حمله اخیر ایالات متحده به برخی تأسیسات نظامی ایران که با هدف تضعیف توان دفاعی و ایجاد ناامنی صورت گرفته، در عمل نتایجی خلاف انتظار به بار آورده و بهجای ایجاد شکاف، بر انسجام و اتحاد ملی ایرانیان افزوده است. این رویداد بار دیگر نشان داد که تهدیدات خارجی چگونه میتواند اراده ملت ایران را برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور بیشازپیش تقویت کند.
حملات نظامی ایالات متحده به خاک ایران در بستری از تنشهای منطقهای و فشارهای فزاینده بر کشور صورت پذیرفته است. این اقدام که با توجیهاتی چون مقابله با «رفتارهای بیثباتکننده» ایران از سوی مقامات واشنگتن مطرح شده، موجی از واکنشهای داخلی و بینالمللی را به همراه داشته است. با این حال، نگاهی به تاریخ معاصر ایران و همچنین واکنشهای فعلی جامعه، بیانگر این واقعیت است که اراده ملت برای دفاع از کشور نه تنها سست نشده، بلکه در برابر چنین فشارهایی استحکام بیشتری یافته است.
مرور تاریخ ایران گواه آن است که در بزنگاههای تاریخی و در مواجهه با تهدیدات خارجی، ملت ایران همواره توانسته است با اتکا به همبستگی و اتحاد خود از گردنههای صعبالعبور عبور کند. تجارب گذشته، از جمله دوران جنگ تحمیلی، نشان داده است که فشارهای بیرونی بهجای ایجاد تفرقه و ازهمگسیختگی، اغلب موجب تقویت حس میهنپرستی، همبستگی ملی و وفاداری به آرمانهای انقلاب اسلامی شده است. مردم ایران با درک عمیق از موقعیت ژئوپلیتیکی حساس کشور و ارزشهای بنیادین استقلال و تمامیت ارضی، تهدیدات خارجی را نه بهعنوان عاملی برای تضعیف، بلکه بهمثابه محرکی برای انسجام بیشتر تلقی میکنند. این روحیه ریشه در فرهنگی دارد که در طول قرنها، مقاومت در برابر بیگانگان را بهعنوان یک اصل بنیادین پذیرفته است.
رفتارشناسی تاریخی ایرانیان در مواجهه با تهدیدات خارجی، الگویی تکرارشونده را به نمایش میگذارد. در حافظه جمعی این ملت، مرز باریک و دقیقی میان «نقد عملکردها» و «دفاع از تمامیت ارضی» وجود دارد. جامعه ایران در شرایط عادی، فضایی پویا و گاهی پُرتنش برای گفتوگوهای داخلی است، اما همین جامعه در مواجهه با کنشهای تهدیدآمیز خارجی، بهشکلی خودجوش به سمت نوعی «همگرایی دفاعی» حرکت میکند. این پدیده نه لزوماً بهمعنای تأیید تمامی سیاستها، بلکه بازتابی از یک غریزه بقای ملی است که در مواجهه با ناامنی خارجی، تفاوتهای داخلی را به حاشیه میراند.
اگرچه حملات نظامی و تحریمهای اقتصادی ناگزیر میتوانند تأثیرات کوتاهمدتی بر اقتصاد کشور داشته باشند، اما قدرت تابآوری اقتصاد ایران و تجارب موفق در مدیریت بحرانهای مشابه نشان میدهد که این اثرات قابل مهار بوده و قادر به ایجاد فروپاشی نخواهد بود. مهمتر از ابعاد اقتصادی، در چنین شرایطی تمرکز جامعه بر مسائل حیاتی امنیت ملی موجب میشود تا بسیاری از اختلافات و تنشهای داخلی به حاشیه رانده شده و اولویت اصلی، یعنی حفظ یکپارچگی و امنیت کشور، بر تمامی مسائل دیگر سایه افکند. این همگرایی خود بهمثابه یک سرمایه اجتماعی بزرگ در برابر فشارهای خارجی عمل میکند.
حمله آمریکا به زیرساختهای نظامی ایران، هرچند با نیات تضعیفکننده صورت گرفته، اما در عمل سودی برای طراحان آن نداشته است. این اقدام بهجای ایجاد شکاف در صفوف ملت ایران، باعث تقویت هرچه بیشتر اتحاد ملی، افزایش حس وفاداری به وطن و اراده جمعی برای دفاع از استقلال و منافع کشور شده است. ملت ایران با اتکا به ریشههای تاریخی، فرهنگ مقاومت و ارادهای که در طول سالها آزمون خود را پس داده، ثابت کرده است که تهدیدات خارجی نه تنها قادر به تضعیف آن نیست، بلکه همواره بهمثابه عاملی برای انسجام بیشتر و اثبات حقانیت مسیر پیموده شده عمل کرده است. این اتحاد سپری ناگسستنی در برابر هرگونه تجاوز خارجی است و آمریکا و متحدانش در محاسبات خود باید این حقیقت بنیادین را در نظر بگیرند.
میترا عوضپور فعال دانشجویی*
انتهای یادداشت/
نظر شما