به گزارش خبرنگار اجتماعی ایسکانیوز، در حالی که الگوهای دینی و زیست سنتی بر سادگی و اصالت پیوندهای انسانی تأکید دارند، جامعه ایران امروزه با فشار سنگین مناسکی روبرو است که از جهیزیه تا مراسمهای پرهزینه را شامل میشود. اما چرا با وجود داشتن الگوهای زیستی ساده و بی پیرایهای که از متن تاریخ دینورزی اسلامی برآمده، امروز جامعه ایرانی خود را غرق در مصرفگرایی غربی میبیند؟ زینالی با نگاهی نقادانه به نقش رسانهها، سلبریتیها و همچنین بحران مدیریت در لایههای دولتی، تصویری جامع از وضعیت بلاتکلیفی نسل جوان و تضادهای ساختاری جامعه ارائه میدهد. وی معتقد است که مدرنیزاسیون در غیاب خرد، فروپاشی شبکههای حمایتی خویشاوندی و غلبه تخصصهای غیرمرتبط بر مناصب مدیریت اجتماعی، پیوند ازدواج را از یک معنای اصیل به یک نمایش تجملی و کالایی تبدیل کرده است که نتیجهای جز بحران بقای جامعه ایرانی را در پی نخواهد داشت.
در ادامه گفتوگوی ایسکانیوز با محمد زینالی اناری، جامعه شناس و پژوهشگر اجتماعی را بخوانید:
زینالی در پاسخ به اینکه چرا الگوهای ساده زیستی ملهم از آموزههای دینی جای خود را به تجملات دستوپاگیر دادهاند، اظهار کرد: واقعیت این است که مدرنیزاسیون ما در غیاب خرد شکل گرفته است؛ به این معنا که ما به عنوان جامعه و حتی لایههای روشنفکری، با وجود پربار بودن نسبت به منطقه، سرمایهگذاری بسیار کمی برای فهم دقیق زندگی مدرن داشتهایم.
وی با بیان اینکه پژوهش در این حوزه اغلب به دید کاری تکراری نگاه میشود تا توجه کافی برای اندیشیدن عمیق شکل نگیرد، گفت: نشانههایی که از جهان غرب به سوی ما میآید، حامل الگوی سرمایهداری است که حتی در خود آمریکا از صد سال پیش ریشههای آن شناسایی شده بود؛ الگویی که زندگی تجملی را ترویج میکند چون بازاریان بزرگ از آن ثروتاندوزی میکنند.
او با طرح اینکه طبقات پایین جامعه به دلیل نداشتن بلوغ فکری لازم، تحت اغوای تبلیغات رسانهای و هالیوود قرار میگیرند، اضافه کرد: امروز حتی هنرپیشههای داخلی ما نیز به این فضا دامن میزنند؛ آنها در فیلمهایشان سبک زندگی خاصی را به مردم میفروشند که جامعه در برابر ارزشهای بمباران شده آن، توان مقاومت و تابآوری خود را از دست داده است.
زینالی درخصوص ماهیت این طبقه مرفه اظهار کرد: پژوهشگران اینها را طبقه انگلی مینامند؛ طبقهای که سبک زندگی مرفهانه را مد میکند تا از فروختنش پول درآورد، مانند ترویج باشگاههای اسبسواری یا مد کردن حیوانات خانگی خاص برای خانمها که هیچکدام با معنای اصیل زندگی سازگار نیست.
استحاله مناسک عروسی
وی با بیان اینکه آنچه امروز شاهدش هستیم نه ازدواج است و نه تجمل واقعی، بلکه تسلیم شدن در برابر فرهنگ نوکیسگی است، گفت: این فرهنگ حتی در برخی مشاغل مشروع مانند پزشکان نیز نفوذ کرده است؛ چنان که میبینیم فرزند فلان پزشک مراسم عروسی خود را در ترکیه برگزار میکند.
او با طرح اینکه ما دیگر مناسک عروسی به معنای کارکردی نداریم، اضافه کرد: مناسک قاعدتا باید فضایی برای پیوند یک زندگی نو و آشنایی خانوادهها باشد، اما ما آن را به دو بخش منحرف شده تبدیل کردهایم؛ نخست فضای نمایش تجمل که اکثریت را به حاشیه میراند و دوم فضایی موسوم به لهو و لعب که برداشتی سطحی و متاثر از فیلمفارسی و فرهنگ کابارهای است.
زینالی در پاسخ به اینکه چرا الگوهای قدیمی جشنها تغییر کرده است، اظهار کرد: در گذشته، حتی در میان عشایر، جشنها با یک مراسم شکیل با حضور عاشیقها و غذای ساده برگزار میشد، اما امروز رستورانها و بازارها روایتهای جدیدی از تجمل را رایج کردهاند.
وی با بیان اینکه رسانهها در این زمینه دچار تناقض بزرگی هستند، گفت: ما در رسانه ملی که ادعای مبارزه با سرمایهداری را دارد، در حال ساخت آثاری هستیم که خود مدهوش و مبلغ ارزشهای سرمایهداری و مادیگرایی است و این تضاد، جامعه را دچار سردرگمی میکند.
سیاهچالههای مجازی و زوال فضاهای تعامل واقعی
این پژوهشگر اجتماعی در واکنش به پدیده پلتفرمهای همسریابی و نگاه کالایی به انتخاب همسر، اظهار کرد: نگاه کاتالوگی در فضای مجازی باعث میشود گزینههای متعدد راه را بر تعهد ببندند و سختگیریهای غیرواقعبینانه ایجاد کنند.
وی در پاسخ به اینکه آیا تبدیل «انتخاب همسر» به یک فرآیند «انتخاب کاتالوگی و کالایی» در فضای مجازی، باعث کاهش تعهد و افزایش سختگیریهای غیرواقعبینانه نشده، گفت: اینترنت ذاتا بد نیست اما شرکتهای همسریابی به نوعی در حال فریب دادن جامعه هستند. ما به جای این شرکتها، به فضاهای شهری نیاز داریم که امکان ظهور و تعامل واقعی جوانان را فراهم کند؛ فضاهایی مانند جشنهای ازدواج دانشجویی، دانشگاهها، کافهها و مهمانیهای صمیمانه که بستری برای شناخته شدن هستند.
او با طرح اینکه کلانشهرهای ما به فضاهای گمنامی تبدیل شدهاند، اضافه کرد: ما در پارکها و فضاهای عمومیمان اسطورههای عشق، تعهد و ازدواج را نداریم و به همین دلیل درک پدیدارشناختی درستی از این مفاهیم در جامعه صورت نمیگیرد.
زینالی درخصوص آسیبهای ناشی از پلتفرمهای همسریابی، گفت: این مراکز نوعی سیاهچاله هستند که هویت افراد را گم میکنند و مجوز دادنهای بیرویه به این شرکتها بدون پشتوانه فلسفی و فکری، تنها منجر به بروز دردسرهای اجتماعی جدید میگردد.
بحران مدیریت و غلبه تخصصهای غیرمرتبط بر علوم انسانی
وی با بیان اینکه ما در مواجهه با پدیدههای جدید بسیار کم فکر کردهایم، اظهار کرد: امروز ادارات ما به جای نظارت عددی و دادهای، به نظارت از منظر علوم انسانی نیاز دارند، اما متأسفانه در لایههای مدیریتی، تخصصهای فنی و پزشکی بر جایگاههای علوم اجتماعی سایه انداختهاند.
او با طرح یک مثال عینی اضافه کرد: برای نمونه، وقتی معاون جوانان وزارت ورزش یک پزشک است، زبان متخصصان اجتماعی را متوجه نمیشود؛ ما با بحران متخصصان متعهدی روبرو هستیم که مدیریتها را در دست گرفتهاند اما به خردورزی لازم در حوزه مدیریت انسانی اعتنا نمیکنند.
زینالی درباره چرایی به سرانجام نرسیدن برنامهریزیها، گفت: مدیرانی که از دنیای مهندسی و پزشکی به حوزههای اجتماعی میآیند، همواره عجله دارند که زود برنامه اجرا کنند و گزارش بدهند؛ این رویکرد به جای برنامهریزی، منجر به برنامهسازی نمایشی شده که نتیجه آن بهمریختگی سامانمندی بلوغ در جامعه است.
وی با بیان اینکه نقد نخبگان در این فضا نه تنها شنیده نمیشود بلکه برای آنها چالشهای معیشتی ایجاد میکند، اظهار کرد: این وضعیت باعث شده است پژوهشگران تراز اول از دانشگاهها رانده شوند و در حاشیه فعالیت کنند.
فروپاشی شبکههای حمایتی و بحران بقای جامعه ایرانی
این پژوهشگر اجتماعی در واکنش به بلاتکلیفی نسل جوان میان الگوهای سنتی و مدرن، اظهار کرد: الگوهایی مانند ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) بر سادگی و ضرورتهای زیستی تأکید دارند، اما ما حمایتهای اجتماعی لازم برای تحقق چنین الگوهایی را از دست دادهایم.
وی با بیان اینکه در گذشته گروه خویشاوندی و طایفه به عنوان یک نظام رفاهی عمل میکرد، گفت: امروزه تمام بار ازدواج به دوش خانوادههای طبقه کارگر افتاده است که زیر فشار هزینههای تغییر یافته، مانند ضرورت اتاق اختصاصی برای فرزندان، دیگر توان حمایت از نسل جدید را ندارند.
او با طرح اینکه ما با بحران بقای جامعه ایرانی روبرو هستیم، اضافه کرد: افت جمعیت جدی است و ما نمیتوانیم مانند اروپا این خلأ را صرفا با جذب نیروی کار خارجی پر کنیم؛ زیرا ما امکانات مدیریتی آنها را برای پلورالیسم فرهنگی نداریم و این موضوع میتواند منجر به تضادهای وسیع و بحرانهای نظم اجتماعی شود.
زینالی در پایان با بیان اینکه خروج از این وضعیت نیازمند بازگشت به خردورزی است، خاطرنشان کرد: ما باید کرسیهای تصمیمگیری را به افرادی بازگردانیم که توان برنامهریزی اجتماعی دارند، وگرنه با ادامه روند فعلی و غلبه فرهنگ نوکیسگی، هویت و بقای جامعه با مخاطرات جبرانناپذیری مواجه خواهد بود.
انتهای پیام/
نظر شما