از سکوی قهرمانی تا صندلی‌های قدرت؛ نبرد تازه ورزش ایران در اتاق‌ تصمیم‌گیری

انتصاب هادی ساعی در اتحادیه تکواندو آسیا فقط یک خبر مدیریتی نیست؛ این اتفاق دوباره یادآوری می‌کند که موفقیت در ورزش امروز تنها با مدال به دست نمی‌آید و کشورها برای حفظ جایگاه خود، باید در اتاق‌های تصمیم‌گیری جهان نیز سهم داشته باشند؛ جایی که آینده رشته‌ها، قوانین و سهمیه‌ها تعیین می‌شود.

به گزارش خبرنگار ورزشی ایسکانیوز، انتصاب هادی ساعی به عنوان نایب‌رئیس کمیته فنی اتحادیه تکواندو آسیا در ظاهر یک خبر مدیریتی در تقویم ورزش قاره است؛ اما اگر از زاویه‌ای عمیق‌تر به آن نگاه کنیم، این اتفاق را باید نشانه‌ای از یک ضرورت بزرگ‌تر دانست؛ ضرورتی که سال‌ها درباره آن صحبت شده اما هنوز به یک راهبرد ملی تبدیل نشده است: افزایش کرسی‌های بین‌المللی ورزش ایران. این گزارش از همین نقطه آغاز می‌شود؛ از یک انتصاب در تکواندو تا طرح یک پرسش کلیدی درباره آینده ورزش ایران در اتاق‌های تصمیم‌گیری جهان.

ورزش مدرن؛ از میدان مسابقه تا اتاق تصمیم‌گیری

ورزش حرفه‌ای امروز تنها در زمین مسابقه تعیین تکلیف نمی‌شود. بخش مهمی از سرنوشت رشته‌ها، سهمیه‌ها، قوانین و حتی آینده رویدادها در ساختارهای مدیریتی و نهادهای بین‌المللی رقم می‌خورد. در چنین فضایی، داشتن کرسی در فدراسیون‌های جهانی و قاره‌ای، نه یک عنوان تشریفاتی، بلکه بخشی از قدرت یک کشور در ورزش محسوب می‌شود.

نگاهی به ساختار کمیته بین‌المللی المپیک نشان می‌دهد که چگونه تصمیم‌های کلان درباره مهم‌ترین رویداد ورزشی جهان یعنی بازی‌های المپیک در حلقه‌ای محدود از مدیران و تصمیم‌گیران گرفته می‌شود. در چنین فضایی، کشوری که نماینده‌ای در این ساختارها ندارد، عملاً سهمی در شکل‌دادن به آینده ورزش ندارد؛ حتی اگر در میدان مسابقه قدرتی بزرگ باشد.

ایران سال‌هاست در بسیاری از رشته‌ها جزو قدرت‌های سنتی آسیا و جهان محسوب می‌شود؛ از کشتی و وزنه‌برداری تا تکواندو و فوتبال. اما واقعیت این است که این قدرت در میدان، همیشه با حضور مؤثر در مدیریت جهانی همراه نبوده است. فاصله میان ظرفیت ورزشی و نفوذ مدیریتی، همان خلأیی است که امروز بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.

چرا کرسی‌های جهانی برای ایران حیاتی‌اند

اهمیت کرسی‌های بین‌المللی زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم بسیاری از تصمیم‌های سرنوشت‌ساز ورزش در همین مجامع گرفته می‌شود؛ از تغییر قوانین گرفته تا نحوه توزیع سهمیه‌ها و تعیین تقویم رقابت‌ها. نبود نماینده در این ساختارها، یعنی شنیده نشدن صدای ورزش یک کشور.

در سال‌های اخیر بارها شاهد تغییر قوانین در رشته‌های مختلف بوده‌ایم؛ تغییراتی که گاه مسیر یک رشته را دگرگون کرده‌اند. حضور در کمیته‌های فنی و مدیریتی، امکان انتقال دیدگاه‌ها و دفاع از منافع ورزشکاران را فراهم می‌کند. این موضوع برای کشوری مانند ایران که در برخی رشته‌ها جزو قدرت‌های سنتی است، اهمیتی دوچندان دارد.

از سوی دیگر، سهمیه‌های المپیک و رویدادهای جهانی همواره موضوعی حساس بوده‌اند. کشورهایی که در ساختار مدیریتی حضور دارند، بهتر می‌توانند از حقوق ورزشکاران خود دفاع کنند و از تضییع فرصت‌ها جلوگیری کنند. این مسئله فقط به مدال مربوط نمی‌شود؛ بلکه به عدالت رقابتی و فرصت برابر برای حضور در بزرگ‌ترین رویدادهای ورزشی جهان مربوط است.

بعد دیگر ماجرا، دیپلماسی ورزشی است. ورزش امروز یکی از ابزارهای مهم قدرت نرم کشورها محسوب می‌شود. حضور در نهادهای بین‌المللی، تصویر فعال‌تری از یک کشور ارائه می‌دهد و امکان تعامل و همکاری ورزشی را گسترش می‌دهد. در واقع، کرسی‌های جهانی پلی میان ورزش و دیپلماسی هستند؛ پلی که می‌تواند فرصت‌های جدیدی برای ورزش کشور ایجاد کند.

اگر به فوتبال نگاه کنیم، نقش فیفا و کنفدراسیون فوتبال آسیا در تعیین مسیر این رشته کاملاً روشن است. از انتخاب میزبان مسابقات تا تعیین تقویم رقابت‌ها و حتی سیاست‌های داوری، همه چیز در این نهادها تصمیم‌گیری می‌شود. در تکواندو نیز فدراسیون جهانی و اتحادیه قاره‌ای نقشی مشابه دارند. بنابراین حضور ایران در این ساختارها نه یک امتیاز اضافی، بلکه یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است.

انتصاب ساعی؛ شروع یک مسیر یا یک موفقیت مقطعی

در این میان، انتصاب هادی ساعی معنایی فراتر از یک سمت مدیریتی دارد. او نه‌تنها پرافتخارترین المپین ایرانی است، بلکه چهره‌ای شناخته‌شده در جامعه جهانی تکواندو به شمار می‌رود. حضور چنین چهره‌ای در ساختار مدیریتی قاره، پیام مهمی دارد: ایران می‌تواند در حلقه تصمیم‌سازی نیز نقش‌آفرین باشد.

با این حال، تجربه سال‌های گذشته نشان می‌دهد که یکی از مشکلات اصلی ورزش ایران در حوزه کرسی‌های بین‌المللی، وابستگی به تلاش‌های فردی بوده است. بسیاری از کرسی‌هایی که به دست آمده‌اند، حاصل پیگیری شخصی مدیران بوده‌اند، نه نتیجه یک برنامه ملی بلندمدت. همین موضوع باعث شده حضور ایران در مجامع جهانی، مقطعی و ناپایدار باشد.

کشورهای موفق، سال‌هاست برای کسب این جایگاه‌ها برنامه‌ریزی می‌کنند؛ از تربیت مدیران آشنا با ساختارهای بین‌المللی گرفته تا حمایت دیپلماتیک از نامزدهای خود. در مقابل، در ایران هنوز کسب کرسی‌های جهانی به عنوان یک هدف راهبردی تعریف نشده است.

اگر انتصاب ساعی قرار است به دستاوردی پایدار تبدیل شود، باید به نقطه شروع یک مسیر تبدیل شود؛ مسیری که در آن تربیت مدیران بین‌المللی، ثبات مدیریتی در فدراسیون‌ها و حمایت سازمان‌یافته از نامزدهای ایرانی به یک برنامه مشخص تبدیل شود. بدون چنین رویکردی، هر موفقیت فردی ممکن است به یک اتفاق مقطعی محدود بماند.

ورزش ایران از نظر سرمایه انسانی کمبودی ندارد. قهرمانان المپیکی، مربیان باتجربه و مدیران توانمند، ظرفیت بزرگی ایجاد کرده‌اند. اما برای تبدیل این ظرفیت به نفوذ جهانی، حضور در ساختارهای مدیریتی ضروری است. کرسی‌های بین‌المللی می‌توانند از حقوق ورزشکاران دفاع کنند، مسیر رشته‌های موفق را تثبیت کنند و اعتبار جهانی ورزش ایران را افزایش دهند؛ دستاوردهایی که گاه از یک مدال هم ماندگارترند.

انتصاب هادی ساعی را می‌توان نشانه‌ای از آغاز یک مسیر دانست؛ مسیری که اگر با نگاه راهبردی و حمایت سازمان‌یافته همراه شود، می‌تواند جایگاه ایران را در مدیریت ورزش جهان ارتقا دهد. شاید زمان آن رسیده باشد که در کنار هدف‌گذاری برای مدال‌های بیشتر، هدفی دیگر نیز تعریف شود: حضور مؤثر ایران در اتاق‌های تصمیم‌گیری ورزش جهان.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1305212

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha