به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، دانشگاه در طول چند قرن گذشته یکی از مهمترین نهادهای تولید دانش، تربیت نیروی انسانی و توسعه اجتماعی بوده است؛ اما اکنون با ورود فناوریهای نوین، بهویژه هوش مصنوعی، تغییر الگوهای اشتغال و گسترش دسترسی جهانی به آموزش، این نهاد با یکی از بزرگترین دورههای گذار تاریخی خود مواجه شده است.
به عنوان مثال در چشمانداز ۲۵ سال آینده، دیگر نمیتوان دانشگاه را صرفاً در قالب کلاسهای درس، رشتههای ثابت، مدرکمحوری و نظامهای سنتی ارزیابی علمی تعریف کرد.
هادی نیل فروشان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، در گفتوگویی درباره آینده آموزش عالی با خبرنگار ایسکانیوز، تأکید میکند که مفهوم آموزش تخصصی از انحصار دانشگاه خارج خواهد شد و دانشگاهها برای بقا ناچارند خود را با تحولات فناوری، نیازهای جدید بازار کار و تغییرات بنیادین در شیوه تولید دانش تطبیق دهند، مشروخ خبر را در ادامه میخوانید.
اگر بخواهیم چشماندازی از آموزش عالی در ۲۵ سال آینده داشته باشیم، مهمترین تغییری که رخ خواهد داد چیست؟
بهنظر من مهمترین اتفاق در افق ۲۵ سال آینده این است که اساساً مفهوم آموزش، یعنی یاد دادن یک تخصص، از دل نهاد دانشگاه بیرون خواهد آمد. ما تا ۲۵ سال آینده نیاز داریم درباره مفهوم دانشگاه و کارویژههایی که از دانشگاه انتظار داشتهایم و داریم، یک بازنگری کلی و اساسی انجام دهیم. نشانههای این تغییر را بهشدت میبینم.
تقریباً مطمئن هستم که ۲۵ سال دیگر چیزی شبیه دانشگاه به مفهوم متعارف امروزی، حداقل در ایران، نخواهیم داشت.
یکی از نکات مهم این است که جهان امروز دیگر یک فضای بسته و غیرمتصل نیست. ارتباطات جهانی شکل گرفته و دسترسی دانشجویان به دانشگاههای مطرح و برتر دنیا بسیار آسانتر از گذشته شده است. درچنین شرایطی، دانشگاههایی که مزیت اصلی آنها مبتنی بر موقعیت جغرافیایی بوده است، با چالش مواجه میشوند.
برای مثال، دانشگاه تهران در گذشته قرار بود برای شهر تهران یا حداکثر برای مردم ایران فرصت آموزش عالی ایجاد کند؛ اما وقتی دسترسی به آموزشهای ارائهشده توسط دانشگاههای معتبر جهان بسیار آسانتر شود، این مزیت جغرافیایی دیگر مانند گذشته معنا نخواهد داشت.
افراد دیگر الزاماً نیازی ندارند برای دریافت آموزش باکیفیت، حتماً وارد دانشگاههایی با امتیاز بالا مانند تهران شوند؛ چه برسد به دانشگاههای پایینتر که طبیعتاً با چالشهای بیشتری مواجه خواهند شد.
از طرف دیگر، خود دانشگاههای پیشرفته دنیا نیز دچار تحول خواهند شد. فناوریهایی که در حوزه هوش مصنوعی و انقلاب صنعتی چهارم شکل گرفتهاند، مفهوم آموزش را از یک مدل عمومی و یکسان برای همه، به سمت آموزش کاملاً شخصیسازیشده برای هر فرد میبرند.
در آینده دیگر قرار نیست یک محتوای آموزشی ثابت به همه افراد ارائه شود؛ بلکه افراد متناسب با مسائل، نیازها و موقعیتی که در آن قرار دارند، آموزشهایی را در حین انجام کار دریافت خواهند کرد.
با توجه به این تغییرات بنیادین، دانشگاههای آینده برای ادامه حیات خود به چه ظرفیتها و ماموریتهای جدیدی نیاز دارند؟
بهنظر من ظرفیت فناوریهای نوین، هوش مصنوعی، آموزش آنلاین، آموزشهای مقطعی و کوتاهمدت، آموزشهای نتیجهمحور به جای آموزشهای مدرکمحور و همچنین ترکیب آموزشهای نظری با آموزشهای فنی و حرفهای، از مهمترین پیشرانهای آینده آموزش خواهند بود.
ما باید تکتک این موارد را بررسی کنیم. باید ببینیم هوش مصنوعی قرار است چه تغییری در آموزش عالی ایجاد کند، فناوریهای ارتباطی و آموزشهای آنلاین چه فرصتها و تهدیدهایی برای دانشگاهها به وجود میآورند و تحولاتی که در بازار کار رخ میدهد چه نسبتی با رشتههای کلاسیک دانشگاهی خواهد داشت.
برای نمونه، اخیراً در چین اعلام شد که تعداد زیادی از رشتههای دانشگاهی حذف و رشتههای جدید جایگزین آنها شدهاند. این اتفاقها نشان میدهد که در حوزه آموزش عالی تحولات بسیار بزرگی در حال رخ دادن است. بخش عمده این تحولات به تغییرات فناوری بازمیگردد؛ فناوری در حال تغییر کامل زمین بازی دانشگاه است.
آیا هوش مصنوعی را تهدیدی برای آموزش عالی و جایگاه استادان دانشگاه در آینده میدانید؟
نگاه من بیشتر نگاه تحلیلی نیست، بلکه نگاه «تغییر بازی» یا همان گیمچنجر است. معتقدم هوش مصنوعی قطعاً بازی را تغییر خواهد داد؛ اما این بهمعنای تهدید حتمی نیست.
هر فرد، نهاد یا حرفهای که بتواند خودش را با این تحولات تطبیق دهد، طبیعتاً باقی خواهد ماند و کسانی که نتوانند خود را با شرایط جدید سازگار کنند، ممکن است مانند بسیاری از مشاغل دیگر، جایگاه خود را از دست بدهند. بنابراین مسئله اصلی تهدید یا عدم تهدید نیست؛ مسئله اصلی توانایی سازگاری با شرایط جدید است.
با توجه به اینکه فرمودید دانشگاه به شکل فعلی خود باقی نخواهد ماند، جایگاه استادان دانشگاه در آینده چگونه خواهد بود؟
در همین دوره ۲۵ سالهای که درباره آن صحبت میکنیم، اساتید دانشگاه باید دیدهبانهای جامعه باشند. انتظار از اساتید این است که زودتر از دیگران متوجه شوند تحولات به چه سمتی حرکت میکند. اگر استادان دانشگاه چنین قابلیتی داشته باشند، طبیعتاً انتظار و مسئولیت بیشتری نسبت به سایر گروههای اجتماعی خواهند داشت.
اما در دورهای که این تحولات به وقوع پیوسته باشد، فکر میکنم اساتید همچنان در دو حوزه میتوانند جایگاه خود را حفظ کنند، یکی در حوزه آموزشهایی است که در آن مهارت وجود دارد یا دانش ضمنی در آن نقش مهمی ایفا میکند. زیرا ابزارهای فناوری، حداقل با دانش و امکاناتی که امروز از آنها داریم، در انتقال دانش ضمنی همچنان با محدودیتهایی مواجه هستند. در چنین حوزههایی احتمالاً مفهومی مانند استاد یا مدرس همچنان معنا خواهد داشت و استادان میتوانند نقشآفرینی کنند.
دوم، در دورهها و موضوعاتی است که نیازمند ترکیبی از مهارتها و دانشهای مختلف هستند. در این حوزهها نیز احتمالاً نقش اساتید همچنان باقی خواهد ماند.
البته همه این موارد با یک فرض همراه است؛ اینکه توانایی هوش مصنوعی تا ۲۵ سال آینده به سطحی نرسد که بتواند این وظایف را نیز بهطور کامل انجام دهد. اگر هوش مصنوعی بتواند به چنین سطحی از توانایی تحلیلی و اجرایی برسد، طبیعتاً نیاز به استاد و دانشگاه به شکل امروزی، باز هم کمتر خواهد شد.
آیا دانشگاه همچنان جایگاه اصلی تولید علم خواهد بود؟
اگر از دو منظر نگاه کنیم، یعنی حوزه مهندسی و علوم پایه از یک طرف و حوزه علوم انسانی از طرف دیگر، شاید بتوان تحلیل متفاوتی ارائه کرد.
در حوزه علوم انسانی، فکر میکنم نقش دانشگاه تا حد زیادی تغییر خواهد کرد؛ زیرا با امکاناتی که در حوزه هوش مصنوعی ایجاد شده و توانمندیهایی که در حال ظهور است، ممکن است بخشی از کارکردهای فعلی دانشگاه و استاد دانشگاه در این حوزهها کمرنگ شود. اما در حوزه مهندسی و علوم پایه، بهدلیل وجود جنبههای تجربی و نیاز به کار عملی، احتمالاً دانشگاه همچنان به حیات خود ادامه خواهد داد.
انتهای پیام/
نظر شما