به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، اقتصاد اعضای هیئت علمی به ستون اصلی بقای نظام سلامت دانشگاهی تبدیل شده است. از معیشت و مسکن تا انگیزه ماندن یا رفتن، همگی به پاسخی گره خورده که کمتر از مجوز جذب اهمیت دارد: اگر استاد بماند، چگونه میتواند با عزت و بهرهوری زندگی کند؟
کمیته امور اقتصادی و ارتقای اعضای هیئت علمی وزارت بهداشت، تلاش دارد با رویکردی تازه –از طراحی کارت رفاه یکپارچه تا هدایت درآمدزایی دانشبنیان– به این پرسش پاسخ دهد.
بیشتر بخوانید؛ نیاز دانشگاههای علوم پزشکی به ۱۸ هزار عضو هیات علمی جدید/ سازمان برنامه و بودجه جذب استاد را معطل گذاشته است
در ادامه، گفتوگوی خبرنگار ایسکانیوز را با جواد رفیعنژاد، رئیس این کمیته، میخوانید که از ضرورت خروج اساتید از جیب دولت، نقد سیستم ارتقای مقالهمحور و بحران ارزشگذاری اجتماعی بر جایگاه استاد سخن میگوید.
مشروح این گفتوگو به همراه ویدئوهای آن را در ادامه مشاهده میکنید؛
در کمیته امور اقتصادی و ارتقای بهره وری چه اقدام فوری و مشخصی برای بهبود وضعیت اقتصادی اساتید و در مقابل، افزایش کیفیت آموزش دانشجویان انجام شده است؟
وزارت بهداشت در ذیل معاونت آموزشی خود حدود ۱۰ سند راهبردی تنظیم کرده که یکی از آنها «سند جامع اقتصاد و ارتقای اقتصاد» است. در ذیل این سند، سه کمیته تشکیل شده و یکی از آنها، همین «کمیته ارتقای اقتصادی» است.
در سالهای دور، یک واحد رفاهی در وزارت بهداشت زیرمجموعه امور هیئت علمی وجود داشت که چندین سال تقریباً منفعل بود و فقط یک کارشناس کارهای روتین را انجام میداد. اما با توجه به شرایط اقتصادی و وضعیت معیشتی حاکم بر جامعه، نیاز به تحول در حوزه آموزش و اقتصاد احساس شد. از این رو، از کمیته رفاهی تا کمیته ارتقای اقتصادی، سیاستگذاریهای جدیدی در حال انجام است.
فعالیت و حیطه وظایف بنده من در دو حوزه شکلی و محتوایی دنبال میشود.
در حوزه شکلی، تلاش میکنیم در همه دانشگاههای علوم پزشکی، این کمیتهها با حکم رئیس دانشگاه شکل بگیرند. ترکیب پیشنهادی این کمیته به این شرح است:
رئیس کمیته: معاون آموزشی دانشگاه، دبیر کمیته: معاون اجرایی دانشگاه، اعضای ثابت که متشکل از مسئول مالی و بودجه، رئیس اداره رفاه دانشگاه است همچنین دو نفر از اعضای هیئت علمی (یک نماینده ازعلوم پایه و یک نماینده از علوم بالینی) که هدف این است که سیاستهای وزارتخانه در سطح دانشگاه اجرایی شود.
اما در حوزه محتوایی، موضوعات مختلف رفاه و معیشت اساتید از جمله مسکن، وام، بیمه سلامت، چاپ مقالات، بیمه درمان و سایر ابعاد زندگی آنان را دنبال میکنیم. با همکاری صندوق رفاه دانشجویی، طراحی کارت رفاهی تحت عنوان «اعتلا کارت» در دست اقدام است که در اختیار تمام اعضای هیئت علمی قرار میگیرد تا بتوانند تمام خدمات مربوطه را با استفاده از آن دریافت کنند.
در کوتاهمدت، به دلیل عملکردهای نامناسب برخی نهادها و تضعیف سرمایههای اجتماعی، اعتمادها کمرنگ شده است. به همین دلیل، سعی داریم چند پروژه زودبازده را به مرحله اجرا بگذاریم که در آن افراد مشارکت کنند و از سود آن بهرهمند شوند. این پروژهها باید «دوگانه» باشند؛ هم مشکلی از جامعه را حل کنند و هم مرتبط با حوزه تخصصی خود اساتید باشد. تأکید داریم که این پروژهها در حوزه ارتباط با صنعت، فناوری و محصولمحوری تعریف شوند.
