جنگ رمضان؛ نبردی سرنوشت‌ساز در فرایندِ گذار نظم بین‌المللی تک‌قطبی به‌سمت نظمی چندقطبی با محوریت آسیا است

محرابی، مهم‌ترین علت شکل‌گیری جنگ آمریکایی ـ صهیونی علیه جمهوری اسلامی ایران را، نه مسائل هسته‌ای و نظامی، بلکه جلوگیری از تغییرات ساختاری در نظام بین‌الملل با پیشتازی کشورهای آسیایی از جمله ایران، روسیه و چین قلمداد کرده و در نهایت نیز، تجزیه کامل ایران در راستای تحقق طرح اسرائیل بزرگ در منطقه غرب و جنوب غرب آسیا را هدف اصلی و پایانی این نبرد عنوان کرد.

علی محرابی، در بخش نخست گفت‌وگو با خبرنگار استانی «ایسکانیوز از فارس»؛ ناظر به تحلیل ابعاد مختلف جنگ از دریچه نظام بین‌الملل، با اشاره به لزوم ارزیابی این جنگ در یک فضای بسیار کلان‌تر نسبت به آن‌چیزی که بیان می‌شود، گفت: مسائل مختلفی پیرامون علل شکل‌گیری جنگ رمضان مطرح می‌شود. ازجمله اختلافات دیرینه آمریکا و رژیم صهیونستی با ایران، تنش‌های موجود، تسلط بر منابع نفتی و سایر موارد. هرچند علل مذکور از جهاتی می‌تواند درست باشد؛ اما به‌نظر می‌رسد موارد فوق، از جمله مؤلفه‌های لایه دوم و ظاهری امر هستند و لایه اول علت شکل‌گیری این جنگ، یک فضای بسیار بزرگ‌تر و اساسی‌تر است.

کارشناس ارشد مسائل بین‌الملل در راستای توصیف این فضا ـ علل اصلی و لایه‌های اولیه جنگ ـ ابتدا به بیان و بررسی تاریخچه‌ای در خصوص ساختار نظام بین‌الملل پرداخت و ادامه داد: با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در ۱۹۹۱م. ما شاهد تغییر نظام بین‌الملل از ساختار دو قطبی به تک قطبی بودیم. بدین‌ترتیب، دهه اول پسا جنگ سرد (۱۹۹۱ تا ۲۰۰۱)، یک نظام تک قطبی هژمون با رهبری ایالات متحده آمریکا بر سیستم بین‌الملل شکل گرفته و حاکم می‌شود. پس از آن به مرور فرایند گذار نظم بین‌المللی نیز آغاز شده و این پروسه با شدت و سرعت بیش‌تری به مسیر خود ادامه می‌دهد. به‌طوری که از دهه دوم این قرن، سیستم بین‌الملل به نظامی یک‌چند قطبی تبدیل می‌شود؛ یعنی یک قطب اصلی با رهبری ایالات متحده و چند قطب پیرامونی از جمله روسیه، چین و اتحادیه اروپا شکل می‌گیرند. در ادامه این فرایند در سال ۲۰۱۵، نظام بین‌الملل به‌سمت تبدیل شدن به جهان چندقطبی حرکت می‌کند.

وی در ادامه افزود: باتوجه به تعریف خاص هستی‌شناسی نظام جمهوری اسلامی ایران بعد از انقلاب اسلامی از خود و قرار گرفتن آن در خط مقدم مبارزه با سیستم هژمونی غربی به رهبری آمریکا، روشن است که درگیری‌های ایالات متحده و اسرائیل با ایران فراتر از مسائلی مثل مباحث هسته‌ای، اقتصادی و تنش‌های ذاتی دیرین است.

محرابی ادامه داد: مسئله مهم دیگر در این فرایند گذار، حرکت به سمت یک نظم آسیامحور با پیشتازی سه کشور ایران، روسیه و چین است. با این‌که به‌نظر می‌رسد ایالات متحده آمریکا طی سال‌های اخیر، فرایند تغییر نظم بین‌المللی را خیلی جدی نگرفته بود اما از دو سال گذشته این احساس در این کشور و متحدان آن ایجاد شده که نظم حاکم در حال تغییر است. نتیجه چنین برداشتی، احساس تهدید و خطر در بین سیاستمداران و متحدان آمریکا بود که به‌دنبال آن نیز ما شاهد اقدامات تهاجمی‌تر آن‌ها نسبت به ایران بوده‌ایم تا از تغییر نظم بین‌المللی جلوگیری شود.

