نیاز دانشگاه‌های علوم پزشکی به ۱۸ هزار عضو هیات علمی جدید/ سازمان برنامه و بودجه جذب استاد را معطل گذاشته است

سرپرست مرکز جذب اعضای هیئت علمی وزارت بهداشت بیان کرد: میانگین نسبت استاد به دانشجو در مقاطع مختلف در ۲۰۰ دانشگاه برتر دنیا را بررسی کردیم و سپس این مدل را در کشور خودمان تطبیق دادیم. اگر بخواهیم با آن نسبت‌ها به استاندارد موردنظر برسیم، واقعیت این است که به چیزی نزدیک به ۴۰ هزار عضو هیئت علمی نیاز داریم.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز؛ در سال‌های اخیر تعداد استاد متخصص در دانشگاه‌های وزارت بهداشت خصوصا در مناطق محروم مانند زابل از یک مشکل ساده فراتر رفته و اصطلاحا به پدیده‌ای به نام «مهاجرت خاموش» تبدیل شده است.. در این میان، وزارت بهداشت می‌گوید علی‌رغم مکاتبات و تعامل با نهادهای مرتبط هنوز اتفاق ویژه‌ای در رابطه با جذب عضو هیئت علمی نیافتاده است. نه مذاکره با سازمان اداری و استخدامی نتیجه داده و نه برآورد نیاز واقعی به ۴۰ هزار عضو هیئت علمی توانسته مجوز جذب را از سازمان برنامه و بودجه بگیرد.

در ادامه؛ گفت‌وگوی خبرنگار ایسکانیوز با محمد جلیلی، رئیس مرکز جذب اعضای هیئت علمی وزارت بهداشت را می‌خوانید که به عدم هماهنگی بین سازمان‌های متولی، کاهش جذابیت شغلی در قیاس با بخش خصوصی و بی‌متقاضی ماندن پست‌های علمی در برخی دانشگاه‌ها می‌پردازد.

مشکل کمبود عضو هیات علمی در وزارت بهداشت تا چه حد جدی است؟ می‌توان آن را معضل نامید؟

واقعیت این است که ما در مجموعه وزارت بهداشت چیزی بالغ بر ۲۲ هزار عضو هیئت علمی داریم. بخشی از این اعضای هیئت علمی در قالب تعهدات دوران تحصیل خود فعالیت می‌کنند و حدود ۱۷ هزار نفر از آنان نیز نیروهایی هستند که در مجموعه دانشگاه به‌صورت پیمانی یا رسمی استخدام شده‌اند. با در نظر گرفتن هر یک از این دو عدد، ما با کمبود جدی مواجه هستیم.

اینکه ما به چه تعداد عضو هیئت علمی نیاز داریم، با مدل‌های مختلفی قابل ارزیابی است. علت آن نیز این است که ما ترکیبی از فراگیران را در مقاطع مختلف داریم؛ از کاردانی تا دکترای تخصصی، فوق‌تخصصی و دوره‌های تحصیلات تکمیلی. طبیعتاً نسبت استاد به دانشجو در مقاطع مختلف متفاوت است. هرچه به سمت دانشجویان دوره‌های پایین‌تر می‌رویم، این نسبت بالاتر است و در سطوح بالاتر، نسبت استاد به دانشجو به یکدیگر نزدیک‌تر می‌شود.

در یکی از مدل‌هایی که برآورد کرده‌ایم، میانگین نسبت استاد به دانشجو در مقاطع مختلف در ۲۰۰ دانشگاه برتر دنیا بررسی شد و سپس این مدل را در کشور خودمان تطبیق دادیم. اگر بخواهیم با آن نسبت‌ها به استاندارد موردنظر برسیم، واقعیت این است که به چیزی نزدیک به ۴۰ هزار عضو هیئت علمی نیاز داریم. بنابراین، هم اینک برای رسیدن به آن نسبت، تعداد زیادی کمبود داریم.

