به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، آینده آموزش عالی، یکی از مهم ترین موضوع هایی است که امروز در بسیاری از کشورها مورد توجه سیاست گذاران قرار گرفته است.
گسترش فناوری های نو و توسعه هوش مصنوعی، افزایش رقابت علمی در سطح جهان و تحول در شیوه های حکمرانی دانشگاه ها، چشم انداز تازه ای پیش روی نظام های آموزش عالی قرار داده است. در چنین شرایطی، دانشگاه ها دیگر تنها محل آموزش نیستند، بلکه باید به نهادهایی پویا، مسئله محور، نوآور و اثرگذار در توسعه اقتصادی و اجتماعی تبدیل شوند.
رضا امیدی فر، عضو هیئت علمی دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران، در گفتوگو با خبرنگار ایسکانیوز با نگاهی به مهم ترین چالش ها و فرصت های پیش روی آموزش عالی، از ضرورت تغییر در شیوه حکمرانی دانشگاهها سخن گفته است که در ادامه میخوانید.
مهمترین ویژگی که دانشگاه های کشور در افق ۲۰۵۰ باید داشته باشند چیست؟ چه ظرفیت هایی باید ایجاد شود و چه اصلاحات ساختاری در سیاست آموزش عالی کشور ضرورت دارد؟
وضعیت آموزش عالی کشور اکنون به گونه ای است که از یک ساختار بسیار منسجم پیروی می کند. این ساختار، پاسخ گوی نیازهای آینده نخواهد بود. نخستین اقدامی که باید انجام شود، تغییر در سیاستهای دانشگاهها است. دانشگاه ها باید از حالت متمرکز خارج شوند و اختیارات بیشتری از طریق هیئتهای امنا دریافت کنند.
این اختیارات، زمینه رسیدن به حکمرانی دانشگاهها را فراهم می کند؛ به این معنا که بتوانند متناسب با شرایط آینده، خود را با تحولات محیطی سازگار کنند.
موضوع مهم دیگر، روند جهانی شدن است. امروز به ویژه در اروپا شاهد هستیم که آموزش عالی به سمت هماهنگی بیشتر میان کشورها حرکت کرده است. بسیاری از کشورها سیاست های خود را با این روند هماهنگ می کنند تا امکان تعامل علمی، انتقال دانشجو و همکاریهای دانشگاهی آسان تر شود.
موضوع دیگری که آینده آموزش عالی را به صورت جدی تحت تاثیر قرار خواهد داد، توسعه هوش مصنوعی و آموزش های دیجیتال است. بر اساس گزارشهایی که در این زمینه منتشر شده، شیوه آموزش در سال های آینده به طور اساسی تغییر خواهد کرد. از این رو، دانشگاهها باید خود را با فناوریهای نوظهور هماهنگ کنند و آموزش های خود را متناسب با این تحولات توسعه دهند.
هوش مصنوعی و آموزش های دیجیتال، ظرفیت بالایی برای تحقق آموزشهای نوین دارند، اما استفاده از این ظرفیتها مستلزم فراهم شدن زیرساختهای لازم است که بخشی از این مسئولیت بر عهده دولت است اعم از فراهم کردن اینترنت پرسرعت، توسعه زیرساخت های ارتباطی و ایجاد امکانات فنی مورد نیاز، از جمله اقدام هایی است که باید انجام شود. در کنار آن، دانشگاه ها نیز باید برای اجرای آموزش های نوین آماده شوند. لازم است اساتید آموزش های لازم را دریافت کنند و بسترهای آموزشی متناسب با این تحول فراهم شود.
برخی کارشناسان معتقدند برنامه های آموزشی باید متناسب با نیازهای هر منطقه طراحی شوند و نباید یک نسخه واحد برای همه استان های کشور اجرا شود. برای نمونه، برنامه آموزشی در سیستان و بلوچستان نباید دقیقا مشابه تهران باشد. آیا چنین رویکردی را امکان پذیر و درست می دانید؟
این موضوع را می توان از دو منظر بررسی کرد. نخست اینکه برنامه ریزی و تصمیم گیری متمرکز، می تواند زمینه ساز چنین مشکلاتی باشد. زمانی که همه تصمیمها متمرکز گرفته می شود، طبیعی است که شرایط و نیازهای متفاوت مناطق مختلف کشور کمتر مورد توجه قرار گیرد. برای مثال، در جریان جنگی که پیش از عید بر کشور تحمیل شد، تقریبا با یک بخشنامه سراسری، آموزش در سراسر کشور تعطیل شد؛ در حالی که اگر متناسب با شرایط هر استان تصمیم گیری می شد، بسیاری از استان های شمال، شمال شرق، شرق و حتی بخشهایی از مرکز کشور می توانستند آموزش حضوری خود را ادامه دهند، زیرا شرایط آن مناطق با استان های درگیر یکسان نبود.
این تجربه نشان می دهد که لازم است از برنامه ریزی کاملا متمرکز فاصله بگیریم و بخشی از اختیار تصمیم گیری را به سطوح پایین تر واگذار کنیم. اگر موضوع مربوط به آموزش و پرورش است، باید اختیار بیشتری به استانها داده شود و اگر در حوزه آموزش عالی قرار دارد، دانشگاه ها و واحدهای استانی باید بتوانند متناسب با شرایط خود تصمیم گیری کنند اما درباره تفاوت برنامههای آموزشی در مناطق مختلف، معتقدم ابتدا باید یک آمایش جدی در آموزش عالی انجام شود.
در گذشته، به دلیل تعداد زیاد متقاضیان ورود به دانشگاه، آموزش عالی تقریبا در سراسر کشور گسترش پیدا کرد، اما امروز با کاهش تقاضا، دیگر ضرورتی برای ادامه همان الگو وجود ندارد. بنابراین، باید بررسی شود که آیا همه واحدهای دانشگاهی موجود همچنان ضرورت دارند یا خیر. به اعتقاد من، بخشی از این واحدها باید در دانشگاه های بزرگ تر ادغام شوند.
کاهش تعداد واحدهای دانشگاهی، به معنای کاهش کیفیت نیست؛ بلکه برعکس، می تواند به ارتقای کیفیت آموزش منجر شود. با کاهش پراکندگی، هزینهها نیز کاهش می یابد و استادان با مرتبههای علمی و تخصص های گوناگون در کنار یکدیگر قرار می گیرند. این تمرکز، کیفیت آموزش و پژوهش را افزایش خواهد داد.
از سوی دیگر، آمایش باید درباره رشتههای دانشگاهی نیز انجام شود. نیازهای استانهای جنوبی کشور با استانهای مرکزی یا مناطق دیگر یکسان نیست. برای نمونه، در استانهای ساحلی، رشته هایی مانند علوم دریایی، شیلات، حمل و نقل دریایی، گمرک، تجارت و حوزههای مرتبط با اقتصاد دریا محور، اهمیت بیشتری دارند. بنابراین، نمی توان یک برنامه واحد را برای همه مناطق کشور تدوین کرد. برنامه ریزی آموزشی باید متناسب با ظرفیت های سرزمینی و نیازهای هر منطقه انجام شود.
انتهای پیام/
نظر شما