تحلیلگر مسائل امنیت بین‌الملل گفت: به‌طور کلی اقدامات تهاجمی اخیر دشمن به دو مسئله برمی‌گردد: اول هستی‌شناختی جمهوری اسلامی ایران، که این نظام را در خط نخست مبارزه با سیستم تک‌قطبی و هژمونی ایالات متحده تعریف کرده و دوم تعریف جایگاه ایران در محور آسیا و تأثیرگذاری شدید آن در تغییر نظم بین‌المللی از غرب به شرق. پس علی‌رغم وجود چین و روسیه، باتوجه به موقعیت برتر ژئوپلیتیکی، ژئواستراتژیکی، ژئواکونومیکی و ژئوکالچری کشور در این فرایند، ایران جایگاه حائزاهمیت و تأثیرگذاری را به خود اختصاص داده است.

وی تأکید کرد: موفقیت یا شکست ایران در جنگ فعلی، نه‌تنها سرنوشت نظم امنیتی غرب و جنوب غرب آسیا را در دهه‌های آتی مشخص می‌کند، بلکه تعیین‌کننده سرنوشت فرایند گذار نظم بین‌المللی هم خواهد بود. اگر ایران در این جنگ پیروز شود، نظم امنیتی پیش‌ روی منطقه با محوریت ایران شکل خواهد گرفت و در سطح بین‌الملل نیز فرایند گذار شدت یافته و نظم کنونی با سرعت بیش‌تری به سمت چند قطبی شدن با مرکزیت آسیا حرکت می‌کند. اما در صورت شکست ایران، نظم امنیتی منطقه، با محوریت آمریکا و اسرائیل نه اعراب، شکل گرفته و فرایند گذار نظم بین‌المللی، در بهترین حالت، برای سال‌ها تعلیق شده و در بدترین حالت، ممکن است به‌طور کامل متوقف شود.

او سپس افزود: هنگامی که جنگ اخیر، در یک فضای فرامتن، مورد بررسی قرار می‌گیرد، روشن می‌شود که کنشگری همه کشورها دقیقا برهمین مبنا است. برای مثال، عملکرد چین و روسیه طی سال‌های اخیر، به شکل بی‌سابقه‌ای در راستای حمایت‌های سیاسی ـ دیپلماتیک، اقتصادی و پشتیبانی‌های لجستیکی، نظامی و دفاعی از ایران تغییر کرده است. به‌عنوان نمونه در ۶ ماه گذشته، هفته‌ای چند پرواز مستقیم هواپیماهای ترابری نظامی روسیه و چین به ایران را شاهد بودیم. یا در بحث مطرح شدن مکانیسم ماشه، این کشورها به‌شکل بی‌سابقه‌ای از ایران حمایت‌ کرده و از حق وتوی خود علیه غرب استفاده کرده‌ بودند.

کارشناس ارشد حوزه خلیج فارس، در بخش دوم گفت‌وگوی خود، به مسئله راهبردها و اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ با ایران پرداخت و گفت: باتوجه به اطلاعات موجود، این نبرد، مرحله‌ای نهایی از جنگی است که سال‌هاست دشمنان علیه ما به راه‌انداخته‌اند. محرابی طی یک روندپژوهی نسبت به این مسئله، افزود: به‌نظر می‌رسد شروع این جنگ را بایستی از دی‌ماه ۱۳۹۸، یعنی هنگام ترور سپهبد شهید «قاسم سلیمانی» دید و ارزیابی کرد. اساسا باتوجه به این‌که جمهوری اسلامی، خط دوم دفاعی خود را در خارج از مرزهای ایران ایجاد کرده بود، آمریکا و اسرائیل به این نتیجه رسیده بودند، تا زمانی که بازوان منطقه‌ای این کشور در مرزهای اسرائیل مشغول کنشگری است، شرایط آسیب زدن مستقیم به ایران وجود ندارد. لذا کاری که انجام داد، طراحی یک جنگ هیبریدی و چندمرحله‌ای علیه ما بود.

تحلیگر ارشد امنیت بین‌الملل ادامه داد: جنگ هیبریدی یا جنگ ترکیبی، صرفا دارای ابعاد نظامی نبوده بلکه دارای مسائل مختلفی از جمله اقتصادی، شناختی، روانی و تأثیرگذاری بر افکارعمومی و ایجاد نابسامانی‌های داخلی نیز است. لذا، دشمن مجموعه‌ای پیچیده از جنگ‌ها را همزمان طراحی کرده و از سال ۱۳۹۸، به‌شکل مرحله‌ای و در ابعاد مختلف، بدین‌شرح پیش برد:

۱ـ اقدام به ترور سپهبد شهید سردار سلیمانی؛

۲ـ به‌راه انداختن جنگ اقتصادی و روانی ـ شناختی با هدف ایجاد نارضایتی‌های فزاینده داخلی در حوزه‌های مختلف؛

۳ـ اقدام به ترورهای هدفمند بازوان منطقه‌ای ایران، از جمله سلسله فرماندهی محور مقاومت که مقاصد دشمن را تسریع می‌کرد و اساسا پس از این‌ مرحله بود که تمرکز آمریکا و اسرائیل به خط دفاعی نخست، یعنی مرزهای ایران معطوف شد؛

۴ـ تجاوز نظامی به خاک جمهوری اسلامی ایران در خردادماه ۱۴۰۴، در راستای انجام ترورهای هدفمند برای از بین بردن لایه‌های سیاسی ـ امنیتی و دفاعی کشور.

محرابی افزود: پس از اتمام (توقف) جنگ ۱۲روزه، تحلیل دشمن این بود که باید همزمان با جنگ نظامی و خارجی علیه ایران، بتواند جنگ داخلی را نیز ایجاد و مدیریت نماید. لذا در دی‌ماه سال جاری، اعتراضات به‌حق اقتصادی مردم را عملا به جنگ داخلی تبدیل کرد. به‌طوری که در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، باتوجه به مستندات موجود، ما شاهد حضور هسته‌های تروریستی سازمان‌یافته و مسلح در خاک کشور برای ایجاد آشوب داخلی بودیم. هرچند در این برهه، تلاش‌های آمریکا و اسرائیل با مدیریت موفق نهادهای امنیتی ـ سیاسی با شکست مواجه شد. اما دشمن نیز با آگاهی از این مسئله و در آخرین گام این مراحل، در اسفندماه جاری اقدام به حمله نظامی مجدد علیه ایران کرد. با این تفاوت که در این حمله از همان ابتدا، رهبر معظم انقلاب را به شهادت رساندند. اساسا هنگامی که دشمن دست به ترور عالی‌ترین شخصیت سیاسی و نظامی یک کشور می‌زند، به این معناست که می‌خواهد نقطه ثقل آن‌را از بین ببرد، منجر به ایجاد بی‌ثباتی در لایه‌های سیاسی ـ امنیتی و دفاعی کشور شده و بین گروه‌های سیاسی و در نهایت مردم، تزلزل و بحران ایجاد کند. تا در پایان نیز بتواند شرایط را برای ورود گروهک‌های تجزیه‌طلب فراهم نماید.

کارشناس ارشد روابط بین‌الملل دراین‌باره اضافه کرد: برآوردها و رصد این گروهک‌ها نشان می‌دهد که آن‌ها ارتباطات بسیار نزدیکی با سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیل و آمریکا داشته و همچنین دارای پشتیبانی‌های لجستیکی، تسلیحاتی و ادوات اطلاعاتی و نظامی از سوی آن‌ها بودند. تا در نهایت به‌عنوان پیاده‌نظام آمریکا و اسرائیل در داخل خاک ایران بتوانند اهداف ایشان را محقق کنند. در این راستا محرابی، هدف نهایی دشمن از جنگ با ایران را تجزیه کامل کشور در جهت تحقق و عملی شدن طرح اسرائیل بزرگ در منطقه عنوان کرد و گفت: تا زمانی که یک ایران قوی و پهناور، با موقعیت منحصربه‌فرد ژئوپلیتیکی وجود دارد، امکان عملیاتی کردن این نقشه برای آن‌ها فراهم نیست. بنابراین هدف آخر در مرحله پایانی از راهبردهای دشمن، نابودی ایران از طریق «تجزیه» است. به‌طوری که این هدف، به صراحت در اسناد مهم رژیم صهیونیستی از جمله اسناد امنیت ملی و گزارش‌های راهبردی و سیاسی آن‌ها ذکر شده است.

وی ادامه داد: با وجود آن‌که طی سالیان اخیر در مسئله تجزیه ایران، بین آمریکا و اسرائیل مبنی بر مخالفت آمریکا با این اقدام و موافقت اسرائیل با آن، اختلاف دیدگاه وجود داشت برآوردهای جدید حاکی از آن است که درحال حاضر آمریکا نیز در این خصوص با اسرائیل هم‌سو شده و هماهنگی‌های بیش‌تری بین این دو در بحث تجزیه ایران به وجود آمده است.

تحلیلگر مسائل بین‌الملل به‌عنوان آخرین نکته اشاره کرد: خوشبختانه با انجام برنامه‌ریزی‌های لازم، بعد از جنگ ۱۲روزه و تا قبل از آغاز این جنگ، تمامی دستگاه‌های خطیر کشور آمادگی کافی برای نبرد احتمالی را کسب کرده بودند. همچنان‌که اکنون نیز علی‌رغم اتفاقات بسیار ناگوار، با اقدامات مهم و حیاتی پیشین بود که کشور عملکرد مناسبی داشته و اهداف خود را به‌جلو می‌برد. ضمن این‌که طبق همان برنامه‌ریزی‌ها است که این جنگ، به نبردی منطقه‌ای تبدیل شده تا سراسر غرب و جنوب غرب آسیا و جهان از این جنگ ضرر کنند و به این نتیجه برسند که جنگ علیه ایران چه زیانی برای کل دنیا دربرخواهد داشت.

مدیر سابق مرکز مطالعات راهبردی خلیج فارس سپس با مخاطب قرار دادن هم‌وطنان شریف خود گفت: خواهش من از ملت عزتمند و غیور ایران این است که میدان خیابان را خالی نگذارند. عرصه نظامی و سیاسی در دستان قدرتمند نیروهای خبره به خوبی پیش خواهد رفت. لذا مردم نیز با پی‌بردن به نقشه پلید دشمنان و با حضور همگانی در خیابان‌ها، عرصه را در اختیار خود داشته باشند و به‌مانند این دو هفته‌ای که از جنگ سپری شده است، اجازه کنشگری خیابانی را به آن‌ها ندهند.

در پایان این گفت‌وگو، محرابی، ضمن گرامی‌داشت نام و یاد جان‌فدایان عالی‌قدر ایران، به‌ویژه رهبر شهید انقلاب حضرت «آیت‌الله العظمی سیدعلی حسینی خامنه‌ای» و فرماندهان عالی‌رتبه از جمله امیرسپهبد شهید «سیدعبدالرحیم موسوی»، اقدامات هوشمندانه آنان را ستود و تأکید کرد: به لطف یزدان، پیروزی نهایی این نبرد، از طریق برنامه‌ریزی‌های کلان و راهبردی بزرگ‌مردان شهید و مقامات نظامی شجاع ایران رقم خواهد خورد. وی در نهایت، آرزوی طول عمر بابرکت بر سومین رهبر منتخب جمهوری اسلامی ایران، حضرت «آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای» داشته و افزود: امید و آرزوی ما، موفقیت و سربلندی ایران عزیز است. به یاری خداوند بزرگ، ملت ایران در این جنگ سرنوشت‌ساز، همچون تاریخ پرافتخار خود، پیروز و سرافراز خواهند شد.

خبرنگار: نگین علیزاده

انتهای پیام/

کد مطلب: 1299681

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha