطمینانی و ضرورت سناریونویسی را به میان آورد.
تحلیلگر روابط بینالملل نیز نشان داد که محیط خارجی و مناسبات منطقهای و بینالمللی میتواند مستقیماً بر فضای تصمیمگیری اقتصادی اثر بگذارد و فعال اقتصادی نمیتواند نسبت به این متغیرها بیتفاوت باشد.
در نهایت، وجه مشترک بخش قابل توجهی از این دیدگاهها، نه ارائه یک پاسخ قطعی درباره آینده، بلکه تأکید بر شناخت روندها، دیدن ارتباط میان متغیرها و آمادهشدن برای چند مسیر احتمالی بود.
«ایران در مسیر» از همین منظر، بیش از آنکه جلسهای برای پیشبینی آینده باشد، تلاشی برای طرح این پرسش بود که اگر آینده از پیش تعیین نشده است، فعالان اقتصادی، سیاستگذاران و نهادهای اجتماعی چگونه میتوانند پیش از آنکه دامنه انتخابها محدود شود، تصویر روشنتری از گزینههای پیشرو داشته باشند.
خبرنگار: رامین ابویی
انتهای خبر/
نظر شما