به گزارش خبرنگار ورزشی ایسکانیوز، برای تماشاگر، پایان جام جهانی همان لحظهای است که جام قهرمانی بالا میرود. بعد از آن میتوان تلویزیون را خاموش کرد، چند روزی از فوتبال فاصله گرفت و منتظر آغاز لیگها ماند. برای بازیکن اما ماجرا به این سادگی نیست. او از اردوی تیم ملی خارج میشود، به شهری دیگر پرواز میکند و خیلی زود باید خودش را به باشگاه برساند؛ برای آزمایشهای پزشکی، تمرینات پیشفصل، سفرهای تبلیغاتی و مسابقاتی که از پیش در تقویم ثبت شدهاند.
فینال جام جهانی ۲۰۲۶ روز نوزدهم ژوئیه برگزار شد. مسابقاتی که برای نخستین بار با ۴۸ تیم و در سه کشور برپا شد، ۳۹ روز طول کشید و تیمهای راهیافته به مراحل پایانی، هشت مسابقه انجام دادند. بازیکنی که تا نیمهنهایی یا فینال پیش رفت، فقط هشت بار وارد زمین نشد. او بیش از یک ماه در اردو ماند، میان شهرهای مختلف سفر کرد، با تغییر ساعت و آبوهوا کنار آمد و زیر فشار سنگین رسانهای و روانی زندگی کرد. این فشار در پایان یک فصل طولانی به او تحمیل شد، نه در ابتدای فصلی که بدن هنوز تازه است.
پیش از جام جهانی، بسیاری از همین بازیکنان در لیگهای داخلی، جام حذفی، رقابتهای قارهای و مسابقات ملی حضور داشتند. اتحادیه جهانی بازیکنان حرفهای در ماه مه درباره افزایش فشار کاری در سال جام جهانی هشدار داد و بازیکنان آرسنال را نمونهای از فوتبالیستهایی دانست که به دلیل صعود در چند رقابت مختلف، با خطر فرسودگی و مصدومیت روبهرو شدهاند. موفقیت در فوتبال امروز یک تناقض عجیب دارد: هرچه تیم بهتر نتیجه بگیرد، بازیکنانش بیشتر بازی میکنند و کمتر فرصت استراحت دارند.
در گذشته، تابستان برای بیشتر فوتبالیستها معنای روشنتری داشت. فصل باشگاهی تمام میشد و حتی در سالهای برگزاری جام جهانی، بازیکن بعد از مسابقات ملی چند هفتهای از فوتبال فاصله میگرفت. اکنون تقویم مثل یک خط ممتد شده است. لیگ قهرمانان و دیگر رقابتهای باشگاهی از نخستین هفتههای تابستان وارد مراحل مقدماتی میشوند، باشگاههای بزرگ تورهای پیشفصل را در قارههای دیگر برگزار میکنند و لیگهایی که تقویم متفاوت دارند، همچنان در جریاناند. فوتبال جایی برای خلأ باقی نگذاشته است.
غیبت لیونل مسی و رودریگو دیپل در مسابقه ستارگان لیگ آمریکا، تنها چند روز پس از فینال جام جهانی، نمونهای کوچک اما گویاست. آنها با استفاده از مقررات حمایتی مربوط به بازیکنان حاضر در جام جهانی، اجازه پیدا کردند برنامه بازیابی جداگانهای داشته باشند. اصل این تصمیم منطقی بود، اما خود ماجرا نشان میداد فاصله میان پایان یک تورنمنت بزرگ و بازگشت به برنامه باشگاهی تا چه اندازه کوتاه شده است. بازیکن هنوز از فشار جام جهانی بیرون نیامده، اما نامش در فهرست مسابقه بعدی دیده میشود.
مدافعان تقویم فعلی معمولاً به دستمزد بالای فوتبالیستها اشاره میکنند. استدلال ساده است: بازیکنی که میلیونها دلار یا یورو درآمد دارد، باید آماده مسابقات بیشتر باشد. اما دستمزد بالا، ساختار بدن انسان را تغییر نمیدهد. عضله و مفصل با قرارداد تجاری سازگار نمیشوند. خستگی انباشته فقط به معنای دویدن کمتر در دقایق پایانی نیست؛ میتواند واکنش بازیکن را کند کند، تصمیمگیری را مختل کند و احتمال آسیبدیدگی را بالا ببرد.
نگرانی فقط از بیرون فوتبال مطرح نشده است. فیفا و اتحادیه بازیکنان در خرداد امسال توافقی امضا کردند که یکی از محورهایش بررسی رفاه بازیکنان و دورههای استراحت بود. قرار است نمایندگان بازیکنان، باشگاهها و لیگها درباره تغییرات تقویم و استانداردهای رفاهی مذاکره کنند. اینکه چنین توافقی لازم شده، خود نشانهای است از اینکه مسئله دیگر یک گلایه پراکنده نیست؛ فشار مسابقات به یکی از بحرانهای اصلی فوتبال حرفهای تبدیل شده است.
با این حال، منطق اقتصادی فوتبال در جهت دیگری حرکت میکند. مسابقه بیشتر یعنی حق پخش بیشتر، بلیت بیشتر، قرارداد تبلیغاتی بیشتر و روزهای بیشتری که فوتبال در صدر توجه عمومی قرار میگیرد. جام جهانی از ۶۴ مسابقه به ۱۰۴ مسابقه رسیده و درآمدهای بیسابقهای ایجاد کرده است. موفقیت تجاری این دوره، مدیران را به این نتیجه میرساند که بازار هنوز ظرفیت گسترش دارد؛ اما پرسش این است که این گسترش تا کجا میتواند ادامه پیدا کند، بیآنکه کیفیت مسابقات و سلامت بازیکنان را قربانی کند.
خستگی همیشه در تصویر تلویزیونی آشکار نیست. بازیکن حرفهای یاد گرفته با درد بازی کند، انرژیاش را تقسیم کند و حتی در روزی که بدن همراهی نمیکند، عملکرد قابلقبولی داشته باشد. ممکن است گل بزند و بهترین بازیکن زمین شود، اما چند روز بعد با آسیب عضلانی از میدان دور بماند. فوتبال فقط لحظه درخشش را ثبت میکند؛ هزینهای که برای رسیدن به آن لحظه پرداخت شده، اغلب بیرون قاب میماند.
این وضعیت برای تماشاگر هم بیهزینه نیست. مسابقات بیشتر الزاماً به معنای فوتبال بهتر نیست. وقتی بازیکنان خسته باشند، سرعت و کیفیت بازی پایین میآید و مصدومیت ستارهها، مهمترین دیدارها را از جذابیت تهی میکند. فوتبال ممکن است از نظر تعداد روزهای مسابقه بزرگتر شود، اما از نظر کیفیت چیزی از دست بدهد.
جام جهانی به پایان رسیده است، اما کفشها هنوز فرصت خشکشدن پیدا نکردهاند. بازیکنان دوباره به تمرین بازمیگردند و فصل تازه آغاز میشود؛ فصلی که فقط روی کاغذ تازه است. برای بدنهایی که از لیگ، جام حذفی، رقابت قارهای و جام جهانی عبور کردهاند، همه اینها ادامه همان فصل قبلی است؛ فصلی که سوت پایانش دیگر شنیده نمیشود.
انتهای پیام/
نظر شما