به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، وقتی از «پیادهروی اربعین» سخن میگوییم، از یک رویداد مذهبی صرف حرف نمیزنیم. ما درباره بزرگترین گردهمایی انسانی در تاریخ بشریت سخن میگوییم؛ پدیدهای که معادلات جامعهشناختی را برهم زده است. میلیونها انسان، فارغ از رنگ پوست، نژاد، زبان و حتی مذهب، کیلومترها مسیر را به عشق یک نام میپیمایند؛ حسین (ع). این رخداد، فراتر از یک آیین سنتی، یک پیام سیاسی و فرهنگی است که در میان سکوت معنادار جریانهای رسانهای غرب، در حال تبدیل شدن به یک جریان تاریخی است؛ جریانی که شواهد و روایات آن را مقدمهای برای ظهور عدالتگستر موعود میدانند. اما آیا ما حق این روایت را ادا کردهایم؟
نکته شگفتانگیز اربعین، در تکثر آن است. در جاده نجف به کربلا، شما شاهد افرادی هستید که از ایران، لبنان، سوریه، روسیه، آفریقا، از دل اروپا و حتی آمریکا، راهی این سفر شدهاند. اینجا زبان مشترک، نه زبان دیپلماتیک، بلکه زبان دل است. زائرانی که نه به عنوان توریست، بلکه به عنوان دلداده قدم در این مسیر میگذارند.
در این میان، نقش ایرانیان به واسطه همسایگی و پیوند عمیق تاریخی و مذهبی با عراق، نقشی ویژه است. ارادت ایرانیان به خاندان اهلبیت (ع) باعث شده تا مرزهای جغرافیایی کمرنگ شوند و این دو ملت، در قامت یک امت واحد ظاهر شوند. این پیوند نه در پروتکلهای رسمی، بلکه در موکبهای بین راه، جایی که یک ایرانی و یک عراقی، بدون دانستن زبان یکدیگر، برای پذیرایی از زائر با هم رقابت میکنند، معنا پیدا میکند.
نمیتوان از اربعین نوشت و از سخاوت مردم عراق سخن نگفت. مردمانی که در طول سال، جانکاه کار میکنند و پسانداز میکنند تا در روزهای اربعین، خادم زائران باشند. این یک اقتصاد مبتنی بر عشق است؛ اقتصادی که در هیچ کتاب درسی تدریس نمیشود. آنها میزبانانی هستند که نه تنها خانههایشان، بلکه جانشان را به روی زائران میگشایند. ثبت این لحظات، ثبت انسانیت متعالی در دنیایی است که روز به روز سردتر و مادیتر میشود.

بسیاری میپرسند چرا این همه تاکید بر رسانهای کردن اربعین وجود دارد؟ پاسخ در «صدور پیام» نهفته است. دنیا تشنهی شنیدن روایتی از حقیقت است که در آن، قدرت نه در اسلحه، که در ایثار باشد. اربعین، تنها یک پیادهروی نیست؛ یک بیانیه علیه بیعدالتی است. ما در عصر جنگ روایتها زندگی میکنیم، دشمنان حقیقت، با ابزارهای رسانهای عظیم، سعی در تحریف واقعیتها دارند و اگر اربعین در ویترین رسانههای جهانی قرار نگیرد، این ظرفیت عظیم بشری در حصر رسانهای باقی میماند.
وقتی ما از ثبت و ضبط ابعاد مختلف این ابر همایش حرف میزنیم، منظورمان تولید محتوایی است که بتواند از سد سانسور رسانهای بگذرد. مستندهایی که عمق درونی مسافران کربلا را به تصویر بکشد، کتاب، سفرنامه و دلنوشتههایی که احساسات فرامرزی این رویداد را به زبان مشترک هنر درآورد و فضای مجازی که باید میدان اصلی نبرد روایتها باشد؛ جایی که هر زائر، یک خبرنگار است.
اگر این خروش مردمی که روایات آن را مقدمهی ظهور میدانند، به درستی روایت نشود، خلاء آن را روایتهای مخدوش پر خواهند کرد. رسانه، آیینه است؛ اگر آیینه را کدر نگه داریم، حقیقت این همایش عظیم، در غبار فراموشی تاریخی دفن خواهد شد.
اکنون نوبت فعالان رسانهای است. این میدان، جای کار بسیار دارد. عکاسان باید به دنبال لحظاتی باشند که خستگی با لبخند در هم آمیخته است. مستندسازان باید به عمق موکبهای چادری و خانگی بروند و نویسندگان باید خاطرات کسانی را ثبت کنند که از دوردستترین نقاط دنیا خود را به این اقیانوس رساندهاند.
رسانهها نباید صرفاً به پوشش خبری تعداد زائران بسنده کنند. این آمارها گرچه خیرهکنندهاند، اما روح ماجرا را بیان نمیکنند. روح اربعین در تغییرات درونی زائران و شوق خدمت میزبانان است. هر فعال رسانهای، فارغ از سبک کاریاش، در این جاده نقشی دارد. یکی با قلم، یکی با تصویر و دیگری با تدوین روایتهای شفاهی. اربعین، «دایرهالمعارف بیداری بشر» است. نباید اجازه دهیم این کتاب بزرگ، بدون نویسنده باقی بماند.
اربعین یک رویداد در زمان حال نیست؛ اربعین، یک رویداد آیندهنگر است. حرکتی که آرامآرام در حال شکل دادن به نظم نوین جهانی است. کسانی که امروز در این مسیر قدم میزنند، در واقع سفیران یک تمدن نوین هستند. وظیفه ما در این مقطع تاریخی، تنها حضور در پیادهروی نیست؛ بلکه روایت صادقانه، هنرمندانه و پرقدرت این حضور است. اگر امروز ما روایت نکنیم، فردا آیندگان از ما خواهند پرسید «وقتی بزرگترین جریان انسانی تاریخ شکل میگرفت، شما کجا بودید و چه نوشتید؟»
یکی از نقاط ضعف پوشش رسانهای اربعین به این برمیگردد که تولیدات از جمله، عکس، فیلم و دل نوشته صرفا به فضای مجازی محدود شده که آن هم با به پایان رسیدن اربعین رفته رفته فروکش میکند و در یکی دو سال اخیر شاهد موجی از تولیدات ضعیف و سخیف بلاگرها و حجاب استایلها هستیم که نه تنها هیچ جلوهای از این پیادهروی عظیم الشان را روایت نمیکند بلکه در برخی موارد دستمایه رسانههای معاند شده است.

تولیدات ارزشمند و ماندگاری مانند فیلمهای مستند، سریال، فیلم کوتاه، کتاب و سفرنامه، شعر، عکس و... میتواند به خوبی باعث انتقال این میراث معنوی به نسلهای بعدی باشد که لزوم این امر اهتمام جدیتر فعالین فرهنگی و رسانهای و همچنین دستگاههای متولی است تا راه را برای تولید کنندگان این آثار هموار کنند.
برخی از فعالین شبکه ایکس نیز در خصوص این رفتار ناهنجار بلاگرها و حجاب استایلها واکنشهایی داشتند.
زهرا زمانی از فعالین شبکه ایکس چنین نوشت:
کاش یکی به بلاگرها بفهمونه ما برای جذابیت اربعین هیچ احتیاجی به این کارهاتون نداریم

مهران از دیگر کاربران ایکس در صفحه خود چنین نوشت:
امیدوارم ریشه هرچی مذهبی صورتی و حجاب استایل و بلاگره خشک بشه که حتی به مسیر پیاده روی اربعین هم رحم نکردن!

محدثه مختاری در صفحه ایکس خود نوشت:
خانمهای بلاگر حجاب استایل...
دست از سر اربعین بردارید
اربعین جای بیزینس و پاساژگردی نیست
از «دیده شدن» کم کنید و به «دیدن» برسید
نجف تا کربلا راه خودسازی است نه خودنمایی

سعید خسروشاهی نیز در ایکس چنین واکنش نشان داد:
بعضی بلاگرها هنوز نتوانستهند زندگی واقعی خودشان را روایت کنند؛ حالا آمدهاند راوی اربعین شوند
اربعین با فیلتر و سناریو روایت نمی شود؛ با فهم و صداقت رعایت میشود!

اکانت ایران دوست با تاکید سه باره نوشت:
بلاگرای اربعینی؛ خواهشا متوقف بشید. باتشکر

عبدالمجید خراقانی نیز چنین واکنشی داشت:
سفر اربعین
هم جای زنان است
هم جای مردان است
هم جای دختران است
هم جای پسران است
فقط و فقط جای بلاگرهای حجاب استایل نیست

بگذارید جهانیان بدانند که در خاورمیانه، در جادههای خاکی بین نجف و کربلا، چه شعلهای در حال فروزان شدن است. چرا که این خروش، تنها یک پیادهروی میلیونی نیست؛ صدای پای لشکری است که برای جهانی دیگر، جهانی آکنده از عدل و معنویت، آماده میشود. برای این راه، نه تنها یک عمر، بلکه هزاران قلم و هزاران دوربین هم کم است. اربعین را باید در تاریخ جهان حک کرد.
انتهای پیام/
نظر شما