ولنتاین؛ رقابت نمایشی عشق

متین لنگری*

هر سال با نزدیک شدن به نیمه‌ بهمن، موجی از تصاویر قلب‌های قرمز، خرس‌های پشمالو و جملات عاشقانه فضای مجازی را پر می‌کند. نامش ولنتاین است. روزی که در ظاهر برای عشق و احساس است اما در عمل تبدیل شده به بازاری پررنگ از نمادهای وارداتی، نگاه‌های سطحی و مصرف‌گرایی پنهان زیر پوست جامعه. پرسش اینجاست که ما در این میان، سهمی از «عشق اصیل ایرانی» را چطور حفظ کرده‌ایم؟

ولنتاین در ایران، دیگر فقط یک روز نیست؛ یک پدیده فرهنگی رسانه‌ای است که سال‌به‌سال در شبکه‌های اجتماعی گسترش پیدا می‌کند و از شکل جشن خصوصی میان چند زوج، تبدیل شده به سوژه‌ای پرسر و صدا در فضای عمومی. آنچه امروز شاهدش هستیم، بیش از آن‌که از دل ارزش‌های بومی بجوشد، محصول الگوبرداری از تصویریست که رسانه‌های جهانی ساخته‌اند. تصویری فانتزی از عشق، با رنگ قرمز و بسته‌های هدیه‌ای که باید خرید تا عشق را اثبات کرد.

در نگاه اول، شاید هیچ ایرادی نداشته باشد که آدم‌ها ابراز علاقه کنند و شادی‌شان را برای باهم بودن بهانه کنند. اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که این ابراز علاقه در قالب تبلیغات و مصرف‌گرایی تعریف می‌شود. جوانی که احساسش را باید با یک شاخه گل و هدیه پر زرق و برق نشان دهد، عملاً به مخاطب بازاری تبدیل شده است. رسانه‌ها در این چرخه نقش جدی دارند. پلتفرم‌هایی که به جای گفت‌وگو درباره معنا و عمق رابطه انسانی، مدام تصویر «چه باید بخریم» و «چطور استوری کنیم» را بازتولید می‌کنند.

فرهنگ ایرانی اما نگاه دیگری به عشق دارد. در ادبیات ما، عشق پدیده‌ای مقدس و پرورش‌یافته در دل معرفت و احترام متقابل است. از اشعار حافظ و مولوی تا سنت‌های خانوادگی، عشق همیشه با رشد تعریف شده و نه نمایش. در مقابل این حجم از بازنمایی سطحیِ احساس، شاید وقت آن رسیده که یادمان بیاید ما نیز در تقویم‌مان روزی داریم به نام «سپندارمذگان» نماد عشق و مهر ایرانی که ریشه در تاریخ و آرامش دارد، نه در الگوسازی تجاری.

ولنتاین به عنوان یک پدیده رسانه‌ای، فرصتی است برای بازاندیشی در سبک روابط انسانی ما. برای سنجش اینکه آیا عشق در عصر شبکه‌های اجتماعی هنوز همان احساس انسانیِ ناب است، یا تنها به سوژه‌ای قابل‌کلیک و قابل‌فروش تبدیل شده. رسانه‌ها می‌توانند این فرصت را از سطح مصرف و نمایش، به عمق گفت‌وگو و شناخت ببرند جایی که عشق به جای دیده شدن، فهمیده می‌شود.

نه باید ولنتاین را صرفاً رد کرد و نه کورکورانه پذیرفت. آنچه مهم است، فهم فرهنگی آن است. اینکه عشق را از تقلید بیرونی به بازآفرینی درونی برگردانیم. تا زمانی‌که رسانه‌ها نقش خود را در هدایت ذائقه فرهنگی جدی نگیرند، روزهایی مثل ولنتاین از معنا تهی و به مراسمی خریدنی تبدیل خواهند شد. شاید بهترین هدیه‌ی عشق، نه یک خرس و گل رز، بلکه «درک» از معانی انسانیِ پشت آن باشد.

فعال فرهنگی و رسانه‌ای

انتهای پیام/

کد مطلب: 1296840

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =