به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، نوروز، کهنترین جشن بهجا مانده از دل تاریخ ایران، هر سال با آغاز بهار، نویدبخش تولد دوباره طبیعت و تجدید حیات فرهنگی مردمانی است که قرنها این آیین را پاس داشتهاند. این عید، تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ بلکه نمادی از هویت، پیوستگی تاریخی و روح جمعی ایرانیان به شمار میرود. از دل سنتهای باستانی تا زندگی مدرن امروزی، نوروز همچنان جایگاه خود را به عنوان یکی از ارکان اصلی فرهنگ ایرانی حفظ کرده است.
در آستانه هر سال نو، خانهها رنگ و بویی تازه میگیرند. خانهتکانی، که خود یکی از نمادهای پاکسازی و آمادگی برای شروعی نو است، خانوادهها را گرد هم میآورد. در کنار آن، چیدن سفره هفتسین به عنوان شاخصترین نماد نوروز، جلوهای از ذوق، سلیقه و باورهای عمیق فرهنگی ایرانیان را به نمایش میگذارد. هر یک از اجزای این سفره، از سیب و سنجد گرفته تا سمنو و سیر، حامل مفاهیمی چون سلامتی، برکت، عشق و صبر هستند.
اما نوروز تنها به نمادها و آیینهای ظاهری محدود نمیشود. دید و بازدیدهای نوروزی، یکی از مهمترین جلوههای این جشن است که پیوندهای خانوادگی و اجتماعی را تقویت میکند. در روزهای ابتدایی سال، بزرگترها میزبان اعضای خانواده میشوند و کوچکترها با احترام و محبت به دیدار آنان میروند. این رفتوآمدها نهتنها فرصتی برای تازه کردن روابط است، بلکه یادآور اهمیت جایگاه خانواده در فرهنگ ایرانی است. در این میان، عیدی دادن نیز به عنوان یکی دیگر از رسوم محبوب نوروز، بهویژه برای کودکان، لحظاتی سرشار از شادی و هیجان را رقم میزند.
با این حال، در سالهای اخیر، شرایط اقتصادی بر حالوهوای نوروز سایه انداخته است. افزایش هزینهها، کاهش قدرت خرید و دغدغههای معیشتی، باعث شده تا بسیاری از خانوادهها نتوانند مانند گذشته این عید را با شکوه برگزار کنند. خرید لباس نو، تهیه اقلام سفره هفتسین و حتی برگزاری مهمانیهای نوروزی، برای برخی به چالشی جدی تبدیل شده است. این تغییرات، بهویژه در کلانشهرها، بیش از پیش محسوس است و باعث شده نوروز در ظاهر، رنگ و بویی متفاوت نسبت به گذشته پیدا کند.
اما آنچه در این میان اهمیت دارد، تداوم روح نوروز است؛ روحی که فراتر از مادیات، در دل مردم زنده است. حتی در سختترین شرایط، ایرانیان تلاش کردهاند این سنت را زنده نگه دارند. شاید سفرهها سادهتر شده باشند و دید و بازدیدها محدودتر، اما اصل ماجرا که همانا امید، همدلی و آغاز دوباره است، همچنان پابرجاست. نوروز نشان داده که فرهنگی ریشهدار، با چالشهای اقتصادی از بین نمیرود، بلکه خود را با شرایط جدید تطبیق میدهد.
با وجود تمام این تغییرات، نوروز همچنان به عنوان یکی از مهمترین نمادهای فرهنگی ایران، نقش یک «سفیر فرهنگی» را در جهان ایفا میکند. در بسیاری از کشورهای جهان، از آسیای مرکزی گرفته تا بخشهایی از اروپا و حتی آمریکای شمالی، نوروز به رسمیت شناخته شده و جشن گرفته میشود. ایرانیان خارج از کشور نیز با برگزاری آیینهای نوروزی، تلاش میکنند این سنت را زنده نگه دارند و آن را به نسلهای بعد منتقل کنند.
نکته قابل توجه این است که حتی کسانی که آشنایی چندانی با تاریخ و فرهنگ ایران ندارند، اغلب نام نوروز را شنیدهاند. این جشن، به یکی از شناختهشدهترین نمادهای فرهنگی ایران در سطح جهانی تبدیل شده است. نوروز، با پیام صلح، دوستی و نو شدن، توانسته فراتر از مرزهای جغرافیایی و فرهنگی حرکت کند و به عنوان میراثی مشترک میان ملتها شناخته شود.
نوروز ۱۴۰۵ اما حالوهوایی متفاوتتر از سالهای گذشته دارد. تقارن این عید با عید فطر، فضایی خاص و کمسابقه را رقم زده است. از یک سو، نوروز به عنوان جشن ملی و باستانی ایرانیان، و از سوی دیگر، عید فطر به عنوان یکی از مهمترین اعیاد مذهبی مسلمانان، در کنار هم قرار گرفتهاند. این همزمانی، فرصتی برای پیوند بیشتر میان سنتهای ملی و مذهبی فراهم کرده و جلوهای از همزیستی این دو بعد در فرهنگ ایرانی را به نمایش گذاشته است.
در کنار این تقارن، شرایط سیاسی و اجتماعی کشور نیز بر فضای نوروز امسال تأثیر گذاشته است. درگیریها و تنشهای منطقهای، فشارهای خارجی و فضای ناشی از جنگ تحمیلی و تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک کشورمان و شهادت تعداد زیادی از فرماندهان، مسئولان و مردم بی گناه، موجب شده تا حالوهوای عمومی جامعه با نوعی اندوه همراه باشد. عزاداریهای مردمی، باعث شده تا نوروز ۱۴۰۵، بیش از آنکه صرفاً جشنی شاد باشد، به ترکیبی از شادی و غم سازنده تبدیل شود.
در چنین فضایی، برگزاری نوروز نیز شکل متفاوتی به خود گرفته است. بسیاری از خانوادهها ترجیح دادهاند مراسم خود را سادهتر برگزار کنند و در کنار شادی سال نو، به یاد شهدای جنگ رمضان و شرایط سخت کشور نیز باشند. برخی آیینها با رنگی از همدردی و همبستگی اجتماعی همراه شدهاند. این تغییرات نشان میدهد که نوروز، برخلاف تصور برخی، آیینی ایستا نیست، بلکه پدیدهای پویا و زنده است که با شرایط زمانه خود سازگار میشود.
از نخستین روز آغاز حمله دشمن به خاک کشورمان مردم شبانه روز در خیابان ها حضور داشتند تا علاوه بر حمایت از نظام اسلامی کشورمان نیز فرصت عرض اندام به ستون پنجم دشمن نداده و نگذارند عوامل خودفروخته داخلی بتوانند فرصتی برای انجام هرگونه خرابکاری پیدا کنند و در این روزها مردم حتی سفره افطار خود را در خیابان ها و میادین اصلی شهر خود پهن کرده و جلوه ای از نوع دوستی را رقم زدند و حالا با نزدیک شدن به لحظات عید نوروز و عید فطر و آخرین روز از ماه مبارک رمضان مردم همچنان در خیابان ها و میادین اصلی شهر حضور دارند و نوروزی متفاوت را در تاریخ فرهنگی این کشور رقم می زنند.
در نهایت، میتوان گفت که نوروز، بیش از آنکه یک جشن باشد، یک شیوه زندگی است؛ نگاهی به جهان که بر پایه امید، تازگی و پیوند استوار است. این آیین، در طول تاریخ بارها با چالشها و بحرانها مواجه شده، اما هرگز از میان نرفته است. نوروز، همچون بهار، هر سال بازمیگردد؛ حتی اگر زمستانی سخت را پشت سر گذاشته باشد. نوروز ۱۴۰۵ نیز، با تمام تفاوتها و دشواریهایش، بار دیگر این حقیقت را یادآوری میکند که فرهنگهای اصیل، در برابر ناملایمات پایدارند. شاید شکل برگزاری این عید تغییر کند، شاید شرایط اقتصادی و اجتماعی آن را تحت تأثیر قرار دهد، اما جوهره آن که همانا امید به آینده و تجدید حیات است، همواره زنده خواهد ماند. نوروز، نهتنها بخشی جداییناپذیر از فرهنگ ایران است، بلکه پلی میان گذشته، حال و آینده این سرزمین به شمار میرود.
انتهای پیام/
نظر شما