در همدان، بعضی تصمیمها آنقدر دیر به خیابان میرسند که شهر، پیش از رسیدن آنها، صورت مسئله را عوض کرده است. مسئلهای در دل بازار شکل میگیرد، در محلهای خود را نشان میدهد، در زندگی مردم سنگین میشود، در گفتوگوهای روزمره تکرار میشود، اما پاسخ رسمی هنوز در مسیر نامه، جلسه، ارجاع، بررسی و هماهنگی حرکت میکند. این فاصله، فقط تأخیر اداری نیست؛ شکافی است میان زمان زندگی مردم و زمان حرکت ساختارها. و هرچه این شکاف عمیقتر شود، توسعه بیشتر از نفس میافتد.
همدان استانی است که با مسئلههای ساده اما چندلایه روبهروست. ترافیک، سرمایهگذاری، گردشگری، بحران آب، بافت تاریخی، مهاجرت جوانان، اقتصاد روستا، فرسودگی شهری و ضعف برخی خدمات عمومی، هر کدام بهتنهایی قابل فهماند، اما در عمل به هم پیوند میخورند. هیچکدام از این مسائل در یک اداره و با یک امضا حل نمیشوند. شهر و استان امروز، به تصمیمهای همزمان، هماهنگ، دادهمحور و سریع نیاز دارند. اما وقتی ساختار اداری با ریتمی کندتر از واقعیت حرکت کند، حتی تصمیم درست هم دیر اثر میگذارد.
فرسودگی اداری همیشه در چهره کارمند خسته یا پروندههای انباشته خلاصه نمیشود. گاهی در ابهام مسئولیتهاست؛ در اینکه مردم یا سرمایهگذار نمیدانند پاسخ نهایی نزد کدام نهاد است. گاهی در فرآیندهایی است که سالها بدون بازنگری باقی ماندهاند. گاهی در ترسی پنهان از تصمیمگیری است؛ ترسی که باعث میشود هر موضوعی به جلسهای دیگر، نامهای دیگر و ارجاعی دیگر سپرده شود. گاهی نیز در فرهنگی است که سرعت را با بیدقتی اشتباه میگیرد و احتیاط را بهانهای برای توقف میکند.
در همدان، این کندی بیش از همه خود را در مسیر سرمایهگذاری نشان میدهد. سرمایهگذار، چه در گردشگری، چه در صنایع تبدیلی، چه در کشاورزی، چه در خدمات شهری و چه در تولید، پیش از پول به اطمینان نیاز دارد. او باید بداند مسیر روشن است، زمان پاسخ مشخص است، تصمیمها پایدارند و اگر مشکلی پیش آمد، سازوکاری برای حل آن وجود دارد. وقتی این اطمینان وجود نداشته باشد، سرمایه از استان نمیگریزد چون ظرفیت نیست؛ میگریزد چون مسیر، مهآلود است. اقتصاد از ابهام بیش از کمبود میترسد.
فرسودگی اداری بر گردشگری همدان نیز سایه میاندازد. شهری با این حجم از تاریخ، طبیعت، صنایع دستی و ظرفیت فرهنگی، نمیتواند با تصمیمهای کند، طرحهای پراکنده و هماهنگیهای نیمهجان به مقصدی پرقدرت تبدیل شود. گردشگری، صنعت لحظههاست؛ اگر زیرساخت دیر آماده شود، اگر مجوزها طولانی شود، اگر بافت تاریخی در انتظار تصمیم بماند، اگر رویدادها بهموقع طراحی نشوند، فرصت از دست میرود. مسافر منتظر کندی ما نمیماند؛ مقصد دیگری را انتخاب میکند و تجربه خود را جای دیگری میسازد.
در حوزه مدیریت شهری نیز کندی تصمیمها هزینه مستقیم دارد. خیابانی که امروز نیاز به اصلاح دارد، اگر ماهها در انتظار تصمیم بماند، فردا به گره ترافیکی بزرگتری تبدیل میشود. محلهای که امروز به خدمات فرهنگی، ورزشی یا حملونقل نیاز دارد، اگر دیده نشود، فردا ممکن است با آسیبهای اجتماعی بیشتری روبهرو شود. بافتی که امروز قابل احیاست، اگر سالها رها شود، فردا هزینه بازگرداندن آن چند برابر خواهد بود. در شهر، تأخیر خنثی نیست؛ تأخیر خودش تولید مسئله میکند.
یکی از نشانههای عمیق فرسودگی اداری، فاصله میان زبان رسمی و تجربه مردم است. در زبان رسمی، از طرح، برنامه، پیگیری، کارگروه و مصوبه سخن گفته میشود؛ اما شهروند، نتیجه را در زندگی خود میسنجد. او میپرسد آیا مسیرش کوتاهتر شد؟ آیا کارش سریعتر انجام شد؟ آیا محلهاش بهتر دیده شد؟ آیا سرمایهگذاری به شغل تبدیل شد؟ آیا وعدهها به نشانههای ملموس رسیدند؟ اگر پاسخ این پرسشها روشن نباشد، ادبیات اداری هرچقدر هم مرتب باشد، اعتماد عمومی را قانع نمیکند.