حتی اگر نسبت‌های خام‌تری را هم در نظر بگیریم، مانند آنچه در برنامه ششم توسعه به آن اشاره شده بود، یعنی نسبت ۱۰ به ۱ و امثال آن، باز هم تعداد مورد نیاز ما بیش از این مقدار است. باز تأکید می‌کنم که این در شرایطی است که بخشی از هیئت علمی ما که اکنون شاغل هستند، رابطه استخدامی با دانشگاه ندارند و در قالب تعهدات خدمت فعالیت می‌کنند.

جذب هیات علمی در وزارت بهداشت چه فرآیندی دارد؟ فراخوان‌ها منظم برگزار می‌شود؟

برای اینکه بتوانیم فرایند جذب را انجام دهیم، مطابق آنچه در برنامه توسعه و ضوابط بودجه آمده است، باید مجوزهای لازم را دریافت کنیم. اکنون شکل کار به این صورت است که ما مجوز را از سازمان اداری و استخدامی و سازمان برنامه و بودجه دریافت می‌کنیم. این دو مجموعه درخواست‌های ما را می‌گیرند، بررسی می‌کنند و در نهایت نامه و مجوزی با امضای مشترک دو سازمان به وزارتخانه ارسال می‌شود.

طبیعی است که ما در هیچ مقطعی نمی‌توانیم همه آن فاصله و کمبود را در یک نوبت جبران کنیم. بنابراین، آن بخشی را که اولویت بیشتری دارد بنابراین با توجه به مجموع امکانات می‌توانیم برای آن فراخوان برگزار کنیم، درخواست می‌دهیم. این درخواست در کارگروه‌هایی در سازمان اداری و استخدامی و سازمان برنامه و بودجه بررسی می‌شود که فرایند نسبتا طولانی است.

ما در شرایطی هستیم که طبق ضوابط شورای عالی انقلاب فرهنگی و هیئت عالی جذب، مکلفیم سالی دو بار فراخوان برگزار کنیم؛ اما در سال ۱۴۰۴ موفق نشدیم هیچ فراخوانی برگزار کنیم. در سال ۱۴۰۳ نیز فراخوان بسیار محدودی برگزار شد که عمدتاً مبتنی بر باقیمانده مجوزهای فراخوان‌های قبلی بود.

باید در نظر داشت زمانی که ما مجوز می‌گیریم و فراخوان می‌دهیم، معنایش این نیست که حتماً بتوانیم همه افراد را جذب کنیم. علت آن هم این است که در وزارت بهداشت، در بسیاری از موارد یا در بخشی قابل‌توجه از پست‌های اعلام‌شده، متقاضی وجود ندارد. به عبارت دیگر، برای افراد جذابیتی ندارد که بخواهند در آن مجموعه‌ها فعالیت کنند. بنابراین، حتی دریافت مجوز فراخوان نیز به این معنا نیست که ما بتوانیم همه ظرفیت را تکمیل کنیم.

فراخوانِ پیش از آن هم که مربوط به سال ۱۴۰۲ بود، در حدی بود که مثلاً برای حدود هزار و ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر مجوز وجود داشت تا بتوانیم فراخوان را انجام دهیم.

محدودیت‌های جذب عموما از کجا منشا می‌گیرد؟

علت این محدودیت، طبیعتاً مسائل بودجه‌ای است. بالاخره در کشور باید منابع لازم برای این موضوع تأمین شود، اما این فرایند در مجموع با چالش‌های جدی مواجه است.

در زمستان سال گذشته امیدوار بودیم که بتوانیم فراخوان برگزار کنیم. تا حدود زیادی هم با رایزنی‌هایی که با همکاران داشتیم و جلسات متعددی که با دوستان در سازمان اداری و استخدامی برگزار شد، کار پیش رفت؛ اما باز هم متوقف ماند. به این معنا که اکنون، ظاهراً آن‌گونه که به ما گفته شده، موضوع در مجموعه سازمان برنامه و بودجه معطل مانده است.

آنچه اکنون به ما گفته شده، این است که نتیجه نهایی کار که در کارگروه مشترک به تصویب رسیده بود، وقتی برای امضا رفته، فعلاً نتوانسته‌اند امضای سازمان برنامه و بودجه را دریافت کنند و ما همچنان منتظریم که این ابلاغ انجام شود.

چه مقدار بار مالی برای دانشگاه‌ها ایجاد می‌کند؟

مجوزی که برای جذب درخواست کرده‌ایم، حتی کفاف جذب نیرو به تعداد همان افرادی را که اکنون شاغل هستند نیز نمی‌دهد. در نتیجه، بار مالی اضافی ایجاد نمی‌کند. یعنی در حال‌حاضر دانشگاه‌های ما ناچارند این افراد را در قالب خدمت به کار بگیرند و حقوق آنان را پرداخت کنند. بنابراین، این فراخوان از آن جهت بار مالی اضافه‌تری نخواهد داشت، چون همان افراد یا تبدیل وضعیت می‌شوند یا نیروهای دیگری جایگزین آنان خواهند شد.

فراخوان ویژگی‌اش همین است؛ افرادی که اکنون در حال گذراندن تعهد هستند می‌توانند درخواست بدهند و افراد دیگر نیز می‌توانند متقاضی شوند. در نهایت، هر کسی که شایسته‌تر باشد، انتخاب می‌شود.

بیشترین چالش با کجاست؟ سازمان اداری استخدامی یا برنامه و بودجه؟

چالش عمده ما در اخذ مجوز است. سال گذشته چندین نوبت رایزنی انجام شد، مکاتباتی صورت گرفت و ما درخواست کردیم که این مسیر به‌نوعی تسهیل شود. سازمان اداری و استخدامی همکاری‌هایی انجام داد. حتی پیشنهادی که داده بودیم این بود که برای چند سال بعد، دست‌کم تعدادها مشخص شود تا قدری دست ما بازتر باشد و بدانیم می‌توانیم روی چه تعداد حساب کنیم. البته این به معنای صدور مجوز نیست، بلکه نوعی برآورد است که احتمالاً در سال آینده برای آن تعداد مجوز صادر خواهد شد.

این دو مجموعه با هم به ما مجوز می‌دهند. اینکه دقیقاً کدام‌یک اکنون مسئله اصلی است، بر اساس پیگیری‌های ما، سازمان اداری و استخدامی کار خود را انجام داده، کارگروه را تشکیل داده و ما در واقع منتظر دریافت تأیید از سمت سازمان برنامه و بودجه هستیم. زمان مشخصی هم اعلام نکرده‌اند. قرار بود که تا بهمن و اسفند این موضوع تعیین تکلیف شود. این مسئله چندین بار هم در هیئت عالی، به دلیل اهمیت آن، پیگیری شده، اما همچنان به نتیجه نرسیده است.

نخستین مکاتبه ما به سال ۱۴۰۴ برمی‌گردد. ما برآورد کردیم، بررسی کردیم که چه نیازی داریم و چه میزان امکان جذب داریم و به عددی حدود ۳۰۰۰ رسیدیم. این برآورد در خردادماه سال ۱۴۰۴، یا اواخر اردیبهشت و در ادامه خرداد، به وزیر منعکس شد تا به سازمان امور اداری و استخدامی ارسال شود.

چالشی که ما داریم، فقط این است که هنوز از آن موضوع یک سال هم نگذشته است؛ در حالی که همان‌طور که عرض کردم، مسئله مشخص است، پست‌ها در دانشگاه‌ها وجود دارد و این پست‌ها را نیز متناسب با مأموریت‌ها تعیین کرده‌اند. برای اینکه وزارت بهداشت بتواند مأموریت‌هایش را انجام دهد، مجموعاً ۳۴ هزار پست دارد.

این موضوع روشن است و در حال حاضر این پست‌ها خالی هستند، در حالی که همین حالا ۶ هزار نفر دارند آن کار را انجام می‌دهند و جذب آن‌ها نیازمند فراخوان است. بنابراین مسئله، پیچیده‌ای نیست. با این وجود، من یک سال است که هنوز درگیر این قضیه هستم که مجوز صادر شود.

سوگیری‌های دیگری علاوه بر مسائل علمی در جذب هیات علمی تا چه حد موثر است؟

فرایندی که برای تعیین صلاحیت‌های علمی و عمومی داوطلبان در نظر گرفته شده، بر اساس یک چارچوب مشخص است و این چارچوب در دو بخش اجرا می‌شود. یک بخش، بحث صلاحیت‌های علمی است که بر اساس معیارهایی که از طرف هیئت مرکزی مشخص می‌شود، باید از سوی خبرگان در دانشگاه بررسی و امتیازدهی شود.

بخش دیگر هم صلاحیت عمومی است که طبق روال معمول، در فرایند گزینش عمومی انجام می‌شود. ملاک به این صورت است که اگر کسی کف صلاحیت عمومی را کسب کند، هرچه امتیاز علمی‌اش بالاتر باشد، در اولویت قرار می‌گیرد. این دو با هم جمع نمی‌شوند؛ یعنی ابتدا باید کف صلاحیت عمومی احراز شود که این شرط برای همه لازم است. پس از آن، اولویت‌بندی بر اساس نمره علمی صورت می‌گیرد.

طبیعتاً این ارزیابی بر اساس نظر افراد خبره انجام می‌شود. هر ارزیابی‌ای که مبتنی بر قضاوت خبرگان باشد، باید برای آن راهکارهایی پیش‌بینی شود تا به صواب نزدیک‌تر باشد و احتمال خطا در آن کاهش پیدا کند.

در مسیر جذب نیز تلاش شده همین کار انجام شود؛ برای مثال، معیارهای کلی مشخص شود و ترکیبی که این کار را انجام می‌دهد، ترکیبی چندبعدی باشد تا افراد از گروه‌ها و جنبه‌های مختلف بتوانند داوطلب را ارزیابی کنند. در عین حال، فرایند اعتراض و استیناف هم پیش‌بینی شده است. این موارد اقداماتی است که از نظر فرایندی برای صحیح‌تر شدن قضاوت در نظر گرفته می‌شود.

آیا برای رد شدگان گزینش هیات علمی سامانه‌ای جهت پیگری شکایت‌ها وجود دارد؟

سامانه اعتراض برای اعضا وجود دارد و داوطلبان از این طریق می‌توانند اعتراض خود را ثبت کنند. این اعتراض در چند مرحله بررسی می‌شود. ابتدا در همان دانشگاه رسیدگی انجام می‌شود. اگر فرد متقاعد نشود، می‌تواند در هیئت مرکزی جذب وزارتخانه اعتراض کند و حتی این امکان برای او وجود دارد که موضوع را به هیئت عالی نیز منعکس کند. بسیاری از این موارد معمولاً با توضیحات و توجیهات برطرف می‌شود. اگر هم مواردی باشد که به هر حال مسئله‌دار باشد، دوباره مورد داوری قرار می‌گیرد.

ترکیب تیم داوری در فرآیند گزینش چگونه تعیین می‌شود؟

دانشگاه‌های بزرگ که خودشان هیئت اجرایی جذب مستقل دارند، طبیعتاً تیم ارزیابی‌کننده‌شان از ترکیبی از همان دانشکده و دانشگاه تعیین می‌شود. البته این افراد از گروه، دانشکده و در قالب اعضای حقیقی و حقوقی انتخاب می‌شوند. در هر حال، آنجا ترکیبی وجود دارد که دانشگاه آن را انتخاب می‌کند، هیئت جذب آن را تأیید می‌کند و احکام اعضای آن صادر می‌شود.

در مواردی هم که لازم ببینند، ارزیابی از محل فراغت از تحصیل فرد نیز انجام می‌شود. در حوزه صلاحیت‌های علمی، طبیعتاً این امکان را داریم که از دانشگاه‌های دیگر هم نظر دریافت شود. فرد می‌تواند توصیه‌نامه اساتید خود را ارائه دهد، اگر افتخارات، جوایز یا لوح تقدیری دارد، آنها را در سامانه بارگذاری کند. در نتیجه، سوابق قبلی فرد حتماً مورد توجه قرار می‌گیرد. اگر هم فرد در دانشگاه دیگری سابقه داشته باشد، آن سوابق دیده می‌شود و اگر فارغ‌التحصیل همان دانشگاه باشد، طبیعتاً شناخت بیشتری نسبت به او وجود دارد.

