گروه سیاسی ایسکانیوز، ساعت به وقت منطقه، روی تنشی استراتژیک کوک شده اما این بار، برخلاف دهههای گذشته، عقربهها را ما تنظیم میکنیم. در حالی که راهروهای دیپلماسی در واشنگتن با بازگشت احتمالی دونالد ترامپ و لفاظیهای تکراریاش درباره فشار حداکثری گرم شده، در این سوی میدان، تهران نه تنها آرایش دفاعی نگرفته، بلکه در حال چیدن مهرههای یک شطرنج تهاجمی است. حقیقت عریان این است که تهران سال ۱۴۰۵، خیلی آرام و با اعتماد به نفسی که ریشه در میدان دارد، پای میز مذاکره نشسته، اما نه برای شنیدن دستور، بلکه برای دیکته کردن قواعد جدید. پیام هم صریح است و کوتاه: دوران سواری مجانی در خلیج فارس به پایان رسیده است.
هرمز؛ از معبر آزاد تا حاکمیت مقتدرانه
باید کمی به عقب برگردیم تا عمق ماجرا روشن شود. سالهاست که ناوهای آمریکایی و نفتکشهای غربی، زیر سایه امنیتی که نیروهای مسلح ایران در خلیج فارس تامین کردهاند، نبض تجارت جهانی را در دست دارند. طنز تلخ تاریخ اینجاست که آنها با سود همین تجارت، برای ما نقشه تحریم میکشند و با پول همان نفتی که ایران امنیتش را تامین کرده، به دنبال خشک کردن ریشه معیشت مردم ما هستند. اما گویا در تهران، صبر راهبردی جای خود را به اقدام راهبردی داده و مجلس و دولت حالا دستشان را روی حساسترین شریان حیات غرب گذاشتهاند: «تنگه هرمز».
کامران غضنفری، عضو کمیسیون امور داخلی کشور و شوراها، در گفتوگو با ایسکانیوز با صراحتی که نشاندهنده یک اجماع حاکمیتی است، میگوید دیگر قرار نیست ایران جور امنیت کسانی را بکشد که در ازای آن، تنها خصومت و فشار به ارمغان میآورند. غضنفری معتقد است: تنگه هرمز تحت اختیارات کامل ماست و ما در اعمال حق حاکمیتمان با هیچ طرفی تعارف نداریم. هرگونه تحمیل فشار از سوی طرف مقابل با واکنش قاطع ما روبرو خواهد شد و تحت هیچ شرایطی از اعمال قدرت حاکمیتی خود در این آبراه راهبردی عقبنشینی نخواهیم کرد.
اما حرف اصلی غضنفری، گره زدن این امنیت به حقوق قانونی است. بر اساس طرحی که در بهارستان در حال چکشکاری است، دوران امنیت رایگان تمام شده است. او میگوید: بر اساس این طرح، ما بابت تأمین امنیت کشتیهای عبوری، حقوق قانونی خود را مطالبه خواهیم کرد. شرکتها و دولتها موظف به پرداخت هزینههای تامین امنیت خواهند بود و این مبالغ، نه تنها خسارات سالهای گذشته را جبران میکند، بلکه نقش بسیار مثبتی در بهبود وضعیت اقتصادی کشور ایفا خواهد کرد. این یعنی تبدیل اقتدار میدانی به ثروت ملی؛ پیامی صریح که نشان میدهد ایران دیگر امنیت کسانی را که نانش را میبرند، تضمین نخواهد کرد مگر آنکه هزینه اقتدار صاحبخانه را بپردازند.
شوک ۹۰ درصدی؛ وقتی توئیت بهارستان محاسبات پنتاگون را بهم میزند

اما این فقط یک طرف داستان است. درست وقتی که واشنگتن فکر میکرد ایران تنها در دریا به دنبال تقابل است، نوبت به ضرب شست هستهای رسید. ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، با یک توئیت نقطهزن، فضای بازی را کاملاً عوض کرد. او صراحتاً هشدار داد که اگر غرب بخواهد به مسیر تحریم و فشار ادامه دهد و شروط برحق ایران را نپذیرد، طرح غنیسازی ۹۰ درصد برای بررسی به صحن مجلس خواهد آمد.
این عدد ۹۰، در قاموس سیاست یعنی بازدارندگی نهایی. این موضعگیری در واقع آن پشتیبانِ قدرتمندی است که به حرکت ما در تنگه هرمز، وزن بیشتری داد. پیامی با این مضمون که: حواستان باشد، اگر در دریا بخواهید زیادهخواهی کنید، در زمین هستهای با واقعیتی روبرو میشوید که تمام معادلات فنی و سیاسیتان را دود میکند. در همین راستا، احمد بخشایش اردستانی، عضو دیگر کمیسیون امنیت ملی در گفتوگو با ایسکانیوز، هم پالسهای مشابهی داده و از تغییر دکترین دفاعی در صورت تداوم تهدیدها سخن گفته است. این یعنی ایران از فاز پاسخ به کنشهای دشمن خارج شده و به فاز تعریف زمین بازی وارد شده است.
او معتقد است: سیگنالهای مثبت دیپلماتیک مبنی بر رقیقسازی ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد ارسال کرده بود، اما پاسخ واشنگتن به این حسن نیت، تهاجم نظامی بود. لذا اکنون این باور در حاکمیت شکل گرفته که چه عقبنشینی کنیم و چه نکنیم، دشمن به دنبال ضربه زدن است؛ پس دکترین دفاعی ما باید به سمت بازدارندگی مطلق تغییر جهت دهد.
در واقع، شوک ۹۰ درصدی رضایی و بخشایش، نیشترمزی بود به فانتزیهای ترامپ و تیمش؛ هشداری که میگوید اگر میز مذاکره را با تهدید بشکنید، ما میزی جدید با قواعدی به مراتب سختتر طراحی میکنیم که در آن، دیگر خبری از محدودیتهای داوطلبانه نیست.
طرح ۱۴ مادهای؛ تنها پل باقیمانده برای عقلانیت
ایران تمام مطالبات خود را در قالب یک بسته مقتدرانه طرح ۱۴ مادهای ارائه کرده است؛ از لغو کامل تحریمها تا بازگرداندن تمامی اموال توقیف شده. غضنفری معتقد است زمان به نفع واشنگتن نیست و آنها چارهای جز تسلیم در برابر این واقعیت ندارند: آمریکا دیر یا زود مجبور است نیروهای خود را از این منطقه جمعآوری کرده و منطقه را تخلیه کند.
واشنگتن برای حفظ منافع بنیادین خود ناچار به کنار آمدن با ایران است؛ در غیر این صورت، تحت فشارهایی قرار خواهند گرفت که آنها را به سمت فروپاشی سوق خواهد داد.
این طرح ۱۴ مادهای، در واقع یک نقشه راه است که ایران با تکیه بر قدرت ترکیبیاش در هرمز و هستهای، آن را روی میز گذاشته است. واشنگتن حالا یا باید احترام به حقوق ملت ایران را انتخاب کند، یا با هزینههای سنگین مسدود شدن شریانِ انرژی و جهش هستهای ایران روبرو شود.
واقعیت عیان این است که برنامه ایران از صبر راهبردی به اقتدار فعال تغییر یافته است. ما حالا هم کلید شریان انرژی دنیا را در دست داریم و هم دانش بومی شدهای که دیگر با هیچ تشر و تهدیدی مهار نمیشود. همسویی بیسابقه مجلس و دولت در این روزها، نشان میدهد که در تهران، همه بر سر یک موضوع توافق دارند: هزینه تسلیم، به مراتب بیشتر از هزینه ایستادگی است.
اگر ترامپ یا هر مستأجر دیگری در کاخ سفید فکر کند میتواند با ادبیات فرسوده گذشته با تهران مقتدر سال ۱۴۰۵ سخن بگوید، بهتر است نگاهی به موجهای متلاطم هرمز و سانتریفیوژهای بیقرار ما بیندازد. ما دیگر منتظر نمیمانیم کسی برایمان سهم تعیین کند؛ ما خودمان نویسنده قواعد جدید در منطقه هستیم. این یک هشدار نیست؛ این روایت جدید قدرت در غرب آسیاست. قدرتی که تصمیم گرفته حقش را نه در لابلای امضاهای بیجان بینالمللی، بلکه روی عرشهی ناوها و در لبهی تکنولوژی استراتژیکش، نقد بگیرد. همانطور که گفتیم: کُت تن کیه؟ جوابش را میتوانید در سکوت سنگین ناوگان پنجم آمریکا در برابر اقتدار ایران پیدا کنید. همین و تمام!
انتهای پیام/
نظر شما