به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از اصفهان، پادکست در سالهای اخیر از یک رسانه نسبتاً ناشناخته برای بخش بزرگی از جامعه، به یکی از شیوههای جدی مصرف محتوا تبدیل شده است؛ رسانهای که برخلاف بسیاری از قالبهای تصویری، برای شنیدهشدن به تمرکز کامل مخاطب نیاز ندارد و میتواند در مسیر رفتوآمد، هنگام رانندگی، آشپزی، ورزش یا انجام کارهای روزمره همراه او باشد.
سید علی موسوی، پادکستر و مدرس دورههای پادکست، که آشنایی خود با این مدیوم را به سال ۱۳۹۶ بازمیگرداند، در گفتوگو با ایسکانیوز از مسیر ورودش به دنیای پادکست، ظرفیتهای این رسانه، آینده پادکست فارسی، نقش آن در روایت رویدادهای اجتماعی و همچنین رابطه میان پادکست و کتاب سخن گفت.
آشنایی اتفاقی با پادکست در یک مهمانی
آشنایی من با پادکست به سال ۱۳۹۶ برمیگردد؛ زمانی که هنوز پادکست به اندازه امروز رایج نبود و فکر میکنم تعداد پادکستهای فارسی حتی به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسید.
قصه آشنایی من با پادکست هم ماجرای بامزهای دارد. در یک مهمانی بودم که یکی از دوستانم پیش من آمد و پرسید که هندزفری دارم؟ برایم عجیب بود؛ چون فکر کردم اگر میخواهد تلفنی صحبت کند، خب میتوانست از سالن بیرون بیاید.
هندزفری داشتم، به ماشین رفتم، آن را آوردم، تمیزش کردم و به او دادم. وقتی خواستیم آن را به تلفنش وصل کنیم، تازه متوجه شدیم هندزفری به تلفن او نمیخورد! آن زمان جک هندزفری از آیفون حذف شده بود و گوشی او به اتصال لایتنینگ نیاز داشت، در حالی که گوشی من هنوز جک ۳.۵ میلیمتری داشت.
دوستم کمی توی ذوقش خورد و گفت اشکالی ندارد. پرسیدم حالا چه کاری داشتی که هندزفری میخواستی؟ گفت: میخواستم پادکست گوش بدم. فکر میکنم قبل از آن اصلاً چیزی به اسم پادکست نشنیده بودم. برایم جالب بود که چه چیزی در یک مهمانی آنقدر مهم است که آدم بخواهد همانجا پادکست گوش کند.
تلفنم را از من را گرفت، اپلیکیشن پادکست را باز کرد و پادکستهای «چنلبی» و «بیپلاس» را برایم آورد و گفت برو گوش بده، متوجه میشوی چرا میخواستم گوش کنم. حتی دو قسمت از چنلبی را هم برایم دانلود کرد.
نزدیک به ۹ سال از آن اتفاق گذشته، اما هنوز فکر میکنم اپیزود «به زبان آتش» از چنلبی یکی از بهترین چیزهایی است که در این سالها شنیدهام.

شروع پادکستسازی در روزهای کرونا
یکی دو سال بعد، تقریباً در سال ۱۳۹۸ و همزمان با شروع کرونا، همه فعالیتها تعطیل شد. نمیتوانستم سر کار بروم و دانشگاه هم تعطیل شده بود. در آن دوره شروع کردم به مطالعه و یادگیری درباره اینکه پادکست چیست و چطور میشود پادکست ساخت.
در این مسیر آدمهای زیادی به من کمک کردند، از جمله علی بندری، سازنده چنلبی. در نهایت خودم هم پادکستم را در سال ۱۳۹۸ راه انداختم و درباره کتابها صحبت میکردم.
مدتی بعد احساس کردم محتوایی ندارم که بخواهم به شکل مستمر ارائه کنم و خودم هم میل چندانی به حرف زدن ندارم؛ بنابراین تولید پادکست را متوقف کردم و فعالیتم بیشتر به برگزاری دورهها و کلاسهای پادکست برای علاقهمندانی که میخواهند این مدیوم را یاد بگیرند، محدود شد.