وزارت بهداشت برای جذب جوانان و استعدادهای برتر، این فرآیند را رقابت‌پذیر کرده است؟

بله، در این زمینه دو مسیر وجود دارد. یک مسیر، همان مسیر شناخته‌شده‌ای است که اخیراً در وزارت بهداشت نیز فعال‌تر شده و آن، بحث جذب نخبگان است. همان‌طور که مستحضر هستید، بنیاد ملی نخبگان بر اساس معیارهای خاص خود و با فراخوان‌هایی که اعلام می‌کند، امکان درخواست را برای افراد فراهم می‌سازد.

سپس پرونده‌ها بررسی می‌شود، امتیازدهی انجام می‌گیرد و کمیته‌های تخصصی در حوزه‌های مختلف، افراد را ارزیابی می‌کنند. اگر فردی نخبه تشخیص داده شود و واجد شرایط آنچه «طرح جهت» نامیده می‌شود باشد، می‌تواند به‌صورت معاف از فراخوان، مجوز لازم را دریافت کند.

زمانی که این شناسایی در سطح بنیاد ملی نخبگان انجام شد، فرد به دانشگاهی که خود به آن تمایل دارد و شرایط لازم را نیز در آن دارد مراجعه می‌کند. آن دانشگاه نیز بررسی می‌کند و ارزیابی جامع‌تری انجام می‌دهد و بر حسب نیازها و شرایط فرد، این امکان را دارد که او را خارج از بازه فراخوان جذب کند.

این روند در سال گذشته رشد قابل‌توجهی در مجموعه وزارت بهداشت داشته است و ما توانسته‌ایم بهتر از ظرفیت آن استفاده کنیم. هماهنگی بسیار خوبی هم با بنیاد ملی نخبگان داریم. در حوزه نیروهای بالینی، چالشی وجود داشت که دوستان آن را مدیریت و برطرف کردند و اکنون خوشبختانه از این مسیر می‌توانیم جذب انجام دهیم.

نخبگان اساساً جزو شرایطی که برایشان در نظر گرفته می‌شود، سقف سنی هم دارند؛ یعنی وقتی نخبگی افراد بررسی می‌شود، این موضوع نیز در یک بازه سنی مشخص مورد توجه است. بنابراین، از این جهت تا حدی موضوع جوان‌گرایی نیز محقق می‌شود.

سقف سنی حضور اعضای هیئت علمی چقدر است؟

در خود فراخوان عمومی نیز ما سقف سنی داریم و بر اساس ضوابط مصاحبه و جذب، در همان چارچوب سنی افراد را جذب می‌کنیم. افرادی که بالاتر از آن سن باشند، فقط در شرایط خاصی ممکن است با تأیید هیئت مرکزی جذب شوند. معمولاً این موضوع موکول به شرایطی است؛ برای مثال، اینکه فرد در آن رشته‌محل متقاضی دیگری نداشته باشد، یا قرار باشد در مناطق محروم فعالیت کند، یا جزو افرادی باشد که مقاطع تحصیلی متعددی را طی کرده و بخش زیادی از عمر خود را صرف تحصیل کرده است.

اکنون ۴۵ سال سقف سنی است و عموماً هم شرایط به همین صورت است؛ یعنی بیشتر متقاضیان ما در همین بازه سنی قرار دارند. البته بعضاً افرادی هستند که تعهداتشان در قالب هیئت علمی زودتر آغاز شده و ممکن است شرایط متفاوتی داشته باشند، اما در مجموع زمانی که فرد به‌عنوان عضو هیئت علمی وارد فرایند می‌شود، غالباً در همین بازه سنی قرار دارد

اگر بخواهیم درباره مهاجرت اعضای هیئت علمی صحبت کنیم، آمار دقیقی برای ارائه وجود دارد؟

باید گفت که به طور مشخص آمار دقیقی از افرادی که مهاجرت می‌کنند یا به چه شکلی این اتفاق می‌افتد، در دانشگاه‌ها وجود ندارد. با این حال، می‌توان گفت که خروج از هیئت علمی متاسفانه یک روند رو به رشد در دانشگاه‌های کشور است. مهاجرت تنها به خارج از کشور محدود نمی‌شود، بلکه خروج از مجموعه وزارت بهداشت و دانشگاه‌ها و ورود به بخش خصوصی نیز نوعی مهاجرت از منظر شغلی محسوب می‌شود.

ما با چالش کمبود متقاضی برای فراخوان‌های جذب هیئت علمی مواجه هستیم. در دانشگاه‌های بزرگ، برخی از پست‌های علمی پس از فراخوان، متقاضی ندارند. به عنوان مثال، در دانشگاه زابل، نزدیک به ۵۰ تا ۶۰ درصد از پست‌هایی که فراخوان داده می‌شوند، هیچ متقاضی ندارند.

همچنین علاوه بر کمبود متقاضی، پدیده خروج از هیئت علمی نیز وجود دارد. این خروج می‌تواند شامل بازنشستگی زودرس، عدم تمدید قرارداد، یا پایان تعهدات قانونی و عدم تمایل به ادامه همکاری باشد. متاسفانه ما با تمام این موارد روبرو بوده‌ایم و به نظر می‌رسد که این روند، سیر واضحاً رو به افزایشی دارد که چندان هم دور از انتظار نیست.

این موضوع به نحوه تفسیر خروج بستگی دارد. ما در دانشگاه‌ها حدود ۲۳ هزار عضو هیئت علمی داریم. سالانه حداقل ۱۰۰۰ نفر در قالب‌های مختلف از هیئت علمی خارج می‌شوند که این شامل بازنشستگی، پایان تعهدات و موارد دیگر می‌شود. به طور مشخص، حدود ۳۰۰ نفر بازنشسته داریم.

ایجاد جذابیت در فرآیند جذب تا چه مقداری اثرگذار بوده است؟

علت فضای رقابتی شدیدی برای جذب نیروهای تعلیم‌دیده در گروه علوم پزشکی، که شامل پزشکان، پرستاران و سایر رشته‌ها می‌شود، وجود دارد. دلیل این امر، هزینه بالای تربیت این نیروهاست. در سال گذشته، کشورهایی مانند انگلیس اعلام کردند که قصد دارند میزان پذیرش نیروهای مهاجر را کاهش داده و درصد جایگزینی آن‌ها با پزشکان مهاجر را افزایش دهند. در آمریکا نیز وضعیت مشابهی وجود دارد و در استرالیا این مسئله شدت بیشتری دارد. حتی کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز امکانات جذابی برای جذب این نیروها فراهم کرده‌اند.

اگر نتوانیم جذابیت لازم را برای اینکه افراد صرفاً در داخل دانشگاه کار کنند، ایجاد کنیم، حداقل فضایی را فراهم کنیم که کسانی که فعالیت حرفه‌ای دارند، بتوانند همکاری با دانشگاه داشته باشند. این یک چالش جدی است.

اساسا فرآیند جذب در ایران تفاوتی با کشورهای خارجی دارد؟

فرآیند جذب در این کشورها اغلب شامل ارزیابی اولیه، مصاحبه اینترنتی، بررسی مدارک، و آماده‌سازی قرارداد است. در حالی که ما برای حفظ نیروهای خود با چالش‌هایی مانند لزوم شرکت در فراخوان، قبولی در مصاحبه‌ها، و پیمانی شدن پس از یک سال روبرو هستیم و حقوق پرداختی نیز در مقایسه با جذابیت‌های خارجی، بسیار کمتر است

انتهای پیام/

کد مطلب: 1305728

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha