به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، در جامعهای که سلبریتیها نه تنها نقش سرگرمی و فرهنگی دارند بلکه با دارا بودن ثروت، شهرت و جایگاه اجتماعیای که با پشتیبانی نهادهای حاکمیتی از جمله صداوسیما به دست آوردهاند، تبدیل به نمادهای تاثیرگذار شدهاند، انتظار میرود در بزنگاههای تاریخی و بحرانی نیز مسئولیت اجتماعی خود را نشان دهند.
با این حال، آنچه در دهههای اخیر و به ویژه در مقاطع حساس سیاسی و امنیتی از جمله جنگ و دفاع در برابر حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک کشورمان جمهوری اسلامی مشاهده میکنیم، سکوت قابل تامل بسیاری از چهرههای مشهور است؛ افرادی که در زندگی روزمره هر کوچکترین مسالهای را بزرگ میکنند و در شبکههای اجتماعی از کاه، کوه میسازند، اما وقتی نوبت به حمایت از مردم، همبستگی ملی یا حتی واکنش به جنگ و بحران میرسد، گویا تمام ارزشها و دغدغههای انسانی و اجتماعیشان ته میکشد.
سلبریتیها به واسطه شهرت و پولی که به دست میآورند،توانایی تاثیرگذاری بر افکار عمومی را دارند. این قدرت وقتی با مسئولیت اجتماعی همراه نشود، تبدیل به ابزاری برای منفعت شخصی و خودنمایی میشود. در ایران، بسیاری از چهرهها در زمانهایی که جامعه با مشکلات اقتصادی، بحرانهای محیط زیستی یا حتی مسائل فرهنگی دست و پنجه نرم میکند، با هیاهو و جنجال، کوچکترین موضوعات را برجسته میکنند. اما همین افراد وقتی پای بحرانهای بزرگ مثل جنگ، فشارهای بینالمللی به مردم به میان میآید، معمولاً سکوت پیشه میکنند و موضعی نمیگیرند.
سکوت سلبریتیها در بزنگاهها، صرفاً یک غیبت خبری یا رسانهای نیست؛ این سکوت نشانه بیتفاوتی و اولویتبندی منفعت شخصی بر ارزشهای جمعی است. این رفتار نوعی دوگانگی محسوب میشود؛ دوگانگی که در آن سلبریتیها همزمان از نفوذ و قدرت خود بهره میبرند اما در مواقعی که ایستادن در کنار مردم هزینهای دارد، کنار میکشند. در چنین شرایطی، اعتماد عمومی به نخبگان فرهنگی و چهرههای مشهور آسیب میبیند و شکاف میان مردم و طبقه سلبریتی عمیقتر میشود.
گاها مسائل کوچکی اتفاق می افتد و بسیاری از سلبریتیها تنها به واکنشهای نمایشی در شبکههای اجتماعی اکتفا میکنند و در نهایت هیچ اقدام عملی انجام نمیدهند؛ این در حالی است که همین افراد در زندگی روزمره کوچکترین نقد به شرایط اقتصادی، فرهنگی یا اجتماعی را به تیتر رسانهها تبدیل میکنند و از آن برای افزایش دنبالکننده، تبلیغات یا جایگاه خود استفاده میکنند. این تناقض آشکار، نه تنها وجهه آنها را نزد مردم خدشهدار میکند، بلکه نشان میدهد که در عمق ذهن و رفتار بسیاری از این چهرهها، ارزشهای انسانی و ملی در برابر منافع مالی و شهرتی رنگ میبازد.
از منظر اخلاقی، سکوت سلبریتیها در بزنگاههای حساس از جمله جنگی که اکنون درگیر آن هستیم پیامدهای جدی دارد. آنها به عنوان نمادهای فرهنگی، نقش الگو را در جامعه ایفا میکنند؛ الگویی که میتواند مردم را به همدلی، همبستگی و اقدامات جمعی ترغیب کند. اما وقتی این الگوها در شرایط بحرانی سکوت میکنند، این پیام به مخاطب منتقل میشود که در مواقعی که جامعه به آنها نیاز دارد، میتوان بدون احساس مسئولیت عمل کرد. چنین رفتاری زمینهای برای بدبینی، کاهش اعتماد و حتی ایجاد فاصله فرهنگی میان مردم و نخبگان فرهنگی ایجاد میکند.
انتظار میرود که سلبریتیها نه فقط در واکنشهای نمایشی بلکه در اقدامات ملموس حضور داشته باشند. این حضور میتواند به شکل حمایت از خانوادههای آسیبدیده، فعالیتهای انسانی و خیریه یا حتی اظهار نظر شفاف و مسئولانه در خصوص جنگ و حمایت از کشور باشد. متأسفانه، تجربه نشان داده است که بسیاری از سلبریتیها صرفاً در زمانی که منفعت شخصی یا تبلیغاتی برای آنها دارد، ظاهر میشوند. این رفتار دوگانه باعث میشود که ارزش واقعی شهرت و ثروت آنها نزد مردم زیر سؤال برود و اعتبارشان در شرایط بحرانی کاهش یابد.
از منظر اجتماعی، مردم باید از رفتار دوگانه این چهرهها آگاه باشند. شناخت این واقعیت که سلبریتیها همیشه همراه مردم نبودهاند، میتواند به افزایش خودآگاهی جامعه و کاهش تاثیرپذیری از چهرههای مشهور کمک کند. مردم وقتی بدانند که بسیاری از این افراد تنها در شرایطی که منفعت شخصی دارند فعال میشوند، میتوانند با دیدی واقعبینانهتر به تعاملات فرهنگی و اجتماعی نگاه کنند و از وابستگی بیپایه به شهرت و ظاهر جلوگیری کنند.
با این حال، نقد سلبریتیها به معنای نادیده گرفتن اثر مثبت برخی از آنان نیست. برخی افراد در طول تاریخ توانستهاند با اقدامات وطن دوستانه خود تاثیر واقعی بر جامعه داشته باشند. نکته مهم این است که چنین اقداماتی باید معیار سنجش مسئولیت برای تمام چهرههای مشهور باشد؛ استانداردی که بر اساس آن میتوان سکوت و سکون دیگران را مورد نقد و ارزیابی قرار داد. در نهایت، سکوت سلبریتیها در بزنگاههای تاریخی و بحرانی خصوصا جنگ حال حاضر در کشورمان، نشاندهنده اولویتبندی منافع شخصی بر ارزشهای انسانی و ملی است.
مردم حق دارند معترض به این سکوت باشند و چهرههای مشهور نیز باید آماده پاسخگویی در برابر رفتار دوگانه خود باشند. شناخت واقعیتها، افزایش آگاهی عمومی و نقد مسئولانه، تنها راه مقابله با این نوع رفتار است؛ راهی که میتواند در بلندمدت به تقویت اعتماد اجتماعی و مسئولیتپذیری نخبگان فرهنگی منجر شود.
وقتی سخن از جنگ و بحران به میان میآید، سلبریتیها نمیتوانند تنها با سکوت خود از کنار آن عبور کنند. مردم حق دارند بدانند که در شرایطی که به حمایت، همدلی و اقدام عملی نیاز داشتند، این افراد کجا بودهاند و چه تصمیمی گرفتهاند. فهم این واقعیت نه تنها موجب شفافیت میشود، بلکه به جامعه کمک میکند معیارهای دقیقتری برای سنجش مسئولیت و اعتبار افراد تعیین کند.
در نهایت، سکوت در بزنگاه، هرچند ممکن است برای برخی آسان و بیهزینه به نظر برسد اما در حافظه مردم باقی میماند. تاریخ، رفتار سلبریتیها را ثبت و ضبط میکند؛ و بیتفاوتی در لحظات حساس، بدون شک به عنوان یک نقطه ضعف اخلاقی و دور از وطن دوستی در کارنامه آنان باقی خواهد ماند.
جلال رشیدی کوچی نماینده سابق مجلس در صفحه شخصی خود در ایکس نسبت به سکوت سلبریتی ها واکنش نشان داد نوشت:
سکوتتان فراموش نخواهد شد
اکانت مریم در ایکس نیز چنین واکنشی داشت:
بیاید یه قول به خودمون که نه ولی به ایران جانمون بدیم
قول بدیم دیگه فیلم و سریال بی وطنها رو نگاه نکنیم
اکانت دختر مامان نیز چنین توییتی منتشر کرد:
ننگ بر شما سلبریتی ها
از درختی برگی بیفته پایین شما زوزه میکشید
الان چرا دیدید کودکان ایرانی پرپر شدند و سکوت کردید؟
انتهای پیام/
نظر شما