گروه دانشگاه ایسکانیوز- اگر پیگیر اخبار دانشگاهها باشید، احتمالا یادداشت ۲۶ استاد دانشگاه شریف که آن را با عنوان «دردنامه برای شریف» منتشر کردهاند دیدهاید. یادداشتی که با تناقضهای جدی خواستار تجدید نظر در احکام صادره درباره دانشجوهای هتاک به پرچم و وطن شده است.
این اساتید که اتفاقا تعدادشان نسبت به جمعیت بیش از ۴۰۰ نفره اعضای هیات علمی شریف خیلی هم به چشم نمیآید ظاهرا برای یادداشت خود وقت و دقت کافی هم نگذاشتهاند. آنجایی که در به قول خودشان «دردنامه» نوشتهاند: «دانشگاهی که باید محلی برای پرسش، نقد، گفتگو و خاستگاه آزاد اندیشی باشد،اگر در نخستین مواجهه با اختلاف و اعتراض، رابطه خود با دانشجو را بر مبنای حذف و طرد تعریف کند، چیزی مهمتر از یک پرونده انضباطی را از دست داده است: اعتماد میان دانشجو و دانشگاه»، پارادوکس را به اوج خود میرسانند. چطور میشود آدمی در آن واحد هم طرفدار پرسش و آزاد اندیشی باشد و هم دلسوز و نگران چند به اصطلاح دانشجویی که مسیر گفتگو را نه تنها با شعارهای رادیکال و فحاشی بستند بلکه با هتاکی به پرچم کشورمان و پاره کردن آن، میز آزاد اندیشی را گویی به آتش کشیدهاند.
به راستی آیا آزادی اندیشه با فحاشی ممکن است؟ دانشگاه مسیر گفتگو را بسته یا کسی که در ادامه فراخوانهای یک گروه جعلی خارج نشین و هم پیاله با قاتلان کودکان میناب، پرچم کشورش را زیر پا لگدمال میکند و پرچم جعلی بالا میبرد؟ دانشگاه دانشجوی خاطی را طرد کرده یا دانشجویی که با خود چاقو و قمه به دانشگاه آورده بود، نخواسته دیگر در دایره شریفیهایی که آمدهاند برای کشورشان درس بخوانند و دانشمند و کارآفرین و محقق شوند، بماند؟ حقیقتا با طرفداری از فحاشان به دنبال خاستگاه آزادی اندیشه هستید؟ این ره که میروید به ترکستان است.
کیست که منکر تقصیر و قصورهای نه تنها دانشگاه بلکه وزارت علوم و نهادهای بالادستی مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی و ... درباره ایجاد بسترهای کافی برای گفتگو و نقد آزاد شود؟ اصلا جدیترین مطالبه در این زمینه را رهبری شهید انقلاب از دستگاهها مسئول پیرامون شکلگیری کرسیهای آزاد اندیشی داشتند. اما حالا آیا میشود با طرح این نکات، بر جرم چند مجرم که فضای دانشگاه را به خشونت کشیدهاند و آن را به زمین تحقق آرزوهای دشمن ایران تبدیل کردند، چشم پوشی کرد؟ به واقع شما میخواهید همان حرف ته مانده خانواده سلطنت و طاغوت و قاتلان دانش آموزان مدرسه شجره طیبه را تکرار کنید؟
اینجا دانشگاه کلمبیا و جورج واشنگتن نیست که پلیس با باتوم و سپر و اسب و نارنجک صوتی در یک عملیات رعدآسا وارد دانشگاه شود و بیش از ۲هزار دانشجو را با روشهای هالیوودی ضرب و شتم و به خاک بکشد. اینجا «شریف» است و صرفا طبق قانون با متخلفان برخورد میشود.
قانونی که رعایت آن تضمین کننده امنیت فیزیکی و روانی محیطی است که خود اساتید در آن مشغول تدریس و پژوهش و فعالیتهای علمی هستند.
استاد دانشگاه البته حق دارد درباره نحوه رسیدگی به پرونده دانشجو پرسش کند و حتی خواستار تجدیدنظر در یک حکم شود؛ اما این حق، جایگزین مرجع قانونی رسیدگی نیست. همانگونه که استاد نمیتواند به جای شورای انضباطی حکم صادر کند، شورای انضباطی نیز نباید جای استاد را در تربیت و گفتوگو بگیرد. هر کدام باید در جایگاه خود عمل کنند.
*دبیر گروه دانشگاه باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران

نظر شما