جنگهای تعرفهای، که در ظاهر ابزاری ساده برای حفاظت از تولید داخلی به نظر میرسند، در واقع یک شمشیر دولبه در محیط پیچیده اقتصاد جهانی امروز می باشد. این اقدامات تلافیجویانه، که معمولاً با وضع عوارض سنگین بر واردات محصولات استراتژیک آغاز میشوند، به سرعت زنجیره های تأمین جهانی را که طی چهار دهه با دقت مهندسی شدهاند، مختل میکنند.
وقتی یک قدرت اقتصادی، تعرفهای بر کالا های واسطهای اعمال میکند، تأثیر آن صرفاً بر صادرکننده نیست؛ بلکه هزینههای تولید را برای صنایع داخلی خود نیز افزایش داده و در نهایت مصرفکننده نهایی را هدف قرار میدهد.
این رویکرد انقباضی، منجر به افزایش نوسانات بازار ارز و کاهش سرمایهگذاری مستقیم خارجی میشود. شرکتهای چندملیتی ترجیح میدهند سرمایههای خود را به سمت مناطق با ثبات تر و کم ریسکتر هدایت کنند، که این امر به حاشیه راندن کشور هایی منجر میشود که پیش از این بر پایه تعهدات تجاری بنا شده بودند. به علاوه، فضای خصمانه ایجاد شده توسط تعرفهها، همکاریهای بینالمللی در حوزههایی مانند تغییرات اقلیمی و استاندارد های فنی را نیز تحتالشعاع قرار داده و عملاً حکمرانی اقتصادی جهانی را تضعیف میکند.
در نهایت، این ستیزه جویی های تجاری، تنها برندگان کوتاهمدت (صنایعی که حمایت شدهاند) و بازندگان بلندمدت (مصرفکنندگان و کل سیستم جهانی) را به وجود میآورد. برای بازگرداندن تعادل، نیاز مبرم به بازگشت به میز مذاکرات و تعریف مجدد قواعد بازی در چارچوب سازمانهای چندجانبه است؛ زیرا هزینه انزوای اقتصادی، بسیار سنگینتر از هر سودی است که از یک تعرفه موقت به دست میآید.
سعیده صداقت نژاد _فعال رسانه
انتهای یادداشت/
نظر شما