خیابانهای ایران، نیازمند یک جرقه برای تزریق شور و هیجان از یک قشر فرهیخته و متفکر به نام دانشجو بود. خلائی که اگر پر نمیشد، شاید کار سختتر پیش میرفت.
نسل جوان و پرانگیزهی دانشجو، سنگری را حفظ کرد که مهمترین انقلاب تاریخ رقم خورد. پیروزی اسلام بر شرک و طاغوت! تفکری شیطانی پشت آن بود که جامعه را با القای ترس و ناامیدی، از حرکت باز دارد و انقلاب اسلامی رقم نخورد؛ اما فعالیت جریان دانشجویی، لبیک گویان به فرمان امام (ره) همراه با سیل عظیم سایر اقشار ملت، خیابانها را تسخیر کردند تا نظام مقدس جمهوری اسلامی شکل بگیرد.
همان نسل، با توسل و اعتقاد عاشورایی و ایمان به مدد بقیه الله الاعظم (عج)، با یک جنگ تمام عیار به مدت ۸ سال، علیه دشمن تا دندان مسلح ایستادگی کرد و از هیچ، پیروزی و رشادتها ساختند.
حملات سازماندهی شدهی منافقین در شهرهای ایران و ایجاد رعب و وحشت میتوانست دل ملت را خالی کند، به ادامهی مقاومت و سختیهایش شک کنند و حتی شاهد کمرنگ شدن حضور مردم در صحنهها باشیم.
اما قشر دانشجو با روحیهی استکبارستیزی و غیرت بیمثالش، در عرصههای مختلف ایستاد، تبیین کرد و آرامش را به کشور برگرداند. طوری که خیال رزمندگان اسلام برای ادامهی مقاومت و جانفشانی در راه ایران اسلامی، راحت باشد.
سالها گذشت؛ حوادث و فتنههای مختلفی را پشت سر گذاشتیم که مشخص بود دشمنان این مرز و بوم و اسلام، نگاه ویژهای به دانشگاهها و خیابانها دارد. طوری که بارها در اسنادشان اقرار کردند ابتدا دانشجویان باید خیابانها را تسخیر کنند تا کارشان پیش رود.
اما دانشجو، موذن جامعه است!
نه خواب ماند و نه تن به ذلت داد. گاهی حرکت فعالین دانشجویی به سمت دیده شدن، اجرای چند برنامهی اردویی و تفریحی بیمحتوا و گزارش به بالا دستیها به چشم میخورد. ولی رهبر شهیدمان حجت را تمام کرد؛ پیوند جنبش دانشجویی با سیاست و سیاسی بودن دانشگاه را مهمترین خواستهی خود خواند و در منویاتش، نگاه خاص و ویژهای به دانشگاهها داشت.
بعد از جنگ ۱۲ روزه علیه رژیم خونخوار و کودککش صهیونیستی، توقع میرفت دانشگاهها به مرکز دیپلماسی سیاسی، قرارگاه جهاد تبیین و نه دو گروه ضد و طرفدار نظام تبدیل شوند.
اما کم کم با مشارکت فعالین دانشجویی، رنگ و بویی به خود گرفت که رسیدیم به این جنگ مهم و سرنوشتساز که شروعش با فتنه آمریکایی ـ صهیونی و داغدار کردن یک ملت بود. همهی جوانب را سنجیدند و پازلها را کنار هم چیدند، پازل آخر، بهم ریختگی دانشگاهها، ترور و جنگ مستقیم بود.
اکنون شیطان اصلی به همراه سگ نگهبانش، مستقیما به میدان آمدند و توله سگهایشان را نیز همراه کردهاند.
در ادامه پازل فتنه، با دست داشتن فضای مجازی و سکوهای مختلف، ابتدا جنگ را با بمباران شدید فکری ملت و علی الخصوص جوانان آغاز نمودند و بعد، سعی کردند مردم را مقابل یکدیگر قرار دهند. طوری که خیالشان راحت شود، رهبر و قائد عظیمالشان و فرماندهان ارشدمان را به شهادت برسانند و یک طرف ماجرا یعنی طرفداران نظام و انقلابیها، در شوک فرو روند و قافیه را ببازند. آنگاه با چند حمله ارکان دفاعی و نظامی را از بین ببرند و راه را برای آن طرف، یعنی سلطنتطلبان، تجزیه طلبان و تروریستها هموار کنند.
اما نیروهای نظامی، محاسبات را درهم شکستند. ملت متحد و قوی، خودی نشان داد و اکنون اگر بگوییم ابرقدرت جهانیم، شاید خود فروختهها مسخره کنند، اما در چشم جهانیان اینگونه نشان دادیم.
آیا جنگ فقط سلاح است و با آن پیش میرود؟!
موشکهای خیابانی در حمایت از نیروهای مسلح ما پای کار آمدند و بدون هیجان اضافی، شهرها را قرق کردند.
دشمن بیش از پیش مستاصل شد و دید در کنار سایر اقشار، جنبشها و تشکلهای دانشجویی هم به میدان آمدند و میدانها تسخیر کردند.
اما جهت القای ترس و وحشت و از سر فشار، مناطق و خانههای مسکونی و داخل شهرها، ایست بازرسی، بسیج و کلانتریها را هدف قرار داد تا به خیال خویش، مردم بترسند و میدان را خالی کنند. اکنون ترکیب زمان انقلاب و جنگ تحمیلی ۸ ساله برای آخرین نبرد است.
در کنار حضور میدانی، سلاح تبیین که طبق منویات رهبر شهیدمان جهاد محسوب میگردد، سرنوشت این جنگ را تعیین می کند.
نیروهای مسلح ما باید خیالشان از بابت حضور مقتدرانه مردم در خیابانها و تبیین همراهان خود جمع باشد؛ نه از روی هیجان و نه از روی احساس. اکنون همه ما پرچمدار این کشور و رزمندهای هستیم که سنگر خیابانها را تا پیروزی و گرفتن انتقام خون مردممان رها نخواهیم کرد.
دانشجو، الان بیش از همیشه نقش حیاتی در این راهبرد دارد که وظیفهاش، جلوگیری از غفلت و تزریق امید به مردم است.
حسین نصیری فعال دانشجویی*
انتهای یادداشت/
نظر شما