گلستان از آن دسته استانهایی است که ظرفیت تولید محصولات کشاورزی در آن با ظرفیت ایجاد ارزش اقتصادی از این محصولات تناسب کاملی ندارد. هر سال حجم قابل توجهی محصول از زمینهای کشاورزی استان برداشت میشود، اما بخش مهمی از فرصتهای اقتصادی پس از برداشت، از فرآوری و بستهبندی گرفته تا نگهداری، بازاریابی و صادرات محصولات نهایی، همچنان ظرفیت توسعه دارد. به همین دلیل، اعلام آمادگی برای پرداخت تسهیلات تا ۸۰ درصد منابع موردنیاز سرمایهگذاری در صنایع تبدیلی را باید فراتر از یک خبر اعتباری دید؛ این سیاست میتواند فرصتی برای تغییر ساختار اقتصاد کشاورزی استان باشد، البته به شرط آنکه منابع مالی به طرحهای درست و دارای توجیه اقتصادی برسند.
در خبر اخیر درباره توسعه صنایع تبدیلی گلستان، معاون امور باغبانی وزارت جهاد کشاورزی از آمادگی برای حمایت از سرمایهگذاران این بخش با پرداخت بیش از ۷۰ تا ۸۰ درصد تسهیلات موردنیاز خبر داده است. این میزان حمایت در نگاه نخست میتواند بخش مهمی از مانع ورود سرمایهگذاران را کاهش دهد؛ بهویژه برای افرادی که ایده و امکان اجرای طرح را دارند، اما تأمین سرمایه اولیه برایشان دشوار است. با این حال، پرسش اصلی این است که آیا مشکل توسعه صنایع تبدیلی در گلستان صرفاً کمبود منابع مالی است یا موانع دیگری نیز وجود دارد که حتی با پرداخت تسهیلات قابل توجه، ممکن است اجرای طرحها را با مشکل مواجه کند؟
ظرفیت تولید بالا، سهم محدود از ارزش نهایی محصول
گلستان از نظر تنوع تولیدات کشاورزی جایگاه قابل توجهی دارد. در اظهارات منتشرشده از مسئولان بخش کشاورزی، از تولید حدود ۷۲ نوع محصول کشاورزی در استان و برخورداری آن از رتبههای برتر کشور در شماری از این محصولات سخن گفته شده است. همچنین در گزارشهای اقتصادی استان، وابستگی بالای اقتصاد گلستان به بخش کشاورزی بهعنوان یکی از ویژگیهای اصلی ساختار اقتصادی آن مطرح شده است. این ظرفیت، در صورت تکمیل زنجیره تولید، میتواند به ایجاد فعالیتهای صنعتی، افزایش اشتغال و تقویت صادرات منجر شود.
اما تولید بالا الزاماً به معنای درآمد بالای تولیدکننده نیست. ارزش اقتصادی یک محصول تنها در مرحله برداشت تعیین نمیشود؛ فرآوری، بستهبندی، نگهداری، استانداردسازی و دسترسی به بازارهای جدید میتوانند قیمت و قدرت رقابت آن را تغییر دهند. برای مثال، فروش محصول کشاورزی بهصورت خام، بخش بزرگی از فعالیتهای اقتصادی مربوط به تبدیل آن به محصول نهایی را به خارج از منطقه تولید منتقل میکند. در مقابل، ایجاد واحدهای فرآوری در نزدیکی مزارع میتواند بخشی از این ارزش افزوده را در همان استان حفظ کند.
تسهیلات بیشتر؛ یک فرصت که باید به سرمایهگذاری واقعی تبدیل شود
تسهیلات بانکی میتواند یکی از مهمترین ابزارهای توسعه صنایع تبدیلی باشد. احداث کارخانه، خرید ماشینآلات، ایجاد سردخانه، خطوط بستهبندی و تأمین تجهیزات فرآوری، هزینههایی دارند که بسیاری از سرمایهگذاران بهتنهایی توان تأمین آنها را ندارند. پوشش بخش بزرگی از این هزینهها از طریق تسهیلات، امکان ورود سرمایهگذاران جدید و توسعه واحدهای موجود را فراهم میکند.
با این حال، باید میان اعلام آمادگی برای پرداخت تسهیلات و پرداخت واقعی منابع تفاوت قائل شد. سرمایهگذار زمانی میتواند روی یک طرح حساب کند که از شرایط دریافت وام، میزان آورده موردنیاز، نرخ سود، دوره بازپرداخت، وثایق، زمان بررسی پرونده و زمان پرداخت منابع اطلاع داشته باشد.
اگر فرآیند دریافت تسهیلات طولانی شود یا شرایط بانکی با توان مالی متقاضی تناسب نداشته باشد، حتی حمایت اعتباری قابل توجه نیز ممکن است به اجرای طرح منجر نشود.
کارخانهای که مواد اولیه ندارد، راهحل خامفروشی نیست
یکی از اشتباهات احتمالی در سیاستگذاری صنایع تبدیلی، تمرکز صرف بر احداث کارخانه است. کارخانه زمانی میتواند فعالیت اقتصادی پایدار داشته باشد که مواد اولیه موردنیاز آن بهصورت مستمر و با قیمت قابل قبول تأمین شود. اگر ظرفیت یک واحد فرآوری بسیار بیشتر از میزان محصول قابل تأمین در منطقه باشد، بخشی از تجهیزات بلااستفاده میماند و هزینههای ثابت، سودآوری را کاهش میدهند.
این مسئله در بخش کشاورزی اهمیت دوچندان دارد؛ زیرا تولید محصولات تابع فصل برداشت، شرایط اقلیمی، نوسانات بازار و محدودیت منابع آب است. بنابراین، احداث کارخانه بدون برنامه مشخص برای تأمین ماده اولیه، میتواند به ایجاد ظرفیتهای اسمی منجر شود که در عمل با ظرفیت پایین فعالیت میکنند.
کدام صنایع باید در اولویت باشند؟
گلستان به دلیل تنوع اقلیمی و تولیدات کشاورزی، امکان توسعه صنایع تبدیلی در چندین حوزه را دارد؛ اما منابع اعتباری محدودند و نمیتوان همه طرحها را بدون اولویتبندی حمایت کرد. در این میان، محصولاتی که حجم تولید بالا، ظرفیت تأمین مستمر ماده اولیه و امکان دسترسی به بازار مصرف دارند، میتوانند در اولویت بررسی قرار گیرند.
گندم و سایر محصولات زراعی، صنعت مرغداری، فرآوری زعفران، گیاهان دارویی و محصولات شیلاتی از جمله حوزههایی هستند که میتوانند در زنجیره ارزش استان نقشآفرینی کنند. در شرق گلستان، ظرفیت زعفران و گیاهان دارویی میتواند زمینه شکلگیری واحدهای کوچک و متوسط فرآوری را فراهم کند. در مناطق ساحلی و پیرامونی نیز توسعه فرآوری محصولات شیلاتی و آبزیپروری میتواند به تکمیل فعالیتهای اقتصادی موجود کمک کند.
البته اولویتبندی نباید تنها بر اساس حجم تولید باشد. دسترسی به بازار، میزان سرمایه موردنیاز، فناوری قابل استفاده، مصرف آب و انرژی، امکان صادرات و تعداد فرصتهای شغلی پایدار نیز باید در ارزیابی طرحها لحاظ شود. یک واحد کوچک فرآوری که بتواند محصولی باکیفیت و بازار مشخص تولید کند، ممکن است از یک کارخانه بزرگ بدون برنامه فروش، نتیجه اقتصادی بهتری داشته باشد.
فعال رسانه ای*
انتهای یادداشت./
نظر شما