ما حدود ۲۶,۵۰۰ عضو هیئت علمی داریم (۱۳ هزار علوم پایه و ۱۳ هزار بالینی). اگر وزارت علوم و دانشگاه آزاد را هم حساب کنیم، حدود ۱۰۰ هزار نفر میشویم. قطعاً این تعداد افراد، محصولات دانشبنیان متعددی دارند که نیازمند سرمایهگذاری است. اگر هر کدام از ۲۶ هزار عضو هیئت علمی ماهانه یک میلیون تومان سرمایهگذاری کنند، ماهانه ۲۶ میلیارد تومان جمع میشود که عدد بزرگی است و این عدد میتواند صرف تولید محصولات شود.
خوشبختانه در دانشگاه علوم پزشکی تهران هزاران پروژه در قالب شرکتهای دانشبنیان داریم. از آنجای که سه ساختار در وزارت بهداشت داریم که متشکل از گروههای آموزشی، دانشکدهها و دانشگاهها تمرکز بر علوم پایه و تولید محصول، مراکز تحقیقاتی، پژوهشکدهها و پژوهشگاهها تبدیل علم به فناوری و همچنین شرکتهای دانشبنیان، مراکز رشد و علم و فناوری تبدیل فناوری این سه ساختار در کنار هم یک «اکوسیستم» و «بوم زیست» را تشکیل میدهند که تنها در صورت هماهنگی آنها، علم معنا پیدا میکند، ثروت آفرینی میشود و مشکلات مردم حل خواهد شد.
درخصوص بهبود وضعیت اقتصادی اساتید، باید بگویم که نمیتوان درصد دقیقی از حل مشکلات را اعلام کرد، اما نکته مهم این است که بهعنوان یک دیدگاه شخصی معتقدم باید دستمان را از جیب دولت بیرون بیاوریم و به سمت درآمدزایی بر پایه دانش برویم. در این مسیر، دولت باید بستر را فراهم کند، نه اینکه مستقیماً پول بدهد. معاونت علم و فناوری ریاست جمهوری، معاونت تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت و وزارت علوم میتوانند این بستر را ایجاد کنند.
آیا طرحی برای توانمندسازی اساتید در نظر گرفته شده تا بهرهوری یادگیری دانشجویان افزایش یابد؟ اگر چنین طرحی وجود دارد، چه بودجهای به آن اختصاص یافته است؟
میزان بودجه را دقیقاً نمیدانم، اما دانشگاه همواره در حال یادگیری و آموزش است. بخشی از دانشگاهها دورههای توانمندسازی برگزار میکنند، به ویژه در علوم جدید مثل هوش مصنوعی و فناوریهای دیجیتال که شاید اساتید قدیمیتر با آن آشنا نباشند. اگر میخواهیم پای به پای جهان پیش برویم، این آموزشها ضروری است و دانشگاهها در قالب کارگاههای متعدد، این آموزشها را ارائه میدهند.
آیا این کارگاهها نسبت به چند سال قبل افزایش داشته است؟
قطعاً وضعیت کنونی با گذشته قابل مقایسه نیست. در علوم پزشکی، اساتید و دانشجویان ما بسیار توانمندتر از قبل شدهاند. حتی دانشجویان متوسط یا ضعیف ما وقتی به خارج از کشور میروند، درخشان ظاهر میشوند. این نشان میدهد که آموزش در ایران خوب است و نیروی انسانی توانمند تربیت میشود. مشکل اصلی این است که ما قدر و ارزش این نیروی انسانی را نمیدانیم.
آیا چالش اصلی فقط مالی است؟ اگر مشکل مالی برطرف شود، اعضای هیئت علمی مشکل دیگری ندارند؟
بخشی از قضیه مالی است، اما مهمتر از آن، ارزشگذاری است. انسان نیاز دارد برایش ارزش قائل شوند، در تصمیمگیریها و تصمیمسازیها دخالت داده شود. وقتی تصمیمات کلان مملکتی گرفته میشود، واقعاً چقدر از نظرات و دیدگاههای اساتید استفاده میشود؟
در کشورهای غربی، حرف رئیسجمهور یا وزیر، حرف شخصی نیست؛ بلکه حاصل کار اندیشکدهها، دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی است که اطلاعات را در اختیار او میگذارند. در ایران، در دولت فعلی این رویکرد پررنگتر شده و آقای دکتر پزشکیان سعی کردهاند افراد را در جای درست قرار دهند و بحث تعامل را مطرح کنند. اما اینکه چقدر اختیار اجرایی دارند یا چقدر از نتایج استفاده میشود، بحث دیگری است.
یک مشکل جدی دیگر این است که ما نظرات مخالف را نمیشنویم و برای مخالف خود ارزش قائل نیستیم. بنا به فرمایش قرآن، انسان خوب کسی است که همه دیدگاهها را بشنود و بهترین را انتخاب کند. گاهی افراد منفینگر، چشم آدم را به نکاتی باز میکنند که فرد خوشبین هرگز نمیبیند.
بهرهوری اساتید در آموزش چگونه سنجیده میشود؟ با نمره پایانترم دانشجو یا نسبت ساعت تدریس به پیشرفت یادگیری؟
ما در وزارت بهداشت سیستمی به نام «شعاع» داریم. هر فرد عملکرد خود را در این سیستم ثبت میکند و بر اساس آن خروجیها، ارزیابی انجام میشود. برای ارتقای مرتبه اساتید، کمیتهای حدود ۲۴ نفره در هر دانشگاه وجود دارد. فرد برای ارتقا از یک مرتبه به مرتبه دیگر، باید امتیازات لازم را در شاخصهایی مثل مقالات، کتابها، تدریس، تولید فناوری و تولید ثروت کسب کند. وزارت بهداشت نسبت به بسیاری از سازمانهای دیگر، شاخصمحورتر عمل میکند.
در بحث افزایش حقوق عملکردی که آقای دکتر پزشکیان مطرح کردند، چند ایراد اساسی وجود دارد: کمترین حقوق را مربیان و استاد یاران جوان دارند. وقتی میگوییم «عملکرد»، استاد تمام عملکرد بالاتری دارد و حقوقش بیشتر افزایش مییابد، در حالی که هدف باید کمک به اقشار کمدرآمدتر باشد. قرار بر این بود ۶۰ درصد افزایش به صورت کلی و ۱۵ درصد به صورت عملکردی اعمال شود. علاوه بر آن افزایش عملکردی شامل بازنشستگان نمیشود. همچنین در قانون، عملکرد سازمان مدنظر است، نه عملکرد اشخاص. وزارت بهداشت با سیستم «شعاع» عملکرد افراد را ماهانه ثبت میکند، در این زمینه مشکلی نداریم.
در کشور ۱۰ مدل حداقل حقوق داریم! نفت یک مدل، پتروشیمی مدل دیگر، وزارت کشور مدل دیگر، گمرکات مدل دیگر. این فاجعه است. شورای حقوق و دستمزد باید بنشیند یک حداقل و یک حداکثر برای کل کشور تعریف کند. برخی اسناد بالادستی، وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم را «وزارت مصرفی» میبینند، اما محصول نفت و پتروشیمی، همان آموزش و پرورش و دانشگاه است. تا زمانی که برای نیروی انسانی ارزش قائل نباشیم، نباید انتظار نتیجهگیری خوبی داشته باشیم.
آیا در سنجش بهرهوری، اقتضائات جنسیتی و شرایط زندگی مثل مسئولیتهای خانوادگی بانوان (که ممکن است زمان کمتری برای تولید مقاله داشته باشند) لحاظ میشود؟
خیلی مواقع بانوان به مراتب بهتر از آقایان در مسئولیتهای اجرایی و علمی فعالیت میکنند. قانونگذار برای زایمان، مرخصی ششماهه و مرخصی شیردهی در نظر گرفته، اما در بحث تولید علم و طرحهای تحقیقاتی، هیچ تفاوتی بین زن و مرد قائل نمیشود. این یکی از امتیازات جمهوری اسلامی است که زنان پابهپای مردان فعالیت میکنند. مگر در رشتههای خاص که نیاز به حضور در صحرا و بیابان است، اولویت با مردان است؛ در غیر این صورت تبعیضی وجود ندارد.
سیستم فعلی ارتقا، کمّیّت مقاله را میبیند. چقدر بازنگری در این سیستم لازم نیست؟
قطعاً در دوره جدید، با حضور دکتر آخوندزاده در معاونت پژوهشی وزارت بهداشت، رویکرد به سمت پژوهش محصولمحور و مبتنی بر نیاز جامعه رفته است. ما یک کشور در حال توسعه با منابع مالی محدود هستیم و نمیتوانیم منابع را در زمینههای خاص هزینه کنیم؛ باید در راستای نیازهای کشور حرکت کنیم.
ما باید اساتید را به دل جامعه بفرستیم، نیازهای واقعی را استخراج کنیم و با استفاده از دانشجویان، آن نیازها را برطرف کنیم. خواهش من از خیرین سلامت از طریق خبرگزاری شما این است: به جای ساخت بیمارستانهای متعدد (که نشانه ضعف ماست)، در حوزههای بهداشت، پیشگیری، خودمراقبتی، سواد سلامت و نسخهنویسی اجتماعی سرمایهگذاری کنند.
