به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کرمان؛ تصویر عمومی از حاجقاسم سلیمانی بیشتر با میدانهای نظامی، فرماندهی عملیات و حضور در عرصههای سخت گره خورده است، اما بخشی کمتر روایتشده از زندگی و نگاه او، به رسانه، قلم و نقش خبرنگار در جامعه بازمیگردد. او رسانه را صرفاً محلی برای درج خبر یا بازتاب رویدادها نمیدانست، بلکه آن را یکی از اجزای اصلی میدان اثرگذاری و بستری برای شکل دادن به افکار عمومی، ثبت واقعیتها و طرح مطالبات مردم تلقی میکرد.
سابقه مدیرمسئولی حاجقاسم در نشریه ثارالله، تنها یک عنوان رسمی یا مسئولیت اداری نبود. آنچه از روایت سردبیر سابق این نشریه برمیآید، نشان میدهد او نسبت به کار رسانهای، کارکرد مطبوعات و ویژگیهای فرد رسانهای نگاه مشخص و منظمی داشت. در این نگرش، خبرنگار تنها انتقالدهنده رویداد نبود، بلکه باید نسبت به هدف خود شناخت و اعتقاد داشته باشد و از قدرت تحلیل و تشخیص برخوردار باشد.
به روایت یزدینژاد، حاجقاسم معتقد بود فرد رسانهای باید به هدف خود توجه و باور داشته باشد. این اعتقاد، به معنای آن بود که خبرنگار پیش از نوشتن و انتشار، بداند برای چه مینویسد، چه مسئولیتی در برابر مخاطب دارد و نوشته او چه تأثیری بر جامعه میگذارد. از نظر او، فعالیت رسانهای بدون هدف و شناخت، نمیتوانست به نقشی مؤثر و سازنده منجر شود.
صداقت و امانتداری از مهمترین ویژگیهایی بود که حاجقاسم برای رسانه و خبرنگار ضروری میدانست. در نگاه او، رسانه باید واقعیت را بدون تحریف و خیانت در امانت به مخاطب منتقل کند. اعتبار رسانه نه با هیاهو و انتشار مطالب پرسر و صدا، بلکه با اعتماد مخاطب شکل میگیرد و این اعتماد نیز زمانی به دست میآید که خبرنگار خود را در برابر حقیقت مسئول بداند.
جامعنگری نیز یکی دیگر از اصول مورد تأکید او بود. فرد رسانهای نباید تنها بخشی از یک مسئله را ببیند یا با نگاهی محدود درباره رویدادها قضاوت کند. بررسی ابعاد مختلف موضوع، شناخت زمینهها و پرهیز از نگاه تکبعدی، از ویژگیهایی است که میتواند روایت رسانهای را دقیقتر و منصفانهتر کند. رسانهای که جامع فکر نمیکند، ممکن است ناخواسته واقعیت را ناقص یا نادرست به جامعه منتقل کند.
قدرت تحلیل و بصیرت نیز در این نگاه جایگاهی اساسی داشت. حاجقاسم خبرنگار را فردی نمیدید که صرفاً مجموعهای از اطلاعات را دریافت و بازنشر کند. خبرنگار باید بتواند میان دادهها ارتباط برقرار کند، پیامدهای یک رویداد را بفهمد و از سطح خبر عبور کند. این توان تحلیلی به رسانه کمک میکند تا در مواجهه با اتفاقات، تنها بازگوکننده نباشد و بتواند به درک بهتر مخاطب از مسائل کمک کند.
تأکید بر خودآگاهی و شناخت دوست و دشمن نیز بخشی از نگرش رسانهای حاجقاسم بود. از نظر او، قلم زمانی میتواند نقش واقعی خود را ایفا کند که نویسنده نسبت به موقعیت، مسئولیت و محیط پیرامون خود آگاهی داشته باشد. خبرنگاری که مرز میان دوست و دشمن را نشناسد یا نسبت به اهداف جریانهای مختلف بیتوجه باشد، ممکن است در بزنگاهها نتواند تصمیم درستی بگیرد.
