به گزارش خبرنگار بینالملل ایسکانیوز، روز گذشته و در ادامه روند تفاهمنامه اسلامآباد، نخستین دور گفتوگوهای سطحعالی میان ایران و آمریکا با حضور نمایندگان پاکستان و قطر به عنوان میانجیگران، در «اجلاس چهارجانبه دریاچه لوسرن» در سوئیس برگزار شد. این نشست در شرایطی برگزار شد که برخلاف تعهدات قبلی، تهدیدات مقامات آمریکایی به ویژه شخص ترامپ همزمان با برگزاری نشست ادامه داشت. در پایان این نشست، طرفین از فضای مثبت و سازنده مذاکرات، ایجاد سازوکارهای جدید برای ادامه گفتوگوهای فنی و تشکیل «کمیته عالی» برای نظارت سیاسی بر روند مذاکرات خبر دادند که قرار است بر فعالیت کارگروههای مرتبط با مسائل هستهای، تحریمها و سازوکار حل اختلافات نظارت کند.
بیشتر بخوانید:
آمریکا توافقی میخواهد که ایران تسلیم شود/ جنگ سوم منوط به ارزیابی واشنگتن از توان نظامی تهران
با وجود این تحولات دیپلماتیک، ادامه مواضع تهدیدآمیز مقامهای آمریکایی به ویژه دونالد ترامپ، پرسشهای جدی درباره میزان پایبندی واشنگتن به مسیر مذاکره ایجاد کرده است. در حالی که مذاکرهکنندگان ایرانی بر اجرای مفاد تفاهمنامه اسلامآباد و حرکت بر مبنای تعهدات پذیرفتهشده تاکید دارند، آمریکا همچنان از ادبیات فشار و تهدید استفاده میکند که از نگاه بسیاری از کارشناسان میتواند بر فضای اعتمادسازی تاثیر منفی بگذارد. در چنین شرایطی، یکی از مهمترین پرسشها این است که آیا امکان دستیابی به توافقی پایدار میان دو طرف وجود دارد یا اختلافات اساسی در موضوعاتی مانند برنامه هستهای، حق غنیسازی، رفع تحریمها و نحوه مدیریت تنگه هرمز مانع از رسیدن به نتیجه نهایی خواهد شد.
اکنون طرفین بر اساس توافق حاصلشده، یک بازه زمانی ۶۰ روزه را برای رسیدن به چارچوب نهایی در نظر گرفتهاند و قرار است گفتوگوهای فنی در این مدت ادامه پیدا کند. با این حال، موفقیت این روند بیش از هر چیز به میزان اراده سیاسی برای کنار گذاشتن سیاست تهدید و ارائه تضمینهای عملی وابسته است. سابقه بدعهدیها و کارشکنی آمریکا در تعامل با ایران بر روند مذاکرات کنونی سایه انداخته و بدبینی شدیدی در طرف ایرانی نسبت به اراده واشنگنم وجود دارد. علاوه بر این، وجود یک بازیگر مخرب یعنی رژیم صهیونیستی هم تاثیر بسیار منفی بر روند کنونی دارد و به گفته بسیاری از تحلیلگران، اسرائیل از تمام ظرفیتهای خود برای ایجاد اختلال در دستیابی به هرگونه توافقی استفاده خواهد کرد.
دکتر محسن فرخانی -کارشناس مسائل بین الملل و عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان- در گفتگو با ایسکانیوز به سوالاتی در مورد «اجلاس چهارجانبه دریاچه لوسرن» و همچنین آینده مذاکرات بین ایران و آمریکا پاسخ داد.
وی در خصوص تداوم مذاکرات در سایه تهدیدات آمریکا گفت: مذاکرات فرآیندی دو سویه بین دولتها است که احتمال موفقیت یا شکست آن مبتنی بر سابقه همکاری یا اختلاف دولتها قابل ارزیابی و تحلیل میشود.
مذاکرات ایران و آمریکا متاثر از سابقه عمیق اختلافات
از نظر این کارشناس مسائل بین الملل، روابط جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، از ابتدا دارای چرخهای از تنش، فشار، مذاکره و بنبست یا توافق شکننده بوده است و در تاریخ پس از انقلاب اسلامی ایران، روابط این دو کشور همواره دچار بن بست استراتژیک بوده است. بر همین اساس، مذاکرات جاری، پس از امضای تفاهم نامه، بین ایران و امریکا، متاثر از سابقه اختلافات قابل ارزیابی است.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان با اشاره به اینکه ترجیح منافع لابیهای صهیونیستی توسط ایالات متحده آمریکا به جای منافع مشترک ایران و آمریکا در منطقه خاورمیانه سبب به بنبست رسیدن توافقات یا توافقاتی موقتی و شکننده شده اظهار کرد: آمریکا امروز برخلاف امضای سندی که دو دولت را از تهدید، جنگ و دخالت در مسائل داخلی کشورهای طرف تفاهم، منع می نماید، همچنان با نقض بندهای یکم و دوم تفاهمنامه، تداعی گر الگوی رفتاری گذشته آمریکا در اعمال خشونت علیه ملت ایران است.
به اعتقاد فرخانی، امکان موفقیت مذاکرات، در فضایی که همچنان تحت تاثیر رویکرد اصلاح نشده در مورد ایران و تحت فشار لابیهای صهیونیستی، در جهت تامین منافع رژیم صهیونی، قرار دارد، امری با احتمال بسیار ضعیف به نظر میرسد.
وی در پاسخ به اینکه با توجه به میزان اختلافات در موضوعات اصلی تفاهمنامه اسلام آباد فکر میکنید طرف آمریکایی حاضر به پذیرش مطالبات ایران به ویژه در بحث غنیسازی، رفع تحریمها و تنگه هرمز خواهد شد، اظهار کرد: ایران در سیاست خارجی آمریکا به عنوان بازیگری که در تضاد و در حالت خصومت با منافع و امنیت ملی آمریکا تعریف شده و با توجه به اینکه ترامپ و سیاست خارجی آمریکا در رابطه با خاورمیانه و ایران، عمیقا متاثر از لابیها و دکترین نظامی و امنیتی رژیم صهیونی است، ایالات متحده آمریکا، ادامه غنی سازی در ایران را بر نخواهد تابید.
ایران باید اهرمهای قدرت از جمله تنگه هرمز را حفظ کند
از نظر این استاد دانشگاه، محدودیت زمانی 60 روزه رفع تحریمها، اقدامی احتیاطی و بازدارنده از سوی آمریکا در کنترل تنش و مدیریت راهبردی کیفیت مواجهه آتی با ایران پس از فرسایش ناشی از فشار اقتصادی و شرطی کردن شرایط اقتصادی و امنیتی ایران به برزخ نه جنگ نه صلح، ارزیابی میشود.
محسن فرخانی با بیان اینکه رویکرد آمریکا امکان هر توافق پایدار و پذیرش حقوق مشروع ایران را سلب خواهد کرد، گفت: ایران با برخورداری از اهرمهای پرقدرتی نظیر حاکمیت بر تنگه هرمز، حفظ محور مقاومت به عنوان جزء لاینفک راهبردی، اورانیوم های 60 درصد، و تبحر در جنگ نامتقارن، امکان موازنه فشارهای مهلک آمریکا را به دست آورده است.
وی افزود: فقدان یا خنثی سازی اهرمهای ایران علاوه بر اینکه موجب نقض تعهدات آمریکا خواهد شد، احتمالا میتواند موجب بازگشت رویکرد جنگطلبانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران بشود.
دستیابی به توافق نهایی با آمریکا بسیار بعید است
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان در مورد احتمال پذیرش مطالبات اصلی ایران توسط آمریکا و پیشنهادات به مذاکره کنندگان ایرانی تصریح کرد: مسئولان امر مذاکرات بر اساس منافع ملی و منویات مقام معظم رهبری چارچوب مباحث را بررسی و تنطیم مینمایند و عدم عدول از این دو مولفه و عدم عبور از خطوط قرمز ترسیم شده، تلاشهای آمریکا برای موازنه و حتی خنثی سازی اهرم های ایران را سلب مینماید.
به اعتقاد این کارشناس مسائل بینالملل، اولویت در مذاکرات با آمریکا، دستیابی و حفظ یک توافق نبوده، بلکه انعکاس و تثبیت حقوق و دستاوردهای ایران است و این امر صرفا در صورت فاصله گرفتن آمریکا از تصور خصومت آمیز به جمهوری اسلامی ایران، پذیرش ایران به عنوان بازیگری تاثیرگذار در معادلات منطقهای و جهانی، احترام به حقوق ملت ایران و ارجحیت منافع مشترک، امکان پذیر خواهد بود که با توجه به سابقه خصومت آمریکا با ایران و تضاد دکترینی آمریکا و رژیم صهیونی در پذیرش بازیگری جمهوری اسلامی ایران، بعنوان واقعیت موجود، امکان دستیابی به توافقی نهایی و پایدار را غیرممکن میسازد.
فرخانی خاطر نشان کرد: شاخصهای هشداردهنده نظیر لحن ترامپ، حضور ناوگان آمریکا در نزدیکی مرزهای آبی ایران، نقض تعهدات موجود در تفاهمنامه و گشت زنی پهپادهای شناسایی و سوخت رسانها در منطقه حاکی از جدیت آمریکا در دستیابی به توافقی نهایی نیست.
از نظر وی، مجموع این عوامل بنبست در رسیدن توافق احتمالی را نشان میدهد که لزوم مدیریت زمان در طولانی نشدن مذاکرات و عدم بهره بردن کافی آمریکا از بازشدن مقطعی تنگه هرمز را برجسته مینماید.
انتهای پیام/
نظر شما