آیا سندی مشابه « بیانیه سانفرانسیسکو (DORA)» در ایران طراحی شده؟
هنوز به طور کامل طراحی نشده، چون بحث رقابت و رتبهبندی جهانی مطرح است. ولی مهم این است که ما چقدر توانستهایم مشکل مردم را حل کنیم، نه اینکه در رنکینگها اول باشیم. متأسفانه گاهی علم خود را ارزانتر از نفت میفروشیم. به دانشجو پول میدهیم چهار سال عمرش را صرف تحقیق کند، بعد نتیجه را در مجلهای با ایمپکت فکتور بالا چاپ میکنیم و دیگران ازماحصل تحقیقات ما، محصول تولید میکنند، در حالی که نیاز خود ما برطرف نمیشود.
سیاستگذاران پژوهشی باید حمایتها را به سمت پژوهشهای محصولمحور و مبتنی بر نیاز جامعه ببرند. در این صورت، تولید مقاله هم به طور طبیعی انجام میشود. در حال حاضر حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد پایاننامهها به این سمت رفته، اما هنوز جای کار زیادی دارد. باید به دانشجو بگوییم اگر محصول تولید کردی یا مشکل جامعه را حل کردی، امتیاز بالاتری میگیری، نه اینکه فقط به دنبال چاپ مقاله در مجلات (Q1) باشد.
در حال حاضر چند درصد از اعضای هیئت علمی در ارزیابی سالانه، امتیاز بالاتر از میانگین کسب میکنند؟
وضعیت در دانشگاههای مختلف فرق میکند. ما دانشگاه تیپ ۱، تیپ ۲ و تیپ ۳ داریم. برای مثال: میانگین تولید مقاله در دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران حدود ۷ تا ۸ مقاله به ازای هر عضو هیئت علمی در سال است.
میانگین در کل دانشگاه علوم پزشکی تهران حدود ۳.۸ مقاله است. طبق همین رویه زمانی که میانگین در کل کشور را بخواهیم بسنجیم حدود ۱ مقاله به ازای هر عضو هیئت علمی است.
بنابراین دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران ۹ برابر میانگین کشوری مقاله تولید میکند. همچنین ۷ درصد اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران متعلق به دانشکده بهداشت است در حالی که ۲۵ درصد تولید مقاله این دانشگاه را انجام میدهند.
نرخ مهاجرت اعضای هیئت علمی در چند سال اخیر چقدر است و علت اصلی آن فقط مسائل مالی است یا عوامل دیگری هم دارد؟
آمار دقیق باید از وزارت امور خارجه گرفته شود، اما وزیر علوم اخیراً اعلام کرد که در چند سال گذشته حدود ۲۵ درصد از پژوهشگران ما مهاجرت داشتهاند و در ده سال گذشته حدود ۱۲ هزار نفر مهاجرت کردهاند.
دلایل مهاجرت متعدد است از مسائل اقتصادی که یکی از دلایل است نه تنها دلیل آن گرفته تا نیاز به رشد و ارتقا همچنین برخی مسائل مثل آزادیهای فردی ومسائل مانند گزینشها که ممکن است با هنجارهای فرد هماهنگ نباشد می تواند دلایلی برای مهاجرت باشد.
باید تلاش کنیم این افراد به کشور بازگردند و هم با توجه به توانمندی بالای علمی ایران، پذیرای دانشجویان بینالمللی باشیم.
البته هماکنون در دانشگاه علوم پزشکی تهران و سایر دانشگاهها مانند امام خمینی قزوین، گلستان، شاهرود و... دانشجویان بینالمللی از کشورهای عراق، افغانستان، حاشیه خلیج فارس و آفریقا داریم. اما مشکلات اینترنت و جنگ مجازی باعث شده بسیاری از کلاسها تعطیل یا مجازی شوند و دانشجویان بینالمللی به کشورهای خود بازگردند. امیدواریم با برقراری اینترنت این مشکلات حل شود.
به عنوان یک ایرانی مسلمان، معتقدم همه ما کشورمان را دوست داریم، حتی کسانی که مهاجرت کردهاند. اگر بستر اینترنت فراهم شود، میتوانیم از اساتیدی که نمیتوانند وارد کشور شوند، برای تدریس و برگزاری کارگاهها استفاده کنیم. همه ما میخواهیم ایران سربلند و سرافراز باشد، همانطور که همیشه در تاریخ بوده است.
انتهای پیام/
نظر شما