مطالبهگری در نگاه حاجقاسم نیز معنا و حدود مشخصی داشت. او اصل مطالبهگری را ضروری میدانست، اما تأکید داشت این رویکرد نباید به مچگیری یا تهدید تبدیل شود. رسانه باید سؤال بپرسد، مشکلات را مطرح کند و عملکرد مسئولان را مورد بررسی قرار دهد، اما این وظیفه نباید با تخریب، تسویهحساب یا ایجاد فشار غیرحرفهای اشتباه گرفته شود.
این مرزبندی، تصویری از رسانه مسئول ارائه میکند؛ رسانهای که نه در برابر کاستیها سکوت میکند و نه مطالبهگری را به ابزاری برای ضربه زدن تبدیل میسازد. چنین رسانهای هم روایت میکند، هم پرسش میسازد و هم پاسخ میخواهد، اما در همه این مراحل، اخلاق حرفهای و منافع جامعه را در نظر میگیرد.
فعالیت رسانهای حاجقاسم به نشریه ثارالله محدود نماند. یزدینژاد روایت کرده است که او نشریات دیگری را که مدافع انقلاب، دلسوز جامعه و دارای حرف و دیدگاه بودند، در کنار یکدیگر جمع میکرد تا مطالبات را بهصورت هماهنگ دنبال کنند. این اقدام نشان میدهد او رسانه را مجموعهای پراکنده و منفرد نمیدید و به ظرفیت همکاری و همافزایی میان نشریات باور داشت.
در این نگاه، رسانههای مختلف میتوانستند با حفظ هویت خود، حول مسائل مهم جامعه در کنار یکدیگر قرار گیرند. هدف از این همراهی، تبلیغ یک مجموعه خاص نبود، بلکه ایجاد توان بیشتر برای طرح مسائل، انتقال دغدغهها و مطالبه از مسئولان بود. چنین رویکردی، از رسانه تصویری فراتر از ابزار تبلیغ ارائه میکرد.
حاجقاسم را نمیتوان تنها در یک قاب دید. او فرمانده میدان بود، اما با رسانه و ضرورت روایت بیگانه نبود. مدیرمسئول یک نشریه بود، اما نگاهش در همان صفحات محدود باقی نمیماند. مطالبهگری را ضروری میدانست، اما با مچگیری و تهدید مرزبندی داشت. این چندوجهی بودن، تصویری متفاوت از شخصیتی ارائه میدهد که بیشتر با لباس نظامی و صحنههای عملیاتی شناخته شده است.
نشریه ثارالله نیز در این روایت، تنها یک رسانه معمولی نبود. این نشریه به گفته سردبیر سابق خود، خاطرات رزمندگان را ثبت میکرد و در کنار آن، از مسئولان مطالبه داشت. ثبت تجربهها و خاطرات، بخشی از حفظ حافظه تاریخی جامعه بود و مطالبهگری نیز پیوند رسانه را با مسائل روز مردم حفظ میکرد.
در روز خبرنگار، بازخوانی این بخش از زندگی و اندیشه حاجقاسم میتواند معنای دیگری از فعالیت رسانهای را پیش روی خبرنگاران قرار دهد. رسانه از این منظر نه فقط محل انتشار اخبار، بلکه سنگری برای حقیقت، آگاهی، تحلیل و مسئولیت اجتماعی است. خبرنگار نیز تنها نویسنده خبر نیست، بلکه امانتدار واقعیت و مطالبهگر مسئولانه جامعه است.
حاجقاسم بهخوبی میدانست میدان همیشه جایی نیست که در آن گلوله شلیک شود. گاهی میدان، صفحهای است که باید حقیقت در آن نوشته شود؛ صفحهای که میتواند خاطره یک نسل را حفظ کند، مسئلهای را به گوش مسئولان برساند و از فراموش شدن یک مطالبه جلوگیری کند.
خبرنگار: زهرا اسکندری
انتهای خبر/
نظر شما