طبیعت گلستان را نمی‌توان با دستان خالی حفاظت کرد!

علیرضا شیکی*

در دل جنگل‌های هیرکانی، در مسیرهای صعب‌العبور پارک ملی گلستان و در مناطق حفاظت‌شده‌ای که زیستگاه گونه‌های ارزشمند جانوری هستند، مأموریتی جریان دارد که توقف آن می‌تواند هزینه‌های جبران‌ناپذیری برای طبیعت به همراه داشته باشد. محیط‌بانان باید از عرصه‌هایی حفاظت کنند که گستردگی جغرافیایی، تنوع زیستی و دشواری دسترسی به بخش‌هایی از آنها، انجام مأموریت را به کاری پیچیده تبدیل کرده است. با این حال، مسئله فقط دشواری جغرافیایی نیست؛ پرسش اصلی این است که آیا امکانات و نیروی انسانی متناسب با این مسئولیت در اختیار آنان قرار گرفته است؟

گزارش‌های منتشرشده درباره وضعیت محیط‌بانان گلستان، بار دیگر موضوع کمبود نیرو، فرسودگی تجهیزات، مشکلات معیشتی و دشواری‌های زندگی خانوادگی این نیروها را به بحث گذاشته است. این مسائل را نباید صرفاً مشکلات صنفی یک گروه شغلی دانست. محیط‌بانی بخشی از زیرساخت حفاظت از منابع طبیعی است و هرگونه ضعف در این بخش، می‌تواند مستقیماً بر امنیت زیستگاه‌ها، حیات وحش و آینده سرمایه‌های طبیعی استان اثر بگذارد.

پارک ملی گلستان؛ مسئولیتی فراتر از ظرفیت نیروی انسانی

برای درک ابعاد این مسئله، کافی است به جایگاه پارک ملی گلستان توجه کنیم. این منطقه با وسعتی حدود ۹۲ هزار هکتار، یکی از مهم‌ترین زیستگاه‌های طبیعی کشور است و در سال ۱۳۵۴ در فهرست ذخیره‌گاه‌های زیست‌کره یونسکو ثبت شد. تنوع اقلیمی و زیستی این پارک، از جنگل‌های انبوه تا زیستگاه‌های خشک و نیمه‌خشک، مجموعه‌ای از مسئولیت‌های حفاظتی متفاوت را پیش روی محیط‌بانان قرار می‌دهد.

اما وسعت منطقه به‌تنهایی دشواری مأموریت را نشان نمی‌دهد. محیط‌بان باید در شرایطی از حیات وحش حفاظت کند که تهدیدهایی مانند شکار غیرمجاز، آتش‌سوزی، تخریب زیستگاه و ورود غیرمجاز به عرصه‌های طبیعی همچنان وجود دارند. در چنین شرایطی، تعداد نیروها، وضعیت خودروهای عملیاتی، تجهیزات ارتباطی و امکانات پایش، مستقیماً بر توان واکنش یگان حفاظت اثر می‌گذارند.

کمبود نیرو فقط یک مشکل اداری نیست

در خردادماه ۱۴۰۵، فرمانده یگان حفاظت محیط زیست کشور اعلام کرد مناطق تحت حفاظت کشور با حدود ۵۰ درصد ظرفیت موردنیاز نیروی محیط‌بانی پوشش داده می‌شوند. او همچنین گفت هر محیط‌بان به‌طور متوسط مسئولیت حفاظت از حدود ۱۲ هزار هکتار را بر عهده دارد. این ارقام در سطح ملی بیان شده‌اند و نمی‌توان آنها را بدون آمار استانی به گلستان تعمیم داد؛ با این حال، تصویری از فشار نیروی انسانی در ساختار حفاظت محیط زیست کشور ارائه می‌کنند.

کمبود نیروی انسانی پیامدهایی فراتر از افزایش ساعات کاری دارد. وقتی تعداد محیط‌بانان متناسب با وسعت منطقه نباشد، پوشش مستمر همه مسیرها دشوار می‌شود، امکان استراحت و جابه‌جایی نیروها محدود می‌شود و نظارت بر نقاط حساس با چالش روبه‌رو خواهد شد. در چنین وضعیتی، حتی نیروهای باتجربه نیز نمی‌توانند به‌تنهایی جای خالی یک ساختار حفاظتی کامل را پر کنند.

از طرف دیگر، محیط‌بانی شغلی نیست که بتوان آن را صرفاً با افزایش تعداد افراد حل کرد. نیروهای جدید باید آموزش تخصصی ببینند، با ویژگی‌های زیستگاهی منطقه آشنا شوند و مهارت‌هایی مانند امداد و نجات، مقابله با آتش‌سوزی، شناسایی گونه‌ها و مواجهه قانونی با تخلفات را فرا بگیرند. بنابراین، جذب نیرو بدون برنامه آموزش، تجهیزات و انتقال تجربه، لزوماً به افزایش متناسب توان حفاظتی منجر نمی‌شود.

فناوری؛ جایگزین محیط‌بان یا ابزار تقویت او؟

یکی از راهکارهایی که طی سال‌های گذشته برای کاهش فشار بر محیط‌بانان مطرح شده، هوشمندسازی مناطق حفاظت‌شده است. استفاده از دوربین‌های پایش، سامانه‌های موقعیت‌یاب، پهپادها، تجهیزات دید در شب و سامانه‌های هشدار حریق می‌تواند امکان شناسایی سریع‌تر تهدیدها را فراهم کند.

اما فناوری زمانی مؤثر خواهد بود که به‌عنوان مکمل نیروی انسانی مورد استفاده قرار گیرد، نه جایگزینی برای آن. دوربین می‌تواند ورود غیرمجاز به یک محدوده را ثبت کند، اما برای بررسی میدانی، برخورد قانونی، امدادرسانی و مدیریت شرایط اضطراری همچنان به نیروی آموزش‌دیده نیاز است. حتی بهترین سامانه پایش نیز بدون شبکه ارتباطی پایدار، مرکز پاسخ‌گویی و نیروی عملیاتی مستقر در منطقه، کارایی محدودی خواهد داشت.

در گزارش‌های مربوط به پارک ملی گلستان، پیش‌تر موضوع استفاده از اینترنت اشیا، داده‌های مکانی و سامانه‌های پایش تصویری مطرح شده بود. مسئله‌ای که اکنون باید درباره آن پاسخ روشنی وجود داشته باشد، میزان اجرای این برنامه‌ها، اعتبار اختصاص‌یافته و تأثیر واقعی آنها بر کاهش تخلفات و افزایش پوشش حفاظتی است. اعلام یک طرح فناورانه، به‌تنهایی به معنای تحقق حفاظت هوشمند نیست.

حفاظت از طبیعت بدون حمایت از حافظان آن ممکن نیست

وجه دیگری از مسئله که کمتر در ارزیابی‌های مدیریتی دیده می‌شود، شرایط معیشتی و خانوادگی محیط‌بانان است. دوری طولانی از خانواده، شیفت‌های دشوار، مواجهه با خطر شکارچیان مسلح و نگرانی از پیامدهای حقوقی حوادث حین مأموریت، فشارهای مستمری ایجاد می‌کنند. این شرایط می‌تواند بر انگیزه شغلی، سلامت روانی و کیفیت عملکرد نیروها اثر بگذارد.

در خردادماه ۱۴۰۵ نیز فرمانده یگان حفاظت محیط زیست کشور بر کمبود نیروی انسانی و ضرورت تأمین تجهیزات و بهبود شرایط محیط‌بانان تأکید کرد. او از ۱۵۴ نیروی جان‌باخته این مجموعه در مسیر حفاظت از طبیعت یاد کرد؛ آماری که نشان می‌دهد مأموریت محیط‌بانی در مواردی با خطرهای جدی جانی همراه بوده است.

از همین رو، حمایت از محیط‌بان نباید به تقدیرهای مناسبتی یا انتشار تصاویر حضور آنان در طبیعت محدود شود. تأمین تجهیزات ایمنی، خودروهای عملیاتی مناسب، آموزش مستمر، حمایت حقوقی، جبران متناسب سختی کار و برنامه‌ریزی برای شرایط خانوادگی این نیروها، بخشی از الزامات مدیریت حرفه‌ای مناطق حفاظت‌شده است.

طبیعت گلستان به ساختار حفاظتی قدرتمند نیاز دارد

در کنار مسئولیت دولت و سازمان حفاظت محیط زیست، جوامع محلی و تشکل‌های مردمی نیز می‌توانند در حفاظت از زیستگاه‌ها نقش مؤثری داشته باشند. تجربه مشارکت داوطلبان در فصل‌های حساس زادآوری حیات وحش و هنگام وقوع آتش‌سوزی نشان می‌دهد که حفاظت از طبیعت نباید تنها به حضور نیروهای رسمی محدود بماند. البته مشارکت مردمی باید سازمان‌یافته، آموزش‌دیده و در چارچوب وظایف قانونی باشد و جایگزین مسئولیت حاکمیتی دستگاه متولی نشود.

گلستان از سرمایه‌های طبیعی کم‌نظیری برخوردار است؛ اما برخورداری از این ظرفیت‌ها به معنای تضمین بقای آنها نیست. اگر قرار است پارک ملی گلستان، جنگل‌های هیرکانی و دیگر مناطق حفاظت‌شده استان برای نسل‌های آینده باقی بمانند، باید میان وسعت عرصه‌های تحت حفاظت و ظرفیت واقعی یگان حفاظت تناسب برقرار شود.

در نهایت، مسئله محیط‌بانان گلستان را نباید با چند پیام تقدیرآمیز و وعده تأمین امکانات به پایان رساند. باید مشخص شود چه تعداد نیروی جدید برای استان موردنیاز است، چه میزان از پست‌های سازمانی خالی مانده، وضعیت ناوگان خودرویی و تجهیزات پاسگاه‌ها چگونه است و برنامه هوشمندسازی مناطق حفاظت‌شده در چه مرحله‌ای قرار دارد. حفاظت از طبیعت، مأموریتی مستمر و تخصصی است؛ مأموریتی که نمی‌توان انتظار داشت با نیروی انسانی محدود و امکانات فرسوده به نتیجه مطلوب برسد. طبیعت گلستان برای زنده ماندن به محیط‌بان نیاز دارد، اما محیط‌بان نیز برای انجام وظیفه‌اش به پشتوانه‌ای فراتر از انگیزه شخصی و تعهد حرفه‌ای نیازمند است.

فعال رسانه ای*

انتهای یادداشت./

کد مطلب: 1323322

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha