به گزارش خبرنگار ورزشی ایسکانیوز، موفقیتهای بینالمللی ورزش ایران در سالهای اخیر در رشتههایی فراتر از فوتبال ادامه داشته است. کشتی، تکواندو، وزنهبرداری، کاراته، دوومیدانی، پارالمپیک، والیبال نشسته و برخی رشتههای تیمی بارها روی سکوهای جهانی و آسیایی ایستادهاند. این نتایج نشان میدهد ظرفیت فنی، استعداد انسانی و توان رقابتی در بخش مهمی از ورزش کشور وجود دارد. با این حال، بررسی وضعیت حرفهای بخشی از این مدالآوران حاکی از آن است که فاصلهای میان لحظه موفقیت و تداوم حمایت ساختاری وجود دارد؛ فاصلهای که در صورت استمرار میتواند بر آینده قهرمانسازی تأثیرگذار باشد.
الگوی نتیجهمحور؛ تمرکز بر پاداش، نه مسیر
مدل غالب حمایت از ورزشکاران در ایران نتیجهمحور است. پاداشهای نقدی برای مدالآوران در رویدادهای مهم طی سالهای اخیر افزایش یافته و در برخی موارد قابل توجه بوده است. این سیاست در کوتاهمدت نقش انگیزشی دارد و نمیتوان اهمیت آن را نادیده گرفت. با این حال، کارشناسان مدیریت ورزشی تأکید میکنند که پرداختهای مقطعی، جایگزین نظام حمایتی بلندمدت نمیشود.
در بسیاری از رشتههای غیر فوتبالی، ورزشکاران فاقد قراردادهای حرفهای چندساله با باشگاههای دارای منابع مالی پایدار هستند. درآمد آنها اغلب ترکیبی از پاداش مسابقات، حقوق اردو، کمکهزینه فدراسیون و در موارد محدود حمایت اسپانسر است. این ساختار درآمدی وابسته به عملکرد کوتاهمدت است؛ به این معنا که در صورت آسیبدیدگی، افت نتیجه یا تغییر نسل، جریان مالی کاهش مییابد یا متوقف میشود. در چنین مدلی، ثبات حرفهای دشوار شکل میگیرد و برنامهریزی بلندمدت برای ورزشکار پیچیده میشود.
تمرکز اقتصاد ورزش بر فوتبال
یکی از متغیرهای اصلی این وضعیت، تمرکز اقتصاد ورزش ایران بر فوتبال است. بخش عمده قراردادهای تبلیغاتی، منابع اسپانسری و گردش مالی در فوتبال متمرکز شده و این رشته، تنها بخش ورزش کشور است که تا حدی از ساختار صنعتی برخوردار است. حتی با وجود چالشهای مربوط به حق پخش، فوتبال همچنان سهم اصلی بازار ورزش را در اختیار دارد.
در مقابل، بسیاری از رشتههای مدالآور فاقد لیگ حرفهای قدرتمند، پخش منظم تلویزیونی و بستههای بازاریابی ساختارمند هستند. نتیجه این تمرکز منابع، شکاف درآمدی قابل توجه میان فوتبال و سایر رشتههاست. در حالی که یک بازیکن متوسط لیگ برتر فوتبال از قرارداد چندساله با امنیت نسبی برخوردار است، یک مدالآور جهانی در رشتهای پایه ممکن است به منابع حمایتی محدود و کوتاهمدت وابسته باشد.
این تفاوت اقتصادی، تنها یک مسئله مالی نیست؛ بلکه میتواند در بلندمدت بر مسیر انتخابی نوجوانان و توزیع استعدادها نیز اثر بگذارد. هنگامی که امنیت حرفهای در یک رشته بیشتر باشد، جذابیت آن برای نسل جدید افزایش مییابد.
ریسک حرفهای و خلأ بیمهای
ورزش حرفهای ذاتاً با ریسک همراه است. عمر قهرمانی در بسیاری از رشتهها کوتاه است و احتمال آسیبدیدگی بالا. در چنین شرایطی، نبود نظام جامع بیمه و بازنشستگی تخصصی برای ورزشکاران حرفهای، یکی از چالشهای اساسی محسوب میشود.
پایان ناگهانی دوران قهرمانی به دلیل آسیبدیدگی یا افت عملکرد، بدون پشتوانه بیمهای کارآمد، میتواند منجر به کاهش شدید درآمد و نبود امنیت شغلی شود. هرچند در برخی موارد استخدام قهرمانان در نهادهای دولتی یا جذب آنها در کادر فنی فدراسیونها صورت گرفته، اما این روند فراگیر، شفاف و مبتنی بر سازوکار حرفهای تعریفشده نیست. به بیان دیگر، این اقدامات بیشتر موردی بودهاند تا بخشی از یک سیاست پایدار.
