به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، آینده دانشگاه معمولاً با ساختمانهای تازه، آزمایشگاههای جدید یا فناوریهایی که هنوز به کلاس درس راه پیدا نکردهاند تصور میشود؛ اما آیندهنگری دانشگاهی در مقیاس چند دهه، مسئلهای بسیار بزرگتر است.
پرسش این نیست که یک دانشگاه در سالهای آینده چند ساختمان خواهد داشت، بلکه این است که چگونه باید آموزش بدهد، چه پژوهشی تولید کند، با شهر و منطقه چه نسبتی داشته باشد و منابعش را چگونه مصرف کند تا در برابر تغییرات اقتصادی، اجتماعی، فناورانه و محیطزیستی تابآور بماند.
در این راستا ایسکانیوز افق ۲۰۵۰ در برنامهریزی دانشگاه ماساچوست امهرست را بررسی کرده است؛ نه بهعنوان پیشگویی درباره آینده، بلکه بهعنوان تلاشی برای وارد کردن آینده به تصمیمهای امروز.
برنامه جامع کالبدی دانشگاه که در سال ۲۰۱۲ تدوین شد، افقی تا سال ۲۰۵۰ برای توسعه بلندمدت پردیس ترسیم کرد که در ادامه به بررسی چزئیات آن پرداختهایم.
دانشگاهی که افقش را تا ۲۰۵۰ کشیده است
بر اساس صفحه رسمی برنامهریزی دانشگاه ماساچوست امهرست، برنامه جامع کالبدی دانشگاه در سال ۲۰۱۲ چارچوب توسعه پردیس را تا سال ۲۰۲۰ و فراتر از آن، تا افق ۲۰۵۰، ترسیم کرده است.
بر اساس این سند، برنامهریزی بلندمدت دانشگاه از یک مسئله ساده شروع شده بود؛ اینکه چگونه میتوان پردیسی را توسعه داد که هم ظرفیت لازم برای آموزش و پژوهش آینده را داشته باشد و هم کیفیت محیطی و اجتماعی خود را از دست ندهد؟ برنامه بیش از یک میلیون فوت مربع فضای جدید را برای نیازهای آموزشی و پژوهشی دهه بعد پیشبینی کرده بود و در عین حال تصویری بلندمدتتر، در حدود هفت میلیون فوت مربع ظرفیت احتمالی اضافه، ترسیم کرد. اما نکته مهمتر از این اعداد، الگویی بود که برای توسعه پیشنهاد شد: پردیسی فشردهتر، متصلتر و کماتلافتر که در آن پیادهروی، استفاده مشترک از منابع، فضاهای باز و همکاری میان افراد و رشتهها بخشی از طراحی آینده دانشگاه باشند.
وقتی ساختمان، ابزار مأموریت میشود
بر اساس برنامه جامع دانشگاه، کالبد قرار نیست مستقل از مأموریت علمی دانشگاه رشد کند. در این الگو، فضاهای آموزشی، پژوهشی و اجتماعی باید به گونهای کنار هم قرار گیرند که همکاری، یادگیری خارج از کلاس و فعالیتهای پژوهشی را تقویت کنند. دانشگاه بهجای گسترش بیقاعده، الگوی «هسته فشرده» را در اطراف فضاهای اصلی پردیس دنبال کرده است؛ الگویی که هم رفتوآمد پیاده را آسانتر میکند و هم استفاده مشترک از زیرساختها را افزایش میدهد. به این ترتیب، مسئله کالبدی مستقیماً به مسئله آموزشی و پژوهشی تبدیل میشود: اینکه دانشجو و پژوهشگر چگونه در یک محیط مشترک با یکدیگر برخورد کنند و ایدهها چگونه میان فضاهای مختلف حرکت کنند.
بر اساس گزارش رسمی دانشگاه، این برنامه حاصل یک فرایند نسبتاً گسترده مشارکت نیز بوده است. دانشگاه در فاصله سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ بیش از ۹۰ رویداد با حضور دانشجویان، استادان، کارکنان، جوامع میزبان و نمایندگان منطقه برگزار کرد و از نظرسنجیهای اینترنتی و ابزارهای مشارکت عمومی نیز استفاده شد. بنابراین افق بلندمدت پردیس صرفاً در اتاقهای مدیریتی دانشگاه طراحی نشده بود؛ گروههایی بیرون از ساختار اداری دانشگاه نیز در شکلگیری آن مشارکت داشتند.
افق ۲۰۵۰ از انرژی جدا نیست
بر اساس برنامه جامع انرژی دانشگاه، نگاه بلندمدت ماساچوست امهرست به زیرساخت فقط به ساخت ساختمان محدود نمیشود. برنامه انرژی جامع، یک چشمانداز ۵۰ ساله برای تولید، انتقال و مصرف کارآمد و قابل اتکای انرژی در پردیس در نظر گرفته است. این موضوع اهمیت ویژهای دارد، زیرا پردیس دانشگاه مجموعه بزرگی از فضاهای آموزشی، مسکونی، پژوهشی، ورزشی و اداری را دربر میگیرد و تصمیمهای زیرساختی امروز میتوانند دههها بر هزینه، مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانهای اثر بگذارند.
بر اساس برنامه کاهش کربن دانشگاه، این نگاه بعدها به یک هدف مشخصتر رسید؛ حرکت به سمت تأمین ۱۰۰ درصد انرژی مورد نیاز گرمایش، سرمایش و برق پردیس از منابع تجدیدپذیر. مطالعه فنی دانشگاه در سال ۲۰۲۱ نتیجه گرفت که دستیابی به چنین سیستمی از نظر فنی امکانپذیر است و دانشگاه در ادامه هدف خود را برای گذار به انرژی تجدیدپذیر تا حدود سال ۲۰۳۲ اعلام کرد؛ یعنی حتی زودتر از هدف کربنزدایی ایالت ماساچوست در ۲۰۵۰.
۲۰۵۰، مقصد نیست؛ خطکش تصمیمهای امروز است
بر اساس صفحه رسمی برنامهریزی دانشگاه، برنامههای راهبردی دانشگاه معمولاً افقهای پنج تا دهساله دارند و تغییرات راهبردی در طول زمان باید در برنامهریزی کالبدی نیز بازتاب پیدا کند. به همین دلیل، برنامه ۲۰۱۲ را نمیتوان یک نقشه ثابت دانست که دانشگاه قرار است تا سال ۲۰۵۰ دقیقاً همان را اجرا کند؛ بلکه باید آن را چارچوبی برای تصمیمگیری بلندمدت دانست که با تغییر مأموریت دانشگاه و شرایط جدید، بهروزرسانی میشود. دانشگاه نیز در سالهای بعد، ارائههای عمومی و بهروزرسانیهای مختلفی برای برنامه جامع پردیس منتشر کرده است.
افق ۲۰۵۰ ماساچوست امهرست را نباید صرفاً در تعداد ساختمانها، مساحت پردیس یا پروژههای عمرانی جستوجو کرد. اهمیت واقعی آن در این است که دانشگاه تلاش کرده تصمیمهای امروز را با مسائلی که قرار است دههها بعد وجود داشته باشند پیوند بزند؛ از شکل توسعه پردیس و جابهجایی گرفته تا انرژی، تابآوری، آموزش، پژوهش و رابطه دانشگاه با جامعه اطراف.
بر اساس برنامه راهبردی دانشگاه نیز این نگاه در سطحی فراتر از کالبد دنبال میشود. دانشگاه ماساچوست امهرست خود را یک دانشگاه زمیناعطایی و یک نهاد متعهد به مشارکت اجتماعی معرفی میکند و در برنامه راهبردی خود بر همکاری با جوامع، دولت، کسبوکارها و صنایع برای مواجهه با چالشهای محیطی، اجتماعی، اقتصادی و فناورانه تأکید دارد.
پیادهروی، بخشی از طراحی آینده
بر اساس برنامه جامع کالبدی دانشگاه ماساچوست امهرست، یکی از اصول اصلی توسعه بلندمدت پردیس، ایجاد محیطی فشرده، پیادهمحور و متصل است. در این الگو، ساختمانهای جدید نباید صرفاً به انتهای پردیس اضافه شوند؛ بلکه توسعه باید در امتداد هسته موجود و در نزدیکی فضاهای آموزشی، پژوهشی و اجتماعی اتفاق بیفتد تا فاصله میان کاربریها کاهش پیدا کند. این رویکرد، هم نیاز به جابهجایی با خودرو را کمتر میکند و هم امکان شکلگیری تعاملات روزمره میان دانشجویان و استادان را افزایش میدهد.
بر اساس همان برنامه، شبکه پیاده دانشگاه باید بهعنوان یکی از عناصر اصلی ساختار پردیس تقویت شود. مسیرهای پیاده، فضاهای باز و میدانهای عمومی در کنار ساختمانها قرار میگیرند تا حرکت در دانشگاه صرفاً انتقال از یک ساختمان به ساختمان دیگر نباشد. این نگاه در طراحی بخشهای جدید پردیس نیز دنبال شده و توسعه ساختمانها با تقویت فضاهای عمومی و مسیرهای پیاده همراه شده است.
دوچرخه و حملونقل کمکربن
بر اساس برنامه جامع حملونقل دانشگاه، افزایش استفاده از شیوههای جایگزین خودرو شخصی یکی از اهداف اصلی مدیریت جابهجایی در پردیس است. دانشگاه برنامههایی برای توسعه زیرساخت دوچرخه، بهبود مسیرهای پیاده و افزایش استفاده از حملونقل عمومی در نظر گرفته است. هدف این سیاستها فقط کاهش ترافیک نیست؛ کاهش مصرف سوخت و انتشار گازهای گلخانهای نیز بخشی از منطق پشت این تغییرات است.
دانشگاه همچنین از برنامههای اشتراک دوچرخه و خدمات حملونقل درونپردیسی استفاده کرده است. بر اساس اطلاعات رسمی حملونقل دانشگاه، شبکه اتوبوس پردیس بخش مهمی از جابهجایی روزانه دانشجویان و کارکنان را پوشش میدهد و ارتباط میان مناطق مسکونی، آموزشی و بخشهای مختلف دانشگاه را برقرار میکند.
در کنار اتوبوس، دانشگاه تلاش کرده مسیرهای دوچرخه و زیرساختهای مربوط به آن را نیز توسعه دهد. این موضوع در برنامههای حملونقل بلندمدت دانشگاه اهمیت دارد، زیرا دانشگاهی با پردیس گسترده نمیتواند صرفاً با افزایش ظرفیت پارکینگ، مسئله جابهجایی را حل کند.
حملونقل عمومی، ستون زندگی روزمره
سامانه اتوبوسرانی دانشگاه ارتباط بین بخشهای مختلف پردیس و برخی نقاط اطراف را برقرار میکند و برای دانشجویانی که بدون خودرو در دانشگاه زندگی میکنند، یکی از اجزای مهم زندگی روزمره محسوب میشود. دانشگاه همچنین خدمات حملونقل ویژه و برنامههای مرتبط با دسترسیپذیری را در کنار شبکه عادی حملونقل ارائه میکند.
این موضوع با ساختار جغرافیایی ماساچوست امهرست اهمیت بیشتری پیدا میکند. دانشگاه در محیطی قرار گرفته که با چند جامعه محلی و شهرهای اطراف ارتباط دارد؛ بنابراین مسئله حملونقل فقط جابهجایی درون پردیس نیست و با رفتوآمد دانشجویان، کارکنان و ساکنان منطقه نیز پیوند دارد.
پردیس بهعنوان یک محله زنده
بر اساس برنامه جامع کالبدی، دانشگاه تلاش کرده است بخشهای مختلف زندگی دانشجویی ــ آموزش، سکونت، فعالیت اجتماعی، ورزش و خدمات ــ در فاصله قابل دسترس از یکدیگر قرار بگیرند. توسعه فضاهای عمومی و سبز نیز بخشی از همین سیاست است. چنین الگویی باعث میشود پردیس در طول روز فقط محل برگزاری کلاس نباشد و در ساعات مختلف، کارکرد اجتماعی و شهری خود را حفظ کند.
برنامه جامع همچنین بر حفظ و تقویت فضاهای باز طبیعی دانشگاه تأکید دارد. این فضاها در کنار ارزش زیستمحیطی، نقش اجتماعی نیز دارند و بخشی از کیفیت زندگی پردیس را تشکیل میدهند. به همین دلیل، توسعه کالبدی قرار نیست تمام زمینهای آزاد دانشگاه را به ساختمان تبدیل کند؛ بخشی از زمین باید بهعنوان فضای باز، مسیر پیاده و محیط طبیعی باقی بماند.
زندگی دانشجویی و مسئله دسترسی
زندگی پردیس تنها به امکانات آموزشی محدود نیست و دانشگاه مجموعهای از خدمات مسکونی، غذایی، ورزشی، سلامت و فعالیتهای اجتماعی را ارائه میکند. وجود این خدمات در نزدیکی محل زندگی و تحصیل، یکی از عواملی است که میتواند نیاز به سفرهای روزانه خارج از پردیس را کاهش دهد.
در همین چارچوب، دسترسیپذیری نیز بخشی از برنامهریزی حملونقل و فضاهای دانشگاه است. دانشگاه خدمات حملونقل ویژه برای افراد دارای معلولیت و نیازهای دسترسی متفاوت ارائه میکند و طراحی مسیرها و فضاهای عمومی نیز باید الزامات دسترسی را رعایت کند.
وقتی حملونقل به مسئله انرژی تبدیل میشود
بر اساس برنامه پایداری دانشگاه، حملونقل یکی از حوزههایی است که مستقیماً با هدف کاهش انتشار گازهای گلخانهای ارتباط دارد. دانشگاه در کنار تغییر الگوی جابهجایی، به سمت استفاده از وسایل نقلیه کمکربنتر در ناوگان خود نیز حرکت کرده است. این اقدامات در کنار برنامههای انرژی و ساختمان، بخشی از رویکرد گستردهتر دانشگاه برای کاهش اثرات زیستمحیطی فعالیتهای روزانه است.
از این دیدگاه، سیاست حملونقل دانشگاه فقط یک برنامه خدماتی برای دانشجویان نیست. هر تصمیم درباره پارکینگ، اتوبوس، مسیر دوچرخه یا فاصله ساختمانها، در نهایت بر میزان انرژی مصرفشده و میزان سفرهای موتوری اثر میگذارد.
دانشگاه در برنامههای خود تلاش کرده فاصله میان کلاس، خوابگاه، خدمات، فضای سبز و فعالیت اجتماعی را کاهش دهد و همزمان سهم خودرو شخصی را در مرکز پردیس محدود کند.
این رویکرد یک پیام مهم برای آینده دارد؛ دانشگاهی که میخواهد مصرف انرژی و انتشار کربن را کاهش دهد، نمیتواند حملونقل را جدا از طراحی پردیس، محل زندگی دانشجویان و نحوه توزیع خدمات بررسی کند. کاهش سفر موتوری زمانی پایدارتر است که خودِ دانشگاه بتواند بخش بیشتری از زندگی روزمره را در فاصلهای قابل دسترس فراهم کند.
دانشگاهی که شهر را بیرون از دیوارهایش میبیند
بر اساس برنامه راهبردی دانشگاه ماساچوست امهرست، «تعامل برای خیر عمومی» صرفاً یک فعالیت جانبی نیست؛ دانشگاه خود را نهادی میداند که باید با جامعه، دولت، کسبوکارها و صنعت همکاری کند و از ظرفیت آموزشی و پژوهشی خود برای پاسخ به مسائل منطقه و ایالت استفاده کند. در همین سند، دانشگاه بر ساختن مشارکتهای بلندمدت و متقابل با ذینفعان بیرونی تأکید کرده است.
این نگاه به رابطه دانشگاه و منطقه، با موقعیت ماساچوست امهرست نیز ارتباط دارد. دانشگاه در منطقهای قرار گرفته که شهرهای امهرست و هادلی و مجموعه گستردهتری از جوامع دره پایونیر را دربرمیگیرد. دانشگاه در توضیح رسمی خود از این منطقه، همکاریهای «دانشگاه ـ شهر» را بخشی از تاریخ بیش از ۱۵۰ ساله خود میداند و تأکید میکند که این روابط علاوه بر اقتصاد، بر کیفیت زندگی، فرهنگ و فرصتهای آموزشی منطقه اثر دارند.
توسعه اقتصادی با دانشگاه به عنوان شریک
بر اساس اعلام رسمی دانشگاه در اوت ۲۰۲۵، ماساچوست امهرست «ابتکار توسعه اقتصادی» را راهاندازی کرده است؛ برنامهای که قرار است از تخصص، نیروی انسانی، نوآوری و شبکه مشارکتهای دانشگاه برای ایجاد اشتغال، کارآفرینی، توسعه نیروی کار، حمایت از کسبوکارهای کوچک و احیای جوامع استفاده کند. این ابتکار قرار است در سطح محلی، منطقهای و ایالتی فعالیت کند و همکاری میان دانشگاه، دولت و رهبران اقتصادی و اجتماعی را تقویت کند.
این نکته اهمیت دارد؛ دانشگاه صرفاً نگفته است که میخواهد به اقتصاد منطقه کمک کند؛ بلکه برای این هدف، یک ساختار سازمانی و سازوکار سنجش اثرگذاری طراحی کرده است.
عددی که اندازه دانشگاه در اقتصاد را نشان میدهد
بر اساس گزارش مؤسسه دوناهو دانشگاه ماساچوست، فعالیتهای دانشگاه در سال مالی ۲۰۲۲ در مجموع ۲.۹ میلیارد دلار فعالیت اقتصادی برای ایالت ماساچوست ایجاد کرده و از بیش از ۱۳٬۲۰۰ شغل خارج از دانشگاه پشتیبانی کرده است. همان گزارش، بازده اقتصادی را در برابر سرمایهگذاری ایالت حدود هفت به یک برآورد کرده است.
این رقم فقط به هزینههای مستقیم دانشگاه محدود نیست و هزینههای عملیاتی، پروژههای عمرانی و مخارج دانشجویان، استادان و کارکنان را نیز دربرمیگیرد. بنابراین نمیتوان تمام ۲.۹ میلیارد دلار را درآمد مستقیم منطقه یا نتیجه تجاریسازی پژوهش دانست؛ اما رقم نشان میدهد یک دانشگاه بزرگ دولتی چگونه میتواند بهعنوان یک بازیگر اقتصادی، فراتر از مرزهای پردیس اثر بگذارد.
گزارش اثرگذاری اجتماعی دانشگاه برای سال تحصیلی ۲۰۲۴–۲۰۲۵ نیز ۲.۹ میلیارد دلار اثر اقتصادی مستقیم و غیرمستقیم را گزارش میکند. در همین گزارش آمده است که ۷۳ درصد دانشجویان کارشناسی از ماساچوست هستند و ۶۴ درصد دانشجویان پس از فارغالتحصیلی در ایالت باقی میمانند؛ دادهای که اهمیت دانشگاه را در تأمین نیروی انسانی منطقه نشان میدهد.
شهر و دانشگاه، مسئولیتهای مشترک
بر اساس توافق راهبردی دانشگاه و شهر امهرست، همکاری میان دو طرف فقط به مسائل دانشگاهی محدود نشده است. توافق چندسالهای که در سال ۲۰۲۳ اعلام شد، حوزههایی مانند ایمنی عمومی، زیرساخت، خدمات شهری، کیفیت زندگی و توسعه اقتصادی را دربرمیگیرد. ارزش کل تعهدات دانشگاه در این توافق ۵ ساله ۵.۵ میلیون دلار اعلام شده است.
بر اساس توافق همکاری دانشگاه و شهر هادلی، رابطه دانشگاه با این جامعه نیز حوزههایی مانند توسعه اقتصادی، حملونقل، برنامهریزی بلندمدت و مسکن را دربرمیگیرد. توافق فعلی که از ژوئیه ۲۰۲۲ تا ژوئن ۲۰۲۷ اعتبار دارد، بر ارتباط منظم میان مدیران دانشگاه و مسئولان شهر و همکاری درباره مسائل مشترک تأکید میکند. دانشگاه همچنین سالانه ۸۵ هزار دلار برای نیازهای جامعه که از طریق فرایندهای برنامهریزی شهری تعیین میشوند، پرداخت میکند.
در همین توافق، مسئله ترافیک مسیر ۹، برنامهریزی بلندمدت، مسکن در دسترس و مقرونبهصرفه و نیازهای اقتصادی مرتبط با دانشجویان و پژوهش دانشگاه نیز مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین رابطه دانشگاه با شهرهای اطراف، فقط به پرداخت منابع مالی محدود نمیشود و مسائل مشترک منطقهای را نیز دربرمیگیرد.
یکی از حوزههای تمرکز آن «پویایی اقتصادی منطقهای» است و دانشگاه در سه حوزه استعداد، توسعه کسبوکار و همکاری، نقشآفرینی میکند. این مدل نشان میدهد مأموریت زمیناعطایی دانشگاه الزاماً به محل استقرار پردیس اصلی محدود نمیشود و میتواند از طریق مراکز منطقهای به شهرهای دیگر نیز امتداد پیدا کند.
دانشگاه؛ بخشی از اکوسیستم شهر
همکاری با جوامع محلی، شرکتها، دولتها، سازمانهای غیرانتفاعی و سایر دانشگاهها قرار است به توسعه کسبوکار، اشتغال و جذب، آموزش و نگهداشت نیروی انسانی کمک کند. در این نگاه، دانشگاه صرفاً ارائهدهنده نیروی متخصص نیست؛ میتواند بخشی از زیرساخت دانشی منطقه باشد.
دادههای مشارکت دانشجویان نیز بخشی از این تصویر را تکمیل میکند. بر اساس شاخصهای رسمی برنامه راهبردی، در سال ۲۰۲۵، ۳۹ درصد دانشجویان سال آخر اعلام کردهاند که در یادگیری خدمتمحور، پروژههای مشارکت اجتماعی یا فعالیت داوطلبانه حضور داشتهاند. همچنین ۶۵۰ کارفرمای منحصربهفرد در نمایشگاههای شغلی دانشگاه حضور داشتهاند.
این دادهها نشان میدهد ارتباط با منطقه تنها در سطح مدیران دانشگاه و مسئولان شهری باقی نمیماند و میتواند به تجربه آموزشی و مسیر ورود دانشجویان به بازار کار نیز متصل شود.
دانشگاه وقتی به زیرساخت منطقه تبدیل میشود
تجربه ماساچوست امهرست نشان میدهد مهمترین تغییر در رابطه دانشگاه و شهر، الزاماً ساخت یک پروژه بزرگ نیست؛ تغییر در تعریف نقش دانشگاه است. دانشگاه خود را بخشی از اکوسیستم اقتصادی و اجتماعی منطقه میبیند و برای این نقش، بهتدریج ساختارهایی مانند ابتکار توسعه اقتصادی، توافقهای رسمی با شهرها و مراکز منطقهای ایجاد کرده است.
اگر این مسیر در افقهای بلندمدت ادامه پیدا کند، دانشگاه میتواند برای منطقه چیزی فراتر از یک کارفرمای بزرگ یا محل تحصیل باشد؛ یک زیرساخت دانشی که دولت محلی برای تصمیمگیری، کسبوکار برای نوآوری، شهر برای حل مسائل و دانشجو برای تجربه واقعی از آن استفاده میکند.
همه این برنامهها هنوز به نتیجه نهایی نرسیدهاند. ابتکار توسعه اقتصادی دانشگاه در ۲۰۲۵ راهاندازی شده و بخشی از شاخصها و برنامه اجرایی آن در ۲۰۲۶ در حال شکلگیری است. وجود یک جهتگیری مشخص، ساختار اجرایی و چند نمونه عملی همکاری در این بین حائز اهمیت است؛ نه اینکه این مدل را از همین حالا یک الگوی کاملاً موفق و نهایی بدانیم.
در منطق افق ۲۰۵۰ نیز همین تمایز اهمیت دارد؛ آینده دانشگاه فقط با توسعه پردیس ساخته نمیشود؛ با کیفیت رابطهای ساخته میشود که دانشگاه با شهر، منطقه، دولت و اقتصاد پیرامون خود برقرار میکند.
یادگیری، فقط برای گرفتن مدرک نیست
در برنامهریزی راهبردی دانشگاه ماساچوست امهرست، دانشگاه آینده باید دانشجو را برای جهانی آماده کند که در آن دانش و مهارتها دائماً در حال تغییرند. این گزارش بر آموزش گسترده، تفکر دقیق، توانایی بهروزرسانی مادامالعمر دانش و مهارتهای مورد نیاز قرن بیستویکم تأکید میکند. در نتیجه، مسئله آموزش در این برنامه فقط انتقال محتوای درسی نیست؛ هدف، تربیت فردی است که بتواند پس از پایان تحصیل نیز یادگیری خود را ادامه دهد.
بر اساس برنامه رسمی «آموزش برای خیر عمومی»، دانشگاه نیز هدف خود را ارائه آموزشی باکیفیت، در دسترس و فراگیر تعریف کرده است. این برنامه بر بهبود کیفیت تدریس، تحول برنامههای درسی، یادگیری عملی و تجربههای آموزشی اثرگذار تأکید دارد؛ یعنی کلاس درس قرار نیست تنها محل دریافت اطلاعات باشد؛ بخشی از یادگیری باید از طریق تجربه، حل مسئله و مواجهه با موقعیتهای واقعی شکل بگیرد.
تجربه جای خود را در کنار کتاب باز میکند
بر اساس راهبرد آموزشی دانشگاه، یکی از مسیرهای مشخص برای تحول آموزش، گسترش یادگیری عملی و تجربهمحور است. این رویکرد بهویژه در افق بلندمدت اهمیت دارد، زیرا تغییر سریع فناوری و بازار کار باعث میشود فاصله میان آنچه دانشجو در دانشگاه میآموزد و آنچه در محیط واقعی با آن مواجه میشود، دائماً نیازمند بازنگری باشد. دانشگاه برای پاسخ به این مسئله، تجربههای یادگیری پربازده را در کنار آموزش رسمی دنبال میکند.
بر اساس شاخصهای برنامه راهبردی، دانشگاه همچنین میزان مشارکت دانشجویان در پژوهش را اندازهگیری میکند. در سال ۲۰۲۵، ۳۲ درصد دانشجویان سال آخر اعلام کردهاند که در پروژههای پژوهشی خارج از الزامات درسی مشارکت داشتهاند و ۲۵ درصد نیز از مشارکت پژوهشی در چارچوب الزامات درسی خبر دادهاند. این دادهها نشان میدهند پژوهش برای بخشی از دانشجویان صرفاً فعالیتی متعلق به دوره تحصیلات تکمیلی نیست و میتواند وارد تجربه دوره کارشناسی نیز شود.
پژوهش؛ مسئلهای برای چند رشته
بر اساس گزارش پژوهش و فعالیتهای خلاقانه در برنامهریزی راهبردی، پیچیدگی مسائل پیشروی جامعه نیازمند همکاری میان رشتههاست. دانشگاه تأکید کرده است که رشد پژوهش در آینده باید همزمان با تقویت همکاریهای میانرشتهای، زیرساخت پژوهشی و ارتباط با شرکای بیرونی مانند صنعت و نهادهای دولتی دنبال شود.
این رویکرد در ساختار پژوهشی دانشگاه نیز دیده میشود. بر اساس اعلام دفتر پژوهش و تعامل، بیش از ۶۰ مرکز و مؤسسه پژوهشی میانرشتهای تحت حمایت یا نظارت این دفتر فعالیت میکنند و حوزههای پژوهشی دانشگاه از موادی پیشرفته و تولید گرفته تا علوم زیستی و سلامت، داده و علوم محاسباتی، انرژی، اقلیم و پایداری را دربرمیگیرد.
این گستردگی فقط به معنای تعداد زیاد مراکز نیست. مسئله مهمتر، تلاش برای ایجاد ساختاری است که بتواند پژوهشگران حوزههای مختلف را حول مسئلههای مشترک کنار هم قرار دهد؛ مسئلههایی مانند تغییرات اقلیمی، سلامت، فناوری و نابرابری اجتماعی که معمولاً با ابزار یک رشته واحد قابل حل نیستند.
سرمایه کوچک برای ایدههای بزرگ
بر اساس اعلام رسمی دانشگاه، برنامه «شراکتهای راهبردی برای پیشبرد پژوهش و فعالیتهای خلاقانه» با نام «اسپارک» در سال ۲۰۲۴ با سرمایهگذاری ۸۰۰ هزار دلار راهاندازی شد. هدف این صندوق، حمایت اولیه از تیمهای پژوهشی میانرشتهای و فراهم کردن امکان شکلگیری پروژههایی است که بتوانند در ادامه منابع خارجی بیشتری جذب کنند.
این برنامه حوزههایی مانند علم داده، سلامت و رفاه، عدالت اجتماعی، پایداری و محیطزیست و فناوری، هنر و جامعه را پوشش میدهد. همچنین دانشگاه برای طرحهایی که اعضای حداقل دو دانشکده یا مدرسه دانشگاه را گرد هم بیاورند، ترجیح قائل شده است. بنابراین دانشگاه تلاش میکند همکاری میانرشتهای را صرفاً بهعنوان یک توصیه اخلاقی مطرح نکند و برای آغاز آن ابزار مالی نیز فراهم کند.
پژوهش باید از دانشگاه بیرون برود
بر اساس برنامه «نوآوری برای خیر عمومی»، یکی از اهداف رسمی دانشگاه گسترش انتقال و ترجمه دانش است؛ یعنی تبدیل یافتههای پژوهشی و فعالیتهای خلاقانه به اثر اجتماعی و کاربرد واقعی. این برنامه همچنین بر پژوهش ترجمانی و پژوهش مشارکتمحور با جامعه تأکید میکند.
دادههای رسمی دانشگاه نشان میدهد این مسیر با شاخصهای مشخص دنبال میشود. در سال مالی ۲۰۲۴، دانشگاه ۴۳ جایزه و حمایت مالی برای طرحهای پژوهش مشارکتمحور با جامعه به ارزش تقریبی ۱۹.۹۷ میلیون دلار گزارش کرده است. در همان سال نیز ۷۶ اظهارنامه اختراع، ۳۶ درخواست ثبت اختراع، ۲۷ اختراع ثبتشده، ۱۱ قرارداد مجوز یا اختیار بهرهبرداری و یک شرکت نوپای جدید ایجادشده توسط اعضای هیئت علمی ثبت شده است.
این اعداد نشان میدهند پژوهش دانشگاه در یک مسیر واحد حرکت نمیکند. بخشی از آن به تولید دانش علمی منجر میشود، بخشی با جامعه درگیر میشود و بخشی نیز میتواند مسیر انتقال فناوری و تجاریسازی را طی کند.
مقیاس پژوهش، فقط تعداد مقاله نیست
بر اساس دادههای رسمی برنامه راهبردی، دانشگاه ماساچوست امهرست در سال ۲۰۲۴ تعداد ۲۴۱۱ مقاله علمی منتشر کرده و در بازه سالهای تحصیلی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴، مقالات دانشگاه ۲۸۷٬۳۷۶ استناد دریافت کردهاند. همچنین اندازه سبد پژوهشهای حمایتشده دانشگاه در سال مالی ۲۰۲۴ حدود ۳۱۰.۹ میلیون دلار بوده است.
این مقیاس پژوهشی برای فهم مدل دانشگاه مهم است، زیرا نشان میدهد آموزش و پژوهش در اینجا دو فعالیت کاملاً جدا از یکدیگر نیستند. دانشگاه از یک طرف تلاش میکند دانشجویان را وارد فعالیت پژوهشی کند و از طرف دیگر، ساختارهای پژوهشی بزرگ، مراکز میانرشتهای و منابع مالی را توسعه میدهد. نتیجه مورد انتظار، ایجاد محیطی است که در آن دانشجو بتواند در کنار آموزش رسمی، با فرایند واقعی تولید دانش نیز مواجه شود.
آموزش برای جهانی که هنوز شکل نگرفته است
بر اساس برنامه راهبردی دانشگاه، مأموریت آموزشی و پژوهشی باید به «خیر عمومی» و ساختن آیندهای عادلانه و پایدار متصل شود. دفتر معاون آموزشی دانشگاه نیز تأکید کرده است که ماساچوست امهرست بهعنوان دانشگاه دولتی زمیناعطایی ایالت، مأموریت خود را گسترش دسترسی آموزشی، تقویت نوآوری و استفاده از دانش برای بهبود جهان تعریف میکند.
در چنین مدلی، موضوعات آموزش و پژوهش به مسائل بیرون از دانشگاه نزدیک میشوند. انرژی و اقلیم، سلامت، داده و علوم محاسباتی، مواد پیشرفته، تولید، علوم زیستی و عدالت و برابری از جمله حوزههایی هستند که دانشگاه آنها را در میان زمینههای مهم پژوهشی خود قرار داده است.
این همان نقطهای است که افق بلندمدت دانشگاه به محتوای علمی آن متصل میشود؛ اگر دانشگاه برای دهههای آینده برنامهریزی میکند، باید همزمان توانایی تولید دانش برای مسائل آینده و توانایی تربیت افرادی را داشته باشد که بتوانند با تغییر این مسائل خود را تطبیق دهند.
دانشگاهی که یادگیری را به آینده گره میزند
اگر قرار باشد از میان برنامههای ماساچوست امهرست یک ویژگی برجسته برای افق ۲۰۵۰ انتخاب کنیم، آن ویژگی حرکت از آموزش ثابت به سمت دانشگاهی یادگیرنده و پژوهشمحور است. برنامه آموزشی بر توانایی بهروزرسانی مداوم دانش تأکید دارد و برنامه پژوهشی نیز به سمت همکاری میان رشتهها، تجربه عملی، ارتباط با جامعه و انتقال دانش حرکت میکند.
البته نباید این سیاستها را بهعنوان تضمینی برای شکل دانشگاه در سال ۲۰۵۰ معرفی کرد. آنچه اسناد فعلی نشان میدهند، مجموعهای از جهتگیریها و سازوکارهای قابل مشاهده است؛ آموزش تجربهمحور، مشارکت دانشجویان در پژوهش، سرمایهگذاری برای پژوهش میانرشتهای، انتقال دانش و پیوند پژوهش با مسائل جامعه.
اهمیت این مسیر برای افق ۲۰۵۰ در این است که دانشگاه به جای پیشبینی دقیق آینده، تلاش میکند ظرفیت سازگاری با آینده را بسازد. دانشجویی که یاد میگیرد چگونه دوباره یاد بگیرد، پژوهشگری که با رشتههای دیگر همکاری میکند و دانشگاهی که میتواند دانش را از آزمایشگاه به جامعه منتقل کند، الزاماً نمیداند سال ۲۰۵۰ چه شکلی خواهد بود؛ اما برای مواجهه با آن آمادهتر است.
افق ۲۰۵۰ وقتی معنا پیدا میکند
بررسی برنامههای ماساچوست امهرست نشان میدهد افق بلندمدت دانشگاه را نباید فقط در ساخت ساختمانهای جدید یا گسترش فیزیکی پردیس جستوجو کرد. برنامه جامع کالبدی ۲۰۱۲، زیرساخت و محیط پردیس را در یک چشمانداز بلندمدت قرار داده، اما برنامههای راهبردی جدیدتر دامنه این نگاه را به آموزش، پژوهش، جامعه، اقتصاد و پایداری گسترش دادهاند.
در کالبد و زیرساخت، ایده اصلی ایجاد پردیسی فشرده، متصل و کموابستهتر به خودرو است؛ در حملونقل و زندگی پردیس، پیادهروی، حملونقل عمومی، دوچرخه و کیفیت فضای عمومی اهمیت پیدا میکنند؛ و در رابطه با شهر و منطقه، دانشگاه تلاش میکند از یک نهاد مستقر در منطقه به یک شریک توسعهای برای آن تبدیل شود.
در آموزش و پژوهش نیز مسیر روشن است: آموزش باید تجربهمحورتر، قابلدسترستر و آمادهکننده دانشجو برای یادگیری مادامالعمر باشد؛ پژوهش باید میانرشتهایتر شود و بتواند با جامعه، دولت و صنعت ارتباط برقرار کند؛ و دانش تولیدشده نیز باید امکان انتقال و کاربرد پیدا کند.
در نهایت، انرژی و کربن حلقه دیگری از همین زنجیرهاند. دانشگاه برای زیرساخت انرژی افقهای بلندمدت تعریف کرده و همزمان سیاستهای کاهش انتشار را دنبال کرده است. بنابراین آیندهنگری در اینجا یک پروژه منفرد نیست؛ مجموعهای از تصمیمهای مرتبط درباره نحوه ساختن پردیس، جابهجایی، زندگی، آموزش، پژوهش و رابطه با منطقه است.
آنچه از این تجربه برای نگاه به دانشگاه در افق ۲۰۵۰ باقی میماند، نه یک تصویر دقیق از آینده، بلکه یک روش مواجهه با آن است؛ ساختن دانشگاهی که بتواند خودش را با تغییرات آینده تطبیق دهد، دانش تولید کند، آن را به جامعه منتقل کند و همزمان بخشی از راهحل مسائل محیطی، اقتصادی و اجتماعی پیرامون خود باشد.
انتهای پیام/

نظر شما