زمانی که شروع کردم، فکر میکردم حرفهایی برای گفتن دارم و چه تریبونی بهتر از پادکست؟ خودم هم بهشدت به این مدیوم علاقهمند بودم و شنونده حرفهای پادکست بودم و هستم.
پادکست هنوز به جایگاه واقعی خود نرسیده است
به نظرم پادکست آینده بسیار بزرگتری از جایگاهی که امروز به آن رسیده دارد. این مدیوم ظرفیت بسیار بیشتری برای نفوذ در جامعه دارد و میتواند مخاطبان گستردهتری پیدا کند.
در سالهای ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ و همزمان با آغاز کرونا، تعداد شنوندگان پادکست در بسیاری از نقاط جهان، از جمله ایران، رشد چشمگیری پیدا کرد. کرونا باعث شد مردم بیشتر به سمت شنیدن محتوا بروند و آمار شنیدن پادکستها رشد قابل توجهی پیدا کرد.
سالها پیش علی بندری از رویایش درباره پادکست فارسی میگفت؛ اینکه روزی آدمها وقتی به هم میرسند، دیگر از هم نپرسند «میدانی پادکست چیست؟» بلکه بپرسند «چه پادکستی گوش میدهی؟» درست همان اتفاقی که برای موسیقی افتاد.
فکر میکنم امروز کموبیش به آن نقطه نزدیک شدهایم. مخصوصاً در میان جوانترها، اما حتی در میان افراد مسنتر هم میبینیم که پادکست شنوندههای خودش را پیدا کرده است. به نظرم این روند ادامه خواهد داشت و اقشار بیشتری به سمت پادکست خواهند رفت.
پادکست؛ «حرف در گوشی» با مخاطب
یکی از دلایل مهم ضریب نفوذ پادکست این است که دسترسی به آن بسیار ساده است. نیاز به وسیله خاصی ندارد؛ یک تلفن هوشمند و یک اپلیکیشن کافی است و تقریباً همه میتوانند به این جهان دسترسی پیدا کنند.
من همیشه برای توضیح این ویژگی پادکست از یک تمثیل استفاده میکنم. اگر در یک جمع شلوغ داد بزنم و چیزی بگویم، ممکن است صدای من را بشنوید یا نشنوید. اگر مستقیم با شما صحبت کنم، باز ممکن است حواستان جای دیگری باشد. اما پادکست شبیه این است که در یک جمع شلوغ، بیایم و در گوش شما حرف بزنم.
پادکست در واقع «حرف در گوشی آدمها با یکدیگر» است. ما در گوش همدیگر قصه میگوییم و حرفهای مهممان را در گوش هم میزنیم. همین ویژگی است که به نظرم پادکست را تبدیل به یک مدیوم متفاوت میکند.
پادکست خوب از قصهگویی شروع میشود
پادکست خوب از جایی شروع میشود که پادکستر قصهگوی خوبی باشد. روایت هر پادکستی به قصهگویی آن وابسته است و به نظرم پادکستهای خوب، پادکستهایی هستند که قصه را بهتر روایت میکنند.
اگر به تحول رسانهها نگاه کنیم، میبینیم بسیاری از رسانههای قدیمی در حال تغییر شکل هستند. تلویزیون امروز در قالب پلتفرمهایی مثل نتفلیکس، نماوا و فیلمنت تجربه متفاوتی پیدا کرده است. روزنامه هم دیگر تنها همان نسخه چاپی نیست و بخشی از کارکرد آن را کانالها و رسانههای خبری دیجیتال گرفتهاند.
رادیو هم یکی از رسانههایی بود که در زمان خودش ضریب نفوذ بسیار بالایی داشت و به نظرم پادکست، در حال تبدیل شدن به یکی از شکلهای جدید مصرف محتوای صوتی است.

چرا حتی یوتیوبرها هم سراغ پادکست آمدهاند؟
امروز حتی بسیاری از کسانی که در یوتیوب فعالیت میکنند، بخشی از محتوای خود را در پادگیرها هم منتشر میکنند؛ یعنی صدای محتوای ویدئویی خود را در قالب پادکست ارائه میدهند.
دلیلش ساده است. برای دیدن یوتیوب، معمولاً باید جایی بنشینید، روی صفحه تمرکز کنید و بخش زیادی از حواس خود را به تصویر بدهید؛ اما برای شنیدن پادکست چنین الزامی وجود ندارد. میتوانید در حال اتو کردن لباسها، آشپزی، مرتب کردن خانه یا رانندگی باشید و پادکست گوش کنید.
خودم یادم نمیآید در حداقل یک سال اخیر رانندگی کرده باشم و پادکست گوش نکرده باشم. سؤال این است که هنگام رانندگی چقدر قرار است موسیقی گوش کنیم؟ موسیقی در بسیاری از مواقع حال ما را بهتر میکند، اما پادکست میتواند چیزی را که همان لحظه نیاز داریم به ما بدهد؛ اطلاعات، داستان، تحلیل یا حتی حال خوب.
پادکست میتواند بخشی از جنگ روایتها باشد
اگر به اتفاقاتی که امروز در جامعه ما میافتد نگاه کنیم، میبینیم گروههای مختلف برای رساندن صدای خود به مخاطب و جامعه از پادکست استفاده میکنند.
ما درگیر اتفاقاتی هستیم که بدون روایت قابل تصور نیستند. یکی از عرصههای مهم در این میان، جنگ روایتهاست و به نظرم پادکست به دلیل ضریب نفوذی که در میان مخاطبان دارد، میتواند یکی از ابزارهای مهم روایت باشد.
ما برای انتقال پیام خود میتوانیم از بسترهای مختلف استفاده کنیم، اما پادکست همیشه مدیومی نسبتاً راحت، کمهزینه و در دسترس بوده و جامعه مخاطب قابل توجهی پیدا کرده است. به همین دلیل فکر میکنم در آینده، پادکستهای بیشتری با موضوعات سیاسی، اجتماعی و روایت اتفاقاتی که بر جامعه گذشته است، خواهیم شنید.
ورود برندها به پادکست فارسی؛ نشانهای از آینده این مدیوم
یکی از اتفاقات خوب، ورود اسپانسرها و برندها به حوزه پادکست فارسی است. امروز بسیاری از برندها، حتی تولیدکنندگان محصولات مصرفی و پلتفرمهای مختلف، پادکست را به عنوان بستری برای تبلیغ و معرفی محصول خود انتخاب کردهاند.
هرچقدر سرمایهگذاری در این حوزه بیشتر شود، تولید محتوا هم آسانتر و حرفهایتر خواهد شد و طبیعتاً تولیدکنندگان بیشتری میتوانند در این عرصه فعالیت کنند. این اتفاق میتواند نشانهای از آینده روشنتر پادکست باشد.
آیا پادکست میتواند جای خالی کتاب را پر کند؟
شاید بتوان با ترویج بیشتر پادکست، بخشی از خلأ مطالعه را هم برای مخاطبان جبران کرد. جامعهای داریم که بخشی از آن وقت یا حتی اخیراً توان خرید کتاب را ندارد. شاید همین افراد تمایل داشته باشند نسخه صوتی کتابها را بشنوند یا خلاصه و محتوای کتابها را در قالب پادکست دنبال کنند.
البته پادکست جای کتاب خواندن را نمیگیرد، اما میتواند تا حدی بخشی از این خلأ را جبران کند و آدمها را دوباره به سمت مطالعه و محتوای عمیق سوق دهد.
من امیدوارم جامعه پادکسترها و پادکستشنوهای ایرانی هر روز بزرگتر شود. اتفاق خیلی خوبی در انتظار این مدیوم است. خیلی خوشحال میشوم روزی برسد که پادکست فارسی آنقدر شنیده شود که پلتفرمهای بزرگ جهانی هم برای آن سهم و جایگاه جدیتری در نظر بگیرند.
خبرنگار: رامین ابویی
انتهای خبر/
نظر شما