دانشگاه را نمیتوان صرفاً با تعداد دانشجویان، اعضای هیئت علمی، مقالات منتشرشده یا ساختمانهای آموزشی سنجید. این شاخصها بخشی از ظرفیت یک مرکز آموزش عالی را نشان میدهند، اما درباره کیفیت رابطه آن با دانشجویان، جامعه و مسائل واقعی منطقه اطلاعات کاملی نمیدهند. دانشگاه زمانی به نهادی زنده و اثرگذار تبدیل میشود که در آن، دانشجو صرفاً دریافتکننده محتوای آموزشی نباشد، استاد تنها به تدریس و پژوهش محدود نماند و مدیران نیز دانشگاه را فضایی برای شنیدن دیدگاههای متفاوت و آزمودن راهحلهای تازه بدانند.
تأکید بر ضرورت ایجاد فضای تعاملی پویا در دانشگاههای گلستان، از همین منظر اهمیت دارد. این مطالبه را نباید فقط به افزایش برنامههای فرهنگی، برگزاری نشستهای دانشجویی یا بیشتر شدن ارتباط میان مدیران و تشکلها تقلیل داد. مسئله اساسیتر، ایجاد سازوکاری است که گفتوگو را از یک برنامه مناسبتی به بخشی از شیوه اداره دانشگاه تبدیل کند؛ سازوکاری که در آن، دانشجو بتواند مسئلهای را مطرح کند، پاسخ روشن بگیرد و در صورت امکان، در فرآیند حل آن مشارکت داشته باشد.
تعامل؛ فراتر از برگزاری نشست و مراسم
در بسیاری از ارزیابیهای دانشگاهی، فعالیتهای فرهنگی و دانشجویی با تعداد برنامهها، نشستها و مشارکتکنندگان سنجیده میشوند. این اطلاعات مفیدند، اما برای قضاوت درباره پویایی محیط دانشگاه کافی نیستند. ممکن است یک دانشگاه برنامههای متعددی برگزار کند، ولی همچنان میان مدیریت و دانشجویان فاصله وجود داشته باشد؛ یا جلسات متعددی با حضور مسئولان تشکیل شود، اما موضوعات مطرحشده به تصمیم مشخصی منتهی نشوند.
تعامل واقعی زمانی شکل میگیرد که ارتباط دوطرفه باشد. دانشجو فقط شنونده سخنان مسئولان نباشد و مدیریت نیز صرفاً برگزارکننده نشست نباشد. برای مثال، اگر مسئلهای درباره خدمات رفاهی، کیفیت آموزش، امکانات پژوهشی یا فعالیتهای فرهنگی مطرح میشود، باید مشخص باشد چه واحدی مسئول بررسی آن است، پاسخ در چه زمانی ارائه میشود و نتیجه پیگیری چگونه به اطلاع دانشجویان خواهد رسید.
چنین رویکردی به معنای پذیرفتن تمام مطالبات بدون بررسی نیست. دانشگاه نیز مانند هر نهاد دیگری با محدودیتهای مالی، مقررات و تفاوت دیدگاهها روبهروست. آنچه اهمیت دارد، شفافیت در توضیح محدودیتها، امکان طرح دیدگاههای متفاوت و مشخص بودن مسیر پیگیری مطالبات است. گاهی یک پاسخ مستدل و روشن، حتی اگر با خواسته اولیه دانشجو موافق نباشد، میتواند از بیاعتمادی ناشی از سکوت و ابهام جلوگیری کند.
دانشجو؛ مخاطب خدمات دانشگاه یا شریک اداره آن؟
یکی از معیارهای سنجش فضای تعاملی، جایگاهی است که برای دانشجو در فرآیند تصمیمسازی در نظر گرفته میشود. دانشجویان فقط برای دریافت آموزش وارد دانشگاه نمیشوند؛ آنان هر روز با کیفیت خدمات، امکانات، مقررات و شیوه اداره محیط دانشگاه مواجهاند و میتوانند اطلاعات ارزشمندی درباره نقاط ضعف و ظرفیتهای آن ارائه کنند.
از همین رو، وجود کانالهای مشخص برای دریافت پیشنهادها، نشستهای پرسشوپاسخ با مسئولان، نظرسنجیهای هدفمند و انتشار نتیجه بررسی مطالبات میتواند ارتباط میان مدیریت و جامعه دانشجویی را تقویت کند. البته صرف ایجاد سامانه یا برگزاری جلسه کافی نیست. اگر دانشجو بارها مسئلهای را مطرح کند، اما هیچ بازخوردی درباره سرنوشت آن دریافت نکند، اعتماد به سازوکارهای مشارکت بهتدریج کاهش مییابد.
در دانشگاههای گلستان، سنجش کیفیت این تعامل میتواند با شاخصهایی ساده اما قابل ارزیابی همراه شود؛ از جمله مدتزمان پاسخگویی به درخواستها، میزان رسیدگی به مسائل مطرحشده، تعداد پیشنهادهایی که به تصمیم اجرایی تبدیل شدهاند و ارزیابی دورهای دانشجویان از دسترسپذیری مسئولان. انتشار چنین اطلاعاتی، ضمن آنکه به مدیران امکان میدهد نقاط ضعف را شناسایی کنند، میتواند تصویر روشنتری از عملکرد دانشگاه در اختیار جامعه دانشگاهی قرار دهد.
دانشگاه و مسئله توسعه گلستان
تعامل دانشگاه نباید به درون محوطه دانشگاه محدود بماند. گلستان با مسائل متنوعی در حوزه کشاورزی، مدیریت منابع آب، محیط زیست، امنیت غذایی، اشتغال و توسعه اقتصادی مواجه است؛ حوزههایی که برای یافتن راهحلهای پایدار، به دانش تخصصی و همکاری میان نهادهای مختلف نیاز دارند.
تبدیل ظرفیت علمی به نتیجه عملی، به ارتباطی منظم میان دانشگاه، دستگاههای اجرایی، بخش خصوصی و جامعه محلی نیاز دارد. اگر مسئلههای استان بهصورت روشن تعریف شوند، دستگاههای اجرایی نیازهای پژوهشی خود را با دانشگاه در میان بگذارند و منابع لازم برای اجرای طرحهای کاربردی فراهم شود، بخشی از توان علمی دانشگاه میتواند به راهکارهایی عملی تبدیل شود.
در این مسیر، پایاننامهها و طرحهای پژوهشی نیز میتوانند ارتباط مستقیمتری با نیازهای واقعی گلستان پیدا کنند. برای مثال، بهجای آنکه یک پژوهش صرفاً به تولید گزارش یا مقاله محدود بماند، میتوان از ابتدا مسئله مشخصی را با همکاری نهاد متقاضی تعریف کرد و پس از پایان کار، امکان استفاده از نتایج آن را سنجید.
گزارش راهبردی مرکز پژوهشهای مجلس درباره تقویت ارتباط دانشگاه با صنعت و جامعه نیز بر وجود موانع ساختاری در این زمینه تأکید دارد؛ از جمله فاصله میان پژوهشهای دانشگاهی و نیازهای واقعی صنعت، محدودیت منابع پژوهشی و کمبود انگیزههای نهادی برای انجام پژوهشهای مسئلهمحور. بنابراین، تقویت تعامل دانشگاههای گلستان با جامعه، تنها به اراده مدیران دانشگاه وابسته نیست و به اصلاح سازوکارهای همکاری، تأمین مالی و ارزیابی پژوهش نیز نیاز دارد.
پویایی دانشگاه از اعتماد آغاز میشود
فضای تعاملی پویا را نمیتوان با یک دستور اداری ایجاد کرد. این فضا حاصل مجموعهای از رفتارها و سازوکارهاست: شنیدن دیدگاههای متفاوت، پاسخگویی روشن، فراهم کردن فرصت مشارکت، حمایت از فعالیتهای علمی و فرهنگی و ایجاد ارتباط مؤثر با مسائل بیرون از دانشگاه.
مدیران دانشگاههای گلستان میتوانند با تعریف شاخصهای مشخص، ارزیابی مستمر تجربه دانشجویان و انتشار نتایج اقدامات خود، این مطالبه را از سطح یک تأکید عمومی به برنامهای قابل سنجش تبدیل کنند. در کنار آن، تشکلهای دانشجویی، اعضای هیئت علمی و دستگاههای اجرایی نیز باید امکان مشارکت مؤثر در این فرآیند را داشته باشند.
در نهایت، دانشگاه پویا دانشگاهی نیست که در آن اختلافنظر وجود نداشته باشد؛ دانشگاهی است که بتواند اختلافنظرها را به گفتوگو، پرسشها را به پژوهش و ایدهها را به اقدام تبدیل کند. اگر قرار است دانشگاههای گلستان سهم بیشتری در توسعه استان داشته باشند، باید همزمان دو مسیر را جدی بگیرند: تقویت ارتباط درون دانشگاه میان مدیریت، استاد و دانشجو و گسترش ارتباط بیرونی با جامعه و دستگاههای مسئول.
معیار موفقیت نیز روشن است: آیا دانشجویان احساس میکنند صدایشان شنیده میشود؟ آیا پژوهشهای دانشگاهی به تصمیمها و نیازهای واقعی استان راه پیدا میکنند؟ و آیا میتوان نتیجه تعاملات را در عملکرد دانشگاه مشاهده کرد؟ پاسخ عملی به این پرسشهاست که نشان میدهد فضای تعاملی، از یک عنوان جذاب فراتر رفته و به بخشی از واقعیت دانشگاه تبدیل شده است.
فعال رسانه ای*
انتهای یادداشت/
نظر شما