همدان برای عبور از این وضعیت، به اصلاحی عمیقتر از تغییر ظاهری فرآیندها نیاز دارد. دیجیتالی شدن خدمات، اگر فقط شکل کاغذ را عوض کند و منطق تصمیمگیری همان بماند، تحول واقعی ایجاد نمیکند. پنجره واحد، اگر فقط نامی تازه بر مسیرهای قدیمی باشد، سرمایهگذار را نجات نمیدهد. سامانه، اگر به پاسخگویی زمانمند و مسئولیت مشخص وصل نباشد، فقط شکل مدرنتری از انتظار میسازد. فناوری زمانی ارزش دارد که ابهام را کم کند، نه اینکه آن را پشت صفحه نمایش پنهان کند.
اصلاح اداری در همدان باید از پرسشی ساده آغاز شود: مردم برای انجام یک کار مشخص، چقدر زمان، انرژی، هزینه و اضطراب مصرف میکنند؟ این پرسش، از بسیاری از گزارشها صادقانهتر است. اگر شهروند برای یک درخواست ساده ناچار باشد چندین مسیر را طی کند، اگر سرمایهگذار برای فهمیدن پاسخ نهایی سرگردان بماند، اگر کارآفرین جوان پیش از شروع کار با دیوارهای بلند اداری روبهرو شود، یعنی سیستم هنوز خود را از نگاه مردم ندیده است. ادارهای که خود را از نگاه مراجعهکننده نبیند، دیر یا زود از زندگی واقعی عقب میماند.
در این میان، فرهنگ سازمانی نقشی تعیینکننده دارد. هیچ اصلاحی بدون تغییر در روح اداره ماندگار نمیشود. اگر پاسخگویی ارزش نباشد، اگر تصمیمگیری شجاعت نخواهد، اگر مسئولیتپذیری پاداش نگیرد، اگر خلاقیت در بدنه اداری جدی گرفته نشود، بهترین طرحها هم در عمل کمجان میشوند. کارمند اداری نباید فقط نگهبان پرونده باشد؛ باید خود را بخشی از مسیر توسعه بداند. وقتی بدنه اداری بفهمد هر امضای بهموقع میتواند یک شغل، یک سرمایهگذاری، یک خدمت یا یک امید را جلو بیندازد، اداره از حالت مکانیکی خارج میشود.
همدان همچنین به تفویض اختیار هوشمند نیاز دارد. تمرکز بیش از اندازه تصمیمها، سیستم را کند میکند. همه مسائل نباید تا بالاترین سطح بالا بروند. اگر مدیران میانی و کارشناسان توانمند اختیار روشن و مسئولیت مشخص داشته باشند، بسیاری از امور سریعتر پیش میرود. تفویض اختیار به معنای رها کردن کنترل نیست؛ به معنای اعتماد سازمانی همراه با نظارت دقیق است. سیستمهایی که به همه بیاعتمادند، همه چیز را کند میکنند و در نهایت، خودشان نیز زیر وزن این کندی فرسوده میشوند.
فرسودگی اداری، فقط مسئله داخل اداره نیست؛ به سرمایه اجتماعی گره میخورد. مردم وقتی ببینند کارها پیشبینیپذیر، شفاف و سریع انجام میشود، احساس احترام میکنند. احترام اداری، یکی از پایههای اعتماد عمومی است. اما اگر مراجعهکننده احساس کند زمانش بیارزش است، پاسخها مبهم است و روندها پایان روشنی ندارند، رابطه او با ساختار رسمی سرد میشود. جامعهای که با اداره خود رابطه سرد داشته باشد، در مشارکتهای بزرگتر نیز محتاط و بیاعتماد خواهد شد.
همدان برای آینده خود به ادارهای نیاز دارد که از حالت سنگین و واکنشی خارج شود و به ساختاری چابک، پاسخگو و پیشبین تبدیل گردد. این استان با ظرفیتهای تاریخی، گردشگری، کشاورزی، دانشگاهی و فرهنگی خود فرصتهای فراوانی دارد، اما فرصتها زمانی به توسعه تبدیل میشوند که ساختار تصمیمگیری، توان حرکت بهموقع داشته باشد. در جهان امروز، کندی دیگر فقط ضعف نیست؛ هزینه است. هزینهای که از جیب مردم، سرمایهگذار، جوانان، شهر و آینده پرداخت میشود.
اگر همدان میخواهد سرمایه بماند، جوان بماند، گردشگر بماند و امید بماند، باید زمان را در حکمرانی جدی بگیرد. زمان، نامرئیترین دارایی توسعه است. شهری که زمان مردم را تلف کند، آرامآرام اعتماد آنان را هم از دست میدهد. و استانی که تصمیمهایش دیرتر از واقعیت حرکت کند، حتی اگر ظرفیتهای بزرگی داشته باشد، آینده را دیرتر از دیگران لمس خواهد کرد.
فعال رسانهای
انتهای یادداشت/
نظر شما