کرمان و سرنوشت موسیقی نواحی؛ فاصله میان شکوه جشنواره‌ها و معیشت هنرمندان بومی

در گوشه‌وکنار ایران، نغمه‌هایی هنوز شنیده می‌شوند که پیش از گسترش رسانه‌های تصویری و موسیقی دیجیتال، روایتگر تاریخ، رنج، شادی و شیوه زندگی نسل‌های گذشته بوده‌اند. از آوازهای کویری کرمان تا موسیقی بلوچستان، خراسان، ترکمن‌صحرا و زاگرس، بخشی از حافظه فرهنگی کشور در صدای هنرمندانی حفظ شده که دانش خود را اغلب از راه تجربه و آموزش شفاهی به دست آورده‌اند.

به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کرمان؛ موسیقی نواحی یکی از شیوه‌های مهم انتقال تجربه تاریخی و فرهنگی جوامع محلی است؛ هنری که در بسیاری از مناطق ایران، پیش از شکل‌گیری نظام‌های رسمی آموزش موسیقی، از طریق خانواده‌ها، استادان محلی و مناسبت‌های اجتماعی به نسل‌های بعد منتقل شده است. در این ساختار، آموختن موسیقی تنها به شناخت نت‌ها یا مهارت نوازندگی محدود نبوده، بلکه با زبان، روایت، آیین و شرایط زندگی مردم ارتباط داشته است.

بسیاری از نغمه‌های بومی در بستر کار، مراسم اجتماعی، روایت‌های حماسی و مناسبت‌های خانوادگی شکل گرفته‌اند. در چنین شرایطی، موسیقی بخشی از تجربه جمعی جامعه بوده و نوازنده یا خواننده محلی نقشی فراتر از اجراکننده یک قطعه هنری داشته است. او می‌توانسته حافظ روایت‌ها، آشنا با تاریخ شفاهی منطقه و منتقل‌کننده شیوه‌ای از بیان فرهنگی باشد.

این ویژگی سبب می‌شود ارزش موسیقی نواحی تنها با معیارهای رایج اجرای صحنه‌ای سنجیده نشود. ممکن است یک نغمه از نظر ساختار موسیقایی ساده به نظر برسد، اما در ارتباط با یک آیین، موقعیت اجتماعی یا گویش محلی معنایی پیچیده پیدا کند. جداکردن اثر از این زمینه، بدون مستندسازی مناسب، می‌تواند بخشی از معنای فرهنگی آن را پنهان کند.

استان کرمان به دلیل گستردگی جغرافیایی و تنوع اجتماعی، ظرفیت قابل توجهی برای مطالعه این موضوع دارد. تفاوت شرایط زندگی در نواحی کوهستانی، دشت‌های کشاورزی، مناطق کویری و شهرستان‌های جنوبی، در شکل‌گیری شیوه‌های گوناگون بیان فرهنگی نقش داشته است. موسیقی محلی نیز در ارتباط با همین تنوع محیطی و اجتماعی، صورت‌های متفاوتی پیدا کرده است.

در برخی بخش‌های استان، روایت‌های آوازی، نغمه‌های مرتبط با زندگی عشایری و شیوه‌های نوازندگی سازهای بومی همچنان بخشی از حافظه فرهنگی جامعه محسوب می‌شوند. با این حال، گستردگی منطقه اجازه نمی‌دهد تمام موسیقی کرمان را در یک سبک یا چند قطعه مشهور خلاصه کنیم. شناخت دقیق این میراث نیازمند پژوهش میدانی و توجه به تفاوت‌های فرهنگی هر شهرستان است.

جشنواره موسیقی نواحی ایران از اواخر دهه ۱۳۷۰ در کرمان شکل گرفت و طی سال‌های بعد، این شهر برای دوره‌های متعددی میزبان هنرمندان مناطق مختلف کشور بود. این سابقه، جایگاهی تاریخی برای کرمان در روند معرفی موسیقی بومی ایران ایجاد کرده است. با وجود تغییر محل برگزاری بعضی دوره‌ها، ارتباط نام کرمان با این جشنواره همچنان بخشی از پیشینه فرهنگی رویداد محسوب می‌شود.

بازگشت میزبانی جشنواره به کرمان در سال ۱۴۰۵، فرصتی برای بررسی تجربه بیش از دو دهه فعالیت در این حوزه فراهم کرده است. در چنین بازه‌ای، بسیاری از شرایط اجتماعی و فناوری تغییر کرده‌اند؛ از شیوه انتشار آثار گرفته تا نوع ارتباط مخاطبان جوان با موسیقی. بنابراین طراحی جشنواره امروز نمی‌تواند صرفاً بر تکرار قالب‌هایی استوار باشد که در نخستین دوره‌ها به کار گرفته شده‌اند.

یکی از مهم‌ترین تحولات، تغییر روش دسترسی به موسیقی است. در گذشته، شنیدن اجرای یک هنرمند محلی ممکن بود به حضور در مراسم یا سفر به منطقه زندگی او وابسته باشد. اکنون ضبط دیجیتال و انتشار اینترنتی امکان دسترسی گسترده‌تری ایجاد کرده است. این تغییر می‌تواند فرصت معرفی هنرمندان را افزایش دهد، اما به‌تنهایی انتقال دانش موسیقایی را تضمین نمی‌کند.

شنیدن یک قطعه ضبط‌شده با آموختن شیوه اجرای آن تفاوت دارد. در موسیقی‌هایی که بر سنت شفاهی استوارند، جزئیاتی مانند شیوه بیان، جمله‌بندی، تغییرات ظریف ریتم و ارتباط اجرا با موقعیت اجتماعی ممکن است در آموزش مستقیم بهتر منتقل شوند. بنابراین ضبط آثار باید در کنار برنامه‌هایی برای آموزش و انتقال مهارت قرار گیرد.

یکی از خطرهایی که می‌تواند میراث موسیقایی را تهدید کند، کاهش تعداد افرادی است که دانش اجرای برخی سنت‌ها را در اختیار دارند. در مواردی که یک شیوه نوازندگی یا آواز تنها در میان تعداد محدودی از استادان باقی مانده باشد، از دست رفتن فرصت آموزش می‌تواند تداوم آن را دشوار کند. البته تعیین اینکه کدام سنت مشخص در معرض خطر جدی است، نیازمند بررسی میدانی و اطلاعات معتبر درباره تعداد و سن حاملان آن خواهد بود.

در همین زمینه، تجربه موسیقی‌دانان برجسته محلی اهمیت دارد. شیرمحمد اسپندار، نوازنده شناخته‌شده دونَلی بلوچستان، از چهره‌هایی بود که بخش مهمی از عمر خود را به اجرای سنتی ویژه اختصاص داد. درگذشت او در سال ۱۴۰۵ بار دیگر مسئله ثبت شیوه‌های اجرایی و انتقال تجربه استادان کهنسال به نسل جدید را برجسته کرد.

ارزش چنین هنرمندانی تنها در تعداد قطعاتی که اجرا کرده‌اند نیست. تجربه زیسته، شناخت موسیقی منطقه، ظرافت تکنیک و شیوه آموزش آنان بخشی از دانش فرهنگی محسوب می‌شود. اگر این اطلاعات به‌صورت دقیق ثبت نشود، ممکن است نسل‌های بعد تنها به نسخه‌های محدودی از آثار دسترسی داشته باشند و بخش‌هایی از شیوه اجرای اصیل را نشناسند.

در چنین شرایطی، نقش جشنواره باید فراتر از دعوت هنرمندان برای اجرای صحنه‌ای تعریف شود. برگزاری نشست‌های آموزشی، ثبت گفت‌وگوهای تخصصی و ایجاد امکان همکاری میان استادان و نوازندگان جوان می‌تواند به انتقال دانش کمک کند. البته این فعالیت‌ها باید با رضایت هنرمندان و رعایت حقوق معنوی و اقتصادی آنان انجام شود.

یکی از مسائل مهم در موسیقی نواحی، رابطه میان اصالت و نوآوری است. برخی مخاطبان تصور می‌کنند حفظ موسیقی بومی به معنای اجرای بدون تغییر آثار گذشته است، در حالی که بسیاری از سنت‌های موسیقایی در طول تاریخ با تحولات اجتماعی و فرهنگی تغییر کرده‌اند. نوآوری به‌خودی‌خود به معنای نابودی سنت نیست، اما شیوه مواجهه با آن اهمیت دارد.