ضعف در تجاریسازی رشتههای مدالآور
یکی دیگر از ریشههای مسئله، ضعف در بازاریابی و تجاریسازی رشتههای غیر فوتبالی است. بسیاری از فدراسیونها فاقد برنامه منسجم برای توسعه برند، تولید محتوای حرفهای، جذب اسپانسر و افزایش جذابیت لیگهای داخلی هستند. برخی رقابتهای داخلی یا با وقفه برگزار میشود یا از پوشش رسانهای کافی برخوردار نیست.
وابستگی بالای این رشتهها به بودجه دولتی، انعطافپذیری مالی را کاهش میدهد. در دورههای محدودیت منابع، نخستین بخشی که تحت تأثیر قرار میگیرد، برنامههای حمایتی و آمادهسازی ورزشکاران است. در چنین ساختاری، پایداری اقتصادی دشوار شکل میگیرد و هر موفقیت بینالمللی بیش از آنکه نتیجه یک سیستم تثبیتشده باشد، حاصل تلاش فردی ورزشکار و کادر فنی است.
وضعیت ورزش بانوان
در حوزه ورزش بانوان، با وجود رشد نتایج بینالمللی، سهم بازار اقتصادی و رسانهای همچنان محدود است. نبود پخش منظم رقابتها، تعداد محدود اسپانسرها و ضعف در معرفی چهرههای شاخص، مانع از شکلگیری جریان درآمدی مستقل شده است. در نتیجه، تبدیل موفقیت ورزشی به فرصت حرفهای پایدار دشوارتر میشود.
این وضعیت نهتنها بر امنیت شغلی ورزشکاران زن تأثیر میگذارد، بلکه بر توسعه پایدار ورزش بانوان نیز اثرگذار است. بدون تقویت زیرساخت اقتصادی، موفقیتهای بینالمللی ممکن است استمرار نیابد.
مهاجرت و تغییر تابعیت؛ نشانهای هشداردهنده
در سالهای اخیر، مواردی از مهاجرت یا تغییر تابعیت ورزشکاران ایرانی در رشتههای مختلف ثبت شده است. اگرچه دلایل هر پرونده متفاوت است، اما نبود چشمانداز حرفهای پایدار یکی از عوامل تأثیرگذار محسوب میشود. کشورهایی که نظام حمایتی شفافتر، قراردادهای حرفهای مشخصتر و امنیت شغلی بالاتری ارائه میدهند، برای برخی ورزشکاران جذابتر هستند.
ادامه این روند میتواند به خروج سرمایه انسانی منجر شود؛ سرمایهای که پرورش آن سالها زمان و هزینه صرف کرده است. از دست رفتن این سرمایه، تنها به معنای از دست دادن یک مدال نیست، بلکه به معنای تضعیف پایههای فنی یک رشته است.
ضرورت بازنگری ساختاری
بررسی این مجموعه عوامل نشان میدهد مسئله اصلی، فقدان یک چارچوب منسجم و پایدار برای حمایت از قهرمانان است. اصلاح وضعیت موجود نیازمند تغییر رویکرد از حمایت واکنشی و مقطعی به سیاستگذاری نظاممند و بلندمدت است.
ایجاد صندوق ملی حمایت از قهرمانان با منابع پایدار و شفاف میتواند بخشی از این خلأ را پوشش دهد؛ سازوکاری که مستقل از نوسانات بودجه سالانه عمل کند و خدماتی نظیر بیمه حرفهای، پوشش آسیبدیدگی و حمایت دوران بازنشستگی ارائه دهد. در کنار آن، تدوین نظام جامع بیمه و بازنشستگی متناسب با ماهیت پرریسک ورزش حرفهای ضروری است.
همچنین فدراسیونها باید به سمت تجاریسازی ساختاری حرکت کنند. ارائه برنامههای مشخص برای توسعه لیگهای داخلی، جذب اسپانسر و افزایش شفافیت مالی میتواند جریان درآمدی مستمر ایجاد کند و وابستگی کامل به منابع دولتی را کاهش دهد. تعریف مسیر شغلی رسمی برای قهرمانان پس از پایان دوران رقابت نیز از الزامات این بازنگری است؛ مسیری که امکان حضور نظاممند آنان در حوزههای مربیگری، داوری، استعدادیابی و مدیریت ورزشی را فراهم کند.
دستاوردهای بینالمللی ورزش ایران در رشتههای غیر فوتبالی نشاندهنده ظرفیت بالای فنی و انسانی است. اما تداوم این موفقیتها، وابسته به ایجاد پشتوانه اقتصادی و مدیریتی پایدار است. پرداخت پاداشهای مناسب ضروری است، اما کافی نیست. تبدیل موفقیت ورزشی به امنیت حرفهای بلندمدت، شرط تثبیت جایگاه رقابتی در سطح جهانی است.
اگر ساختار حمایت از قهرمانان بازنگری نشود، چرخه قهرمانسازی بیش از آنکه بر پشتیبانی نظاممند تکیه داشته باشد، به تلاش فردی ورزشکاران وابسته خواهد ماند؛ مدلی که در رقابت فشرده جهانی، دوام چندانی نخواهد داشت.
خبرنگار: کوشا ساسانیان
انتهای پیام/
نظر شما