به گزارش خبرنگار بینالملل ایسکانیوز، پس از درگیری نظامی ایران و ایالات متحده قیمت نفت ظرف مدت کوتاهی افزایش به شدت چشمگیری داشت. همین مسئله باعث شد تا تنگه هرمز در مرکز توجه عمومی قرار گیرد. رسانههای جریان اصلی در دنیا به این موضوع بسیار پرداختهاند. اما در این گزارش ما میخواهیم به روایت اندیشکدهها، مراکز مطالعاتی، موسسات اقتصادی و تحلیل دادههای سرمایهگذاری، بپردازیم. یکی از این مراکز «لین ریسرچ» است که در حوزه هوش تجاری، تحلیل دادهها، پیشبینی بازارها، و مشاوره سرمایهگذاری فعالیت میکند. تخصص این سایت در واقع ارائه خدمات پژوهشی و تحقیقاتی است. کار اصلی آنها این است که به کسب و کارها کمک کنند تا بازار مشتریان و رقبای خود را بهتر بشناسند. سایت این شرکت در گزارش مبسوط خود در پنجم مارس ۲۰۲۶، مطالب جالب توجهی درباره تنگه هرمز و پیشبینی آینده بازار نفت آورده است که خلاصه آن را در زیر میخوانید:
چرا مناقشه ایران و هرمز اکنون بسیار فراتر از قیمت نفت خام اهمیت دارد؟
برای اکثر خوانندگان، مناقشه ایران و هرمز از طریق یک نمودار نفتی وارد بازارها میشود. قیمت برنت افزایش مییابد، قیمت طلا افزایش مییابد، ارزش دلار تقویت میشود و ریسکپذیری کاهش مییابد. این اولین تکانه است، ولی تمام ماجرا نیست.
مسئله مهمتر این است که آیا این، یک جهش ژئوپلیتیکی کوتاه مدت باقی میماند یا به یک اختلال طولانیتر در سیستمهای تجاری که انرژی را جابجا میکنند و تورم را شکل میدهند تبدیل میشود. اینجاست که مناقشه فعلی بسیار مهمتر میشود. ایران در کنار تنگه هرمز، مهمترین نقطه اتصال در امنیت انرژی جهانی خاورمیانه (غرب آسیا)، قرار دارد؛ در حالی که منطقه همچنین با تهدیداتی برای جریانهای LNG، حمل و نقل، بیمه کشتیرانی، کریدورهای هوایی و تداوم تجارت دست و پنجه نرم میکند.
اهمیت ایران به دلیل موقعیت مکانی و همچنین تولید آن است
تنگه هرمز حدود ۲۰میلیون بشکه در روز نفت و فرآوردههای نفتی را حمل میکند. این تقریباً ۲۰٪ از مصرف جهانی مایعات نفتی و بیش از یک چهارم تجارت جهانی نفت از طریق دریا است. همچنین حدود ۲۰ تا ۲۲٪ از تجارت جهانی LNG را حمل میکند و سالانه بیش از ۱۰۰ میلیارد متر مکعب LNG در سناریوهای اختلال شدید در معرض خطر قرار دارد. بیشتر این جریانهای انرژی به سمت آسیا حرکت میکنند و برخی تخمینها سهم ۸۴٪ نفت و ۸۳٪ LNG را نشان میدهند.
همین امر به خوبی نشان میدهد که چرا اختلال در هرمز فقط یک مشکل خاورمیانه نیست. بلکه بلافاصله تبدیل به یک مشکل امنیت انرژی در آسیا، یک مشکل تامین LNG در اروپا و یک مشکل ایجاد تورم جهانی میشود.
بازار تمایل دارد هرمز را به عنوان یک تنگه فیزیکی توصیف کند. این هست، اما به جز این یک گلوگاه (سوپاپ) اطمینان است. لازم نیست این مسیر به طور کامل مسدود شود تا از نظر اقتصادی مختل شود. کافی است بیمه آن دشوار، ناوبری آن گران، و به اندازه کافی ناایمن شود که محمولهها با فرضیات تجاری معمول متوقف شوند.
آنچه تاریخ در مورد شوکهای نفتی ایران و قیمتگذاری ریسک ژئوپلیتیکی به ما میگوید
بحرانهای گذشته مرتبط با ایران اغلب باعث اقدامات خشونتآمیز اولیه در نفت شدند، اما اغلب به بحرانهای نفتی پایدار تبدیل نشدند. جنگ ایران و عراق، جنگ نفتکشها، خروج از توافق هستهای، و... همگی همین الگو را نشان دادند: بازار ابتدا به سرعت واکنش نشان میدهد، سپس دوباره ارزیابی میکند که آیا حمل و نقل، عرضه و امنیت تجاری واقعاً آنقدر طولانی مختل شدهاند که اهمیت پیدا کند؟
این تمایز کلیدی است. قیمت نفت به دلیل چشمگیر بودن یک رویداد، بالا نمیماند. وقتی قیمت نفت بالا میماند که بازار به این نتیجه برسد که اختلال در عرضه جهانی نفت، همه موارد زیر را ایجاد کرده است:
- کاهش مستمر عرضه
- اختلال طولانی مدت در حمل و نقل دریایی
- تکانههای مداوم بیمه و حمل و نقل دریایی
- تکانه اعتمادی که از اولین وحشت جان سالم به در میبرد.
درس تاریخی این است که متغیر اصلی، مدت زمان است، نه فقط شدت.
نه فقط یک التهاب در عرضه، بلکه اختلال بیمه برای حمل و نقل جهانی، با وجود سایه جنگ
اولین شکست واقعی در دوره فعلی، قابلیت بیمه است. تحت پوشش قرار دادن خطر جنگْ گرانتر شده و دریافت آن دشوارتر. طبق گزارشها، حق بیمهها در عرض تقریباً ۴۸ ساعت از حدود ۰.۲٪ به ۱.۰٪ از ارزش کشتی افزایش یافته است. حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ کشتی تحت عنوان لنگر-انداخته، با تأخیر، یا تمایل به حرکت از طریق یا نزدیکی هرمز، توصیف شدهاند. حمل و نقل در مسیر کلیدی خاورمیانه به آسیا افزایش یافته است، به طوری که هزینههای برخی از سفرها به ۱۲ میلیون دلار نزدیک شده است.
ارزش ارزها
واکنش دلار مهم است زیرا یک شوک انرژی را به یک شوک شرایط مالی گستردهتر تبدیل میکند.
قیمتهای بالاتر نفت و گاز معمولا ارزهای واردکنندگان سوخت فسیلی را بیشتر از صادرکنندگان تحت فشار قرار میدهند. به همین دلیل است که اگر شوک ادامه یابد، یورو، ین و بسیاری از ارزهای بازارهای نوظهور تحت فشار قرار میگیرند. سپس دلار قویتر، تورم وارداتی را تشدید میکند.
اینگونه است که حق بیمه ریسک ژئوپلیتیکی ایران در بازارهای مالی پخش میشود:
از نفت خام به ارزها
از ارزها به تورم
از تورم به کاهش نرخ بهره با تأخیر
از کاهش نرخ بهره با تأخیر به قیمتگذاری مجدد ریسک گستردهتر
هنگامی که این فرآیند آغاز شود، درگیری دیگر فقط یک تجارت انرژی نیست و به یک داستان واقعی بین داراییها تبدیل میشود.
خبرنگار: زهرا ستاریان
انتهای پیام/
نظر شما