برای مثال، نوازنده جوانی که یک ملودی محلی را در قالبی تازه تنظیم می‌کند، ممکن است زمینه آشنایی مخاطبان جدید با آن را فراهم سازد. در مقابل، اگر عناصر اصلی اثر بدون شناخت کافی تغییر کنند و هیچ اطلاعاتی درباره نسخه بومی باقی نماند، امکان تشخیص ویژگی‌های تاریخی آن دشوارتر خواهد شد.

بنابراین می‌توان میان ثبت علمی سنت‌های موجود و تولید آثار خلاقانه بر اساس آنها تفاوت قائل شد. هر دو فعالیت می‌توانند ارزشمند باشند، اما اهداف یکسانی ندارند. مستندسازی باید به حفظ اطلاعات دقیق درباره شیوه اجرا توجه کند، در حالی که فعالیت خلاقانه می‌تواند امکان گفت‌وگوی موسیقی بومی با زبان هنری امروز را فراهم سازد.

این تمایز در طراحی جشنواره اهمیت ویژه‌ای دارد. اگر تمام اجراها صرفاً بر اساس میزان جذابیت صحنه‌ای انتخاب شوند، ممکن است سنت‌هایی که ساختار آرام‌تر یا مخاطب محدودتری دارند کمتر دیده شوند. در مقابل، توجه انحصاری به حفظ شکل تاریخی اجرا نیز ممکن است ارتباط نسل جدید با رویداد را محدود کند.

یک برنامه فرهنگی متوازن می‌تواند فضای جداگانه‌ای برای معرفی سنت‌های بومی و تجربه‌های نوآورانه در نظر بگیرد، بدون آنکه یکی جایگزین دیگری شود. چنین رویکردی به مخاطب امکان می‌دهد هم با شیوه‌های تاریخی آشنا شود و هم ظرفیت‌های تازه آهنگسازی و اجرا را بشناسد.

نقش پژوهشگران موسیقی در این میان اساسی است. موسیقی‌شناسی قومی به بررسی موسیقی در ارتباط با فرهنگ، جامعه و تجربه زندگی انسان‌ها می‌پردازد. در این حوزه، شناخت سازها و ساختار ملودی تنها بخشی از پژوهش است و موضوعاتی مانند نقش اجتماعی موسیقی، شیوه آموزش و هویت فرهنگی نیز اهمیت دارند.

برای کرمان، استفاده از این رویکرد می‌تواند به شناخت دقیق‌تر تنوع موسیقی استان کمک کند. پژوهش درباره نغمه‌های محلی شهرستان‌های مختلف، در صورتی که با روش علمی و مشارکت صاحبان دانش انجام شود، می‌تواند تصویری فراتر از آثار شناخته‌شده ارائه دهد. چنین فعالیتی نیازمند برنامه‌ای بلندمدت است و نمی‌توان آن را تنها در روزهای برگزاری جشنواره تکمیل کرد.

یکی از چالش‌های پژوهش میدانی، ثبت اطلاعات همراه آثار است. ضبط یک اجرای موسیقی بدون اطلاعات کافی درباره نوازنده، محل اجرا، مناسبت و شیوه انتقال اثر، ارزش پژوهشی محدودی خواهد داشت. در مقابل، مستندسازی دقیق می‌تواند به پژوهشگران آینده کمک کند جایگاه آن قطعه را در سنت موسیقایی منطقه بهتر درک کنند.

در این زمینه، ایجاد آرشیو دیجیتال تخصصی می‌تواند یکی از فرصت‌های قابل بررسی باشد. چنین آرشیوی باید علاوه بر فایل صوتی و تصویری، اطلاعات مربوط به اجرا، رضایت صاحبان اثر و شرایط استفاده از محتوا را ثبت کند. دسترسی عمومی یا پژوهشی نیز باید متناسب با حقوق هنرمندان و ویژگی‌های فرهنگی هر اثر تنظیم شود.

موضوع مالکیت معنوی در موسیقی نواحی پیچیدگی‌های خاصی دارد. بعضی قطعات حاصل میراث مشترک و انتقال طولانی‌مدت میان نسل‌ها هستند، اما اجرای مشخص یک هنرمند، تنظیم جدید یا ضبط حرفه‌ای می‌تواند حقوق قانونی مستقلی ایجاد کند. استفاده تجاری از چنین آثاری بدون توجه به حقوق اجراکنندگان ممکن است موجب اختلاف و نارضایتی شود.

از این رو، توسعه آرشیو و انتشار آثار باید با چارچوب‌های قراردادی روشن همراه باشد. هنرمندان باید بدانند فایل ضبط‌شده برای چه هدفی استفاده می‌شود، چه کسانی به آن دسترسی خواهند داشت و در صورت بهره‌برداری اقتصادی چه حقوقی دارند. این شفافیت می‌تواند به افزایش اعتماد میان پژوهشگران، برگزارکنندگان و هنرمندان محلی کمک کند.

یکی دیگر از مسائل مهم، وضعیت معیشتی فعالان موسیقی نواحی است. بسیاری از هنرمندان محلی ممکن است درآمد اصلی خود را از فعالیتی غیر از موسیقی تأمین کنند و امکان حضور مستمر در برنامه‌های هنری نداشته باشند. با این حال، بدون آمار دقیق نمی‌توان وضعیت اقتصادی همه این هنرمندان را یکسان توصیف کرد.

هزینه سفر، اقامت، جابه‌جایی ساز و زمان اختصاص‌یافته به اجرا، بخشی از هزینه واقعی مشارکت در یک جشنواره است. اگر حمایت مالی متناسب با این شرایط نباشد، حضور در رویداد ممکن است برای بعضی هنرمندان دشوار شود. بنابراین سیاست حمایت از موسیقی بومی باید علاوه بر جنبه نمادین، به شرایط حرفه‌ای و اقتصادی اجراکنندگان توجه داشته باشد.

پرداخت منصفانه دستمزد، قرارداد روشن و تأمین خدمات مورد نیاز می‌تواند به حرفه‌ای‌ترشدن رابطه میان برگزارکنندگان و هنرمندان کمک کند. همچنین باید از هنرمندان پرسیده شود که چه نوع حمایتی برای تداوم فعالیت آنان مؤثرتر است؛ زیرا نیازهای یک استاد کهنسال با نوازنده جوان یا گروه تازه‌تشکیل‌شده ممکن است متفاوت باشد.

در کنار حمایت مستقیم، دسترسی به فرصت اجرای مستمر اهمیت دارد. جشنواره‌ای که تنها چند روز در سال برگزار می‌شود، نمی‌تواند به‌تنهایی بازار حرفه‌ای پایداری برای هنرمندان ایجاد کند. اگر هدف توسعه اقتصاد موسیقی بومی باشد، باید امکان اجراهای قانونی و برنامه‌ریزی‌شده در طول سال نیز بررسی شود.

در این زمینه، مراکز فرهنگی شهرستان‌ها، سالن‌های هنری و رویدادهای محلی می‌توانند نقش داشته باشند. البته توسعه اجراها باید متناسب با تقاضای مخاطبان، امکانات موجود و ضوابط اجرایی صورت گیرد. افزایش تعداد برنامه‌ها بدون توجه به کیفیت و شرایط اقتصادی ممکن است به نتیجه مطلوب منجر نشود.

یکی از فرصت‌های قابل توجه، پیوند موسیقی نواحی با گردشگری فرهنگی است. مسافرانی که به یک منطقه سفر می‌کنند، ممکن است علاقه‌مند به شناخت موسیقی و آیین‌های محلی باشند. اما این علاقه زمانی می‌تواند به تجربه فرهنگی ارزشمند تبدیل شود که اجراها با احترام به زمینه تاریخی و اجتماعی آنها طراحی شوند.

تبدیل آیین‌های بومی به نمایش‌هایی صرفاً تجاری ممکن است موجب تغییر نامناسب کارکرد یا معنای آنها شود. به همین دلیل، مشارکت جامعه محلی در تصمیم‌گیری درباره نحوه معرفی موسیقی اهمیت دارد. صاحبان سنت باید بتوانند درباره شرایط اجرا و شیوه بازنمایی آثار خود نظر بدهند.

برای استان کرمان، گردشگری فرهنگی می‌تواند در کنار جاذبه‌های تاریخی و طبیعی مورد توجه قرار گیرد. شهرهایی مانند کرمان، بم و جیرفت و دیگر مناطق استان دارای ویژگی‌های متفاوتی هستند که امکان طراحی برنامه‌های فرهنگی متنوع را فراهم می‌کنند. با این حال، موسیقی نواحی نباید صرفاً به ابزاری برای افزایش شمار گردشگران تبدیل شود.

ارزش فرهنگی این میراث مستقل از میزان درآمد گردشگری است. حتی سنتی که مخاطب محدودتری دارد یا امکان اجرای عمومی آن اندک است، ممکن است از نظر تاریخی و اجتماعی اهمیت فراوانی داشته باشد. بنابراین معیارهای اقتصادی نباید تنها مبنای انتخاب آثار برای حمایت و مستندسازی باشند.

موضوع آموزش موسیقی بومی به نسل جوان نیز از مسائل کلیدی آینده است. در بسیاری از مناطق، انتقال دانش از طریق رابطه استاد و شاگرد انجام شده و یادگیری با مشاهده و تکرار همراه بوده است. تغییر شیوه زندگی، مهاجرت و محدودیت زمان فراغت می‌تواند بر استمرار چنین روابطی اثر بگذارد.

در این شرایط، طراحی دوره‌های آموزشی مناسب می‌تواند به حفظ فرصت انتقال مهارت کمک کند. اما آموزش موسیقی نواحی نباید تنها بر الگوهای رایج آموزش کلاسیک متکی باشد؛ زیرا برخی ویژگی‌های این سنت‌ها به شیوه‌های خاص یادگیری و تجربه اجتماعی وابسته‌اند.

همکاری میان استادان محلی و مربیان آموزش‌دیده می‌تواند امکان طراحی روش‌های متناسب‌تری فراهم کند. در چنین الگویی، تجربه عملی استادان در کنار دانش آموزشی به کار گرفته می‌شود. هدف آن است که مهارت‌های سنتی با حفظ ویژگی‌های اصلی خود به نسل جدید منتقل شوند.

برای مثال، نوجوانی در یکی از شهرستان‌های کرمان ممکن است به فراگیری ساز بومی منطقه علاقه‌مند باشد، اما استاد در دسترس یا امکانات آموزشی مناسب نداشته باشد. ایجاد فرصت آموزش منظم می‌تواند زمینه یادگیری را فراهم کند. این مثال فرضی نشان می‌دهد که علاقه فرهنگی بدون وجود زیرساخت آموزشی لزوماً به تداوم سنت منجر نخواهد شد.

در همین زمینه، توجه به مشارکت دختران و پسران نوجوان و جوان اهمیت دارد. الگوهای حضور در موسیقی ممکن است در مناطق مختلف و میان خانواده‌ها متفاوت باشد. برنامه‌ریزی آموزشی باید با شناخت شرایط اجتماعی، رعایت حقوق افراد و فراهم‌کردن فرصت‌های قانونی و مناسب انجام شود.

یکی از موضوعات مهم، تنوع جغرافیایی برنامه‌های جشنواره است. تمرکز تمام اجراها در مرکز استان می‌تواند دسترسی بخش بزرگی از مخاطبان شهرستانی را محدود کند. در مقابل، توزیع برنامه‌ها در چند شهر ممکن است هزینه و پیچیدگی اجرایی بیشتری داشته باشد. تصمیم مناسب نیازمند بررسی ظرفیت سالن‌ها، امکانات حمل‌ونقل و تقاضای واقعی مخاطبان است.

تجربه دوره‌های گذشته نشان می‌دهد که برگزاری برنامه‌های جشنواره در شهرستان‌های مختلف کرمان سابقه داشته است. استفاده از این تجربه می‌تواند در برنامه‌ریزی آینده سودمند باشد، اما لازم است هزینه‌ها، میزان استقبال و کیفیت خدمات هر شیوه ارزیابی شود.

در استان پهناوری مانند کرمان، عدالت فرهنگی تنها به معرفی هنرمندان شهرستانی در مرکز استان محدود نمی‌شود. ساکنان مناطق دورتر نیز باید در صورت امکان به فرصت تماشای اجرا و شرکت در فعالیت‌های آموزشی دسترسی داشته باشند. این مسئله می‌تواند در تعیین محل برگزاری کارگاه‌ها و برنامه‌های جانبی مورد توجه قرار گیرد.

همچنین انتخاب هنرمندان برای حضور در رویداد باید بر اساس معیارهای روشن انجام شود. تنوع جغرافیایی، کیفیت هنری، اهمیت سنت موسیقایی و فرصت حضور نسل‌های مختلف می‌توانند از عوامل قابل بررسی باشند. شفافیت فرایند انتخاب می‌تواند به اعتماد هنرمندان و افزایش اعتبار جشنواره کمک کند.

در این میان، نقش داوران و پژوهشگران نیز باید متناسب با ماهیت رویداد تعریف شود. برخی سنت‌های موسیقایی را نمی‌توان تنها با معیارهای رقابتی و امتیازدهی یکسان ارزیابی کرد. تفاوت ساختار موسیقی مناطق مختلف، ضرورت توجه به زمینه فرهنگی هر اجرا را افزایش می‌دهد.

به همین دلیل، جشنواره‌های موسیقی نواحی می‌توانند علاوه بر بخش‌های رقابتی احتمالی، فضای معرفی، پژوهش و گفت‌وگوی هنری داشته باشند. چنین رویکردی به هنرمندان امکان می‌دهد بدون ضرورت مقایسه مستقیم سنت‌های متفاوت، آثار خود را ارائه کنند.

یکی از چالش‌های فرهنگی امروز، کوتاه‌شدن شکل مصرف بسیاری از محتواهای هنری در محیط دیجیتال است. بخش قابل توجهی از مخاطبان موسیقی را از طریق ویدئوهای کوتاه یا قطعات جداشده از اجرای اصلی می‌شنوند. این شیوه دسترسی می‌تواند به معرفی آثار کمک کند، اما ممکن است پیوند میان قطعه و ساختار کامل موسیقی را محدود سازد.

برای مواجهه با این وضعیت، تولید محتوای چندلایه می‌تواند مفید باشد. یک اجرای کوتاه ممکن است توجه مخاطب را جلب کند و سپس محتوای تکمیلی درباره ساز، هنرمند و پیشینه قطعه امکان شناخت عمیق‌تر ایجاد کند. البته این روش باید با احترام به حقوق صاحبان آثار و پرهیز از بازنمایی نادرست فرهنگ محلی همراه باشد.

در سطح ملی، موسیقی نواحی ایران دارای تنوع قابل توجهی است. سنت‌های موسیقایی بلوچستان، خراسان، ترکمن‌صحرا، لرستان، کردستان، جنوب ایران و دیگر مناطق، از نظر سازبندی، الگوهای ریتمیک و کارکرد اجتماعی تفاوت‌هایی دارند. همین تنوع سبب می‌شود یک جشنواره ملی با مسئولیتی گسترده در معرفی منصفانه آثار روبه‌رو باشد.

نباید تصور کرد موسیقی هر منطقه پدیده‌ای کاملاً یکدست است. حتی در یک استان ممکن است شیوه‌های اجرایی متفاوتی وجود داشته باشد و نوازندگان نسل‌های مختلف درباره بعضی ویژگی‌ها دیدگاه یکسانی نداشته باشند. پژوهش علمی باید این تفاوت‌ها را ثبت کند، نه آنکه برای معرفی ساده‌تر، تمام سنت‌ها را به یک الگوی ثابت تقلیل دهد.

در سطح بین‌المللی، حفاظت از میراث فرهنگی ناملموس بر نقش جوامع و حاملان سنت‌ها تأکید دارد. موسیقی بومی در این چارچوب تنها مجموعه‌ای از آثار ضبط‌شده نیست، بلکه مهارتی زنده است که از طریق اجرا، آموزش و مشارکت اجتماعی تداوم پیدا می‌کند.

یکی از درس‌های مهم این رویکرد، ضرورت مشارکت صاحبان میراث در تصمیم‌های حفاظتی است. متخصصان و نهادهای فرهنگی می‌توانند امکانات پژوهشی و اجرایی فراهم کنند، اما نمی‌توانند بدون توجه به دیدگاه جامعه محلی، درباره تمام ابعاد یک سنت تصمیم بگیرند.

برای کرمان، چنین نگاهی می‌تواند به ایجاد همکاری پایدار میان هنرمندان، پژوهشگران، مراکز فرهنگی و نهادهای آموزشی کمک کند. این همکاری زمانی مؤثر خواهد بود که نقش هر گروه روشن باشد و نتایج فعالیت‌ها در دسترس افراد مرتبط قرار گیرد.

خبرنگار: زهرا اسکندری

انتهای خبر./

کد مطلب: 1320890

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha